تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۲۸۱۶۱
گفت‌وگو با اکبر اعلمی:
گفت‌وگو ـ عماد مزاری اشاره: اکبر اعلمی عضو فراکسیون اقلیت مجلس معتقد است مجلس ما در بعد نظارت ضعیف است. مجلس ما فقط بلد است قانون‌گذاری کند که اگر تمام این قوانین را جمع کنیم در ازایش یک خروس‌قندی هم نمی‌دهند! گفت‌وگوی با اکبر اعلمی در ذیل می‌آید.

* جناب اعلمی، بی‌مقدمه برویم سر اصل مطلب. اساسا چگونه شد که حساسیت جنابعالی نسبت به مسائل سیستان و بلوچستان برانگیخته شد و دو وزیر را به مجلس فرا خواندید. این انگیزه از کجا نشات می‌گیرد؟

** اگر بنده به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به این مساله نمی‌پرداختم، انتظار داشتم که اسباب تعجب مردم سیستان و بلوچستان فراهم شود. وظیفه ذاتی این کمیسیون پرداختن به مسائل امنیتی است. این سوال شما و بطور کلی این دیدگاه ناشی از آن است که در ادوار گذشته و در مجلس هفتم نگاه نمایندگان معطوف به دغدغه‌های بخشی بوده است؛ یعنی نماینده بجای آنکه ملی‌نگر باشد، بخشی‌نگر بوده است. یکی از دلایل عقب‌ماندگی کشور هم همین بخشی‌نگری‌هاست. در حالی که طبق قانون اساسی، فرد تا زمانی که وارد مجلس نشده، منتخب تلقی می‌شود اما هنگامی وارد مجلس شد و سوگندنامه و تایید اعتبارنامه را پشت‌سر گذاشت، می‌شود نماینده ملت. در جای جای قانون اساسی و آئین‌نامه‌ها نیز می‌گوید نماینده ملت یا مردم. بنابراین بنده به وظیفه قانونی خودم عمل کردم. اگر به عنوان عضو کمیسیون مذکور به این فاجعه انسانی توجه نمی‌کردم شما باید سوال می‌کردید؛ فاجعه‌ای که به خاطر سوء مدیریت و بی‌کفایتی برخی از مسوولین ذیربط، تعدادی از شهروندان بی‌گناه کشته شدند. ضمنا این اولین بار نیست که بنده در خصوص چنین مسائلی اظهارنظر می‌کنم. اغلب سوالات من جنبه ملی داشته است تا منطقه‌ای.

* انتظار این بود که نمایندگان استان در مجلس پیگیر فاجعه باشند. این موضوع را ناشی از چه عاملی می‌دانید. آیا این نشانگر عدم توانمندی نمایندگان استان نیست؟

** ببینید، اگر شما بخواهید پاسخ قانع‌کننده‌ای بگیرید باید از خود نمایندگانتان بپرسید، زیرا بنده با انگیزه‌های آنها آشنایی ندارم، اما به ضرس قاطع می‌توانم بگویم که آنها نیز همین دغدغه‌ها را دارند، ‌اما شاید تصویر می‌کنند به روش‌های دیگری باید موضوع را پی‌گیری کرد. من حتی به دو تن از نمایندگان استان شما پیشنهاد دادم که سوال بصورت مشترک مطرح شود و تصور هم می‌کنم یکی از نمایندگان این سوال را بصورت مکتوب مطرح کرده باشد.

* اطلاعات شما خیلی دقیق بود و پرداختن به جزئیات، نشانگر اشراف شما به مسائل بود. این اطلاعات را از کجا کسب کردید؟

** بنده قبل از اینکه نماینده شوم یک روزنامه‌نگار بودم و در عرصه‌های مختلف سیاسی ـ اجتماعی مسوولیت داشتم؛ فرماندار بوده‌ام، ‌در وزارت کشور، در سپاه و حوزه‌های امنیتی مسوولیت داشتم... حداقل 4 بار به سیستان و بلوچستان سفر کرده‌ام که در یکی از این سفرها، هلی‌کوپتر حامل ما در آسمان زابل مورد هدف اشرار قرار گرفت و مجبور به فرود شدیم. بنابراین مسائل را به صورت کلان می‌دانستم، اما اینکه راجع به جزئیات اطلاع داشتم مربوط به همان صبغه مطبوعاتی ـ سیاسی‌ام می‌شود که باعث شد از راه دور منابع مورد نظرم را تامین کنم. بخشی از این منابع هم نمایندگان شما، اینترنت، ارباب جراید و کسانی بودند که با بنده در تماس بودند. متاسفانه به علت محدودیت وقت نتوانستم همه موارد و جزئیات را در صحن علنی مجلس طرح کنم. به همین دلیل هم وزیر اطلاعات و وزیر کشور نتوانستند پاسخ قانع‌کننده‌ای ارائه کنند، زیرا به جزئیات اشراف داشتم و اجازه توجیه کردن را به آنها ندادم.

* اظهارات شما واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت. توده مردم و خانواده شهدا از اینکه از حقوقشان دفاع کردید، خشنود شدند و طبعا وابستگان به قدرت ناخشنود. در این میان مکاتبات شما با مدیر کل سیاسی استانداری تبدیل به مناظره از راه دور شد. در مجموع سخنان سخنگوی استانداری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** اقدام مدیر کل سیاسی، اقدامی غیرمسوولانه بود و شان ایشان اجازه نمی‌داد که با یک نماینده بحث کند و نماینده را به اعتبار اینکه به وظیفه قانونی خودش عمل کرده زیر سوال ببرد. حتی استاندار هم چنین جایگاهی را ندارد. شان نماینده هم‌طراز با وزیر است. اگر قرار باشد نماینده جواب هر مدیر کل و فرماندار و استانداری را بدهد از کار خودش باز می‌ماند و باید به حاشیه‌ها بپردازد. راهی که مسوولان استان انتخاب کردند اشتباه بود؛ آنها می‌بایستی از طریق وزیر موارد مورد نظرشان را مطرح می‌کردند تا وزیر با من در صحن علی مجلس گفت‌وگو می‌کرد. به همین دلیل نیز وقتی آقای مدیر کل در مقام  ایجاد ذهنیت‌های منفی و منحرف کردن سوال بنده از مساله اصلی برآمد، بنده نیز پاسخ را به دفترم واگذار کردم، چون نه فرصتش را داشتم و نه‌شان من اجازه می‌داد که پاسخ وی را بدهم. نکته دیگر اینکه بجای پرداختن به اصل مطالب به حاشیه پرداخته بود. سوال من این بود که چرا باید تعدادی از اشرار جان مردم را بگیرند و مسوولین اقدامی نکنند؟ اما ظاهرا در اثنای صحبت‌های من تعابیری بود که آنها برداشت غلطی از آن کرده بودند و موضوع برایشان جنبه شخصی پیدا کرده بود. از جمله اشاره بنده به سوابق استاندار در دانشگاه و همچنین پرورش شترمرغ، موجب شد تا خشم آقایان برانگیخته شود. در حالی که به هیچ وجه قصد تحقیر و تصغیر استاندار را نداشتم و اساسا در آن لحظه به مخیله‌ام خطور نکرد که بخواهم ایشان را کوچک بشمارم. صحبت من این بود که استان پر مساله‌ای مثل سیستان و بلوچستان استانداری می‌خواهد که به همان نسبت از تخصص‌های لازم برخوردار باشد و در عرصه سیاست و امنیت حرفی برای گفتن داشته باشد. اتفاقا پرورش شترمرغ و داشتن سمت در دانشگاه، مشاغل بسیار شریف و قابل احترامی است، اما این بدان معنا نیست که چنین شخصی و یا حتی یک نماینده مجلس در پستی قرار گیرد که هیچ سنخیتی با آن ندارد. شاید اگر ایشان را در مسوولیت بالاتری می‌گذاشتند که متناسب با سوابق و تجربیات ایشان می‌بود، مقبول‌تر بود تا اینکه ایشان را در پستی قرار داده‌اند که با آن بیگانه است و اتفاقاتی که در آن منطقه رخ داده، گواهی بر این ادعاست.

* توقع این بود که بجای مدیر کل سیاسی استانداری، نمایندگان مجلس پاسخ شما را بدهند، اما ما شاهد سکوت آنها هستیم. آیا شخصا به شما اعتراض نکرده‌اند؟

** روزی که این سوال را مطرح کردم و با آن جوسازی‌هایی که آقای باهنر ایجاد کرد (چون متاسفانه ایشان بیش از آنکه وکیل ملت باشند، وکیل دولت هستند و خیلی موارد دخالت‌های غیرمسوولانه می‌کنند). یکی از نمایندگان استان گفت که ای کاش توهین نمی‌کردی. اعتراض فقط در همین حد بود. بنده این سوال را یکسال پیش مطرح کردم تا دو وزیر بیایند و به دغدغه‌های بنده که باید دغدغه‌های آنها باشد پاسخ دهند و برای این کار نیز هزینه‌های سنگینی را می‌پردازم. من وقتی پذیرفتم که این هزینه‌ها را بپردازم، انتظار نداشتم کسی از من تشکر کند، اما انتظار هم نداشتم کسی این اقدام مثبت مرا زیر سوال ببرد. در یکی از نامه‌های آن مدیر کل آمده بود که ما جلوی مردم را گرفتیم و اگر اجازه دهیم علیه شما تظاهرات می‌کنند! من این ادعا را نبپذیرفتم و بیش از آنکه تعجب کنم به حال این مدیر تاسف خوردم که به صورت تلویحی به مردم شریف سیستان و بلوچستان اهانت می‌کند. مردمی که یکی از ویژگی‌هایشان مردانگی و جوانمردی است. مفهوم حرف ایشان این بود که مردم سیستان و بلوچستان بجای آنکه سپاسگزار یک نماینده باشند که حاضر شده است از آن نقطه کشور این همه هزینه را بپذیرد و دو وزیر مهم کشور را به مجلس فراخواند و از به هدر رفتن خون مردمی بی‌گناه جلوگیری کند، ‌بیایند و تظاهرات کنند! از این توهین آشکارتر هم می‌توان به مردم داشت؟ من که یقین داشتم نگاه مردم با نگاه مدیر کل 180 درجه متفاوت است. تماس‌های تلفنی و مکاتبات تشکرآمیز این موضوع را تایید کرد.

* چرا این سوال پس از گذشت یکسال از حادثه مطرح شد؟

** این هم ناشی از عدم اطلاع‌رسانی درست است. طبق قانون اساسی وقتی نماینده‌ای از یک وزیر سوال می‌کند، آن وزیر حداکثر باید ظرف مدت 10 روز در مجلس حاضر شود و پاسخگو باشد. استیضاح نیز 10 روزه است. لیکن مجلس ما در بعد نظارت ضعیف است. مجلس ما فقط بلد است قانون‌گذاری کند که اگر تمام این قوانین را جمع کنیم در ازایش یک خروس قندی هم نمی‌دهند! در بعد نظارت به این دلیل ضعیف هستیم که متاسفانه اراده‌هایی در داخل و خارج مجلس وجود دارند که نماینده به وظیفه نظارتی‌اش عمل نکند. بنابراین می‌بینید که لوایح پیش پا افتاده در دستور کار قرار می‌گیرد، اما سوال نماینده که باید ظرف مدت 10 روز مطرح بشود آن قدر به طول می‌انجامد که موضوعیت خودش را از دست می‌دهد و حکم نوش داروی پس از مرگ سهراب را پیدا می‌کند. بنابراین سوالات بنده، بلافاصله پس از حادثه تاسوکی به هیات رئیسه تسلیم شد و نزدیک یک سال در نوبت بودم! اما برخی فکر می‌کنند که ما قصد سیاسی کاری داشتیم در حالی که این سوال مربوط به یکسال پیش است. در واقع کسی که خوابیده است را می‌توان بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب می‌زند را نمی‌توان. امیدوارم که طرح این سوالات برای استان شما حامل خیر و برکات باشد.

* در آخرین نامه‌ای که خطاب به استاندار نوشتید، 3 سوال را مطرح کردید؛ این سوالات با چه رویکرد و هدفی بود؟

** اجازه بدهید وارد این بحث نشویم. بالاخره جواب‌های، هوی است. وقتی فردی غیر مسوولانه یک نماینده را متهم و موضوع را شخصی می‌کند باید این انتظار را داشته باشد که برخی از اسرار مگو نیز از صندوقچه اسرار بیرون آید.

* ارزیابی‌تان از سخنان دو وزیر چیست؟ با توجه به اینکه هر دوی آنها مسوولیت را متوجه شورای تامین و استاندار دانستند.

** اگر دقت کردید وزیر اطلاعات عنوان کرد که مدیر کل اطلاعات استان مسائل را چند روز قبل به مسوولان استان اعلام کرده و به نوعی می‌خواست از خودش سلب مسوولیت کند. مفهوم این بود که ما اطلاع‌رسانی کردیم اما مسوولان استان تدابیر لازم را پیش‌بینی نکردند. در پاسخ به ایشان گفتم که شما عضو شورای امنیت ملی هستید، چرا از آن طریق هشدار ندادید تا بر حساسیت امر افزوده شود و مسوولان استان نیز حساس شوند. وزیر کشور نیز قصد داشت از خودش سلب مسوولیت کند؛ البته چون ایشان مسوولیت اتفاق را پذیرفت و عنوان کرد که تعلل کردیم بنده نیز اعلام کردم که قانع شدم.

* شما یکی از امضاء‌کنندگان سوال از احمدی‌نژاد و شکستن تابلوی سوال از رئیس‌جمهور هستید. محور این سوالات چیست؟

** من طراح اصلی سوال از رئیس‌جمهور هستم. طرح تحقیق و تفحص از هزینه‌های فاقد سند شهرداری در دوران احمدی‌نژاد و همچنین تحقیق از هزینه‌های تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری نیز توسط بنده مطرح شده است. بله، متاسفانه سوال را از رئیس‌جمهور در کشور ما تبدیل به یک تابو شده در حالی که این حق مجلس است و مجلس باید از ظرافیت‌های قانونی‌اش استفاده کند. وقتی نماینده می‌تواند سوال کند، استیصاح کند و حتی عدم کفایت صادر کند باید از این ابزارها استفاده کند؛‌ بالاخره این اختیارات، تشریفاتی نیست و باید از حالت نظری خارج شود. این سوالات دارای 16 محور است که هر کدام، یک کتاب اشکال به رئیس‌جمهور است؛ از گرانی مسکن گرفته تا سیاست‌های داخلی و خارجی و رفتار و منش شخصی ایشان. متاسفانه هنوز نتوانستیم امضاءها را به حدنصاب برسانیم زیرا باید یک چهارم نمایندگان آن را امضاء کنند.

* طرح امنیت اجتماعی و مشخصا مبارزه با بدحجابی در حال اجراست. نظرتان درخصوص این طرح چیست. با توجه به این که نیروهای نظامی در هر کشور نماد حاکمیت محسوب می‌شوند، آیا نارضایتی احتمالی مردم از نیروی انتظامی، نارضایتی از نظام را در پی نخواهد داشت؟

** طرح امنیت اجتماعی با این شیوه و ابعادی که در حال اجراست را به هیچ وجه به مصلحت نمی‌دانم. اما اصل موضوع و ضرورت توجه به آن را در صورتی که در مورد مجریان، نوع رفتار آنها و تفکیک موضوعات مختلف و اهداف طرح تجدید‌نظر شود را تایید می‌کنم. ماموریت ذاتی نیروی انتظامی معطوف به حفظ امنیت و انتظامات و آرامش کشور است. با موضوعات و مقولات فرهنگی باید برخورد نرم و فرهنگی داشت. حجاب مقوله‌ای فرهنگی است و اگر سازمانها و نهادهای عریض و طویلی که در طول 28 سال گذشته صدها میلیارد تومان پول بیت‌المال را صرف امور فرهنگی کرده و در دستیابی به اهداف خود در پرورش نسل‌های بعد از انقلاب ناکام مانده‌اند، مشکل اساسی در جای دیگر است و نمی‌توان با بگیر و ببند و توسل به اقدامات نظامی و فیزیکی مردم را به حفظ حجاب وادار کرد. مادامی که یک طرح به طور جامع و همه جانبه مورد مطالعه و تصویب قرار نگیرد و آثار و پیامدهای احتمالی ناشی از اجرای طرح مدنظر قرار نگیرد، آن طرح محکوم به شکست است.

* جناب دکتر، فرجام معضل‌ بنزین و سهمیه‌بندی آن به کجا خواهد رسید؟

** طرح سهمیه‌بندی بنزین نیز از این قاعده مستثنی نیست. با این وصف فرآورده‌های نفتی، جزء ثروت ملی ما محسوب می‌شود. ما چاره‌ای جز اینکه جلوی هدر رفتن این ثروت ملی و انرژی ناپایدار را بگیریم، نداریم و لذا دولت بجای اینکه با استفاده از ثروت ملی برای خود رای جمع کرده و نظر طیفی را که بنزین نسبتا رایگان مصرف می‌کنند به خود جلب نماید، ‌باید تدابیری بیاندیشد که هم رفاه و قدرت خرید مردم تامین شود و هم از اتلاف انرژی جلوگیری گردد و مبلغ صرفه‌جویی شده صرف عمران و آبادانی و بهبود و اصلاح زیرساختهای کشور و سرمایه‌گذاری جهت ایجاد اشتغال شود.

* رئیس‌جمهوری اخیرا نرخ تورم را 13 درصد عنوان کرده‌اند؛ نظر شما در این خصوص چیست. چقدر این آمار و ارقام را کارشناسی و مبتنی بر واقعیت می‌دانید؟

** ارائه این قبیل آمار بیشتر یک شوخی است تا بیان واقعیات؛ در واقع بازی کردن با اعداد و ارقام جهت انحراف افکار عمومی است. مردم آنچه را که با گوشت و پوست و استخوان خود لمس می‌کنند بسیار متفاوت است با آمار و ارقام ارائه شده از سوی کارشناسان دولت در مورد نرخ تورم. اگر فارغ از دنیای ریاضیات و آمار،‌ منصفانه و واقع‌بینانه به تعداد اقلام مصرفی سبد کالای مصرف‌کننده و نیازهای روزمره او توجه شود، در این صورت به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور نرخ تورم را با تقسیم بر 2 کردن اعلام داشته است. البته اگر این موضوع را با وی در میان بگذارید واکنش ایشان این خواهد بود که از مغازه‌های اطراف منزل ما خرید بکنید و تصور می‌کنم با کارشناسائی که اطراف رئیس‌جمهور را گرفته‌اند این بهترین پاسخ باشد!

* نظر جنابعالی پیرامون آوردن نفت بر سر سفره مردم چیست. اولا چرا دولت از این شعار خود عدول کرد و به نوعی حتی آن را نفی کرد و ثانیا این که اساسا آیا می‌شود نفت را بر سر سفره مردم برد؟!

** این شعاری بود که آقای احمدی‌نژاد برای جلب آراء مردم از آن استفاده کرد و چون در اجرای آن ناکام ماند بهترین روش انکار و پاک کردن صورت مساله است. درآمد نفت زمانی بر سر سفره‌های مردم خواهد آمد که به جای توسل به روش‌های پوپولیستی و توده‌گرایانه و بازی با احساسات مردم، ‌این ثروت ملی صرف سرمایه‌گذاری‌های مولد و اشتغال‌زا شده و به جای شعار، ‌تبعیض‌های آشکاری که در استفاده از ثروت ملی و منابع طبیعی وجود دارد از میان برود و مردم از یک رفاه نسبی برخوردار شوند. اما به نظر می‌رسد که به دلیل ناکارآمدی سیاسیت‌های دولت شکاف درآمدی افزایش و قدرت خرید مردم کاهش یافته است و به جای اینکه نفت بر سر سفره‌های مردم بیاید، آب باریکه‌ای از نفت که در گذشته به سوی سفره‌های مردم روانه بود نیز قطع شده است.

* وعده‌های دولت در سفرهای استانی را تا چه میزان قابل اجرا و تحقق می‌دانید؛ آیا این سفرها و وعده‌ها سطح توقع و انتظارات مردم را تا حدی زیادی بالا نبرده است؟

** وعده‌های دولت در سفرهای استانی را در دو مقطع باید مورد بررسی قرار داد. یک مقطع مربوط به زمانی است که دولت احمدی‌نژاد تازه قدرت را در اختیار گرفته بود و هنوز از تجربه و پختگی لازم برخوردار نبود و گمان می‌کرد که با چوب جادویی خود هر چه را که اراده کند تحقق خواهد یافت، غافل از اینکه بدلیل محدودیت منابع حتی چوب جادو نیز قادر به معجزه نیست، لذا اغلب این وعده‌ها مانند کف آب درآمد! در مقطع دوم زمانی چون دولت قدری کار کشته‌تر شد پی برد که میان شعار تا واقعیت فاصله بسیار است، ‌لذا تلاش کرد که وعده‌های خود را تا حدودی تعدیل نماید و این بار همان مصوبات مجلس را که جزء حقوق هر منطقه و استان است به نام خود به مردم استان‌هایی که به آنجا سفر کرده بود وعده داد و البته در همه آنها یک سالن ورزشی مردانه و یک سالن ورزشی زنانه چاشنی ثابت وعده‌هایش گردید. متاسفانه بدلیل عملکرد ضعیف دولت حتی وعده‌های مبتنی بر مصوبات مجلس نیز بطور کامل تحقق نیافته است و تنها حاصل آن همان طور که شمار اشاره کردید بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات مردم و بدبینی آنها نسبت به کل حاکمیت است.

* دیدگاه جنابعالی در خصوص حذف قله‌ای مدیران و تغییرات گسترده در سطوح مدیریتی چیست؟

** ظاهرا در کشور ما این پدیده به یک عادت تلخ مبدل شده است و هر جناح و جریانی که قدرت را در اختیار می‌گیرد در عرصه مدیریت کشور نقش فاتحان را ایفا کرده و به قلع و قمع مدیران در سطوح مختلف می‌پردازد. یکی از دلایل عقب‌ماندگی کشور ما نیز همین است که علیرغم صرف هزینه‌های بسیار برای تربیت مدیران و کارشناسان، با جابجایی قدرت، تجارب ارزشمند مدیران سابق نادیده گرفته شده و از صحنه مدیریت حذف می‌شوند و عده‌ای نورچشمی جایگزین آنها می‌گردند و این روند نیز خود مصداق بارز اتلاف منابع و ثروت ملی محسوب می‌شود و دود آن به چشم ملت می‌رود.

* با عنایت به اینکه عضو کمیسیون امنیت ملی هستید، وضعیت پرونده هسته‌ای ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** دستیابی به فناوری انرژی هسته‌ای و استفاده از مزایای این فناوری و دانش، از حقوق غیرقابل انکار همه جوامع از جمله ایران است. پیوست ما به معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای NPT و پذیرش هزینه‌ها و محدودیت‌های ناشی از این پیمان نامه نیز با این هدف صورت گرفته است که علیرغم تحمل همه هزینه‌ها و محدودیت‌ها قادر به استفاده از مزایای عضویت در پیمان نامه مذکور باشیم. خوشبختانه به مدد بیش از سه دهه تلاش مسوولان و کارشناسان مختلف، ما هم اکنون به دانش هسته‌ای به بهانه اینکه ایران ممکن است در آینده از این دانش و فناوری برای مقاصد نظامی استفاده نماید، خواهان تعلیق فعالیت‌ها و اعتمادسازی هستند. متاسفانه برخی از موضع‌گیری‌های نسنجیده احمدی‌نژاد هم بهانه لازم را به آنها داده است تا ما  را تهدیدی برای صلح جهانی معرفی نمایند. فارغ از مقاصد طرفین و حواشی مربوط به مساله فعالیت‌های هسته‌ای ایران، در مقطع کنونی دولتمردان جمهوری اسلامی ضمن دفاع منطقی از حقوق ملت ایران باید از هر گونه مواضع و سیاستهای تحریک‌کننده و تنش از اجتناب ورزند و به روش‌های دیپلماتیک و مسالمت‌آمیز از هر گونه پیشنهادی که متضمن حقوق مردم و اعتمادسازی باشد استقبال نمایند و نباید فراموش کرد که اگر عدم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای برای جمهوری اسلامی خط قرمز محسوب می‌شود برای طرف‌های مقابل نیز ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایارن به روش کنونی در حکم خط قرمز است و در این میان مولفه‌های اقتدار ملی ایران محسوب می‌شود که متاسفانه برخی از دست‌اندرکاران کشور با اقدامات خود اسباب تضعیف این مولفه را فراهم می‌سازند.

* دستگیری آقای موسویان چه ارتباطی با پرونده هسته‌ای دارد؟ اتهام جاسوسی ایشان در چه مرحله‌ای است و تا چه حد صحت دارد؟

** چون بسیاری از تصمیمات و اقدامات در کشور ما غیر شفاف بوده و اطلاع‌رسانی‌ها بصورت جامع و دقیق صورت نمی‌گیرد و تجربه هم نشان داده که انگ زدن و برچسب‌های سیاسی یکی از روش‌های حذف رقباست در شرایط فعلی هر گونه ارزیابی صحیح از پرونده مربوط به موسویان و ارتباط آن با پرونده هسته‌ای، دشوار و ناممکن است. البته با توجه به مناسبات حاکم در کشور وقوع هر اتفاقی ممکن است. پناهندگی چند تن از مدیران ارشد به کشورهای خارجی موید این ادعاست.

* دستگیری معلمان در تهران و برخی از شهرستانها را ناشی از چه عواملی می‌دانید و عواقب آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** ناشکیبایی برخی از دولتمردان در برابر اجتماعات و اعتراضات مسالمت‌آمیز که اتفاقا با استفاده از ظرفیت‌های قانون اساسی صورت می‌گیرد علت اصلی دستگیری‌هاست و نوعا نیز مسوولان امر برای توجیه بگیر و ببندهای خود و سرکوب هر گونه اعتراضات صنفی، ‌سهل‌ترین روش را در انگ زدن و متهم کردن معترضین به توطئه و وابستگی به بیگانگان می‌دانند. در حالی که همین فرهنگیان بازداشت شده در زمان دولت خاتمی هم مشابه همین اجتماعات و اعتراضات را داشتند اما در آن زمان این اجتماعات را حق قانونی فرهنگیان محسوب کرده و به طور کامل خبر اعتراضات آنان را از طریق روزنامه‌های دولتی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پوشش دادند. بدیهی است چنین برخوردهای ناصوابی با اصناف و اقشار مختلف خصوصا فرهنگیان و دانشجویان پیامدهای ناگواری را به همراه خواهد داشت و فاصله میان دولت و این قشر فرهیخته و موثر را عمیق‌تر خواهد کرد.

* به نظر جنابعالی آیا دولت و مجمع تشخیص مصلحت نظام دچار چالش هستند؟

** این طور به نظر می‌رسد. البته صرفنظر از ضعف عملکرد احمدی‌نژاد و انتقادات جدی که متوجه رفتارها و سیاست‌های اوست، وی در حال حاضر رئیس‌جمهور است و آقای هاشمی‌رفسنجانی باید این واقعیت را بپذیرد که به عنوان رئیس مجمع حق دخالت در امور را ندارد و تنها می‌تواند نظرات مشورتی مجمع را به رهبری منعکس نماید.

* جناب اعلمی، علت اصرار مجلس هفتم بر طرح تجمیع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری چیست؛ افزودن بر دوره نمایندگی خویش (البته بدون اذن موکل) و یا کاستن از عمر دولت نهم؟

** طراحان انگیزه ‌اصلی خود را معطوف به کاهش هزینه‌های برگزاری انتخابات بیان کرده‌اند و خود نیز اذعان می‌کنند که طرح تجمیع با قانون اساسی مغایرت دارد اما با استفاده از ظرفیت اصل 112 همین قانون معتقدند مصلحت کشور اقتضا می‌کند که بر خلاف قانون اساسی این طرح تصویب و در مجمع تشخیص مصلحت نظام از باب مصلحت مورد بررسی قرار گیرد. به عقیده من طراحان و موافقان این طرح یک یا چند انگیزه را تعقیب می‌کنند.

1ـ افزایش عمر نمایندگی خود به مدت 7 ماه.

2ـ کاهش عمر دولت احمدی‌نژاد به مدت 4 ماه.

3ـ کاهش هزینه‌های برگزاری انتخابات.

4ـ جلوگیری از اعمال نفوذ دولت در امر انتخابات مجلس علیه نمایندگان منتقد بدلیل گرفتار شدن خود دولت در انتخابات ریاست جمهوری.

با توجه به مراتب چهارگانه مورد اشاره، بنده معتقدم علاوه بر اینکه تجمیع دو انتخابات خلاف صریح قانون اساسی است، خلاف شرع و خلاف مصلحت نظام نیز هست.

اولا: مردم به مدت چهار سال به ما وکالت داده‌اند و بیش از آن مصداق (معامله فضولی) است و خلاف شرع است و این اقدام مجلس نوعی رانت‌خواری و سوء استفاده از موقعیت تلقی شده و اسباب بدبینی هر چه بیشتر مردم به مجلس را فراهم می‌سازد.

ثانیا: انتخابات بستر و ساز و کاری برای دخالت آگاهانه مردم در اداره امور کشور و تعیین سرنوشت خود محسوب می‌شود و ضمنا به مثابه دماسنجی است که می‌تواند میزان التهاب جامعه و واکنش آنهانسبت به عملکرد موضوع انتخابات را نشان دهد. برگزاری مستقل انتخابات نه تنها آگاهانه‌تر و با مطالعه بیشتر خواهد بود، بلکه میزان مشارکت مردم در هر یک امکان ارزیابی رضایتمندی مردم به هر یک از عملکردهای نمایندگان مجلس و ریاست جمهور را فراهم می‌سازد. مثلا اگر انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا بطور مستقل برگزار می‌شد، میزان مشارکت مردم در انتخابات خبرگان رهبری کمتر از تعدادی بود که در اثر تجمیع دو انتخابات حضور یافتند، ‌در حالی که در ارزیابی‌ها میزان مشارکت در دو انتخابات مبنا واقع شد. لذا برگزاری مستقل دو انتخابات اگر با هزینه‌های اضافه نیز همراه باشد برای آگاهی حاکمیت نسبت به واکنش واقعی جامعه در مورد عملکرد مجلس و رئیس‌جمهور قابل توجیه است.

ثالثا: کاهش چهار ماهه عمر دولت نهم ارزش نقص آشکار قانون اساسی و دامن زدن به نارضایتی‌های مردم را ندارد، اما با توجه به عملکرد ناصواب دولت اگر عمر این دولت بیش از یکسال کاهش می‌یافت، این تصمیم در بردارنده مصلحت نظام بود و در این صورت بنده هم یکی از مدافعان طرح مذکور می‌شدم.

رابعا: جلوگیری از اعمال نفوذ دولت در امر انتخابات مجلس تا حدودی تصویب طرح را توجیه‌پذیری می‌نماید، لیکن با ارائه طرح‌های جایگزین که فاقد پیامدهای منفی این طرح است می‌توان به این هدف دست یافت.

خامسا: چنانچه در اثر وقوع حوادث غیرقابل پیش‌بینی نظیر آنچه در دوره نخست ریاست جمهوری و دوره ریاست جمهوری بنی‌صدر رخ داد، ‌عمر یکی از دوره‌های ریاست جمهوری کاسته شود، ‌امکان تجمیع انتخابات و برگزاری همزمان آن نخواهد بود و لاجرم این دو انتخابات باز بصورت مستقل برگزار خواهد شد، لذا ناگزیریم دوباره به نقض قانون اساسی متوسل شویم. بنابراین اگر اهداف طراحان تامین‌کننده مصلحت نظام است باید به بازنگری در قانون اساسی روی آورد که هزینه کمتری به همراه دارد. 

* چرا استیضاح وزیر آموزش و پرورش به نتیجه نرسید و فرشیدی در سمت خود ابقا شد و چرا جنابعالی استیضاح را امضاء‌ نکردید؟

** بنده معتقدم که فرشیدی فاقد صلاحیت و توانمندی لازم برای وزارت آموزش و پرورش است و در طول وزارت خود نیز به خوبی سطح این وزارت مهم را تنزل داده و اسباب نارضایتی گسترده‌ای را در بین فرهنگیان فراهم کرده است. عدم دفاع از فرهنگیان بازداشت شده و عدم اعتراض به برخوردهای نادرست با فرهنگیان دلیل دیگری بر بی‌کفایتی اوست، اما بنده مجلس را بخوبی می‌شناسم و بارها گفته‌ام که این مجلس قابل پیش‌بینی نیست و سکه را که به هوا پرتاب کنید دهها چرخ می‌خورد تا به زمین برسد.

روز اول به بعضی از همکاران گتفم که از استیضاح‌های قبلی تجربه تلخی باقی مانده است و در صورت ناکام‌ ماندن استیضاح وزیر آموزش و پرورش، دهن کجی وزیر بیش از گذشته خواهد بود با این تفاوت که این بار با آسودگی و آرامش خاطر به روش غلط خود ادامه خواهد داد و البته ناگزیر است وام خود را هم به نمایندگانی که وامدار آنها شده و از رای و قول آنها در ابقاء ‌خویش بهره‌مند شده، ‌بپردازد که در این صورت یقینا مشغله‌های او متفاوت با ماموریت ذاتی‌اش خواهد شد. چنانکه ملاحظه کردید پیش‌بینی بنده درست از آب در آمد و نظرسنجی قبلی که حاکی از موافقت بیش از 70 در صد نمایندگان با استیضاح بود نتیجه تقریبا عکس داد، البته در این میان نمایندگانی که اهل معامله هستند عرض خود را بردند و زحمت دیگران را افزودند.

امنیتی شدن فضا، فشار لابی‌ها و قریب‌الوقوع بودن انتخابات و حواشی آن نیز در ناکامی استیضاح مزید بر علت بود. من معتقدم نمایندگان متاسفانه حتی برای احضار وی جهت پاسخگویی به 16 سوال مهم و کلیدی هم استقبالی از خود نشان نمی‌دهند، اما اینکه می‌پرسید چرا استیضاح است باید بگویم مخالفان طرح به دنبال سیاسی جلوه دادن استیضاح بودند و امضای ما این بهانه را تقوی می‌کرد.

* آیا دوره هشتم نیز کاندیدای نمایندگی مجلس خواهید شد یا خیر؟

** ا...اعلم!