نویسنده: آلون بن مایر* مترجم: اندیشه شمسی
به نظر میرسد تنها مردم عراق و حکومتشان میتوانند این کشور را نجات دهند، به این منظور آنها باید ابتدا بپذیرند که راهحل نظامی جواب نمیدهد و همه تلاشها را بر بازسازی کشورشان متمرکز کنند.
کنفرانس شرمالشیخ که به تازگی با حضور نمایندگان بیش از 50 کشور از سراسر جهان به آینده عراق پرداخت، در نگاه نخست بر «علاقه فراوان بسیاری از کشورها» درباره آینده عراق از هم گسیخته تاکید میکرد، اما شاید بهتر باشد از خود بپرسیم که «چه کسی واقعا به خود عراق اهمیت میدهد؟» همه کشورهایی که در کنفرانس شرمالشیخ حاضر بودند، تنها تشخیص و راهحل خود را برای عراق پیشنهاد نمیکردند، بلکه بیشتر به دنبال حفاظت از منافع ملی خود بودند.
آمریکا در باتلاق فرو رفته و در صورت خروج از عراق یا باقی ماندن در این کشور ضرر میکند. دولت جورج بوش، رئیسجمهوری آمریکا اکنون ناامیدانه به دنبال یافتن راهی است تا ادعای موفقیت اندکی را در بوق و کرنا کند، در عین حال جریان نفتی را که عامل اصلی محاسبات استراتژیک واشنگتن است، حفظ کند.
کنگره دموکرات و بسیاری از آمریکاییان موافق با آن صبر خود را در برابر چالشهای آمریکا در عراق از دست داده و خواهان خروج کشورشان هستند بیتوجه به اینکه عراق در جنگ داخلی خشن درگیر شده و نیروهای افراطی علیه نیروهای آمریکایی و غربی برانگیخته شدهاند. برای مردم عراق گران تمام شده که کشورشان به خانه امن نسل جدید تروریستها بدل شده است.
انگلیسیها که از همکاری بیپروای تونی بلر، نخستوزیرشان در اولین تهاجم به عراق پس از جنگ دوم جهانی چیزی به دست نیاوردهاند، میخواهند نیروهایشان را به کشورشان بازگردانند.
آنها پس از اینکه شرایطی دشوار را رقم زدهاند، تقریبا آماده هستند که عراق و عراقیها را با سرنوشتشان تنها بگذارند.
برای چینیها، خاورمیانه بستری سودمند برای گسترش نفوذ جهانیشان است. عطش سیریناپذیر چین به نفت و گاز برای تامین تقاضاهای اقتصادی فزایندهاش، ایران و عراق را به منظور تامین استراتژیک و بلندمدت انرژی برای پکن حیاتی کرده است.
چینیها با بهره گرفتن از مخمصه عراق در حال کاهش نفوذ آمریکا در منطقه و سود بردن از نتایج آن به نفع خود هستند.
روسیه نیز در جستوجوی معاملههای سودمند نفت و گاز با هر دولتی در عراق است که حاضر به ارائه چنین پاداشهایی باشد. روسها میخواهند میلیاردها دلار پولی را که در قراردادهایی که با صدام حسین انتظارش را میکشیدند و جنگ آنها را نابود کرد، دوباره احیا کنند.
مسکو تا زمانی که بتواند معاملههای سودآورش را تضمین کرده و همچنین نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد، چندان اهمیتی نمیدهد که رژیمی توتالیتر یا دولتی دموکراتیک در بغداد حکومت کند. از نظر فرانسه، تراژدی عراق صرفا اپیزودی تاسفبار برای عراقیهاست. فرانسویها از شکست شرمآور دولت بوش در عراق انتقاد میکنند، اما آنها نیز مانند روسها به دنبال تجدید معاملههای میلیاردی خود هستند که به دلیل فروپاشی حکومت صدام حسین از دست رفته است.
عربستان سعودی که از نفوذ منطقهای فزاینده ایران و احتمال کشمکشهای منطقهای شیعه ـ سنی بیم دارد، به هر بیانی خواهان قطع رابطه با شیعیان است. ریاض نمیخواهد درگیر سرایت احتمالی جنگ داخلی به بیرون از مرزهای عراق شود بلکه میخواهد با تقویت سنیهای عراق احتمال تهدید شیعیان را که به نظر آنها در صورت خروج آمریکا محتملتر میشود، کاهش دهد.
ایران نیز در عراق بیش از همه مقاصد استراتژیک بلندمدت خود را دنبال میکند. در مورد سوریه، جنگ عراق صرفا بر مشکلات اقتصادی دمشق افزوده است. با اینکه میان صدام حسین و حافظ اسد، رئیسجمهور پیشین سوریه روابط دوستانهای برقرار نبود، اما روابط تجاری در مرزهای دو کشور حاکم بود.
سوریه میتواند از استقرار عراق و دست کم بازگشت بیش از یک میلیون پناهنده عراقی سود ببرد، اما تا زمانی که آمریکا از سویی عراق را به تصرف درآورده و از دیگر سو به تغییر رژیم در دمشق تهدید میکند، انگیزهای برای یاری عراقیان ندارد.
پس واقعا چه کسی نگران عراق است؟ به نظر میرسد تنها مردم عراق و حکومتشان میتوانند با تمرکز بر بازسازی، کشورشان را نجات دهند.
بازسازی میتواند از طریق اقداماتی چون تصویب یک قانونی نفتی برای توزیع عادلانه سودهای نفتی میان مردم عراق، اجازه ورود اعضای بعث به قدرت برای کاهش کشمکشهای حرفهای، ایجاد گفتوگوی سیاسی با شورشیان با هدف شنیده شدن صدای همه گروهها در نظام فدرال، تضمین عضو عمومی افراد درگیر در اقدامهای غیرقانونی، آزادی زندانیان به جز تروریستهای اصلی و اعطای مقامهای ارتش و امنیت ملی به سایر گروههای مذهبی صورت گیرد.
نیروهای آمریکایی دیر یا زود عراق را ترک میکنند. بر عراقیان است که راهی برای زندگی صلحآمیز با یکدیگر و بازسازی زندگی و کشورشان پیدا کنند.