تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۲۸۴۵۹

نویسنده: مهدی محمدی

مُد

مد، یعنى: «روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان، طرز زندگى و لباس پوشیدن و... را تنظیم کند».(1) «چیزى که متداول و رایج شده است».(2) «براى بسیارى از مردم، نو، به آن چیزى اطلاق مى گردد که در حال حاضر و یا این اواخر، پیدا شده است».(3)

بنابر تعریف، مد همان شیوه تازه اى است که به وجود آمده و عده اى طبق آن رفتار مى کنند. مد، شیوه زندگى، حرف زدن، لباس پوشیدن، آرایش خانه و وسایل آن و امثال اینها را شامل مى شود. مد به خودى خود، مذموم نخواهد بود و در صورتى مى توانیم آن را ارزشگذارى کنیم که آثار مثبت و منفى آن را در جامعه ارزیابى کنیم. در این نوشتار، به جنبه ها و آثار منفى آن اشاره مى شود و در صورتى مذموم و منفى تلقّى مى گردد که به «مدپرستى» تبدیل شود و جامعه و خانواده ها را با مشکلات فراوان مواجه کند.

ارتباطات

افراد در جامعه زندگى مى کنند و اجتماعى زیستن، مستلزم «ارتباط» است. گاهى فرد با فردى دیگر یا گروهى کوچک و بزرگ ارتباط دارد. افراد در ارتباط با همدیگر، خانواده، مدرسه، گروه هاى همسالان و... تأثیر مى گذارند و متأثر مى شوند ؛ بنابراین، تأثیرگذارى دو طرفه است. گاهى این ارتباط دو سویه نیست و فرایند تأثیرگذارى تنها از یک طرفْ ناشى مى شود که بیشتر در وسایل ارتباط جمعى نمود پیدا مى کند. البته در بعضى موارد، ارتباط در این وسایل هم دو طرفه است.

جامعه

هر جامعه اى که داراى هویت، پیشینه تاریخى و ارزش هاى فرهنگى است، افرادش زنده، پویا و داراى شخصیت اند. جامعه ما، جامعه اى دینى است که ارزش هاى اسلامى در آن گاهى پُررنگ و در موقعیت هایى، کم رنگ شده است. در زمان جنگ تحمیلى عراق علیه ایران، ارزش ها پررنگ شد و اکثر افراد، بیشتر مقید بودند تابع فرهنگ، آداب و رسوم و ارزش هاى خود باشند؛ ولى بعد از جنگ، این ارزش ها به تدریج کم رنگ شد (که دلایل و عوامل اجتماعى خاص خود را دارد).

عدم اسراف، قناعت، احترام به والدین، رعایت حدود شرعى (بویژه در فضاهاى عمومى)، ساده زیستى و... به تدریج کم ارزش شدند. عواملى دست به دست هم دادند و این تغییرات را به وجود آوردند که به نظر مى رسد در این زمینه، وسایل ارتباط جمعى نقش مهمى داشته اند. این مقاله در تلاش است تا اندازه اى، نقش وسایل ارتباط جمعى را در راهیابى مد به حریم فردى و جامعه بیان کند.

وظایف رسانه ها

دانشمندان براى وسایل ارتباط جمعى، وظایف (یا کارکردهاى) متعددى ذکر کرده اند. دکتر کاظم معتمدنژاد (استاد برجسته ارتباطات)، سه وظیفه اساسى را نام برده است که طبق این سه وظیفه، راهیابى مد ارزیابى مى شود.

الف) وظایف خبرى و آموزشى

نقش وسایل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهاى اجتماعى است که انسان امکان مى یابد از رویدادهاى مهم اطلاع پیدا کند و واکنش هاى متناسبى در پیش گیرد یا مى تواند از آموزش هاى درسى و غیر درسى استفاده کند ؛ ولى بعضى از وسایل ارتباطى بویژه تلویزیون، ماهواره، اینترنت و مطبوعات با پخش فیلم ها و آموزش ها تلاش مى کنند آموزه هایى با مدهاى تازه و متناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ها ارائه دهند. براى مثال، کاربران مى توانند از آموزش هاى اینترنت و ماهواره استفاده نمایند و با مدهاى جدید آشنا شوند. این آموزش ها به طور مستقیم و غیرمستقیم، مدهایى را ارائه مى دهند که لزوما با فرهنگ جامعه ما متناسب نیست.

پخش فیلم ها و برخى از برنامه ها در تلویزیون و سینما، علاوه بر این که نقش اطلاع رسانى دارند و به آگاهى هاى افراد مى افزایند، در عواطف و عقاید آنان نیز تأثیرات زیادى مى گذارند. این تأثیرگذارى به اتّخاذ شیوه هاى تازه زندگى مى انجامد، «مثلاً با دیدن فیلم هاى مربوط به زندگى جوانان امروز، عقیده شخصى فرد، نسبت به اخلاق و شرایط زندگى جوانان دگرگون مى شود و حتى ممکن است در خود، گرایش به زندگى آشفته جوانان امروز را احساس کند».(4)

این مسئله هنگامى نمود پیدا مى کند که گروهى از همسالان، طبق شیوه هاى ارائه شده رفتار کنند. کسى که عضوى از گروه هاى همسال است، براى این که از گروه، رانده و مورد تمسخر واقع نشود، رفتار، پوشش و چهره ظاهرى خود را به شکل آنان در مى آورد.

ب) وظایف راهنمایى و رهبرى

همان طور که گفته شد، جامعه ما، جامعه اى دینى (مبتنى بر اسلام) است با ارزش ها و هنجارهاى خاص خودش. بنابراین رسانه ها باید به عنوان ابزارى در خدمت ارزش ها و هنجارها باشند و با ارائه برنامه هاى مختلف، افراد جامعه را به سوى سعادت و زندگى بهتر رهنمون سازند. ارائه شیوه هاى درست و بهتر زندگى، الگوهاى پوشش و رفتار و... متناسب با فرهنگ خودى، از مواردى است که مى تواند به عنوان یک روش تازه به نسل جدید منتقل شود ؛ ولى با تغییر تدریجى ارزش ها، این وظیفه بویژه در ساخت فیلم (چه در سینما و چه در تلویزیون) کم رنگ شد و تلاش گردید ایده ها و افکارى به بینندگان تلقین شود که با هنجارهاى جامعه، منافات داشت. این برنامه ها، مخاطبان جوان و نسل جدید را هرچه بیشتر و سریع تر به طرف شیوه هاى تازه، رهبرى مى کنند.

تبلیغ فیلم و نمایشنامه ها در مجله ها و نمایش آنها در تلویزیون و سینما و تماشاى بعضى از آنها از طریق ماهواره، جلوه هاى دیگرى دارد. در کشور ما، بیشتر فیلم ها در خانه هاى بزرگ و شیک ساخته مى شوند. وسایل خانه (اعم از مبلمان، سرویس هاى غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، اتاق ها و...) آخرین مدهایى هستند که به کار مى روند.

در غالب فیلم هاى سینمایى و سریال هاى ایرانى، به هنرپیشه ها، تازه ترین لباس هاى مدشده را مى پوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباس ها و زیورآلات جدیدى جایگزین مى شوند. دختران مجرد و متأهل به طور خیره کننده اى چهره پردازى مى شوند (حتى اگر در فیلم، نقش فرد مذهبى اى بازى شود)، روابط بین زن و مرد و به طور کلى محرم و نامحرم، عادى جلوه داده و راه و روش هاى دوستیابى در میان جنس مخالف به نمایش گذاشته مى شوند.

سازندگان فیلم با استفاده از هنرپیشه هاى معروف، سیستم نور و صدا و دیالوگ هاى گیرا و برگزیده، ارزش هایى را به تماشاگران القا مى کنند که گمان مى رود مورد نیاز است. از طرف دیگر، وسایل ارتباط جمعى بى هیچ محدودیتى در تمام مراحل زندگى با انسان ها همراه اند و محدودیت زمانى و مکانى ندارند و مى توانند همه را زیر پوشش خود قرار دهند و بدین وسیله، هرچه بیشتر بر کوچک و بزرگ، مرد و زن، شهرى و روستایى، و... تأثیر بگذارند.

«تقلیدهاى شگفت آور از انواع آرایش مو و لباس و حرکات هنرپیشگان فیلم هاى غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلم ها در خیابان هاى تهران، آن چنان به چشم مى خورَند که مى توان گفت یک شبه مانند قارچ، پا به عرصه وجود نهند. دنباله رَوى تماشاگران از قهرمانان فیلم ها به قدرى آشکار است که صاحبان مؤسسات و شرکت هاى تجارى در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلم ها و هنرپیشگان، جهت مُد کردن و تبلیغ پاره اى از کالاهاى خود، پرداخت مى کنند، هرچند کالاهاى بى ارزش و نامرغوبى باشند».(5)

بیشتر فیلم هاى ایرانى، خانواده هاى طبقه بالا را به نمایش مى گذارند که تقلید طبقه متوسط و پایین را در پى دارد. به بیننده طورى القا مى شود که هر کس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و... نداشته باشد، فقیر، بیچاره و بدبخت است ؛ گویا این وسایل از ضرورت هاى زندگى امروزى است و بدون آنها، زندگى امکان پذیر نیست. چنین برداشتى، انعکاسى از زندگى بورژوازى (سرمایه دارى) است. اگر نمایش چنین فیلم ها و برنامه هایى، ایجاد تصوّر در مردمان دیگر کشورهاست که ایرانیان در چنین مکان هایى زندگى مى کنند، پس پاسخگوى افزایش انتظارات، آثار بد، مشکلات و احساس محرومیت عده اى از جوانان هم باید بود.

گذشته از مطالب پیشین، انتخاب وسیله ارتباط جمعى و پخش برنامه ها از آن، در تغییر ارزش ها و انتقال ایده ها بسیار مهم است. براى مثال، سینما داراى سالنى تاریک با افرادى است که در یک جا جمع شده اند و در مقابل، پرده اى بزرگ با نور ویژه را مشاهده مى کنند. چنین فضایى آنان را مسحور مى کند و توجه را به فیلم، جذب مى نماید. تلویزیون، در هر خانه اى وجود دارد. افراد خانواده معمولاً در کنار هم با خیالى آسوده، مشغول تماشاى تلویزیون هستند و هر کسى مى تواند در اتاق خود، برنامه مورد علاقه اش را ببیند. این ویژگى باعث مى شود که محتواى پیام، زودتر به بیننده ها (از هر گروه سنّى) منتقل شده، تأثیر بگذارد.

تماشاى تکرارى برنامه هاى شبیه به هم، به تدریج، حساسیت را از بین مى برد، بویژه آن که عده اى طبق آن برنامه ها عمل کنند ؛ یعنى «تکرار»، بینندگان را به رفتار کردن مشابه، تشویق مى کند. هر قدر پخش برنامه هاى مشابه بیشتر تکرار شود، رفتار طبق آن برنامه نیز بیشتر مى شود و افراد به انجام دادن چنان رفتارهایى عادت مى کنند.

«وقتى بینندگان به یک محرّک ارزشى عادت کنند، دیگر آن را «بد» یا «منفى» نمى دانند. بسیارى از انسان ها معتقدند و مى دانند که مواد مخدر (مثلاً تریاک)، چیز بدى است ؛ زیرا توانایى جسمى و فکرى و قدرت تصمیم گیرى افراد را کاهش مى دهد ؛ اما اگر به همان انسان ها با روش هاى مختلف، بدون آن که آنها ادراک نمایند، به تدریج، مقادیر کمى تریاک خورانده شود و آنها به آن مقادیر، عادت کنند، آنها دیگر تریاک را یک چیز «بد» نمى دانند. به همین ترتیب نیز اعضاى یک جامعه قبل از تغییر ارزش هایشان، ارزش هایى را که قرار است به آنها انتقال یابد، منفى ارزیابى مى کنند ؛ اما بعد از مدتى که ارزش هاى جدید با ظرافت و زیرکى، بدون وقوف خودِ آنها، به آنها انتقال داده شد، به آن، عادت مى کنند و آن را چیز خوبى مى دانند».(6)

ج) وظایف تفریحى و سرگرمى

وسایل ارتباط جمعى مى توانند با ارائه برنامه هاى مختلف، اوقات فراغت را پُر کنند، سرگرمى مناسبى باشند، آرامش روانى ایجاد کنند، به طور موقت، ذهن اشخاص را از مشکلات روزمرّه دور سازند، و شیوه گفتار و رفتار درست را ـ که با فرهنگ جامعه هماهنگى داشته باشد ـ به گیرندگان، انتقال دهند. به کار بردن کلمه هاى ناخوشایند و تکیه کلام ها و رفتارهاى بى معنا و بى محتوا، از مواردى است که به سرعت در میان اقشار جامعه (هرچند کوتاه مدت) شایع مى شود.

باشگاه اندیشه