ابوالفضل مرادی
1-یکی از نهادهای اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مجتمع تشخیص مصلحت میباشد. مجمعی که مأموریت ذاتی او تشخیص و تمییز مصلحت از غیرمصلحت میباشد. بعنوان مثال اگر مصوبهای از مصوبات مجلس شورای اسلامی به خاطر مخالفت صریح آن با شرع مقدس اسلام و همچنین قانون اساسی کشور از سوی شورای محترم نگهبان رد شده و مجلس نیز روی عقیده و نظر خود مصر باشد چنین مصوبهای به مجتمع تشخیص مصلحت فرستاده میشود که مجمع پس از تشکیل جلسه و کار کارشناسی روی موضوع و شور و مشورتهای فراوان نهایتا مصلحت را یا در تأیید نظر شورای محترم نگهبان میبیند و یا تأیید مصوبه مجلس محترم شورای اسلامی و در هر دو صورت به مصلحت عمل کرده است. و هرگز نمیتوان مجمع را به خاطر در نظر گرفتن مثلا نظر شورای نگهبان حقیقتگرا و در صورت تأمین نظر مجلس مصلحتگرا نامید. به عبارتی دیگر در اینجا تفکیکی میان حقیقت و مصلحت نیست و حقیقت همان است که مصلحت تبیین میکند و از پشت عینک مصلحت دیده میشود. و منبع چنین تشخیص نیز خرد جمعی است. یعنی در مجتمع تشخیص مصلحت این خرد جمعی است که مصلحت را از غیرمصلحت تمییز و تشخیص میدهد.
2- رزمندهای در میدان جنگ هم مسلح به سلاح سرد است و هم مسلح به سلاح گرم و نحوه استفاده از این سلاحها نیز در اختیار خرد و عقل ذاتی اوست. یعنی این خرد و عقل این رزمنده است که تشخیص میدهد آیا در این لحظه و در این وضعیت پیش آمده مصلحت در استفاده از سلاح سرد است یا گرم چنین رزمندهای هر کجا که مصلحت ببیند از سلاح سرد استفاده خواهد کرد و در صورتی که مصلحت را چیز دیگری ببیند از سلاح گرم حال سؤال اینست که مگر میتواند آن زمان که این رزمنده از سلاح سرد استفاده کرده است او را حقیقتگرا و آن زمان که از سلاح گرم استفاده کرده است او را مصلحتگرا نامید؟ بدیهی است که هرگز چنین قضاوتی نمیتوان نمود چرا که در هر دو وضعیت این رزمنده مصلحت را در نظر گرفته و مطابق آن عمل کرده است.
3- امام حسین (ع) مصلحت جامعه اسلامی را در قیام و امام حسن (ع) همین مصلحت را در صلح مقطعی با معاویه دیدند حال سؤال این است که مگر میشود یکی از این امامان بزرگوار را به خاطر انتخاب گزینه جنگ حقیقتگرا و دیگری را بعلت انتخاب گزینه صلح مصلحتگرا نامید مگر نه این است که هر دو این امامان بزرگوار در انتخاب 2 گزینه جنگ و صلح مقطعی مصلحت جامعه اسلامی را در نظر گرفتهاند. همچنین حضرت علی (ع) در مقطعی از عمر شریفشان مصلحت جامعه اسلامی را در سکوت خویشتن دیدند و در مقطعی دیگر از عمر مبارک خود همین مصلحت را در جنگ با معاویه حال سؤال این است که مگر میتوان زندگی این امام معصوم علیه السلام را به 2 بخش مجزا تقسیم کرد و گفت که ایشان در مقطعی از عمر شریف خود مصلحتاندیش بودهاند و در مقطعی دیگر حقیقتگرا.
4- حاکم حکومت اسلامی برای اداره حکومت و مملکت اسلامی و فائق آمدن بر مشکلات پیش رو و باز کردن گرههای موجود همواره 2 سلاح عمده و کارآمد در اختیار دارد: 1- احکام اولیه 2- احکام ثانویه و وظیفه حاکم اسلامی تشخیص این نکته است که در مورد رخداد پیش آمده آیا مصلحت در انتخاب احکام اولیه است و عمل بر اساس آن یا در انتخاب احکام ثانویه و باز عمل بر اساس آن. به عبارتی تشخیص این نکته که آیا این گره موجود با سرانگشت احکام اولیه باز خواهد شد و یا با سرانگشت احکام ثانویه. چه آن هنگام که حاکم حکومت اسلامی گزینه احکام اولیه را انتخاب میکند و چه آن زمان که گزینه احکام ثانویه را مد نظر قرار میدهد در هر دو صورت به مصلحت عمل کرده است و به هیچ وجه نمیتوان حاکم حکومت اسلامی را به خاطر انتخاب گزینه اول حقیقتگرا و در صورت انتخاب گزینه دوم مصلحتگرا نامید. و بر این مبنا قضاوت کرد که مثلا یک فقیهی در زندگی خود مصلحتگرا بوده است و فقیه دیگر حقیقت گرا. و یا اینکه یک حاکم اسلامی در مقطعی از دوران حکومت خود بیشتر جانب حقیقت را گرفته است و در مقطعی دیگر از دوران حکومت خود جانب مصلحت را. چرا که یک فقیه و یک حاکم اسلامی در انتخاب هر کدام از این دو گزینه همواره بر اساس مصلحت جامعه عمل میکند و بس.
5- به اعتقاد نگارنده دوستان محترمی که این روزها بعضی مباحث را در زمینه حقیقتگرایی و مصلحتاندیشی مطرح نمودهاند انسانهای پاکدلی بودهاند که در فهم مفهوم مصلحت ره به خطا برده و دچار مشکل شدهاند و یا اینکه مصلحتاندیشی یک فقیه عادل و یک مجتهد جامعالشرایط را که بار سنگین زعامت و رهبری امور مسلمین جهان را بدوش میکشد و همواره در مشکلات پیشرو مصلحت جامعه اسلامی و جهان اسلام را مد نظر قرار میدهد چنین مصلحتی را از جنس مصلحتاندیشی حاکمان جور و ظلم و سران استبداد و استعمار و نیز مصلحتاندیشی سیاستمداران غربی که در آن فقط و فقط مصلحت باندی و گروهی و حزبی و منافع جناحی دیده میشود یکی دانسته و آن گاه چنین قضاوتی کردهاند و گرنه اگر این گونه دوستان ابتدا واژه مصلحت را خوب حلاجی کرده و جنس مصلحتاندیشی یک مجتهد عادل جامعالشرایط را از جنس مصلحتاندیشی سیاستبازان جدا ساخته و جدا دیده بودند هرگز چنین سخنانی را بر زبان نمیراندند. امید آنکه خداوند تبارک و تعالی با کشتی فضل خود همگی ما را به ساحل امن تقوا، انصاف و درک و فهم صحیح مسائل و مفاهیم رهنمون سازد.