اشکان مهدوی
«شرایط کشور ما هماکنون ویژه است، بنابراین از شما دانشگاهیان میخواهم که با دقت مسائل را پیگیری کنید... در این شرایط سیاست مدبرانه در منطقه ضرورت دارد و باید سعی کنیم که با کشورهای منطقه با هم باشیم. نباید خواستهای باندی و جناحی در داخل، نیروهای اصیل را از هم جدا کند. باید به صورت یکپارچه و با مشارکت کشورهای مسلمان همسایه روابط دوستانه خود را با این کشورها تقویت کنیم تا دشمنان نتوانند به دست همسایگان ما را تضعیف کنند».
این بخشهایی از سخنان مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با جمعی از دانشگاهیان است که روز سهشنبه انتشار یافت.
مسلما اینکه آیتالله هاشمی رفسنجانی در قامت ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، با توجه به اشرافی که به فراخور جایگاهش به شرایط داخلی و خارجی کشور دارد از وجود «شرایط ویژه» خبر میدهد، حائز اهمیت و قابل تحلیل و تامل بسیار است. باید دید که چه عواملی موجب پدید آمدن چنین تحلیلی در بالاترین ردههای کشور شده و وظیفه نیروهای سیاسی و قوای کشور در قبال این شرایط چه خواهد بود.
در یک سال گذشته، سه قطعنامه ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل که دوتای آنها حاوی تحریمهایی علیه ایران بود، صادر شد، اگرچه به دلیل پیشرفتهای اقتصادی کشور بهویژه در سالهای پس از جنگ تاثیر این تحریمها بر اقتصاد داخلی به آن شدتی که تحریمکنندگان دنبال میکردند، نبوده است، اما به هر روی تاثیر رو در رو شدن ایران با جامعه جهانی بر ذهنیت عمومی غیرقابل انکار است، در کنار اینها بحرانهای گاه و بیگاه مانند کدورت روابط با کویت و بحرین و خبر مشکوک و تاسفآور فتوای برخی از علمای وهابی مبنی بر تخریب اماکن متبرکه شیعیان باعث شده که تلاش برای حفظ وحدت و انسجام در کشور و تلاش برای استحکام روابط با دیگر کشورهای منطقه اهمیتی مضاعف بیابد.
چنین شرایطی است که رئیس ارگانی که برای تشخیص مصلحت نظام بنیان گذاشته شده است را وامیدارد تا از وجود شرایط ویژه و لزوم حفظ وحدت سخن بگوید. اما در این میان، واکنش مسوولان دولتی به چنین اظهارات دلسوزانهای نیز محل تامل و درنگ است.
بلافاصله پس از انتشار سخنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره وجود شرایط ویژه در کشور، چند مسوول دولتی، نماینده مجلس و فعال سیاسی به این موضوع واکنشی نشان دادند.
«مجتبی ثمره هاشمی» مشاور رئیسجمهور درباره سخنانی که مبنی بر قرار داشتن کشور در شرایط ویژه از سوی برخی مسوولان مطرح شده است، گفت: «اگر منظورشان این است که کشور به سرعت در حال پیشرفت است، امنیت و صلح وجود دارد، در سیاست خارجی به شدت پیشرفت میکنیم، بحث اشتغال و مسکن در حال حل شدن است و همه مسائل کشور منسجم میشود، این حرف درست است.» و از سوی دیگر، پورمحمدی وزیر کشور تاکید کرد: «شرایط ایران همیشه ویژه بوده است چون هر روز جایگاه ما ارتقا مییابد».
در همین حال، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس میگوید: «التهاب ویژهای را در کشور شاهد نیستیم» و فروز رجاییفر، فعال سیاسی اصولگرا و سرپرست گروههای استشهادیون ترجیح میدهد به جای نقد سخن، گوینده را نقد کند و از همین رو به انتقاد از سیاست خارجی دوران سازندگی میپردازد!
به نظر میرسد اصولگرایان چه در دولت و چه در مجلس سعی دارند واقعیات موجود در کشور را با سخنانی از جنس مزاح و طنز و زیر سایه پیشرفتهای علمی کشور تصویری به اصطلاح «گل و بلبل» از شرایط کشور ارائه دهند، حال آنکه چنین چیزی نمیتواند تصویرگر تمام واقعیت باشد، اگرچه بخشی از آن است.
همانطور که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در سخنان خود به این اشاره میکند که: «استکبار جهانی با دیدن پیشرفتهایی در زمینه فناوریهایی مانند هستهای و نانو بر ما فشار میآورند و این در حالی است که همه منابع لازم برای توسعه ایران را داریم و هوش ملت ما بالاتر از حد استاندارد است و سابقه تمدن چندین هزار ساله داریم».
با نگاهی کوتاه به اظهارات شخصیتهای سیاسی اصولگرا میتوان دریافت که اصولگرایان به نوعی یکجانبهنگری در مواضع دچارند. نگاهی که بدون در نظر گرفتن ضعفها و تهدیدها، تنها و تنها قدرت و فرصت را میبیند و اینچنین تصویری غیرواقعی از شرایط موجود ارائه میکند، این نوع نگاه میتواند ناشی از چند موضوع باشد.
یکی ترس این جناح از تاثیر منفی قبول وجود شرایط ویژه بر آرای انتخاباتی این جریان در انتخابات آینده مجلس و دیگری احتمال اقبال مردم به طرفداران نگاه واقعگرا و اعتدالی به کشور.
با این همه باید از دوستان اصولگرا پرسید در شرایطی که گروههای سیاسی میان منافع ملی و منافع جناحی قرار میگیرند باید چه انتخابی را در پیش گیرند. مسلما پاسخ آنان به این سوال این نخواهد بود که ما میخواهیم منافع ملی را به دلیل نزدیکی انتخابات قربانی مواضع جناحی کنیم و اینچنین کشور را به راهی بکشانیم که بازگشتی برای آن متصور نخواهد بود؛ که اگر چنین پاسخی در کار باشد، مصداق مثل مشهور: «مرگ خوب است برای همسایه» خواهد بود. چه آنان منتقدانیاند که در دروههای سیاسی پیشین در این کشور همواره جناحهای حاکم را انذار میدادند که مبادا منافع ملی را قربانی خواستههای گروه و جناح خود کنید!
به نظر میرسد در شرایط فعلی همانگونه که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز بر آن تاکید کرده بود گروههای داخلی باید اتحاد خود را حفظ کنند و با تقلیل خواستههای جناحی و گروهی وحدت داخلی را در مقابل بدخواهان خارجی ایجاد کنند تا کشور از «شرایط ویژه» موجود به در آید.
به هر روی قابل کتمان نیست که همگی گروههای سیاسی داخلی چه اصلاحطلب و چه اصولگرا در یک کشتی بر دریای پرتلاطم سیاست در حرکتاند و رخنهای در این کشتی نه عامل پیروزی یک جناح که سبب غرق تمامی ساکنان کشتی خواهد بود.