تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۸۳۴۸

در روابط دیپلماتیک بین کشورها، منفعت‌جویی هر کشور و تلاش برای کسب امتیازات بیشتر امری رایج است و نمی‌توان سران یک کشور را سرزنش کرد که «چرا بر سر میز مذاکره و یا در یک مجمع بین‌المللی، منافع کشور خود را بر خواسته‌های طرف مقابل ترجیح داده‌اند؟» اما در دنیای امروز امتیازخواهی و منفعت‌طلبی نیز قواعدی دارد و کسی حاضر نیست روش‌‌های مورد عمل توسط استعمارگران قدیم و امتیازگیری‌های یک طرفه را تحمل کند. بر همین اساس، رفتار دولتمردان روسیه در تعامل با برخی کشورها به ویژه منفعت‌جویی‌های مبتذل آنها در مواجهه با ایران، اعتراض مکرر عده‌ای از نمایندگان مجلس و بسیاری از مطبوعات را در پی داشته است. در حالی که ظاهرا تاکنون به دلایل معلوم و نامعلوم، در میان گروهی از صاحبان نفوذ علاقه‌ای برای پذیرش این واقعیت کاملاً بدیهی وجود نداشته است. همین چشم بستن بر رفتار مشمئزکننده روس‌ها، آنها را آنقدر گستاخ کرده است که بسیار جسورتر از آمریکایی‌ها به میدان آمده‌اند و پیشنهادی را ارائه می‌کنند که اگر نخواهیم خود را بفریبیم معنایی جز قربانی کردن ایران برای عدم تهدید برخی همپیمانان- یا به عبارت بهتر مستعمرات قدیم شوروی و روسیه- ندارد و لذا اکنون مردم حق دارند که اذعان صریح دولتمردان و مدافعان «استراتژی نگاه به شرق» به سوء استفاده‌گری و غیرقابل اعتماد بودن روس‌ها را خواستار باشند. شاید تاکنون برخی بهانه‌جویی‌های روس‌ها و تاخیرهای آزاردهنده آنها در راه‌اندازی نیروگاه‌ بوشهر ناشی از حس «بی‌رقیب بودن» تلقی می‌شد و این امکان را وجود داشت که ریشه برخی اظهارات و اقدامات را در اشتهای سیری‌ناپذیر دولتمردان روسیه برای دریافت وجوه بیشتر یا به دست آوردن زود هنگام هزینه احداث و تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر جست و جو کرد. البته همین موضوع باید برای دولتمردان ایرانی تجربه‌آموز باشد تا در شئون و امور مختلف از ایجاد حس «بی‌رقیبی» در طرف‌های مذاکره و معامله ایران جلوگیری کنند، اما آنچه از چند ماه پیش با بهانه‌جویی‌های غیرقابل قبول روس‌ها در ارسال سوخت هسته‌ای نیروگاه بوشهر آغاز و در آخرین مرحله به پیشنهاد استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در کنار مرزهای ایران- آذربایجان، ترکیه یا عراق- ختم شده است، با تمام رفتارهای سالیان گذشته آنها متفاوت است. زیرا اینگونه موضع‌گیریها و تکرار سخنانی که قبلاً توسط آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها بیان شده است، دست مخالفان ایران در مغرب زمین را باز خواهد گذاشت تا راحت‌تر از هر زمانی، اتهام‌افکنی علیه کشورمان را تشدید کنند.

 موضع‌گیری اخیر روسیه، شاید نگرانی خاصی در میان دولتمردان ایرانی ایجاد نکند اما نمی‌توان از نقش آن در تقویت مواضع ضد ایرانی آمریکا و متحدان اروپایی آن غفلت کرد. هم‌زمان با پیشنهاد عشوه‌گرانه رئیس‌جمهور روسیه به جرج بوش، یک مقام روسیه نیز ادعا کرده است که «ایرانی‌ها به خوبی‌ می‌دانند که رادارهای ما خاک آنها را کاملا تحت پوشش دارد و این حقیقتی است که ایرانی‌ها باید با آن کنار بیایند!»

راستی این اظهارات و سخنانی از قبیل تعارف پوتین به بوش که «تهدیدهای مشترک را درک می‌کنیم» و «ارتش آمریکا و روسیه می‌توانند هرگونه آزمایش موشکی دوربرد توسط ایران را کشف و پیش از به وجود آمدن تهدید جدی، در برابر آن اقدام کنند» چه معنایی دارد؟ آیا آمریکایی‌ها امروز نمی‌توانند به همین گونه ادعاها و اظهارات روسی - آمریکایی استناد و ایران را یک خطر جهانی جلوه دهند که حتی همسایه ظاهراً قدرتمند شمالی، از آن احساس وحشت دارد؟

اگر کسانی در این زمینه با نگارنده هم رأی هستند باید نگرانی خود از اقدامات روس‌ها را با صدای بلند فریاد بزنند تا حتی صبورترین و پرحوصله‌ترین سیاستمداران ایرانی نیز قبول کنند که هزینه‌سازی‌های ماههای اخیر روس‌ها برای ایران از برخی ابعاد با مجموع دشمنی‌های آشکار و پنهان سایر کشورها قابل مقایسه نیست.

دولتمردان ایران باید مطمئن باشند که روس‌ها از هیچ قاعده مشخصی در روابط با ایران پیروی نمی‌کنند و لذا هر گونه مدارا با آنها در واقع کم کردن هزینه آمریکا برای ضربه زدن به ایران است. البته از جاسوسان سابق K.G.B نیز چیزی پیش از این انتظار نمی‌رود و نباید آنها را در قد و قواره یک سیاستمدار قوی دید. به عبارت دیگر کسی نمی‌تواند انتظار داشته باشد که سران روسیه در مواجهه با همتایان آمریکایی و اروپایی رفتارهای یک ابرقدرت را از خود بروز دهند، پس بهتر است که روسیه را نه یک هم‌پیمان قدرتمند و متعهد بلکه تنها یک «طرف معامله» ببینیم  و بسیار مراقبت کنیم که منافع ما قربانی منفعت‌جویی‌های آن کشور نشود.