از چند ماه پیش که ملک عبدالله پادشاه عربستان سران فلسطین از جمله ابومازن، اسماعیل هنیه و خالد مشعل را به مکه آورد و پای میز مذاکره نشاند و در نهایت پیمان مکه با پادرمیانی وی به امضا رسید هم، مشخص بود این توافق، عمر چندانی نخواهد داشت. پیمان مکه برای بسیاری از موارد اختلاف فتح و حماس هیچ چارهای نیندیشیده بود و مشخص بود اختلافات موجود میان این دو گروه پس از مدتی سر باز خواهد کرد و ریشه دولت تازه تأسیس وحدت ملی را خواهد خشکاند. از سوی دیگر واضح بود که رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به عنوان عوامل خارجی و از سوی دیگر مزدوران داخلی وابسته به فتحشان نظیر محمد دحلان، اجازه استمرار دولت وحدت ملی را که در مغایرت با اهداف و استراتژیشان قرار داشت، نخواهند داد. اما اکنون و پس از اضمحلال عملی توافق مکه، سران برخی از کشورها در شرم الشیخ جمع شدهاند که نه برای حل معضلات و مشکلات داخلی فلسطین که برای حذف و مجازات حماس چارهای بیندیشند. در این میان مصر هم که میزبان این اجلاس است به دنبال ایفای نقش سنتی خود یعنی دلال آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه است. چهار کشوری که در این اجلاس گرد هم آمدهاند به این بهانه که حماس گروهی تروریستی است و بدون توجه به پیروزی حماس در انتخاباتی دموکراتیک، عزم خود را برای نابودی مقاومت جزم کردهاند. پیش از این هم جامعه جهانی به رهبری ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تلاش خود را با توسل به تمامی حربهها از جمله محاصره اقتصادی برای فلج کردن دولت منتخب فلسطین به کار بسته بود. اما نشست شرمالشیخ در حالی با حضور محمود عباس (ابومازن) رئیس تشکیلات خودگردان، ملک عبدالله دوم پادشاه اردن، حسنی مبارک، رئیسجمهور مصر و بالاخره ایهود اولمرت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی برگزار شد که مشخص بود هدف اصلی چنانکه گذشت تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است. در واقع اجلاس شرمالشیخ با هدف حمایت از ابومازن در مقابل حماس برگزار شد. به تعبیر دیگر این اولینباری بود که اعراب و رژیم صهیونیستی برای مقابله با حماس با یکدیگر دست اتحاد داده بودند. از سوی دیگر به نظر میرسید که شرکتکنندگان در این اجلاس به دنبال اجرایی کردن استراتژی جدید فتح باشند. استراتژیای که براساس آن قرار است کرانه باختری با مدیریت فتح و کمکهای انبوه خارجی، بهشت شدادی برای فلسطینیان شود و از طرف دیگر با قطع تمامی کمکها به حماس و غزه، زمینه برای نابودی مقاومت کاملا آماده شود.
ایالات متحده درصدد است که با عنوان کردن حماس به عنوان مشکل اصلی مردم فلسطین، راه را برای نابودی مقاومت هموار سازد و پروژهای را که سالها است در قالب طرحهای مختلف از کمپ دیوید گرفته تا طرح خاورمیانه بزرگ و جدید و... دنبال میکند، تکمیل سازد. در این میان مصر و اردن هم که از اولین کشورهایی محسوب میشوند که روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی ساختهاند، درصد بودند با خوشرقصی برای رژیم صهیونیستی و اربابان آمریکاییشان، زمینه عادیسازی روابط دیگر کشورهای خاورمیانه با اسرائیل را نیز در این نشست فراهم کنند. خبرها حاکی از آن است که این دو کشور میخواهند معاملهای بزرگ با اولمرت انجام دهند و در قالب طرح ریاض زمینه برقراری روابط اسرائیل با دیگر کشورهای عرب منطقه را فراهم کنند. براساس این معامله دولتهای عربی خلیجفارس، 10 میلیارد دلار به اسرائیل در ازای پذیرش طرح صلح عربی پرداخت خواهند کرد. در این میان واضح است که غالب کشورهای عرب منطقه راه خود را به غلط انتخاب کردهاند چرا که برقراری رابطه صلحآمیز با دولت نامشروع اسرائیل محال است. تاریخ شاهد خوبی بر زیادهخواهیهای سران این رژیم بوده است. سران عرب باید با عبرت گرفتن از تاریخ، نه تنها به دنبال برقراری رابطه با این رژیم نروند که برای تضعیف و حتی نابودی این رژیم با یکدیگر دست اتحاد دهند.
کشورهای اسلامی میتوانند از طرق سیاسی، اقتصادی و حتی در عرصههای دانش و فناوری به تحریم رژیم تلآویو دست زده و این کشور را به کشوری منزوی در منطقه تبدیل کنند. اما در کشور ما هم متأسفانه قانون حمایت از انقلاب اسلامی فلسطین به صورت کامل اجرا نمیشود.
خصوصا ماده 8 این قانون که بر ممنوعیت هر نوع برقراری رابطه اقتصادی و تجاری و فرهنگی با کمپانیها و مؤسسات و شرکتهای وابسته به صهیونیستها در سطح جهان، تصریح دارد؛ غالبا نادیده گرفته میشود و شرکتهایی صهیونیستی نظیر کوکاکولا، نستله و... بدون ایجاد مانع خاصی در ایران به فعالیت مشغولند.
حال آنکه جا دارد دولت اصولگرا با دقت و قاطعیت با اینگونه شرکتها و کمپانیها برخورد کند و اجازه فعالیت به شرکتهایی که درآمد آنها صرف تأمین تسلیحات، با هدف ریختن خون مردم مظلوم فلسطین میشود، ندهد.