تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۸۸۰۸

‌آن زمان که حضرت امام خمینی(ره) رهبر و بنیانگذار ‌انقلاب اسلامی، با اطمینان خاطر و یقین، از رفع ‌تدریجی موانع بزرگ اسلام و فتح سنگرهای کلیدی ‌جهان سخن به میان آوردند، بسیاری از تحلیلگران و ‌نظریه‌پردازان سیاسی جهان تحقق این امر را رؤیایی ‌دست نیافتنی می‌پنداشتند. کسانی که حتی ‌پیروزی انقلاب اسلامی ایران را حادثه‌ای منحصر به ‌فرد و تکرار آن را نیز در دیگر نقاط جهان اسلام بسیار ‌بعید و غیر ممکن می‌دانستند؛ انقلابی که در قرن ‌بیستم و به وقوع پیوست و حتی از سوی برخی ‌«معجزه قرن بیستم» نام گرفت. اما دیری نپایید که ‌این انقلاب پس از ظهور و شکل‌گیری، توانست ‌تأثیرها و بازتابهایی را بر سیاست بین‌الملل بویژه در ‌منطقه پیرامون خویش به منصه ظهور برساند. این ‌ویژگی باعث شد تا بررسی و مطالعه جنبه‌های ‌مختلف انقلاب اسلامی از وی صاحب‌نظران، ‌اندیشمندان و پژوهشگران علوم سیاسی و ‌اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و آثار متعددی درباره ‌انقلاب اسلامی در خارج از کشور به رشته تحریر ‌درآید. از جمله می‌توان به آثار میشل فوکو، نیکی ‌کدی، ساموئل هانتینگتون و... اشاره کرد که به ‌بررسی پدیده انقلاب اسلامی از ابعاد مختلف ‌پرداخته‌اند؛ هر چند زوایای بسیاری در مورد انقلاب ‌اسلامی برای آنها ناشناخته مانده است، زوایای که ‌به فطرت دینی و الهی مردم مسلمان منطقه بر ‌‌می‌گشت، مردم کشورهایی که از نظامهای ‌سیاسی دینی برخوردار نبودند.

‌در این میان، ترکیه کشوری است که کمتر کسی ‌تصور می‌کرد با داشتن یک نظام سکولار و حتی ضد ‌دین که بیش از هفتاد سال در تار و پود فرهنگ مردم ‌این کشور ریشه دوانیده بود، در آینده‌ای نه چندان ‌دور، موانع داخلی خویش را یکی پس از دیگری ‌پشت سر بگذارد و در انتخابات پارلمان به نامزدهای ‌‌اسلامگرایی رأی دهند که محافل رسانه‌های غرب و ‌‌نیز روزنامه‌ها و غربگرایان داخلی ترکیه صریحاً از آن ‌به عنوان پیروزی اسلام در ترکیه یاد کنند. در این ‌خصوص، شبکه تلویزیونی فاکس نیوز آمریکا اعلام ‌کرد: «اسلام در ترکیه پیروز شد» برخی روزنامه‌های ‌ترکیه نیز عنوانهایی با مضامین زیر داشتند: «زلزله 7‌/46 ریشتری ترکیه را لرزاند»، «کودتای مردمی در تر‌کیه»، «پیروزی دموکراسی»، «اخطار ارتش کاری ‌را از پیش نبرد و مردم کارشان را انجام دادند.»

‌طبیعتاً پیروزی انقلاب اسلامی ایران در منطقه ‌استراتژیک خاورمیانه، رهبران و سیاستمداران ‌جهانی و قدرتهای سلطه‌گر را به این فکر واداشته ‌بود که این انقلاب در میان کشورهای منطقه ـ که ‌مرکز مسلمانان و بویژه شیعیان در جهان است ـ ‌انعکاس خواهد یافت. به همین لحاظ، جهان غرب ‌بویژه آمریکا به منظور جلوگیری از گسترش حرکتهای ‌انقلابی در کشورهای عربی منطقه خلیج‌فارس و ‌حفظ منافع بین‌المللی خود، راهبردها و روشهای ‌مختلفی را اتخاذ نمود و حتی به اقدامهای مهمی ‌علیه جمهوری اسلامی ایران دست زد، اما هیچ‌گاه ‌تصور نمی‌کرد که این انقلاب و اندیشه آن با وجود ‌کنترل شدید سازمانهای امنیتی، از دیوارهای آهنین ‌بگذرد و بر جمهوریهای مسلمان‌نشین اتحاد ‌جماهیر شوروی و ترکیه، بازتاب و تأثیر گذاشته و با ‌تغییر ایدئولوژی و ماهیت احزاب سیاسی و حرکتهای ‌انقلابی در جهان اسلام، زمینه شکل‌گیری ‌حکومتهای جدید را در این کشورها فراهم نماید.

‌پس از پیروزی قاطع حزب عدالت و توسعه ترکیه در ‌انتخابات پارلمانی این کشور، کارشناسان و ‌تحلیلگران اقتصادی و سیاسی جهان، عوامل ‌متعددی را سبب این پیروزی اسلامگرایان مطرح ‌کردند. عواملی همچون: موفقیت چشمگیر حزب ‌عدالت و توسعه در حوزه اقتصادی، افزایش درآمد ‌سرانه این کشور، انجام اصلاحات ‌اقتصادی، ‌ساماندهی منافع و ملی‌گرایی توسط اردوغان و ‌اتخاذ شیوه عملگرایی، جذب سرمایه خارجی و ‌افزایش صادرات خارجی تا مرز 100 میلیارد دلار و...

‌اما آنچه در این میان کمتر بدان اشاره شد، وجود ‌عاملهایی ناشناخته در گذشته و تاریخ ترکیه است. ‌مسأله‌ای که دو مسیر پیروزی متوالی را برای حزب ‌عدالت و توسعه طی 54 سال اخیر فراهم نمود و ‌این حزب توانست پس از کسب پیروزی 2/34 ‌درصدی در انتخابات پارلمانی سال 82 و نیز پیروزی 38‌ درصدی در انتخابات شهرداریها، با کسب 12 در‌صد بیشتر از انتخاب سال 82، با اقتدار کامل و ‌کسب 63/46 درصد آراء، در این انتخابات پیروز شود.

‌واقعاً این عامل چیست که حتی حوادث شرق اروپا ‌و تحولات در کشورهای آسیای مرکزی و فروپاشی ‌شوروی را نیز به دنبال داشته است و همچنان نیز ‌موج عظیم آن، بیش از هر کشوری، آمریکا را در ‌معرض مقابله جویی قرار داده است؟

‌«شما می‌بینید که ناگهان یک دژ از هم فرو ‌می‌پاشد، فرو می‌ریزد و از بین می‌رود، این یقیناً ‌بی‌علت نیست. آن عاملهای ناشناخته، این جا ‌خودش را نشان می‌دهد، یقیناً بخشی از این ‌موضع‌گیری‌ها نسبت به ایمان الهی در این ‌کشورهای متلاشی شده و در این امپراتوریهای در ‌[هم] فرو ریخته ـ یعنی بی‌اعتقادی به خدا ـ یکی از ‌عوامل بوده است. ...[علت] مسأله دشمنی با دین ‌و بریده شدن از ایمان معنوی است. در هر جا به هر ‌اندازه که این عامل منفی وجود داشته باشد، به ‌همان اندازه متلاشی و نابودی منتظرش است.

‌این قرن ـ نه آن‌طور که به چشم می‌خورد ـ ‌انشاء‌الله قرن گرایش عمومی بشریت به سمت ‌معنویت و دین است.»1 بدون شک، عملکرد نظام سیاسی حاکم بر ترکیه از زمان حاکمیت سکولار در ‌این کشور تاکنون و دوری از دین و نیز اسلام‌زدایی و ‌حتی اسلام‌ستیزی آنها در دوره‌های خاص و رویکرد ‌جدید مردم این کشور به فطرت الهی خویش بویژه ‌پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین عامل در ‌تغییر نگرش مردم و رویکرد جدید آنهاست. پدیده‌ای ‌که به تأسی از اسلامگرایی مردم مسلمان ایران ‌می‌تواند در کنار انقلاب ایران و دیگر جریانهای ‌آرمانگرای دینی آزادیخواه در جهان اسلام معضل ‌مهمی در حیات سیاسی نظام سلطه جهانی ‌به‌ویژه آمریکا پدید آورد؛ چنانکه «کویچان چارلزای» در ‌کتاب «پایان عصر آمریکا» از آن به عنوان «حاکمیت ‌سیاسی اسلام» نام می‌برد و می‌گوید: «انقلاب ‌ایران از چند جنبه یک معضل مهم در حیات سیاسی ‌آمریکا به شمار می‌آید. از یک طرف وقوع انقلاب ضد ‌آمریکایی ایران در قلب خاورمیانه و در کانون حوزه ‌حساس خلیج‌فارس، تمرکز و اقتدار آمریکا را از بین ‌برده و به یک نقطه تهدید برای این کشور تبدیل شده ا‌ست و از سوی دیگر، ایران با احیای جنبه سیاسی ‌اسلام و هدایت معنوی جوامع اسلامی، موج ‌عظیمی را در مقابله با مادی‌گرایی برپا کرده و در این ‌آوردگاه بیش از هر کشوری آمریکا به دلیل سابقه و ‌داعیه استعماری‌اش، در معرض این مقابله‌جویی قرار ‌دارد. در این میان، آمریکا نه تنها در فراسوی مرزها و ‌کشورهای پیرامونی‌اش با معارضه‌جویی جنبش ‌دینی مواجه است، که از داخل نیز مسلمانان ‌آمریکایی که بعد از مسیحیان بیشترین جمعیت را به ‌خود اختصاص داده‌اند، بخشی از مشغولیت ‌اجتماعی را برای دولت آمریکا به وجود آورده‌اند و این ‌در حالی است که بسیاری از تحلیلگران سیاسی، ‌قرن بیست و یکم را قرن حاکمیت سیاسی اسلام ‌دانسته‌اند.