محمدعلی ابطحی
تاکنون چندینبار مساله رابطه با مصر تا مراحل زیادی پیشرفته و هر بار به دلایل مختلفی متوقف شده است. یک دلیل ثابت مخالفت مصر با از سرگیری رابطه، ماجرای خالد اسلامبولی در ایران بوده است.
من شخصا به دلیل آنکه پیگیر این مساله بودهام، معتقدم: مساله اسلامبولی بهانه همیشه مصر بوده ولی دلیل اصلی نبوده است. در رژیم مصر به رهبری مبارک، امنیتیها حرف اول را میزنند. پروژه امنیتی دیدن همه چیز به خصوص در سیاست خارجی و نظر موافق نداشتن امنیتیها باعث معلق ماندن روابط این دو کشور است. عمروموسی وقتی وزیر خارجه مصر بود، تلاش زیادی را برای ایجاد روابط با مصر آغاز کرد. ایران هم همراهی میکرد، اما نهایتا عمروموسی نیز به مقامات ایرانی گفته بود: در پرونده روابط ایران و مصر دستگاه دیپلماسی تصمیمگیر نیست و امنیتیها این پرونده را در اختیار دارند. من با اینکه معتقدم ایران و مصر به عنوان دو کشور بزرگ اسلامی و دارای سابقه و تمدن تاریخی اگر با یکدیگر ارتباط میداشتند، بسیاری از بحرانهای بزرگ جهان اسلام وجود نداشت، اما با سابقهای که این پرونده دارد و نگاه امنیتی مصریها و فشار آمریکاییها بر عدم روابط، یقینا شکل اعلام آقای احمدینژاد غیرکارشناسانه و غیرمتناسب با عزتمداری ایران بود.
رئیسجمهور مصر به دلیل همین نگاه امنیتیاش امروز بیش از همه جا در داخل مصر مورد انتقاد روشنفکران و حتی پان عربیستهای ناصری قرار دارد. اصلیترین محور انتقاد هم این است که جایگاه طبیعی مصر که باید محور جهان عرب باشد، مورد خدشه جدی قرار گرفته است. روزی همه مشکلات جهان عرب و اسلام در مصر و با محوریت آن کشور مورد حل و فصل قرار میگرفت. اتحادیه عرب که در مصر مقر آن قرار داشت به دلیل همین قدرت طبیعی آن کشور به وجود آمد، اما اکنون مصر کشوری به حاشیه رانده شده در همه مسائل بینالمللی عربی است. عربستان سعودی که نه از نظر جمعیت و نه از نظر وسعت و نه از نظر منابع، در اداره مصر نیست، امروز محور جدی جهان عرب و اسلام شده است. این برای سیاستمداران مصری و روشنفکران آن کشور بسیار دشوار و سخت است. از نظر فرهنگی نیز مصر پایتخت اندیشه و فکر و عقاید دینی بود.
هنوز جدیترین نویسندگان و هنرمندان و اصیلترین گروههای اسلامی در مصر هستند. آنها نیز از این انزوای سیاسی رنج میبرند. در دوران آقای خاتمی نیز چندین بار تا آستانه برقراری روابط سیاسی و دیپلماتیک پیشرفت حاصل شد، اما باز هم همان نگاه، مصریها را از ایجاد روابط بر حذر داشت. روابط ایران و مصر یقینا به سود جهان اسلام و دنیای عرب است. من دوبار در آن دوران حامل پیام از سوی گروههای فلسطینی بودم که گفته بودند: ما حاضریم، اعلام کنیم که روابط ایران و مصر به نفع مساله فلسطین است تا ایران مشکل کمپدیوید و مساله حمایت از فلسطین را نداشته باشد. این را حزبالله و گروههای اصلی فلسطینی میفهمیدند که همکاری ایران و مصر میتواند به نفع آنها باشد.
البته مخالفان جریانهای مبارز فلسطینی در سطح بینالمللی هم این را میفهمیدند که همواره بر مصر فشار میآوردند که با ایران رابطه سیاسی برقرار نکند. حتما مشاوران رئیسجمهور این سوابق را در اختیار ایشان قرار نداده بودند که یکطرفه و عجولانه اعلام کردند: ما حاضریم همین امروز رابطه سیاسی برقرار کنیم. در دیپلماسی رسم بر این است که رئیس یک کشور وقتی باید حرف بزند که دیپلماتها زمینه آن را درست کرده باشند تا سخن رئیسجمهور مورد عمل قرار گیرد. اینکه رئیسجمهور ایران اعلام آمادگی کند و وزیر خارجه آن کشور شرط و شروط بگذارد، اهانت به ملتی است که آن شخص را به ریاست برگزیدهاند.