تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۲۸۲۶۶

سجاد نوروزی

تشکیل فراکسیون اصولگرایان مستقل نویددهند‌ه امری مبارک است یا هشداری است که خبر از انشقاق می‌دهد؟ به دیگر سخن، آیا نفس تشکیل این جریان فرصتی برای اصولگرایی یا تهدیدی برای ساحت معنایی آن به شمار می‌آید؟

این مقولات امری است که باید مورد مداقه‌ای فارغ از حب و بغض سیاسی قرار گیرد و ترازویی برای سنجش آن به کار رود که توزین آن دلالت بر التزام به اصول داشته باشد. فی‌الواقع نیاز به پرهیز از تفوق عملگرایی‌های شبه‌ناک و معارض با نظم معنایی پارادایم انقلاب ‌اسلامی موجب شد تا اصولگرایان انتقادی به تشکیل این جریان اهتمام ورزند. جریانی که بلاشک دارای ریشه‌های عمیق اصولگرایانه و اجتماعی است. ریشه‌هایی که غفلت از آن طی 16 سال حاکمیت پراگماتیست‌ها، خسران‌های عدیده عقیدتی و عملی به جای نهاد که حادث شدن آن، نضج‌گیری سوم تیر را باعث شد. بر همین اساس برای آنکه باز هم آن عملگرایی ماهیت سراسر واپسگرایانه خود بر کشور تحمیل نکند، اصولگرایی خلاق باید در قالب یک تشکل ابراز وجود کند. از یاد نبریم کسب قدرت می‌تواند باعث استحاله ذات کنش‌های سیاسی شود، چنانچه پیشتر نیز چنین شد.

در این میان اما نوع برخورد‌ها با تشکیل این فراکسیون متفاوت است. پراگماتیست‌ها با شور و شعف از انشقاق سخن می‌گویند و شگفتا که برخی از دوستان نیز چنان رفتار می‌کنند تا پراگماتیست‌ها سر ذوق بیایند و آن قلم پر از کین و زهرآلود خود را چنان به چرخش در آورند که گویی به راستی جبهه اصولگرایی شقه شقه شده است. برادران محترم ما این روزها بر دوستان یورش می‌برند و علم عتاب به اهتزاز در می‌آورند تا معاندان مرام اصولگرایی هلهله‌گویان بساط طرب به‌پا کنند و سخن از انشقاق به میان آورند.

سایت محترمی که این روزها گویا دوست و دشمن را اشتباه گرفته و چنان با دکتر افروغ ناپارسایی روا می‌دارد که به راستی تعجب‌آور است. سوال این است به راستی چه سود و منفعتی در کار است که اینچنین بر دوستان یورش می‌برند تا دل بد‌خواهان شاد شود و محبان مرام اصول‌گرایی دل‌چرکین شوند؟

الحق که عجب منطق ناراستی تراشیده‌‌‌‌‌‌اید. از یاد برده‌اید که در هنگامه تفوق پراگماتیست‌ها بر قوه اجرایی کشور، چه کسی در دانشگاه تربیت مدرس علم طغیان برافراشت و به جرم اصولگرا بودن بالاجبار از آن دانشگاه رخت بربست؟ این چه ادبیاتی است که در مقابل یک «اصولگرا» به کار می‌برید؟ قرار است که چه رخ دهد؟ به این راضی می‌شوید که همه چون شما گمان برند وظیفه تاریخی اصولگرایانه به پایان رسیده است؟ نه برادران! ما به «نهضت مداوم» معتقدیم. ما آنچه را که امام(ره) به ما آموخت، از یاد نبرده‌ایم. آفت هر جنبش توفنده و انقلابی، همانا رکود و سکون و «توجیه» است پس این چه رسمی است که باب ساخته‌اید که هر که نقدی را مطرح کند، شایسته نوازش به تازیانه هتک شخصیت است.

آن پرسش‌هایی هم که مطرح ساخته‌اید، شایسته آن است که خطاب به پراگماتیست‌ها طرح شود، شما گویی به فراموشی مبتلا شده‌اید که خاصیت «سکون و توجیه» است.

برادران! این طریقت صواب نیست. اگر هم نقدی به دکتر افروغ دارید، بهتر است با ادبیات اسلامی مطرح کنید که نام «اصولگرایی» بیش از این خدشه‌دار نشود.

آن پرسش‌های کهنه نیز پاسخش آشکار‌تر از روز روشن است. نوشته‌ها و گفتگو‌های دکتر افروغ با «عصر ما» جملگی متضمن نقد ویرانگر چپ‌های استحاله‌شده وطنی است. بحث عدالت علوی و همین‌طور گوشزد کردن این نکته که «چپ‌های» ما در واقع «لیبرال» شده‌اند، امری است که به راستی در آن دوران بیانش شجاعت و التزام راستین به اصول انقلاب را می‌طلبید. حال دوستان باید به این نکته پاسخ گویند که آن روزها، برخی‌ها که امروز خود را تئوریسین جریان اصولگرا به شمار می‌آورند و معرکه‌گردان شده‌اند کجا بودند؟ پاسخ به این پرسش روشنگر خیلی از موارد پرابهام است.