تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۲۹۳۹۲

 امید حسین‌خانی*

شروع پرواز بمب‌افکن‌های استراتژیک (تو ـ 95 ـ ام‌ ـ اس) که از آنها در اروپای غربی در سال‌های جنگ سرد به عنوان "خرس" یاد می‌شد بعد از 15 سال، آخرین خبر از سلسله اخباری است که حکایت از تغییر رویکرد روسیه نسبت به مسایل جهانی دارد.

چندی پیش که روسای جمهور روسیه و آمریکا در اقامتگاه تابستانی بوش پدر در حال ماهیگیری بودند و سعی می‌کردند تمامی اختلافات خود را در پس لبخندها و در پشت تعارفات دیپلماتیک پنهان کنند، عده‌ای از تحلیلگران مسایل بین‌الملل متمایل به جمهوری‌خواهان از این دیدار به عنوان آغازی در جهت هماهنگی بیش‌تر روسیه و آمریکا در برخورد با چالش‌های پیش‌روی جهانی یاد کردند و عده‌ای با خوش‌بینی آن را "دیپلماسی ماهی" نامیدند!!

ولی در ذهن مردان سیاسی کرملین زیاده‌خواهی‌ها و تک‌تازی‌های آمریکا در سطح بین‌الملل بیش از آن حد بود که بتوان از آن چشم پوشید و یا بتوان با آن هماهنگ شد، هرچند که سران مسکو بارها عقب‌نشینی و نادیده گرفتن تاسیس پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه ژئواستراتژیک آسیای میانه و قفقاز را تجربه کردند.

اعلام ایجاد سپر دفاع موشکی آمریکا در لهستان و چک جرقه‌ای بود بر این که مسکو احساس کند تا حلقه محاصره توسط آمریکا کامل گردیده است. شاید استقرار پایگاه‌های آمریکایی در حیاط خلوت روسیه هیچ‌گاه با واکنش تند مسکو مواجه نگردیده ولی ایجاد سپر دفاع موشکی عملا نیروی دفاعی روسیه را از درجه بازدارندگی تنزل می‌دهد و این به معنی از دست دادن منافع حیاتی روسیه در منطقه و جهان است.

مقامات روسی بعد از مخالفت شدید با این طرح و رویارویی با پافشاری آمریکا سعی کردند با مطرح کردن پیشنهاد دفاع موشکی مشترک با ناتو و مستقر کردن سیستم ضدموشکی و راداری در آذربایجان نیت و قصد واقعی آمریکا را محک بزنند، هرچند پوتین در ملاقات خود با بوش بر جایگزینی طرح روسی با برنامه دفاع موشکی آمریکا تأکید کرد ولی با واکنش سرد بوش مواجه شد. در پی آن ایوانف که از وی به عنوان جانشین احتمالی پوتین یاد می‌شود، تهدید کرد در صورت عدم پذیرش این طرح توسط آمریکا، کشورش موشک‌های خود را در مرز لهستان مستقر خواهد کرد و این موشک‌ها تمامی خاک اروپا را هدف خواهد گرفت.

اگرچه امضای حکم تعلیق پیمان کنترل تسلیحات متعارف میان روسیه و غرب توسط پوتین خود نشان‌دهنده عزم مسکو برای مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا و ناتو در سطح بین‌المللی بود ولی اعلام صریح کاخ کرملین "که خروج از این پیمان در جهت منافع ملی روسیه و به دلیل شرایط فوق‌العاده کنونی امنیتی روسیه است و ادعای یک عضو ارشد سیاست خارجی و دفاعی روسیه که باید یک نیروی قوی در دنیا جلوی آمریکا و ناتو بایستند" از تغییر سیاست انفعالی روسیه نسبت به مسایل جهانی پرده برداشت.

مطرح کردن مالکیت قطب شمال توسط روسیه را نیز در مقطع کنونی می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد. مقامات روسیه در سال 2001 در سازمان ملل متحد با طرح این مسأله که دانشمندان روسی با بررسی‌های علمی دریافته‌اند، قطب شمال از عمق اقیانوس به روسیه متصل است، نتوانستند ادعای مالکیت بر آن ناحیه را ثابت کنند ولی ادعای مجدد و نصب پرچم در عمق 4200 متری بستر اقیانوس و پوشش رسانه‌ای گسترده و مقایسه آن با نصب پرچم بر روی کره ماه (که یکی از نماد آشکار جنگ سرد بود)، خود نمایانگر شروعی بر رقابت‌های تسلیحاتی و آغاز جنگ سرد دیگری است. این دقیقا همان کلمه‌ای بود که وزارت خارجه آمریکا بعد از پرواز 14 "خرس" از آن به عنوان "رفتار جنگ سرد" یاد کرد. این در حالی است که بمب‌افکن‌های "خرس" در عملیاتی پرمعنی و احتیاط‌آمیز به حدود 500 کیلومتری جزیره گوام که بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در اقیانوس آرام در آنجا مستقر است نزدیک شدند. این پرواز از آن جهت برای استراتژیست‌های غربی پرمعنی است که آنها می‌دانند این دست عملیات فقط در زمان جنگ سرد انجام می‌شد و بعد از فروپاشی شوروی بی‌سابقه است.

چندی قبل از پرواز بمب‌افکن‌های روسیه نیز پوتین که به همراه سران ارتش از یک رادار مدرن و مجهز دفاع موشکی بازدید می‌کرد اعلام کرد افتتاح این رادار اولین گام در جهت تکمیل پروژه عظیم دفاعی است که تا سال 2015 طول خواهد کشید. بدین ترتیب مسیر حرکت دفاعی و استراتژیک روسیه تا حدود 8 سال آینده برای غرب ترسیم خواهد شد. با تحرکات جدید مسکو جای هیچ تردیدی برای سران غرب باقی نماند که روسیه به شدت خواهان بازگشت به جایگاه دو دهه پیش خود است.

پرواضح است اعلام شروع پروژه عظیم دفاعی روسیه، ساخت و افتتاح سریع رادار دفاع موشکی در سن‌پترزبورگ (در کمتر از 18 ماه) و ساخت یک رادار جدید در جنوب روسیه، شروع پرواز هواپیماهای استراتژیک روسیه بعد از 15 سال و اعلام نصب سمبلیک پرچم در قطب شمال در زمان کنونی و بعد از اعلام آمریکا در ایجاد دفاع موشکی، نشان‌دهنده جدی گرفتن خطر آمریکا توسط روسیه است. هرچند روسیه نه مایل است و نه توانایی ورود به یک جنگ سرد تمام‌عیار را دارد ولی همواره ورود به رقابت تسلیحاتی، نیروهای درگیر را به سمت نوعی جنگ سرد هدایت خواهد کرد.

حال باید دید در بطن دیپلماسی ماهی، جنگ سرد نهفته است یا پوتین همانند ماهیگیری در رقابت کنونی می‌تواند بوش را وادار به عقب‌نشینی یا لااقل هماهنگی با خود کند؟