حوادث چند روز اخیر مراکز مذهبی پاکستان، بحران سیاسی این کشور را وارد مرحله خطرناکی کرده است. به نظر میآید آنچه این هفته در حوالی مسجد لال (سرخ) اسلامآباد رخ داد، حلقهای متفاوت از یک نزاع زنجیرهای است.
تصمیم مشرف برای وارد کردن ارتش به حریم مدارس دینی و صدور جواز قتل محصلین و مدرسان مرکزی که وی آن را کانون افراطگرایی میخواند میتواند جرقه آغاز بحرانی باشد که هیچ نقطه پایانی بر آن متصور نیست. کافی است به پیامهای رد و بدل شده از بلندگوی دو طرف این نزاع توجه کنید؛ فرماندهان نیروهای مهاجم این اولتیماتوم را دادهاند که در صورت مقاومت طلبهها و اعضای این مدارس دینی، از هر اقدامی حتی تخریب سقف این مراکز بر سر ساکنان آن دریغ نخواهند کردهاند و در مقابل روحانیون و مسئولان مساجد نیز در دستوری شبه فتوا، تهدید کردهاند که این حریمشکنی را با قیام هواداران و مقلدان خود در مساجد و مکاتب سراسر کشور پاسخ خواهند داد. بدون تردید در این رشته نزاع خونین که تصاویر کشتهها و قربانیانش، افکار عمومی را در بهت فرو برده است، مسجد لال یک نماد و سمبل است، نمادی که طیف مخالفان سنتگرای مشرف از آن برای به چالش کشاندن مشروعیت حکومت ژنرالها بهره میگیرند.
همه کسانی که به جنبش ضدحکومتی مسجد لال پیوستهاند، حرکت خود را نوعی مبارزه عقیدتی برای اصلاح حکومتی که آن را فاسد میخوانند دانستهاند، این گروه جدید را میتوان حلقهای نوپدید مخالفان ایدئولوژیک دولت مشرف دانست؛ حلقهای که در آن روحانیون و طلاب مسجد لال و دو مدرسه دینی مردانه و زنانه وابسته به آن خواستار جاری شدن قوانین اسلامی در کشور شدهاند. آنها دولت را به رواج نوعی بیبندوباری متهم کردهاند، به باور رهبران این گروه، دولت مشرف با آنکه فضای سیاسی کشور را بسته اما فضای اجتماعی را برای جلب رضایت غرب ولنگارانه باز کرده است با همین تفکر در این مدت، طلاب مسجد لال به اقداماتی دست زدهاند که باعث ناخرسندی بسیاری از مردم در مورد حفظ امنیت در پایتخت شده است. اواخر ماه گذشته، گروهی از این طلاب به یک درمانگاه طب سوزنی حمله کردند و چند نفر را به اتهام فساد اخلاقی ربودند. شبکه امنیتی مشرف در این حوادث دچار سردرگمی جدی شد. علت این درماندگی به دو ابزار مؤثری برمیگشت که گردانندگان مبارزه به کار بستند، اهرم نخست، توسل آنها به حربه عملیات انتحاری بود و دوم پیوستن طیف زنان به جمع طلاب مسجد لال بود چنان که یک مقام امنیتی میگوید: دولت بیم آن دارد که حمله مسلحانه به این محل باعث اقدامات تند تلافیجویانه از جمله عملیات انتحاری شود زیرا عبدالرشید غازی از مسئولان مساجد گفته بود هوادارنش آماده عملیات انتحاری هستند.
باز همین منبع در اسلامآباد میگوید به نظر میرسد که عامل درگیری روز سهشنبه تلاش طلاب زن برای وادار کردن مأموران به تخلیه پستهای بازرسی بوده است. تصاویر شبکههای خبری برای نخستین بار حضور گروههایی از زنان را در حوالی مسجد لال نمایش دادند که با چوب و سنگ و دوشادوش مردان برابر سربازان مشرف صف بسته بودند. بیگمان مشارکت زنان در این نزاع یک اتفاق جدید و موضوعی است که میتواند دولت مشرف را در مهار این بحران با دشواریهای جدید روبرو کند.
نبردی که از باجور آغاز شد
به باور ناظران شبه قاره، ریشههای حرکتهای خشمگین اخیر اسلامآباد به عملیاتی برمیگردد که پائیز گذشته دولت مشرف آغاز کرد. درست در پایان ماه اکتبر، مشرف دستور مواجههای مسلحانه با مراکز دینی این کشور را صادر کرد. در این عملیات هلیکوپترهای توپدار ارتش به مدرسهای واقع در منطقه قبیلهنشین باجور در شمال شرق پاکستان، حمله برده و با این ادعا که این مدرسه به صورت مجتمعی برای آموزش نفرات وابسته به القاعده و طالبان مورد استفاده قرار داشت منهدم کردند.
سخنگوی ارتش پاکستان آن روز ادعا کرد که از این محل، برای تدریس علوم دینی استفاده نمیشد بلکه محل تمرکز و آموزش تندروهای مسلح القاعده و طالبان بوده است.
مشرف نیز مدعی شد که تعدادی از نفرات مسلح وابسته به شبکه القاعده و رژیم سابق طالبان در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان پنهان شدهاند و از این محل برای طراحی و اجرای عملیات در داخل خاک افغانستان استفاده میکنند. به هر حال همه چیز در عملیات باجور از آغاز یک طرح تهاجمی جدید خبر میداد خبرهای بعدی نیز روشن ساخت ارتش پاکستان نیرویی متشکل از حدود 80 هزار تن از نظامیان خود را برای مقابله با کسانی که تندروهای مذهبی میخواند بسیج کرده است. گردانندگان مدارس دینی پیام عمیلات ژنرال را دریافت کردند و با حادثه باجور مناسبات آنها با حکومت به کلی تغییر کرد.
بعد از این، موج بیوقفهای از تظاهرات و تظاهرکنندگان در شهرهای مختلف بهویژه اسلامآباد به راه افتادند که با در دست گرفتن پیراهن خونین طلاب باجور برای آغاز قیام جدید هم قسم شدند.
سربازان نبرد سیاسی
از شکل و ظاهر جنگی که از باجور آغاز شده و به مسجد لال خاتمه یافت، این پیام برداشت میشود که رویارویی جماعت طلاب و گردانندگان مکتبخانهها واقعه و موضوعی متفاوت از نزاع همیشگی احزاب سیاسی با مشرف است، آنها به ظاهر بر سر عقاید و باورهای متعصبانهشان وارد جنگ با دولت شدهاند، اما احزاب و گروههای سیاسی بر سر توزیع و تقسیم قدرت با مشرف در ستیز هستند. خواسته اصلی این گروه از مخالفان ایدئولوژیک مشرف، پاکسازی فضای اجتماعی و یا به قول خودشان برقراری احکام شریعت است، اما خواسته گروههایی مانند حزب مردم یا مسلم لیگ کاهش نقش ژنرالها و باز شدن چتر بسته مشارکت سیاسی است. اما واقعیت این است که درگیری این جریانها و نحلههای مذهبی نیز امری مجزا از «پروژه نزاع سیاسی» نیست. حتی اگر در معرکه درگیری طلاب هیچ نشان یا علامتی از احزاب نباشد، اما آنها سربازان یک نبرد سیاسی هستند. اتاق فرمان این نزاع در دست کسانی است که در عین داشتن شاکله مذهبی، بازیگران کهنه کار سیاست پاکستان شناخته میشوند.
اساساً چرا دنبال این علت ساده نباشیم که حلقه اتصال این توده طلبههای مدارس به بحر سیاست، یک ائتلاف تابلودار حزبی است که اکنون اکثریت پارلمان این کشور را در دست دارد: ائتلاف 6گانه مجلس عمل متحده. تشکیلاتی که ملغمهای پیچیده از احزاب سیاسی و جمعیتهای مذهبی سنتگرا را پدید آورده است. در پشت صحنه رهبری این تشکل، ریشسفیدان پرآوازهای مانند قاضی حسین احمد رئیس ائتلاف، فضلالرحمان دبیر و سمیع الحق ایدئولوگ حضور دارند که هماهنگ با دیگر سران احزاب سیاسی، جریان مبارزه علیه مشرف را پیش میبرند.
بنابراین نزاعهای خونین اخیر جزئی از پروسه مبارزه برای کسب قدرت است. اهداف این گروهها همگی به انگیزههای انتخاباتی آغشته است. به این دلیل که ائتلاف جبهه عمل متحده یک رکن اصلی در رقابت انتخاباتی است. این ائتلاف در عین حال که با اشتیاق به سوی فتح کرسیهای قدرت خیز برمیدارد، امیدوار است در کنار این اهداف سیاسی، آرزوهای بلندپروازانه ایدئولوژیک خود با نام اصلاحات مذهبی را بر شانههای دولت و مجلس آینده مستقر سازد. هر چه به انتخابات سرنوشتساز پایان امسال نزدیک شویم، دامنه و ابعاد این نزاع خشونتبار وسیعتر خواهد شد. جبهه پرتعداد مخالفان ژنرال بر آن هستند تا از استراتژی رویارویی خیابانی برای تهییج و بسیج سیاسی هواداران خود برای انتخابات بهره وافر بگیرد و این وجه تمایز اصلی پدیده رقابت سیاسی پاکستان با همه جوامع مشابه است.
روزهای آینده برای ژنرال 63 ساله که به سومین دوره ریاست میاندیشد، روزهای بسیار دشوار و سرنوشتساز است، اغلب ناظران در پایان این آزمون سخت، پاسخ این پرسش خود را میجویند که آیا انتخابات آینده تکلیف این دوگانگی و شکاف خونین میان دولتی غربگرا و جامعهای سنتگرا را روشن خواهد کرد و آیا گریبان پاکستان در فردای انتخابات از چنگ این کشمکش ملالآور میان افراطگرایان حامی طالبان و ژنرالهایی که خود را مدافع میانهروی میخوانند خلاص خواهد شد.