تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۸۲۶۸
محمدکاظم کرمی* پیش درآمد: اصلاح‌طلبان باید تکلیف خود را با یک امر راهبردی مشخص سازند که هدف آن‌ها از طرح شعار اصلاح‌طلبی چه بوده و چه هست؟ هدف آن‌ها از طرح این شعار تلاش برای رسیدن‌ صرف به قدرت بر اساس نگاه معطوف به قدرت احزاب و گروه‌های سیاسی است یا نه، دلیل اصلی این شعار واقعا دنبال کردن اهداف اصلاح‌طلبانه برای رسیدن جامعه ایرانی به دموکراسی واقعی است، اعتقاد نگارنده بر این است گزیدن هر کدام از دو گزینه فوق مسیری خاص فراروی جنبش اصلاح‌طلبی می‌گذارد. اگر هدف آن‌ها گزینه اول باشد یعنی آنان این شعار را طرح کردند تا به استفاده از آن به قدرت برسند امری که هر چند مذموم نیست اما نتیجه‌ای که از آن منتج می‌شود این است که با توجه به پیروزی شعار مذکور آن هم در دو دوره چهار ساله دیگر طرح مجدد آن نه تنها ضرورتی ندارد بلکه مفید هم نخواهد بود چه این که این شعار دیگر یک شعار سوخته محسوب می‌شود، اما اگر واقعا به دنبال رسیدن به مردم‌سالاری و تداوم حرکت صد ساله ملت ایران هستند لازم است از گذشته خود، ناکامی‌ها و توفیق‌ها، موانع و مشکلات حرکت موسوم به دوم خرداد و حتی حرکت‌های اصلاحی گذشته چون جنبش مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت درس گرفته و برای تداوم راه چاره‌ای اصولی بیندیشند این درست است که اصلاحات پروسه است و پروسه‌ امری زمان‌بر، اما با این توجیه نمی‌توان خود را فریب داد و حرکت لاک‌پشتی و حتی ایستای کنونی را پروسه نام نهاد، چه این که پروسه هر چند هم که آرم و زمان‌بر باشد اما ایستا و راقم این سطور معتقد است که حرکت اصلاحی برای تداوم راه نیازمند تدابیر زیر است و گرنه باز هم توقف حرکت اصلاح‌طلبی ادامه دارد:

1- نگاهی گذرا به تاریخ حرکت‌های اصلاحی و انقلابی ایران از جنبش تنباکو تا دوم خرداد و حتی کل تاریخ ایران و دیگر کشورها به خوبی روشن می‌‌سازد که اصولا هیچ حرکتی بدون رهبر، شاه کله و لیدر به جایی نمی‌رسد. ضرورت وجود رهبری که مقبول و مدبر رهبر گروه باشد و همه تحت رهبری او باشند حس می‌شود و حرکت عظیم اصلاحی ملت ایران هم بی‌شک از این قاعده مستثنی نیست و بی‌تردید یکی از عوامل به بن‌بست رسیدن آن هم همین عامل می‌باشد. جنبش مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت در ابتدای راه و جنبش تنباکوی در مجموع کار اگر توفیقاتی داشتند از دلایل اصلی آن وجود رهبر یا رهبرانی در صدر آن نهضت‌ها بوده که به حرکت و نهضت انسجام و وحدت و در نهایت نیرو می‌داده‌اند اما حرکت اصلاحی دوم خرداد از ابتدای راه فاقد رهبر بود و همواره هم از این نقیصه رنج برده و می‌برد با آن که همه خاتمی را نماد و سمبل حرکت می‌دانستند اما خاتمی با این توجیه ناثواب که نمی‌خواهد و نمی‌تواند همزمان هم رهبر دولت باشد و هم رهبر اپوزیسیون از پذیرش و ایفای نقش رهبری طفره رفت و اصلاحات را بدون شاه کله گذاشت و بی‌شک از عوامل تشتت و تفرق اصلاح‌طلبان و در نهایت شکست آنان همین عامل بود بنابراین اگر می‌خواهند دوباره این راه را ادامه دهند باید این نقیصه را برطرف نموده و رهبری شورای رهبری برای هدایت حرکت انتخاب نمایند.

2- فقدان برنامه استراتژی و راه کار- تاکتیک یکی دیگر از ضعف‌ها یا به زبان بهتر نقیصه‌های حرکت اصلاحی دوم خرداد است که باعث کندی حرکت و عدم نتیجه‌گیری مناسب آن شده است همین بی‌برنامگی باعث شده و می‌شود که افراد و گروه‌ها براساس میل و عقیده خویش حرکت و رفتار نمایند امری که در نهایت به تشتت می‌انجامد تا برخی تندرو و گروه‌هایی کندرو یا میانه‌رو نام گیرند و بدین ترتیب انسجام لازم از بین رفته و از قدرت و توان آن‌ها هم به مراتب کاسته می‌شود بنابراین بجاست نمایندگانی از تمامی گروه‌های اصلاح‌طلب مامور این کار شده که ضمن مطالعه، پژوهش و تحقیق، مانیفستی را برای تداوم راه اصلاحات تدوین نمایند این مانیفست باید نشانگر مسیری رو به جلو باشد و در آن تا حد امکان همه احتمالات ممکن در نظر گرفته و استراتژی و تاکتیک‌های لازم در نظر آید، لازم است گروه یا کمیته فوق همواره فعال باشد تا در مواقع لازم تاکتیک‌های مناسب را نیز تدوین نماید و گرنه با این شرایط باز هم به جایی نخواهیم رسید.

3- منشور اصلاحی: مجموعه اصلاحات شامل مجموعه گروه‌هایی است متنوع و گسترده چه از لحاظ فکری و عقیدتی و چه از حیث مشی و مرام و هدف که هر کدام به ظرفیتی از اصلاحات و دموکراسی معتقدند این گروه‌ها اگر ائتلافی آگاهانه را صورت ندهند هرگز با این تنوع و تکثر افکار و آرا به جایی نخواهند رسید و حتی این گستردگی به پاشنه آشیل اصلاحات تبدیل می‌شود بنابراین لازم است منشوری تدوین گردد تا بر اساس اشتراکات، محورهای همکاری تا رسیدن به هدف معین مشخص و به تصویب رسد با وجود چنین منشوری همه افراد و گروه‌ها موظف خواهند بود در آن حدود حرکت و به اصول آن وفادار و پایبند باشند در این صورت تنوع و گستردگی نه تنها ضعف و پاشنه آشیل نخواهد بود بلکه توان و نیروی اصلاحات را صد چندان و دستیابی به هدف را آسانتر و سریعتر می‌کند.