1- نگاهی گذرا به تاریخ حرکتهای اصلاحی و انقلابی ایران از جنبش تنباکو تا دوم خرداد و حتی کل تاریخ ایران و دیگر کشورها به خوبی روشن میسازد که اصولا هیچ حرکتی بدون رهبر، شاه کله و لیدر به جایی نمیرسد. ضرورت وجود رهبری که مقبول و مدبر رهبر گروه باشد و همه تحت رهبری او باشند حس میشود و حرکت عظیم اصلاحی ملت ایران هم بیشک از این قاعده مستثنی نیست و بیتردید یکی از عوامل به بنبست رسیدن آن هم همین عامل میباشد. جنبش مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت در ابتدای راه و جنبش تنباکوی در مجموع کار اگر توفیقاتی داشتند از دلایل اصلی آن وجود رهبر یا رهبرانی در صدر آن نهضتها بوده که به حرکت و نهضت انسجام و وحدت و در نهایت نیرو میدادهاند اما حرکت اصلاحی دوم خرداد از ابتدای راه فاقد رهبر بود و همواره هم از این نقیصه رنج برده و میبرد با آن که همه خاتمی را نماد و سمبل حرکت میدانستند اما خاتمی با این توجیه ناثواب که نمیخواهد و نمیتواند همزمان هم رهبر دولت باشد و هم رهبر اپوزیسیون از پذیرش و ایفای نقش رهبری طفره رفت و اصلاحات را بدون شاه کله گذاشت و بیشک از عوامل تشتت و تفرق اصلاحطلبان و در نهایت شکست آنان همین عامل بود بنابراین اگر میخواهند دوباره این راه را ادامه دهند باید این نقیصه را برطرف نموده و رهبری شورای رهبری برای هدایت حرکت انتخاب نمایند.
2- فقدان برنامه استراتژی و راه کار- تاکتیک یکی دیگر از ضعفها یا به زبان بهتر نقیصههای حرکت اصلاحی دوم خرداد است که باعث کندی حرکت و عدم نتیجهگیری مناسب آن شده است همین بیبرنامگی باعث شده و میشود که افراد و گروهها براساس میل و عقیده خویش حرکت و رفتار نمایند امری که در نهایت به تشتت میانجامد تا برخی تندرو و گروههایی کندرو یا میانهرو نام گیرند و بدین ترتیب انسجام لازم از بین رفته و از قدرت و توان آنها هم به مراتب کاسته میشود بنابراین بجاست نمایندگانی از تمامی گروههای اصلاحطلب مامور این کار شده که ضمن مطالعه، پژوهش و تحقیق، مانیفستی را برای تداوم راه اصلاحات تدوین نمایند این مانیفست باید نشانگر مسیری رو به جلو باشد و در آن تا حد امکان همه احتمالات ممکن در نظر گرفته و استراتژی و تاکتیکهای لازم در نظر آید، لازم است گروه یا کمیته فوق همواره فعال باشد تا در مواقع لازم تاکتیکهای مناسب را نیز تدوین نماید و گرنه با این شرایط باز هم به جایی نخواهیم رسید.
3- منشور اصلاحی: مجموعه اصلاحات شامل مجموعه گروههایی است متنوع و گسترده چه از لحاظ فکری و عقیدتی و چه از حیث مشی و مرام و هدف که هر کدام به ظرفیتی از اصلاحات و دموکراسی معتقدند این گروهها اگر ائتلافی آگاهانه را صورت ندهند هرگز با این تنوع و تکثر افکار و آرا به جایی نخواهند رسید و حتی این گستردگی به پاشنه آشیل اصلاحات تبدیل میشود بنابراین لازم است منشوری تدوین گردد تا بر اساس اشتراکات، محورهای همکاری تا رسیدن به هدف معین مشخص و به تصویب رسد با وجود چنین منشوری همه افراد و گروهها موظف خواهند بود در آن حدود حرکت و به اصول آن وفادار و پایبند باشند در این صورت تنوع و گستردگی نه تنها ضعف و پاشنه آشیل نخواهد بود بلکه توان و نیروی اصلاحات را صد چندان و دستیابی به هدف را آسانتر و سریعتر میکند.