تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۶:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۲۸۱۸۲
کمیته چهارجانبه در مأموریتی برای مقابله با انقلابیون غزه

عبدالباری عطوان

در هر زمانى که نشستی جهت بررسى تحولات منطقه و در رأس آن فلسطین برگزار‌شده است؛ محقق ساختن منافع اسرائیل و بررسى چگونگى تأمین امنیت موردنظر تل‌آویو در منطقه در رأس جدول کارى این نشست قرار گرفته است. چنانکه در شرایط کنونى نشست‌هاى دوره‌اى در مصر و شرم‌الشیخ این هدف را دنبال می‌کند.

اهداف دور تازه این نشست‌ها که با حضور محمود ‌عباس ‌(‌ابومازن) ‌رئیس‌ تشکیلات ‌خودگردان، ملک ‌عبدالله‌دو‌م ‌پادشاه‌ اردن، حسنی‌ مبارک رئیس‌جمهور مصر و ایهود‌ اولمرت نخست‌وزیر اسرائیل برگزار شد همانند نشست‌های سابق چیزی جز تن‌دادن به خواسته‌های اسرائیل و پیش‌شرط‌های تل‌آویو نبوده و تنها چیزی که در این نشست به صورت ریشه‌ای بررسی نمی‌شود قضیه فلسطین است؛ قضیه‌ای که امروز در شرایط بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفته ‌است. اگر در سابق دشمنان خارجی قضیه فلسطین را تهدید می‌کردند امروز دشمنان ‌داخلی نیز به صف دشمنان خارجی پیوسته‌اند.

بنابراین شاید امروز لازم باشد که نگاهی عمیق‌تر به نحوه عملکرد این نشست‌ها بیندازیم. این نشست‌ها در سطح کلان با سیاست کمیته چهارجانبه‌ای که خود را نهاد تصمیم‌گیر درباره بحران خاورمیانه می‌داند هماهنگ می‌کند.

... اهداف اصلی نشست چهارجانبه شرم‌الشیخ از همان آغاز مشخص بود. شاید در سابق نشست شرم‌الشیخ برای حمایت از قضیه فلسطین برگزار شده باشد اما این نشست این‌بار به این هدف و حتی تحت این نام برگزار نشده است. نشست چهارجانبه شرم‌الشیخ با هدف حمایت از ابومازن برای رویارویی با حماس انجام گرفته است. اگر بخواهیم دقیق‌تر در این‌باره سخن بگوییم باید بگوییم که نشست چهارجانبه شرم‌الشیخ برای نخستین‌بار به‌صورت رسمی و علنی در پی تشکیل محور و یا ائتلاف مشترک اعراب و اسرائیل جهت رویارویی با حماس و یا بنابر اعتقاد تحلیلگران غربی ائتلاف اعراب و اسرائیل برای رؤیارویی با سوریه و ایران در آینده نزدیک است.

فتح به بهانه رویارویی با جنبش حماس که آن را جنبشی انقلابگر می‌نامد دانسته یا نادانسته استراتژی جدیدی را برای بسیج اعراب و غرب علیه حماس پیش گرفته است. در استراتژی جدید شرم‌الشیخ بسیاری از ابومازن حمایت‌های مالی و نظامی خواهند کرد به گونه‌ای که این حمایت‌های مالی و نظامی منجر به تبدیل کرانه‌ باختری به منطقه‌ای سرسبز و پر‌رونق خواهد شد. منطقه‌ای که تمامی بحران‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی آن به پایان خواهد رسید و در مقابل نوار غزه به فلوجه دیگری تبدیل خواهد شد. فلوجه‌ای که مردم آن از شدت گرسنگی به جان یکدیگر خواهند افتاد.

گویا امروز با توجه به این استراتژی جدیدی که فتح سرکردگی آن را برعهده گرفته بسیاری از اصول و ضوابط قضیه فلسطین تغییر کرده است. امروز قضیه فلسطین از نگاه این کمیته چهارجانبه دیگر قضیه مبارزه و رویارویی با شهرک‌های غیرقانونی صهیونیست‌نشین، دیوار حایل، پایان دادن به ایست‌های بازرسی اسرائیلی که منجر به تمامی مناطق فلسطینی از یگدیگر شده است و بالاخره بازگرداندن بیت‌المقدس و اراضی اشغال شده مردم فلسطین نیست، امروز مشکل و بحران اصلی در قضیه فلسطین حماس است. فتح این‌بار خود را برای مبارزه با دشمن اشغالگر آماده نمی‌کند، بلکه می‌خواهد به جنگ حماس رود و به ریشه‌کنی این جنبش اقدام کند.

...سناریوهایی که در عراق و لبنان و امروز در فلسطین دنبال می‌شود سناریوهایی کاملاً شبیه به یگدیگر هستند. آمریکایی‌ها امروز از طریق همپیمانان عرب خود همان سخنی را به فلسطینی‌ها می‌گویند که در سابق به عراقی‌ها گفته‌اند. امروز به فلسطینی‌ها گفته می‌شود که مشکل اصلی عدم حل‌وفصل شدن قضیه فلسطین، حماس است و در سابق نیز به مردم عراق می‌گفتند که صدام اساس و اصل تمامی بحران‌ها در این کشور است. ما امروز نگران آن هستیم که فلسطینی‌ها پایانی چون پایان عراقی‌ها و شاید هم بدتر داشته باشند. عراقی‌ها امنیت، ثبات و وحدت ملی خود را از دست داده‌اند و این کشور امروز بیشتر به گورستانی برای طوایف مختلف عراق تبدیل شده است. هزاران تن از مردم عراق برای حفظ جانشان به کشورهای همجوار پناه آورده‌اند اما فلسطینی‌ها چه؟ فلسطینی‌ها امروز تمامی دستاوردهای خود در نیم‌قرن گذشته را در معرض خطر می‌بینند. امروز وحدت، عزت و هویت مقاومت ‌اسلامی فلسطینی‌ها در صورت ادامه این بحران و محقق شدن استراتژی ابومازن به خطر خواهد افتاد.

مقامات مسئول جنبش‌ فتح مدعی هستند که حماس یک جنبش طغیانگر است که از چارچوب قانون فلسطین خارج شده است ‌و کودتایی علیه این قانون انجام داده است. اگر بخواهیم کمی منصف، واقع‌بین و واقع‌نگر باشیم می‌توانیم این مسأله را این‌چنین بیان کنیم، آیا زمانی که نیروهای امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان از همان آغاز علیه دولت منتخب و مردمی حماس قیام کردند و به عناوین مختلف دولت حماس را در انجام هر اقدامی جهت بهبود وضع فلسطین متوقف ساختند این افراد کودتای‌ نظامی علیه دولت منتخب مردمی فلسطین انجام نداده‌اند و آیا این اقدام مستحق خشم رسمی کشورهای عربی و کشورهای جهان نیست و چرا رهبران منطقه و جامعه‌ جهانی نسبت به این اقدامات جنبش ‌فتح واکنشی رسمی نشان ندادند بلکه رسماً از جنبش‌ فتح به‌ واسطه حمایت‌های نظامی، سیاسی و مالی در این زمینه حمایت کردند؟

اما بازگردیم به کنفرانس شرم‌الشیخ و کنفرانس‌های چهارجانبه. کنفرانس کسانی که از پیروزی جنبش حماس در گذشته و امروز در هراسند. کنفرانس شرم‌الشیخ کنفرانس کسانی است که به ‌دنبال تأمین امنیت اسرائیل هستند، در این کنفرانس همان کسانی شرکت کرده‌اند که در سابق با پیروزی دموکراتیک جنبش‌ حماس در یک انتخابات مردمی‌ آزاد مخالف بودند و امروز نیز همین افراد دور هم جمع شده‌اند تا برای حل‌وفصل بحران فلسطین تصمیم‌گیری کنند. چگونه ممکن است کسانی که از آغاز بحران فلسطین تا به امروز تصمیمی مثبت اتخاذ نکرده‌اند، امروز تصمیمی مثبت که به‌ سود منافع مردم فلسطین است اتخاذ کنند؟ اصلاً آیا این افراد صلاحیت تصمیم‌گیری درباره قضیه فلسطین را دارند؟

مردم فلسطین باید نسبت به تمامی این وقایع هشیار باشند و هشیارانه عمل کنند. این مردم امروز نباید به دشمنان خود اجازه دهند که از آنها به عنوان برگه‌ای جهت محقق ساختن اهداف خود استفاده کنند.

امروز دشمنان منطقه می‌خواهند از فلسطین به عنوان برگه‌ای برای اعمال فشار به کشورهایی چون ایران و سوریه استفاده کنند. کنفرانس شرم‌الشیخ نیز در راستای محقق ساختن این اهداف انجام می‌گیرد. مردم فلسطین نباید اجازه دهند که طرح‌های آمریکا برای هدف‌ قرار دادن ایران و سوریه ازطریق قضیه فلسطین محقق شود. تمامی مسئولان کشورهای عربی که با تشکیل کمیته تحقیق در زمینه حوادث اخیر غزه مخالفت کردند دلیل مخالفت خود را این‌چنین عنوان می‌کنند که این کمیته می‌تواند بر وحدت ملی و آینده فلسطین تأثیر منفی گذارد اما ما به آنها می‌گوییم بهتر است که بار دیگر فریب طرح‌های آمریکا را نخورند و این‌بار از قضیه فلسطین برای محقق ساختن اهداف آمریکا در منطقه استفاده نکنند. امروز همان اتهاماتی که در سابق در قضیه عراق و لبنان مطرح شده است مطرح می‌شود و ایران به عنوان مسئول اصلی بحران در فلسطین آن‌ هم از طریق حمایت مالی از حماس معرفی می‌شود در حالی که ایران همان کمک معنوی و مالی را به حماس ارائه داده است که عربستان، قطر و مصر نیز به آن اقدام کرده‌اند. اظهارات احمد ابوالغیظ، وزیر امور خارجه مصر مبنی بر متهم ساختن ایران در حمایت از حرکت اخیر حماس علیه تشکیلات ‌خودگردان و نیز تهدید امنیت ملی مصر کلام بسیار بی‌پایه و تا حدی خنده‌داری است و نشان می‌دهد که دولت مصر در راهبرد آینده آمریکا علیه ایران مشارکت دارد زیرا اتخاذ این‌چنین موضعی جز در راستای محقق ساختن اهداف کاخ‌سفید قابل تفسیر نیست. ایران هرگز پل‌ هوایی برای ارائه سلاح و کمک‌های مالی به حماس در نوار غزه برقرار نکرده است بلکه تمامی سلاح‌ها و اموالی که وارد نوار غزه شده است و یا در اختیار جنبش حماس قرار داده شده است از طریق مرزهای مصر انجام می‌گیرد.

... اگر جنبش حماس توانست بر نوار غزه مسلط شود و این منطقه را از وجود نیروهایی که مزدور می‌خواند پاکسازی کند به‌خاطر آن است که رهبران جنبش ‌فتح هفته‌ها پیش از آنکه این بحران در مناطق نوار غزه از سر گرفته شود از این منطقه خارج شدند و در هتل‌های گرانقیمت مصر مستقر شدند، به‌ خاطر آنکه آنها از پیش از طرحی که قرار بود در نوار غزه انجام گیرد باخبر بودند و خروج آنها نیز از نوار غزه کاملاً سازماندهی‌شده و برنامه‌ریزی‌شده بود. ابومازن باید به‌ عنوان یک رهبر فلسطینی سیاست‌های خود را تعریف کند. رهبر فلسطین هرگز این حق را ندارد که با اولمرت، دشمن فلسطین، به گفت‌وگو بنشیند اما همزمان از انجام هرگونه گفت‌وگویی با اسماعیل ‌هنیه، نخست‌وزیر فلسطین یا خالد مشعل، رهبر سیاسی جنبش فلسطین خودداری کند. رهبر فلسطین حق ندارد که قانون اساسی فلسطین را بر اساس خواسته‌ها و اهداف شخصی خود تغییر دهد.

در جمعبندی نهایی این تحلیل به این نتیجه می‌رسیم که مهمترین اقدامی که امروز مردم فلسطین برای خروج از بحران باید انجام دهند آن است که ائتلاف با اسرائیل و آمریکا را کنار گذارند و یک ائتلاف متحد فلسطینی قوی در داخل و خارج را تشکیل دهند. ای کاش می‌توانستیم به نشست‌های زنجیره‌ای شرم‌الشیخ و رهبران کشورهای عربی دل ‌ببندیم و بگوییم که این نشست‌ها در راستای منافع ملی فلسطین انجام می‌گیرد و می‌توانیم به آرا و پیشنهادات این‌گونه نشست‌ها عمل کنیم اما متأسفانه چنین‌ چیزی وجود ندارد و این نشست‌های زنجیره‌ای به چیزی جز نسخه دوم راهبرد منطقه‌ای آمریکا تبدیل نشده‌اند، راهبردی که تاکنون به واسطه آن فقط خواسته‌های اسرائیل در منطقه تأمین شده است.