نعمت احمدی
صاحبنظران موانع قانونی طرح تجمیع انتخابات ریاست جمهوری و مجلس را مفصلاً نوشتهاند و روزنامهها و سایتهای خبری و تحلیلی هم آنچه در توان داشتند راجع به این طرح اظهارنظر کردند. ابهامی حقوقی در مورد این طرح وجود ندارد، تنها به استناد دو اصل قانون اساسی یکی اصل 63 که دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی را 4 سال دانسته و اصل 114 که دوره ریاست جمهوری را نیز 4 سال تعیین کرده است نمیتوان به دوره 4 ساله ریاست جمهوری یا نمایندگی افزود و یا آن را کاهش داد. تنها راهحل قابل توجه قانونی این است که انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات مجلس همزمان برگزار شود ولی شروع دوره ریاست جمهوری در یک سال بعد باشد زیرا در قانون اساسی تنها الزامی که برای انتخابات ریاست جمهوری از نظر زمان در نظر گرفته شده حسب اصل 119 قانون اساسی رعایت فاصله ـ حداقل یک ماه پیش از پایان دوره ریاست جمهوری قبلی ـ است که باید انتخابات برگزار شود. اگر بپذیریم انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود و بعد از تعیین رئیسجمهور آغاز دوره کاری وی یک سال بعد باشد اتفاق نادری خواهد افتاد زیرا فرد منتخب ظرف این یک سال را با چه سمتی بشناسیم. آیا باید مقام رهبری حکم ریاست جمهوری او را تنفیذ کند، آیا باید سوگند بخورد. ظرف این یک سال فرد منتخب را باید با چه عنوانی خطاب کنیم. آیا باید در پست قبلی خود به رغم اینکه رئیسجمهور منتخب است باقی بماند یا اینکه دیگر در شأن وی نیست مثلاً فلان پست را داشته باشد، گفتار و عملکرد وی ظرف این یک سال را باید با چه پست و مقامی سنجید. محل سکونت و کار وی کجاست. از چه نوع پوشش امنیتی باید برخوردار باشد و از چه منبعی باید حقوق و مزایای وی را پرداخت، آیا میتواند مبادرت به انتخاب کابینه حتی از نوع سایهاش کند و دهها سوال دیگر. فرض کنیم هر نوع اشکالی از این دست به اراده دستاندرکاران تصویب این طرح برطرف شد، میماند یکی دو اتفاق ساده که هر زمان ممکن است به وقوع بپیوندد.
در این یک سال ما دو رئیسجمهور داریم، یکی رئیسجمهوری که تا پایان دوره ریاست وی یک سال باقی است و دیگری رئیسجمهور منتخب که باید یک سال صبر کند تا پست ریاست جمهوری را برعهده بگیرد. این اتفاق که هیچ کس نمیتواند مانع آن بشود مرگ است. فوت رئیسجمهور: برابر اصل 131 قانون اساسی در صورت عزل، فوت، استعفا، غیبت یا بیماری بیش از دو ماه رئیسجمهور یا امور دیگر از این قبیل معاون اول رئیسجمهور با موافقت رهبری اختیارات و مسوولیتهای وی را بر عهده میگیرد و شورایی متشکل از رئیسجمهور و رئیس قوه قضائیه و معاون اول رئیسجمهور موظف است ترتیبی دهد که حداکثر ظرف مدت 50 روز رئیسجمهور جدید انتخاب شود.
با وصف بالا، اگر رئیسجمهور منتخب داشته باشیم دیگر اصل 131 قانون اساسی موضوعیت ندارد، لابد رئیسجمهور منتخب، به عنوان رئیسجمهور منتخب یا به عنوان رئیسجمهور جدید سوگند خواهد خورد.
فوت رئیسجمهور منتخب: حال عکس فرض بالا اتفاق بیفتد، حد فاصل این یک سال رئیسجمهور منتخب فوت کند در اینکه باید انتخابات برای تعیین رئیسجمهور جدید برگزار شود حرفی نیست اما شیوه این انتخاب فرق میکند. آیا حاکمیت اصل 131 برقرار است و باید مطابق اصل 131 انتخابات را برگزار کرد. ظاهراً چنین تکلیفی نداریم. لابد حسب اصل 119 قانون اساسی انتخابات جدیدی برگزار میشود و رئیسجمهور جدیدی انتخاب خواهیم کرد.
فوت رئیسجمهور و بر هم خوردن انتخابات مشترک: فرض کنید همه ایرادات و اشکالات فوق به لحاظ صرفه و صلاح مردم و کم کردن بار هزینه انتخابات جداگانه، طرح تجمیع که از سوی شورای نگهبان با توجه به اظهارنظر مرکز تحقیقات شورای نگهبان رد شد اما مجمع تشخیص مصلحت نظام آن را تایید کرد. هر دوره انتخابات ریاست جمهوری و مجلس همین اشکال و ایراد را دارد و مهمتر از همه فوت یا استعفا یا عزل رئیسجمهور است که دوباره مانع تجمیع انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی خواهد بود. هیچ راهکار قانونی برای همزمانی انتخاباتی ریاست جمهوری با سایر انتخابات نداریم و هر زمان ممکن است بر اثر حادثهیی که خدای ناکرده برای رئیسجمهور اتفاق بیفتد همزمانی انتخابات به هم بخورد. تنها یک راه باقی میماند و آن هم اصلاح قانون اساسی است که همانند انتخابات آمریکا، معاون اول رئیسجمهور وارد قانون اساسی بشود و کاندیدای ریاست جمهوری مکلف باشد معاون اول خود را که دارای شرایط خاصی برابر اصلاحیه قانون اساسی خواهد بود معرفی کند و مردم به کاندیدایی رای بدهند که معاون او معلوم است و در اصلاحیه قانون اساسی هم گنجانده شود که اگر برای رئیسجمهور اتفاقی بیفتد که نتواند دوره ریاست جمهوری را تا پایان ادامه دهد، معاون اول وی با اتیان سوگند به عنوان رئیسجمهور باقی مانده دوره ریاست جمهوری را ادامه خواهد داد. قانون اساسی آمریکا در اصلاحیه خود چنین روشی را برگزید و بعد از واقعه واترگیت دیدیم که با استعفای نیکسون معاون اول وی یعنی جرالد فورد به عنوان رئیسجمهور سوگند خورد و سه سالی رئیسجمهور بود و در انتخابات بعدی از کارتر دموکرات شکست خورد. جالب است بدانیم جرالد فورد که به تازگی فوت کرده است در زمان انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری نیکسون معاون اول وی نبود و بعد از استعفای معاون اول، نیکسون جرالد فورد را به عنوان معاون اول خود انتخاب کرد که حتی رای مردم را به عنوان معاون اول کسب نکرده بود. جرالد فورد در تاریخ آمریکا فردی است که میتوان گفت: بدون انتخابات رئیسجمهور آمریکا شد.