گروه سیاسی، پرستو سرمدی: «چشمانداز اصلاحات» عنوان سلسله نشستهایی است که از این پس در حزب مشارکت با هدف بررسی آینده ایران و اصلاحات برگزار میشود.
این نشستها ادامه نشستهای پیشینی است که با عنوان «تا دموکراسی» و «چه باید کرد؟» در سالهای گذشته در حزب مشارکت برگزار شده است که اولی با هدف تبیین مولفههای دموکراسی، سنجش دموکراسی با مقولات دیگری مانند اقتصاد و فرهنگ و بررسی موانع دموکراسی در ایران برگزار شد و دومی به بررسی بایستههای دموکراسی در ایران پرداخت. اما فضای سیاسی جدید ایران که با عدم پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری رقم خورد و سوالات و ابهامات زیادی را درباره آینده اصلاحات برانگیخت، پاسخ به دغدغههای دیگری را میطلبد؛ دغدغه آینده اصلاحات و امکان ادامه اصلاحات در ایران. از این رو علیرضا رجایی از فعالان ملی- مذهبی اولین کسی است که سعی میکند به این سوال پاسخ دهد که «چشمانداز اصلاحات» را در ایران چگونه میبیند. رجایی که از جمله ساختارگرایانی است که معتقد است اصلاحات همچنان در ایران امکانپذیر است، در نشست جبهه مشارکت بار دیگر به این مدعا تاکید میکند. البته او تعریف خاص خود را از اصلاحات دارد و آن را به معنای امکان فعالیت دموکراتیک در متن جمهوری اسلامی میداند. بنابراین بر اساس این تعریف رجایی از اصلاحات که حرکت به سمت دموکراسی را شامل میشود و نه رسیدن به دموکراسی و از آنجا که جمهوری اسلامی ذاتاً نمیتواند یکدست شود و همواره تتنازعات بین جریانهای موجود در آن وجود دارد و اختلافات قابل مشاهده است، امکان باز شدن فضای سیاسی به گونهای که فعالیت دموکراتیک را ممکن کند، وجود دارد. به اعتقاد رجایی از آنجا که نیروهایی در ایران با بحرانی هژمونی مواجهند و هیچ کدام دارای هژمونی مطلق نیستند و به دلیل بافت دولت در ایران همواره فضای سیاسی در حال باز یا بسته شدن است، این سیکل باز و بسته شدن فضای سیاسی، نه با یکدست شدن بلکه با دموکراتیک شدن دولت در ایران به پایان میرسد.
جمهوری اسلامی ذاتاً اصلاحپذیر است
علیرضا رجایی در سخنانش تفاوت اصلاحطلبان داخل کشور به خصوص نیروهای ملی- مذهبی را با کسانی که به این نتیجه رسیدهاند که بر اساس تجارت گذشته ساختار حکومت اصلاحپذیر نیست، در این دانست که نیروهای ملی- مذهب جمهوری اسلامی را پدیدهای مرحلهای که میتوان از آن عبور کرد تلقی نمیکنند. «برخی نیروهای تندرو اخیراً گفتهاند که نیروهای ملی- مذهبی، سحابی، پیمان، جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب از آنجا نظام جمهوری اسلامی را اصلاحپذر میدانند که منافعشان در این تحلیل است یا نسبت به آن تعلق خاطر دارند، در صورتی که حداقل نیروهای ملی- مذهبی نه به دلایل ذکر شده بلکه به لحاظ تحلیلی به این نتیجه رسیدهاند که عبور از جمهوری اسلامی ممتنع است.» وی ادامه داد: «بنابراین اگر جمهوری اسلامی را یک رژیم تاریخی حاصل یک انقلاب بنیانی تلقی کنیم، بحث ما این خواهد بود که آیا این رژیم تاریخی اصلاحپذیر است؟ پاسخ من این است که بدون آن که بخواهم آینده را پیشبینی کنم. میگویم امکان فعالیت دموکراسی در متن این نظام وجود دارد. اگر زمانی به این نتیجه برسیم که این امکان وجود ندارد آن وقت میتوانیم بگوییم که اصلاحپذیر نیست.» رجایی در ادامه جریان اصلاحات را از این منظر قابل نقد دانست که بعد از جریان دوم خرداد انتخابات نهم ریاست جمهوری به گونهای حاکمیت را نقد میکند که گویی از آن خارج شده است. او میگوید: «من معتقدم که اصلاحطلبان و از جمله جبهه مشارکت بخشی از حاکمیت هستند، هر چند که تضعیف شده باشند. این بخش از حاکمیت رانده نشده است بلکه بخشی از موسسان حاکمیت است.»
رجایی ارزیابی حرکت اصلاحطلبانه در ایران را نقطه عزیمت عمل سیاسی و حزبی برای اصلاحطلبان دانست که تاکنون کمتر در ایران انجام شده و مقدمه آن نیز تحلیل بافت دولت است. جنس دولت در کشور ما به گونهای است که هرگونه حرکت در آن برای ورود به دموکراسی با مسالهای اساسی همراه میشود و هیچ راه بدون مساله برای حرکت به دموکراسی وجود ندارد. از صبح 22 بهمن تاکنون همواره رقابت سیاسی بین گروهها در جمهوری اسلامی وجود داشته که با بحران همراه بوده است. از اسناد این بحران همیشگی کتاب خاطرات عبور از بحران هاشمی است، هر چند که در آن تلاش شده است ضعف و شدت اختلافات سیاسی کمتر نشان داده شود.»
به اعتقاد رجایی بحران هژمونی، دیگر ویژگی ما است، بحرانی که به اعتقاد وی در دو خرداد 76 خود را نمایان کرد: «20 میلیون به بخشی از حاکمیت رای دادند که مجلس و دولت را در اختیار گرفت اما نتوانست مدیریت خود را حاکم کند.» البته این بحران هژمونی حاصلی ندارد جز پوپولیسم. رجایی میگوید: «از ویژگیهای دیگر این دوره که در آن هژمونی یک جریان در حاکمیت وجود ندارد، استفاده از بسیج خیابانی، در این شرایط نهادهای حکومت هر کدام تبدیل به تریبونهای مستقلی میشوند. در شرایط کنونی نیز همین طور است و برخلاف پیشبینی که میشد حاکمیت یکدستی نشده است، مثلاً چندی پیش احمدینژاد از صدا و سیما شکایت کرد که با دولت همراهی نمیکند.» رجایی با بیان این مقدمات نتیجه مورد نظر خود را که گواهی است به اصلاحپذیر بودن نظام جمهوری اسلامی میگیرد: «ذات نظام جمهوری اسلامی به گونهای است که هرگز یکدستی در آن اتفاق نمیافتد. به اعتقاد رجایی نقطه پایان این سیکل زمانی نیست که دولت یکپارچه شود، بلکه زمانی محقق میشود که دولت دموکراتیک در ایران ایجاد شود. از همین رو است که آینده فعالیت برای دموکراسی در ایران روشن است. آنچه در مبارزه سیاسی در ایران اهمیت دارد و به همین دلیل است که رجایی تحلیلهای نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور را رد میکند، آنجا که از هر درگیری کوچکی نشانهای برای یک جنبش اجتماعی فراگیر در ایران استنباط میشود. «شاید بر اساس همین تحلیل بود که عدهای میگفتند نیروهای ملی- مذهبی میخواستند بین نیروهای داخل حاکمیت اختلاف بیندازند در حالی که ما ابزار این کار را نداشتیم.»
پاسخ به سوالات
«نشست چشمانداز اصلاحات» در زیرزمین جبهه مشارکت طبق روال نشستهای گذشتهای که در این حزب برگزار شده است، با بخشی به نام پرسش و پاسخ همراه بود که در آن هم شرکتکنندگان سوالهای صریحی پرسیدند و هم رجایی تا حدودی صریحتر سخن گفت، از این رو شاید مجال انعکاس همه آنچه که در این بخش مطرح شده وجود نداشته باشد. علیرضا رجایی در این بخش از نشست با سوالات متعددی مواجه شد که به دلیل سخنان وی که در خیلی مباحث ابهاماتی را آفرید، طبیعی مینمود. از ویژگیهای اکثر سخنرانیهای این فعال ملی - مذهبی که در انتخابات مجلس ششم با وجود ناشناخته بودن توانست رای بالایی کسب کند و شاید به دلیل ملی - مذهبی بودنش به روش خاصی از نمایندگی مجلس بازماند این است که پیش از آنکه چارچوب تحلیلی قابل اتکایی را به مخاطبان ارائه کند، خود سوالات و ابهامات بیشتری را برمیانگیزد و البته شاید این نه از ویژگیهای ذاتی علیرضا رجایی بلکه از ویژگیهای جامعه ماست رجایی در پاسخ به سوالی در مورد سخنان سیدمحمد خاتمی در مورد ضرورت اعتدال در بین اصلاحطلبان و انتقاد از افراط و تفریط در اصلاحات به تایید این دیدگاه خاتمی پرداخت: «وقتی به تاریخ ایران که به قول مرحوم دکتر مصدق، تاریخ توطئهآمیزی است نگاه میکنیم، میبینیم که طرحهای توطئهآمیز زمانی اجرایی میشود که نیروهای دموکراسی خواه تصمیم گرفتهاند مسائل خود را در خیابانها حل کنند، این حرفی است که خاتمی هم مطرح کرده است، البته ممکن است خاتمی گاهی در مورد مصداق افراطگرایی اشتباه کند.» رجایی در پاسخ به سوال دیگری در توضیح این گفته خود که دولت احمدینژاد در بحث انرژی هستهای موفق عمل کرده است و همچنین حکومت در حال حاضر یکدست نیست، اظهار کرد: «به این دلیل گفتم دولت احمدینژاد در این بحث موفق بوده که در دو سال اخیر با وجود پافشاری بر مواضع خود و دو قطعنامهای که علیه ایران صادر شده، به بنبست نرسیده است.
در مورد یکدست نشدن حاکمیت هم منظور این است که یکدستی به آن شکلی که مدنظر بود، شکل نگرفته است. قرار بود دولت نهم عالمی دیگر بسازد اما روحانی ایدئولوگ دولت اخیراً در سخنانش از وضعیت بانکها، دانشگاهها و وضعیت اقتصادی گله کرده. این نشان میدهد که زیرمجموعههای دولت مسیری متفاوت از آن را میپیمایند.»