تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۹۳۸۴

سام غفارزاده

بنابر اخبار اعلام شده از سوی رسانه‌ها، رئیس‌جمهور، پنجشنبه این هفته میزبان 57 اقتصاددانی خواهد بود که در نامه خود به نقد عملکرد اقتصادی دولت نهم پرداختند. در روزهای اخیر رسانه‌ها از زاویه مخالف و موافق به اندازه کافی به تحلیل محتوای نامه 57 اقتصاددانان پرداخته‌اند. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت تحول در اندیشه‌های نویسندگان اصلی نامه 57 اقتصاددانان است که باید به فال نیک گرفته شود. این نامه که از نظر ژورنالیستی بازتاب زیادی پیدا کرد و برای اولین بار نیز صدا و سیما به طور جدی به آن پرداخت، دومین نامه‌ای بود که از سوی اقتصاددانان مشهور به نهادگرا یا توسعه‌گرا یا چپ‌گرا نوشته شد. چهره‌های شاخص آن نیز محمد ستاری‌فر، فرشاد مومنی، احمد میدری و... بودند (البته در نامه دوم 57 اقتصاددان دو نام مشترک و یک همفکر جریان حامی اقتصاد آزاد وجود دارد.) پیش از این دو نامه از سوی این طیف از اقتصاددانان، دو بیانیه از سوی طیف اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد و رقابتی خطاب به مردم و در هشدار به شکل‌گیری نوعی مردم‌انگیزی منتشر شد. نویسندگان این دو بیانیه 15 اقتصاددان معروف نظیر سیدمحمد طبیبیان، موسی غنی‌نژاد، مسعود نیلی، مهدی عسلی و ... بودند. نام‌هایی که در میان 57 اقتصاددان دیده نشدند.

این طیف از اقتصاددانان شاید تنها محفل فکری کشور هستند که طی دو- سه دهه گذشته فقط و فقط از یک پارادایم فکری مشخص (اقتصاد آزاد و رقابتی) دفاع کرده‌اند و هنوز راه نیل به سعادت، آبادانی، آزادی و عدالت در کشور را در گرو داشتن اقتصادی آزاد و رقابتی می‌دانند. این طیف اصولگرای اقتصاددانان ایرانی در سالیان گذشته با انواع هتاکی‌ها و تهمت‌ها روبه‌رو شده‌اند ولی همچنان در صحنه عمومی در حد بضاعت خود باقی مانده‌اند.

نبودن نام این اقتصاددانان در میان امضاهای نامه 57 اقتصاددان به رئیس‌جمهور، دارای پیام نهانی است که اشاره به آن خالی از لطف نیست. علت آن هم در تصمیم اقتصاددانان مشهور به دفاع از بازار آزاد در قرار نگرفتن در کنار نام‌هایی است که در دو دهه گذشته جزء منتقدان اقتصاد آزاد بود‌ه‌اند. نویسندگان اصلی نامه 57 نفره اصلی‌ترین منتقدان برنامه‌های اول، دوم و سوم توسعه بودند و از منظری چپ به نقد اقتصاد آزاد می‌پرداختند. این افراد با عباراتی نظیر «برنامه‌هایی کپی شده از نسخ بانک جهانی»، «حکومت تفکر اقتصاد نئوکلاسیک»، «بی‌توجهی به اقشار کم درآمد» و مانند آن نقدهای خود را در قالب سخنرانی یا مقاله (در نشریاتی مانند سلام) ارائه می‌کردند. نکته جالب تکرار تاریخ در مدتی کمتر از دو دهه است که در مناظره زنده شبکه دو سیما، دکتر رهبر (مدافع دولت)، دکتر ستاری‌فر را به عنوان یکی از نویسندگان اصلی نامه به پیروی از عقاید نئوکلاسیک در نگارش برنامه چهارم متهم می‌کند. نقدی که نویسندگان نامه 57 نفره به طراحان برنامه‌های اول تا سوم توسعه وارد می‌کردند. البته الفاظ و عبارات اهمیت ندارد. مهم رویکردها و از همه مهم‌تر و قابل تحسین‌تر تغییر رویکرد نویسندگان نامه 57 نفره است. حال به هر دلیل چه یافته‌هایی از کار اجرایی و چه دریافت‌هایی از آمیزه‌های علمی باشد، اینکه نثر و لحن و نحوه برخورد 57 اقتصاددان در نامه اخیرشان به ادبیات و گفتمان اقتصاد آزادی‌ها نزدیک و همگرا شده است و به جای به کارگیری از عبارات کلی (نظیر توجه به محرومان) از گزاره‌های علمی (نظر موضوع رشد نقدینگی) استفاده می‌شود، مایه مباهات است. اما اقتصاددانان همیشگی و قدیمی طرفدار بازار آزاد و رقابتی چرا به رغم این تغییر رویکرد حاضر نشدند نام خود را کنار 57 اقتصاددان قرار دهند؟ پاسخ به این سوال می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد ولی از همه مهم‌تر حفظ مرزبندی شفاف با منتقدان سرسخت دیروز است. اصرار به این مرزبندی هم در این نهفته است که تا به حال عیان و شفاف این تغییر رویکرد عنوان نشده است. به هر حال منتقدان به برنامه‌های اول، دوم و سوم وقتی مسوول تدوین برنامه چهارم شدند، برنامه‌ای در همان راستا و با همان پارادایم فکری نوشتند. انتظار از طراحان برنامه چهارم این است که تصریح کنند در چارچوب تحول فکری آنچه را که به عنوان نقد طرح می‌کردند، خود در برنامه خودشان گنجاندند. آیا اگر اقتصاددانان طرفدار فعلی دولت مثل اعضا و نزدیکان جمعیت ایثارگران که امروز در مقابل 57 اقتصاددان متحول شده قرار دارند، یک دهه بعد دچار تغییر گرایش فکری و شوند و در چارچوب قواعد علم اقتصاد سخن بگویند، ما باید حال و احوال و مواضع امروز آنها (مثل اصرار بر تثبیت قیمت‌ها) را به فراموشی بسپاریم. آیا می‌توانیم جامعه را مدام در این آزمون و خطای تکراری بدون مرور گذشته حفظ کنیم. آیا مطلوب است که روزی مواضع چپ را داشت و سپس بدون هیچ تبیین تحول برای افکار عمومی، مواضع دیروز را کنار نهاد و در چارچوب اقتصاد آزاد موضع گرفت. بدیهی است که رشد و بلوغ فکری مطلوب و مایه خرسندی طرفداران اقتصاد آزاد و رقابتی است، ولی این تغییر گرایش بدون ارائه توضیح به جامعه دارای آثار سوء تاریخی است. برای جلوگیری از تکرار تجربه برای آیندگان و روشن شدن ذهن عمومی نسبت به نتایج شعائر و نقدهای دیروز باید به روشنی علل تغییرات بیان شود. در این صورت میان طرفداران اقتصاد آزاد ثبات قدم در سه دهه گذشته و اغلب 57 اقتصاددان امکان همگرایی حاصل می‌شود.