دکتر حسین علایی
بعد از پیگیریهای فراوان دولت عراق و پس از گذشت حدود دو ماه از مذاکرات دور اول ایران و آمریکا بر سر مسئله امنیت عراق، روز سهشنبه 2/5/86 دور دوم این مذاکرات در سطح سفرای دو کشور در بغداد آغاز شد. اگرچه امید میرفت که این مذاکرات پس از آزادی دیپلماتهای ایرانی از سوی نظامیان آمریکایی در عراق، انجام شود، ولی به هرحال ممکن است یکی از پیامدهای آن، آزادی گروگانهای ایرانی در عراق باشد.
ایران و آمریکا مسائل و مشکلات فراوان و بعضاً مشترکی درباره موضوع عراق دارند که میتوانند آنها را پشت میز مذاکره و در کنار هم قرار دهند، از جمله این مسائل، علاقمندی طرفین به ایجاد امنیت و گسترش ثبات در عراق است. آمریکا تاکنون علیرغم اتخاذ راهبردهای گوناگون نتوانسته است کمترین و حداقل میزان امنیت را برای مردم عراق و نیز برای نظامیان خود ایجاد نماید. روزی نیست که خودرویی در عراق منفجر نشود و یا عملیاتی تروریستی در آن کشور صورت نگیرد. هماکنون درگیریهای فرقهای که روزانه باعث کشته و مجروح شدن دهها نفر از مردم عادی عراق میشود، یکی از مشکلات مهم مردم و دولت عراق است که به صورت کلافی سردرگم برای کسانی که به امنیت عراق میاندیشند در آمده است. بنابراین، حرکت به سوی ایجاد امنیت و رفتن به سوی ثبات و آرامش از علایق مشترک دو کشور مذاکرهکننده است. باید توجه داشت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که منبع ایجاد ناامنی در عراق سه عامل «سیاست دولت آمریکا و رفتار نظامیان اشغالگر»، «تبدیل عراق به پایگاه تروریستهای القاعده در خاورمیانه پس از اشغال آن کشور» و «تلاش بعثیهای باقیمانده از دوران رژیم صدام حسین برای بازگشت به قدرت» میباشد. به جز عامل اول، ایران و آمریکا در مورد دو منبع دیگر با یکدیگر اشتراک نظر دارند، ولی آمریکا سعی میکند تا به جای منبع اول، نفوذ ایران را عامل ناامنی علیه نظامیان خود و علیه اشغالگری در عراق معرفی نماید. از سوی دیگر دو کشور، از دولت فعلی عراق حمایت کرده و از یکپارچگی آن کشور نیز طرفداری نموده و از تجزیه عراق نگران هستند. این مسائل موجب شده است تا دولت آمریکا، در پس ذهن خود، ایران را نه یک کشور تهدیدکننده برای ثبات عراق بلکه یک فرصت مهم و تاریخی برای گسترش امنیت و آرامش در آن کشور ارزیابی نماید.
البته مسائل و مشکلات دیگری هم وجود دارد که موجب نگرانیهای طرفین از یکدیگر است. از جمله، آمریکا براین باور است که ایران، تلاش دارد تا با اقدامات خود به حضور نظامی اشغالگران، در عراق خاتمه داده و نظامیان آمریکایی را از خاورمیانه بیرون کند و خود جایگزین قدرت منطقهای آمریکا در خلیجفارس گردد. ایران هم بر این باور است که آمریکا به طور دائم در تضعیف جمهوری اسلامی میکوشد و برای رسیدن به این هدف، از همه تواناییها و امکانات و ابزارهای خود استفاده میکند و هیچگاه احتمال ضربت نظامی علیه برخی از مراکز خاص در ایران را منتفی نمیداند. برنامه آمریکا برای فروش تسلیحات گسترده به کشورهایی مانند عربستان و امارات با بهانه مقابله با تهدید ایران نیز حکایت از ادامه سیاست ضدایرانی دولتمردان آمریکایی دارد. این نگرانیها و هراس دو کشور از یکدیگر نیز یکی از عواملی است که طرفین را رودرروی یکدیگر در پشت میز مذاکره مینشاند. به هر حال، طرفین احساس میکنند که مذاکره میتواند به کاهش تشنج در منطقه و بین دو کشور کمک کند. بنابراین، مسائل مشترک و نگرانیهای موجود، فرصتی را پدید آورده است تا در شرایط کنونی دو کشور بتوانند با هم به صورت مستقیم گفتگو کنند. به همین خاطر در وضعیت فعلی، نفس انجام گفتگوها از محتوای مذاکرات و توافقات حاشیهای آن، اهمیت بیشتری یافته است. اگر در این شرایط که آمریکا در عراق در حال شکست قرار دارد و جمهوریخواهان، نگران از دست دادن کرسی ریاست جمهوری در دور آینده انتخابات هستند و نظامیان آمریکایی در خاورمیانه بسیار آسیبپذیر شدهاند، دولت بوش بخواهد ابتکار عمل جدیدی را به خرج دهد، بهترین اقدام و راهحل خروج از بنبست، ادامه مذاکره با ایران در سطح بالاتری است تا دولت آمریکا بتواند راهی برای رهایی از باتلاق عراق بیابد، زیرا بسیاری معتقدند که کلید حل معمای عراق در فکر و دست ایران است.
آینده، این مسئله را بهتر نشان خواهد داد.