تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۹۰۱۵

اخیراً یک مقام عراقی اظهار نموده است منافقین در ‌ناامنیهای عراق از عوامل ایجاد بی‌ثباتی (بعثیها و ‌القاعده) حمایت می‌کنند تا از شرایط به وجود آمده ‌به نفع خویش بهره‌برداری نمایند. گروه مذکور که ‌پس از سقوط صدام دیگر کارکردی برای دولت ‌مردمی با رویکرد شیعی ندارند، سازوکار حفظ ‌هویت خود را در گرو تشدید بی‌نظمی‌ها در عراق ‌ارزیابی می‌کنند.

‌منافقین در طول سالهای جنگ، با ارایه خدمات ‌جاسوسی و اطلاعاتی به نیروی عراقی، توانستند ‌جایگاه مناسبی در ساختار امنیتی ـ سیاسی کشور ‌عراق به دست آورند. آنها با نفوذ در داخل کشور و ‌کسب اطلاعات و اخبار، خلاها و ضعفهای نیروهای ‌عراقی در جبهه‌ها را از این طریق پوشش می‌دادند. ‌شایان ذکر است، این گروه در سالهای اخیر با دادن ‌اطلاعات غیرواقعی و اخبار کاذب به کشورهای ‌غربی، حساسیت آنان را نسبت به ایران دو چندان ‌نمودند.

‌اکنون، چهره کاملاً اپوزیسیونی مسلح منافقین و ‌پیوستن به دشمن قسم‌خورده این مرز و بوم که در ‌طول دوران دفاع مقدس با وحشیانه‌ترین اقدامهای ‌ضدانسانی و مغایر با موازین حقوق بین‌الملل، پرونده ‌ننگینی از خود برجای گذاشتند، افشا شده است. ‌اظهارنظر این مقام عراقی در خصوص دخالتهای گروه ‌مذکور، نکاتی را به ذهن متبادر می‌سازد:

1‌- سازمان مجاهدین خلق (منافقین) پس از پیروزی ‌انقلاب اسلامی، به دلیل مخالفت با ساختار نظام و ‌دست نیافتن به ایده‌های مطلوب خویش، مسیری ناهموار و مکانیسم خشونت‌ علیه نظام را انتخاب نمود. ‌آنان که نام مجاهد خلق را در عنوان اسمی خود یدک می‌کشند،خلق را قربانی مطامع حزبی خویش نمودند که ‌در عملکرد تروریستی آنان انسانهای بی‌گناه زیادی ‌ترور شدند. این گروه مطرود پس از اعلام جنگ ‌مسلحانه و عدم موفقیت در اهدافشان، ناگزیر از ‌کشور گریختند و به دامن دشمنان این مردم، یعنی ‌صدام، پناه بردند.

‌اما حوادث اخیر نشان داد تنها ملت ایران طعمه ‌اهداف تروریستی و ضدبشری این سازمان نیست، ‌بلکه آنان با توجه به خوی و ذات ساختاری که ‌برایشان تعریف شده است، انسانها را به بهای اندک ‌منافع حزبی قربانی می‌کنند.

2‌- ناکامی منافقین در عدم دستیابی به ‌مطالباتشان باعث شده است به هر کشوری رو ‌بزنند تا شاید دیگران هویت آنان را بپذیرند. آمریکا ‌پس از سقوط صدام به دلیل عدم‌شفافیت فضای ‌سیاسی عراق، هنوز این گروه را در کشور مذکور ‌دارای کارکرد قلمداد می‌نمود که قراین موجود، ‌حمایت مقامهای کاخ سفید را از آنان تأیید ‌می‌نماید. اینک افشاگری حمایتهای مالی این گروه ‌از تروریستها در عراق، امید منافقین را در بازگشت ‌بعثیها به قدرت یا حاکمیت مورد نظر آمریکا تقویت ‌می‌نماید. گروه یاد شده با همسویی و همراهی از ‌طریق کمکهای مالی به بی‌ثبات‌سازی عراق، در ‌واقع دشمنی و کینه‌توزی خود را با مردم این کشور ‌به اثبات می‌رسانند. منافقین از نگاه دولتمردان عراق ‌گروه مطرودی هستند که باید این کشور را ترک ‌نمایند.

3‌- شکست یا موفقیت آمریکا در سیاستهای ‌خاورمیانه‌ای بویژه در عراق، بر استمرار حیات ‌سیاسی منافقین با فروپاشی آنان تأثیر مستقیمی ‌دارد. اکنون مسیر روند تحولات عراق افق ‌امیدبخشی را نوید می‌دهد. به عبارت دیگر، شرکای ‌قدرت با پشت‌سر گذاشتن مناقشات گروهی، یک ‌ثبات سیاسی را برای جامعه نوید می‌دهند. از سوی دیگر، فشارها بر اشغالگران جهت خروج از این کشور ‌رو به تزاید است. نیروهای امنیتی عراق برای ‌پذیرفتن مسؤولیت و برقراری نظم و ثبات داخلی ‌آمادگی دارند و آمریکاییها به دلایل سیاسی از ‌واگذاری تعهدات به نیروهای بومی تعلل می‌کنند، اما ‌نباید فراموش نمود تشدید فشارها از سوی افکار ‌عمومی و کنگره آمریکا مبنی بر خروج از عراق، به ‌شعار انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری در ‌انتخابات آتی ایالات متحده آمریکا تبدیل شده است. ‌این قراین به مفهوم شکست دیدگاههای منافقین در ‌عراق است و آنها از هم‌اکنون باید راهی کشورهای ‌دیگر شوند، این در حالی است که کشورهای ‌اروپایی نیز از آنها به عنوان تروریست یاد نموده‌اند.

‌احتمال بازگشت بعثیها به قدرت، براساس شواهد، ‌قریب به صفر می‌باشد. این گروه با توجه به عملکرد ‌صدام و سران بعث در عراق که خشونتها و ‌خون‌ریزیهای آنان امروزه بر کسی پوشیده نیست، ‌نمی‌توانند مدعی تکیه زدن بر کرسی قدرت شوند. ‌به سخن دیگر، فرایند دمکراتیک برای آنها مسیری بن‌‌بست محسوب می‌شود، لذا تنها از طریق تشدید ‌ناامنی و حمایت عنصر خارجی، امید حضور در مصدر ‌قدرت را دارند. حمایت افکار عمومی از حاکمیت ‌منتخب و روحیه بیگانه‌ستیزی ملت مبارز عراق این ‌گزینه را نیز بی‌اعتبار می‌سازد.

4‌- باید اذعان نمود، شکست این پروژه در عراق ‌می‌تواند ضربه مهلک دیگری بر پیکر فرسوده و ‌بی‌رمق منافقین وارد آورد که تداوم حیات خویش را ‌مدیون تحولات عراق می‌دانند. فریب‌خوردگان و‌عده‌های دروغین گروه مذکور، باید بدانند روند ‌تحولات منطقه‌ای و جهانی، فضای تنفسی منافقین ‌را محدود نموده و باید منتظر شمارش معکوس آنان ‌باشند.

‌به نظر می‌رسد گروه اپوزیسیون مسلح آواره، به ‌دلیل ناکامی‌های پی‌درپی و با جدایی افراد ‌سرشناس از سازمان، عملاً فروپاشی کارکردی خود ‌را اعلام نموده است؛ ولی اکنون با پیوند زدن اهداف ‌خود به دیگر تروریستها، در تلاشند تا شاید از پرتو ‌موفقیتهای آنان هویت سازمانی‌شان از بین نرود. ‌سران این گروه به این باور رسیده‌اند که پس از به ‌قدرت رسیدن حاکمیت مردمی شیعیان در عراق و ‌برقراری پیوند وثیق با نظام جمهوری اسلامی، آنان ‌گروهی فسیلی و آرشیوی محسوب می‌شوند. به ‌علاوه، برنامه مستند «گرگها» که در این ایام از ‌سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است، گواه ‌دیگری بر جنایتهای بی‌شمار آنان می‌باشد. اینک به ‌یمن وجود دولت مردمی در عراق، این اسناد از ‌آرشیو صدامیان بیرون آمد تا بیش از پیش چهره ‌تروریستی این سازمان برای مردم ایران افشا شود. ‌‌در گرماگرم نبرد فرزندان این مرز و بوم با متجاوزان ‌‌عراقی، منافقین با همکاریهای تنگاتنگ و ساپورت ‌اطلاعاتی نیروهای عراقی، آنان را در به خاک و خون کشیدن ‌غیرنظامیان ایرانی ترغیب و پشتیبانی می‌نمودند. ‌این برنامه مستند، گوشه‌هایی از همکاریها و ‌همراهیهای این سازمان آواره را به امید تحقق اوهام ‌و خیالهای باطل آنان به تصویر می‌کشد تا اگر ‌کسانی در داخل تاکنون نسبت به نیت و عملکرد ‌آنان تردیدهایی داشتند و تحت‌ تأثیر القائات آنان ‌بودند، با دیدن این برنامه واقعیت برایشان آشکار ‌شود.

‌امید می‌رود فریب‌خوردگان با تحلیل صحیح ‌واقعیتهای داخلی ایران و شرایط منطقه‌ای، از ادامه ‌همراهی با آنان سرباز زده و همچون دیگر اشخاص ‌بریده از سازمان، از آنها جدا شوند؛ زیرا با روند ‌موجود به زودی انزوا یا فروپاشی کامل آنان را باید به ‌نظاره نشست.