تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۲۸۸۵۲

ق.محمود آبادی

فتوای تعدادی از مفتیان وهابی عربستان سعودی مبنی بر ضرورت انهدام بارگاه مطهر حضرت اباعبدا.. الحسین(ع)، اباالفضل‌العباس(س) و سایر عتبات عالیات در عراق و حرم مطهر حضرت زینب(س) در شام، موجی از مخالفت و اعتراض علمای جهان اسلام را در پی داشت و موحب نفرت بیش‌تر عموم مسلمانان ـ اعم از شیعه و سنی ـ از این فرقه استعمار ساخته شد. فرقه وهابیت از جهت تاریخی، ‌تازه‌تأسیس است و قدمت آن به کم‌تر از 260 سال می‌رسد و در سایه سیاست‌های اختلاف‌افکنی و فرقه‌سازی استعمار پیر انگلیس در نجد عربستان به وجود آمد. این فرقه جعلی با وارد شدن به دربار آل‌سعود و برخورداری از حمایت‌های سیاسی و اقتصادی آن‌ها، فعالیت گسترده‌ای را در جهت ترویج افکار موهوم و باطل خود آغاز کرد، که از جمله آن‌ها، تخریب حرم امامان معصوم(ع) و سایر اماکن مقدس در بقیع بود! وهابیت به پشتوانه حمایت‌های سیاسی و دلارهای نفتی توانست در برخی کشورهای اسلامی مثل عربستان سعودی، افغانستان و پاکستان نفوذ محدودی داشته باشد ـ به‌طوری که پیروان آن در عربستان که مرکز اصلی فعالیت آن‌ها است، هنوز در اقلیت به‌سر می‌برند و اکثریت اهل تسنن نیز با آن‌ها مخالفند ـ و در اروپا و آمریکا نیز با تأسیس پایگاه‌های فرهنگی و مساجد به تبلیغ به اصطلاح اسلام موردنظر خود بپردازد؛ ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و ارائه الگوی اسلام ناب محمدی(ص) از سوی حضرت امام(ره) به جهان، حنای وهابیت رنگ باخت و پس از مدتی حرکت خود را به قهقرا آغازکرد.

وهابیت با تشکیل «سپاه صحابه» در پاکستان که نام آن قرین قتل و کشتار است، «طالبان» در افغانستان که عصر حجر و تصلب و بی‌منطقی را به یاد می‌آورد، و «القاعده» که جامع همه ویژگی‌های طالبان و سپاه صحابه بوده و جز خشونت، ارعاب، آدم‌کشی و تخریب از آن دیده نمی‌شود؛ چهره‌ای غیرمنطقی و انزجارآور از خود به‌جا گذاشت. ارائه این وجهه و منطق! آن‌چنان وهابیت را در جهان منفور ساخته که نه تنها دیگر در شرق و غرب جهان گرایشی به آن‌ها دیده نمی‌شود، بلکه روز به روز تعداد بسیاری از فریب‌خوردگان آن‌ها نیز به کانون اسلام ناب محمدی(ص) پناه می‌آوردند. از سوی دیگر، پویایی و جذابیت اسلام ناب محمدی(ص) به اندازه‌ای است که اندیشمندان بزرگی چون پروفسور حامد الگار، دکتر لگنهاوزن، روژه گارودی و... به دلیل گرویدن به آن افتخار می‌کنند و جمع کثیری از جوانان عربی جویای حقیقت را مجذوب خود ساخته است. از منظر سوم، پیروزی حزب‌ا... به عنوان یک حزب شیعی در جنگ 33 روزه با اسرائیل تا دندان مسلح، سیدحسن نصرا... را به قهرمان عرب و جهان تبدیل کرده و بوسۀ ایشان بر بازوان مقام معظم رهبری در جمع سران کشورهای مسلمان، جایگاه منیع و بلند رهبری تشیع را به نمایش گذاشته است. مقایسه شکست اسرائیل در برابر حز‌ب‌ا... لبنان در جنگ 33 روزه با شکست دولتمردان عربی با همه امکانات و تجهیزات، در جنگ هفته روزه، بارقه‌ای از نور را در افکار جوانان جهان اسلام بلکه جهان عرب و موجب شده، به‌طوری که براساس نظرسنجی‌های مختلف، نام سیدحسن نصرا... به عنوان قهرمان جهان اسلام ثبت شده است. در نتیجه، گرایش نخبگان و جوانان به مکتب تشیع به‌صورت چشمگیری افزایش یافته است. این گرایش چشمگیر، افزایش عصبانیت و خشونت وهابیت را نسبت به مکتب تشیع و پیروان آن در پی داشته است. در واقع، سختگیری چند سال اخیر وهابیت دربارۀ زائران بقیع و پخش گسترده کتاب‌های بی‌محتوا به زبان فارسی در میان زائران و کشتار شیعیان در عراق و تخریب حرم عسکریین(ع) و فتوای اخیر علمای آن‌ها مبنی بر ویران کردن عتبات عالیات، در چارچوب عصبانیت بیش از حد آن‌ها نسبت به پیشرفت تشیع و عقب‌گرد وهابیت توجیه می‌شود؛ وگرنه اتفاق خاص دیگری نیفتاده که آن‌ها را تا به این اندازه عصبانی کند.

نکته آخر این‌که برخوردهای مذکور همواره از سوی کسانی صورت می‌گیرد که از منطق قوی و رسا و حرف نافذ بی‌‌بهره‌اند و از بحث و مناظره طفره می‌روند؛ بی‌گمان اگر آن‌ها از استدلال کافی برخوردار بودند، نیازی به این‌گونه تحرکات و فتاوی نبود. مع‌الاسف در عصری که هندوهای افراطی و سیک‌های هندی در برابر استدلال زانو می‌زنند، وهابیون عربستان با پشت کردن به منطق، خداپرستان مخلص و ناب را به شرک و کفر متهم می‌‌سازند! صاحب این قلم بارها در سفر به عربستان به علمای آن‌ها پیشنهاد کرده که در مسجدالحرام و مسجدالنبی(ص) کرسی بحث آزاد ایجاد شود تا دربارۀ موضوعات مورد اختلاف به بحث و نظر بنشینیم و مردم خود قضاوت کنند؛ ولی با تأسف هیچ‌گاه این پیشنهاد به منصۀ عمل ننشسته است! طلاب و فضلایی نیز که گاه در بقیع با آن‌ها به مباحثه پرداخته و آن‌ها را در برابر منطق محکم شیعه به عقب رانده‌اند، توسط آن‌ها دستگیر و با منطق دیگری از نوع مشت و لگد روبه‌رو شده‌اند و چه رسوا است که منطق وهابیت در عصر دانش و تمدن بشری، منطق مشت و لگد یا بیل و کلنگ باشد! ولی بی‌گمان، دیری نخواهد پایید که صاحبان این منطق، به سرنوشت طالبان در افغانستان و صدام در عراق دچار خواهند شد.