* دکتر علی بیگدلی- استاد دانشگاه و کارشناس مسایل بینالملل
«تایم اوت» جدیدترین طرح ارایه شده از سوی آژانس بینالمللی انرژی هستهای و اتحادیه اروپا در جهت حل مسأله پرونده هستهای ایران است. چند ماه پیش آقای البرادعی در یک اظهارنظر مدافعانه اعلام کرد، فناوری را نمیتوان با موشک منهدم کرد.
ایران مثل هر کشوری طبق منشور آژانس حق داد از انرژی هستهای صلحآمیز برخوردار شود. این اظهارنظر با خشم مقامات آمریکایی روبهرو شد و خانم رایس اعلام کرد فرایند پرونده هستهای ایران از آژانس گذشته، بنابراین نه به آژانس برمیگردد و نه در اختیار مقامات آژانسی است که اظهارنظر کنند.
برخی از محافل دیپلماتیک اروپایی مدعی هستند این طرح با موافقت پنهانی خاویر سولانا تهیه شده و عبارتست از: توقیف فعالیتهای هستهای ایران در سطح موجود و خودداری این کشور از ادامه افزایش تعداد سانتریفیوژها، همزمان با لغو کلیه قطعنامههای صادره از سوی شورای امنیت تاکنون پیشنهاد «تایم اوت» از طرف هیچیک از طرفین مذاکرهکننده آقای لاریجانی و آقای سولانا تأیید یا تکذیب نشده است. اما به نظر میرسد، این طرح میتواند موجب شکاف در میان کشورهای 1+5 و آمریکا شود.
اما تحولات چنین نشان میدهد که شرایط یکدستی که به نفع آمریکا بود، در حال تغییر است. انتخاب «گوردون براون» به عنوان نخستوزیر از حزب کارگر از سوی سخنگوی وزارت خارجه ایران مورد استقبال قرار گرفت. براون نیز حمله به عراق را یک اشتباه سیاسی- نظامی اعلام کرد و گفت قصد دارد روابط سنتی لندن با همسایگان عراق را احیا کند.
ورود چند چهره ضد آمریکایی در کابینه گوردن براون، نشاندهنده خط فکری مستقل نخستوزیر جدید است که مؤید شکست اتحاد بریتانیا و آمریکا در دوره بلر است. اظهارات بروان با واکنش سرد آمریکا روبرو شد.
اما آنچه از همه مهمتر است دیدار پوتین و بوش در ویلای بوش پدر بود. محور اصلی مذاکرات عبارت بود از: مسأله پرونده هستهای ایران، استقلال کوزوو و استقرار سپر دفاع ضد موشکی آمریکا در لهستان و چک. روابط دو کشور طی چند سال گذشته به سردی گراییده بود و به نظر میرسد این بوش بود که قصد داشت در منازعات بینالمللی روسیه را به حاشیه پرتاب کند.
روسها که معمولاً از سیاست صبر و انتظار پیروی میکنند، چندان واکنشی نشان ندادند تا این که بحث استقرار موشکهای آمریکا در اروپای شرقی مطرح شد.
پوتین در یک واکنش شدید با یک جانبهگرایی آمریکا در اداره امور جهانی و تصور تکقطبی واشنگتن مخالفت کرد و استقرار هر سیستمی را در اروپای شرقی تهدیدی علیه روسیه اعلام کرد.
در مورد ایران بوش پوتین را تحت فشار قرار داده بود تا بر سر قطعنامه سوم علیه ایران از سیاست واحدی پیروی کنند. این پیشنهاد مورد مخالفت پوتین قرار گرفت. اما دو طرف تعهد کردند بیانیه مشترکی دایر بر توقف فرایند غنیسازی ایران صادر کنند، که البته این فقط یک ژست سیاسی است و هیچگونه تصمیم الزامآوری نیست.
بوش که به هیچکدام از اهداف خود در این ملاقات دست نیافت، یک بار دیگر از همان حربه همیشگی استفاده کرد و اعلام نمود که آمریکا از نبود دموکراسی و آزادی و عدم رعایت حقوق بشر در روسیه نگران است. پوتین اما در پاسخ گفت که آمریکا بهتر است به رفتار جورج تنت، رئیس سابق سیا که فرمان شکنجه علیه سربازان عراقی و زندانیان گوانتانامو را صادر کرد رسیدگی کند و روسیه به هیچ کشوری اجازه نمیدهد در امور داخلیاش دخالت کند.
با این همه، اگر مربع درگیر در پرونده هستهای ایران را که شامل آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و چین است در نظر بگیریم، هر چند همگی با تبدیل شدن ایران به یک قدرت اتمی مخالف هستند، اما هیچ کدام راضی نیستند، آمریکا در امور ایران به پیروزی یکجانبه برسد و گلوی اتحادیه اروپا، چین و روسیه را بفشارد. جهان امروز و حتی دنیای غرب دیگر تاب و تحمل ماجراجوییهای نومحافظهکاران آمریکا را ندارد، این واقعیتی است که اکنون همگان به آن اذعان دارند.