تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۲۹۳۷۱

رضا صداقت

برای ارزیابی و تحلیل کارشناسانه سیاست خارجی دولت نهم به شکلی که به نمره برای این حوزه منتهی گردد قبل از هر چیز نیازمند شناخت و ویژگی‌های سیاست خارجی این دوره هستیم که متأسفانه در اغلب نقدهای رسانه‌ای در باب سیاست خارجی مغفول مانده است.

از جمله این ویژگی‌ها توجه به واقعیات در قالب اندیشه‌ها، اهداف،‌ مقاصد، ارزش‌ها و در نظر گرفتن متغیرهای نظام جهانی است که به یک سیستم با مرکزیت «انتخاب‌ها» و «تصمیم‌ها» بر اساس منافع ملی منتهی شده است. سیستمی که در آن «بینش با استدلال» و «محتوا با تکنیک» به کار گرفته می‌شود. لذا پایداری و پویایی، واقع‌بینی، آینده‌نگری و هدفدار بودن را می‌توان در طول عملکرد آن در یک دیپلماسی تهاجمی مشاهده کرد.

ویژگی مذکور اتهام سنتی و بی‌هدف بودن دیپلماسی خارجی را صرفاً به یک اظهارنظر بدون پشتوانه علمی و کارشناسی مبدل می‌سازد.

از طرفی سیاست خارجی در ذات خود هدفدار است و هدف کلی هم آن تأمین و حفظ منافع ملی می‌باشد. هدفی که خوشبختانه مورد توافق همه سیاستمداران موافق و مخالف دولت است. هر چند ممکن است در ماهیت آن اختلاف‌نظر باشد اما در «اهمیت، توافق کامل وجود دارد زیرا همه در حفظ تمامیت ارضی، استقلال، حفظ موجودیت و امنیت به عنوان محورهای اصلی منافع ملی اذعان دارند.

ویژگی‌ دیگر که در حوزه کارشناسی دلیل پویایی و فعال بودن دیپلماسی خارجی است، مراودات دو جانبه و چندجانبه است. سفر به عنوان کانون تعریف اصل سیاست خارجی است و افزایش حجم آن دلیل فعال بودن. زیرا لازمه توافق در تئوری‌های گوناگون مطرح در حوزه سیاست خارجی از جمله چانه‌زنی و مذاکره «برقراری ارتباط» به منظور آگاه نمودن طرف مقابل از تقاضا و منافع است و نشان دادن تعهد نسبت به جدیت در درخواست‌های خود و خنثی کردن سفرهایی که با هدف تخریب روابط دوجانبه ما با کشورهای دیگر صورت می‌گیرد.

از طرفی این سفرها بانک اطلاعاتی حوزه سیاست خارجی را در شناخت اشخاص، نهادهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی کشورها و الزامات محیط داخلی، قدرت‌های غیردولتی و ماهیت دولت - ملت در نظامی بین‌المللی تکمیل می‌نماید. که ضرورت برنامه‌ریزی و طراحی روابط است.

به عنوان مثال وزیر امور خارجه آمریکا در طول جنگ 33 روزه لبنان چندین بار در 2 ماه به منطقه سفر می‌نماید هر چند موفقیتی هم در پی ندارد. حال چگونه ممکن است مدیریت دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک وزنه مهم منطقه‌ای در مرکز کور بیتوته کند و مسائل منطقه را که دائم التغییر و سیال هستند در داخل رصد نماید! در کنار این ویژگی‌ها باید به یک نکته هم اشاره کرد و آن این که: هیچ سیاست و سیاستمداری بدون هدف نیست. اما هر سیاستمداری در کنار نگاه کلی، یک نگاه خاص هم دارد که به حوزه مدیریتی و تجربه کاری او برمی‌گردد. به عنوان مثال نگاه خاص وزرای خارجه و تحلیلگران سیاست خارجی حل و فصل سیاسی و دیپلماتیک اختلاف‌ها و نگاه خاص وزرای دفاع و تحلیلگران نظامی تمایل بیشتر به راه حل نظامی برای اختلافها است.

البته تصمیم‌گیر و تحلیلگر هر حوزه به دلیل موقعیتی که دارد محق است تصمیماتی و یا نظریاتی را مطرح نماید اما فرایند تصمیم‌گیری به نگاه خاص تصمیم‌گیر که مدیریت بخشی را دارد منحصر نمی‌گردد.

اگر این ویژگی‌ها که نتیجه تحلیل کارشناسی سیاست خارجی دولت نهم می‌باشد در نظر گرفته شود قطعاً نمره 18 از 20 نمره‌ای عادلانه است. زیرا دیپلماسی تهاجم در قالب نگاه مدعی به عنوان شاخص ویژه این حوزه یک نوآوری مبتنی بر شجاعت است که با وجود عدم استفاده از همه پتانسیل‌ها و ظرفیت‌ها در نوع خود بی‌نظیر است. به امید آن که در ادامه کار دولت نهم این ظرفیت‌ها در حجم کامل خود مورد بهره‌برداری قرار گیرد.