تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۲۸۶۸۶

رابرت فیسک

در اینجا مردی را داریم که در تمام کارهایی که کرده، شکست خورده و تا به حال قدم مثبتی در مسیر حل مشکلات خاورمیانه برنداشته است.

فکر کنم که لغت «شگفتی» مناسب بیان حالت نیست. «بهت» بهتر به نظر می‌رسد. فقط می‌توانم بگویم که وقتی در بیروت با من تماس گرفتند که «لرد بلر» قرار است فلسطین را بسازد، نمی‌توانستم باور کنم. تقویم را نگاه کردم، نه اول آوریل نیست (دروغ اول آوریل) اما باز هم در این افکار غوطه‌ور شدم که چطور مردی مغرور، پر نیرنگ، درغگو، یک قانون‌دان خلاف کار که مسبب ریختن خون هزاران مرد، زن و کودک است در نظر دارد چنین کاری به عنوان فرستاده خاورمیانه انجام دهد.

آیا ممکن است که حقیقت داشته باشد؟ فکر می‌کردم که فرستادن افرادی مانند بالفور، سیکس و پیکوت به خاورمیانه اوج اشتباهات ما است. اما درباره بلر چه می‌توان گفت که این نخست‌وزیر سابق، این مردی که ما را به گرداب عراق برد، باید در حال حاضر باور داشته باشد که نقشی در منطقه دارد ـ او که فرستاده مضحک خودش (لرد لوی) سفرهای محرمانه زیادی انجام داد که همه بی‌نتیجه بودند ـ و قرار است دستانش (و نگرانم که زندگی‌هایمان) را آلوده جدیدترین جنگ استعماری که در حال شعله‌ور شدن است، کند.

واضح است که او با محمود عباس در ارتباط است و تلاش خواهد کرد که حماس را به حاشیه براند، او به طور مداوم حرف از «میانه‌روها» خواهد زد و مجبور خواهیم بود که به صحبت‌هایش درباره اخلاقیات گوش دهیم و اینکه او خالصا و کاملا اطمینان دارد که کار درست را انجام می‌دهد (و به یاد داشته باشید که او همان مردی است که در سال گذشته آتش بس را در لبنان به عقب انداخت تا در امیدواری احمقانه نسبت به پیروزی اسراییل برابر حزب‌الله شریک جرج بوش باشد) و صلح را به خاورمیانه می‌آورد...

او بارها عذرخواهی کرده است. او بارها گفته به خاطر کارهایی که به نام ما کرده شرمنده است. با این وجود بلر هم اکنون معتقد است ـ در رفتاری که باید به عنوان زیاده‌روی مردی که شواهد دروغ درباره سلاح‌های کشتار جمعی عراق را ساخته بود، عنوان کرد ـ فرد مناسبی برای انجام ماموریت در خاورمیانه است.

اما او اینجا مردی کاملا بی‌اعتبار در منطقه محسوب می‌شود، مردی که در هر تلاشی که در خاورمیانه کرده است، شکست خورده است. و حال او مردی است که چهار قدرت جهانی او را به عنوان فرد مناسب برای تشکیل «فلسطین» دانسته‌اند.

تنها کاری که از دستش برمی‌آید این است که به دنبال این باشد که حدود ارضی و اختیارات فلسطین را حتی کمتر از چیزی که به عرفات وعده داده شده بود برساند. ترکیب منحصر به فردی که از استبداد و خیانت‌کاری‌اش مطمئنا با دیکتاتوری‌های عرب منطقه امان کاملا در هماهنگی خواهد بود.

فلسطینی‌ها انتخاباتی حقیقتا متناسب با مولفه‌های دموکراسی برگزار کردند و حماس در آن پیروز شد اما او تنها می‌خواهد با کارگزاران عباس صحبت کند. مذاکرات با دولتی که همانطور که همکار قدیمی‌ام به زیبایی در هفته گذشته به عنوان «دولت تخیلی» از آن اسم برد، است.

آمریکایی‌ها عنوان می‌کنند ـ و در اینجا صحبت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا شان مک کورمک را دقیقا نقل می‌کنم ـ که فرستاده‌ای احتیاج دارند که می‌تواند با «فلسطینی‌ها و سیستم دولت فلسطین» کار کند و نهادهایی برای یک «کشور درست اداره شده» تشکیل دهد. بله می‌توانم بفهمم که این چگونه با بلر قابل انطباق است. او کشورهای درست اداره شده، قوانین ضد ترور زیاد و امنیت فراوان را دوست دارد. اما باز هم برایم مبهم است که «سیستم فلسطینی» قرار است چگونه باشد. قبل از آن جیمز وولفنسون ـ یکی از روسای سابق بانک جهانی ـ فرستاده خاورمیانه بود و چون نه توانایی بازسازی غزه را داشت و نه می‌توانست یک «فرآیند صلح» آغاز کند که با هر شهرک جدیدی یهودی‌ها و موشک‌های قسام شلیک شده به اسراییل به خطر بیفتد با خفت مجبور به ترک پستش شد. آیا بلر فکر می‌کند که می‌تواند موفق‌تر باشد، باید منتظر چه صحبت‌های بی‌معنایی از طرفش باشیم!

می‌دانم که او درباره دیواری که اسراییلی‌ها ساخته‌اند و سرزمین‌های بیشتری نیز به وسیله آن ضمیمه کشور خود کرده‌اند، صحبت نخواهد کرد. در غیر این صورت او آن را به عنوان «سپر امنیتی» یا یک «حصار» نام خواهد برد (مانند حصار معروف برلین که در آن زمان توسط پلیس‌های آلمان شرقی به عنوان «سپر امنیتی» نامیده می‌شد).

او از تمام طرف‌ها درخواست خویشتنداری خواهد کرد، درخواست‌های پایان‌ناپذیر «میانه‌روی» او هدف هیچ کدام از آنها رسیدن به عدالت ـ خواسته اصلی تمام مردم خاورمیانه در 100 سال اخیر ـ نیست. اسراییل به بلر علاقه‌مند است. شیوه صحبت‌های بلر به کمک اولمرت (که دولتش در حالی که مدعی است در انتظار یافتن طرف مناسب فلسطینی برای مذاکره است همچنان در حال اشغال زمین اعراب برای یهودی‌هاست و معتقد است که محمود عباس پس از، از دست دادن قدرت در غزه بی‌اعتبار شده است) خواهد آمد. بلر با کدام یک از دو نخست‌وزیر فلسطین دیدار خواهد کرد، چرا فقط با فردی که گردنبند دارد و کراوات می‌زند ـ با آقای عباس ـ کار می‌کند و به دنبال «امنیت» بیشتر، قوانین سخت‌گیرانه‌تر و دموکراسی کمتر است.

هیچ‌گاه نتوانستم بفهمم که چرا خاورمیانه امثال بالفور سیکس و بلر را می‌بلعد. زمانی جیمز بیکر تا زمانی که اسراییلی‌ها از دست او خسته شدند با بوش پدر کار می‌کرد، نقش حل‌کننده مشکلات را داشت و قبل از آن لیست بلندبالایی از دبیرکل‌های سازمان ملل که به منطقه سفر می‌کردند و هشدار می‌دادند که اگر صلح برقرار نشود باید در انتظار تبعات جدی آن باشیم. مرد دیگری را به خاطر می‌آورم که شکوهی مشابه بلر داشت، کورت والدهایم که بعد از دبیر کلی سازمان ملل معتقد بود که می‌تواند فرستاده صلح مناسبی برای خاورمیانه باشد. در حالی که در سوابق زمان جنگش آمده بود که افسر امنیتی ارتش آلمان بوده است. مشخص بود که سفرهای وی به نتیجه‌ای نمی‌انجامد. اما کار والدهایم در تلاش برای مخفی کردن گذشته‌اش نکته مشترک وی با بلر است. والدهایم استوارانه، واضح و مکررا اشتباهات گذشته‌اش را رد می‌کرد. این قضیه شما را به یاد چه کسی می‌اندازد؟