پنتاگون در 30 سپتامبر 1980 اعلام کرده بود که فرستادن آواکس به سعودی به انگیزههای دفاعی محض بوده است. «کاونتراسپای» یک گزارش مشروح دریافت که بیش از 4 هواپیمای آواکس در عربستان سعودی مستقر میباشند، بلکه شمار آن در اوج تجاوز عراق به ایران به 30 رسیده است.
یکی از کارمندان ادارات وابسته به وزارت دفاع اعلام نمود که در دسامبر 1980 خود 6 هواپیمای آواکس را در فرودگاه ظهران نشسته دیده است.
درست به هنگامی که سخن از به اشغال درآوردن چاههای نفت، سروصدای فراوان برانگیخته است. مردان پنتاگون پیوسته در طرح و رسم چنین برنامههائی هستند. نظیر همان برنامههائی که در سال 1948 به طوری محرمانه و پنهان، نابودی پالایشگاههای نفت و بستن چاههای نفت خاورمیانه (در صورت بروز جنگ با شوروی) را تدارک دیده بودند.
با این گمان که سعودی قادر به دفاع از چاههای نفت نمیباشد، فرمانده نیروهای واکنش سریع (ژنرال جانکیلی) توصیه میکند که یک استراتژی نگاهدارنده وضع شده و ترجیحا سربازانی به منطقه احتمال درگیری اعزام شوند.
نظریه کلی بر این استوار است و بیشتر مقامهای آمریکائی به صراحت از احتمال اقدام ایالات متحده به اشغال چاههای نفت سخن میگویند. در وقتی که گزارش کنگره در سال 1979 در خطرات چیرگی نظامی بر چاههای نفت هشدار میدهد، در واقع اعتراف میکند که هر گاه دولت آمریکا اراده کند که برنامهاش را ادامه دهد، مملکت سعودی و شبه جزیره عربستان به آسانی عرصه تاخت و تاز خواهد شد. مثل چنین تصریحات و تهدیداتی از سوی آمریکا، و به دنبال تحریم نفتی سال 1973 و عامل نگرانی بر تکیه و حتی وابستگی مطلق به ایالات متحده، حکام سعودی را به اندیشه جستجوی منابع تازه جنگافزار و کارشناسان میافکند. بنابراین مقامهای سعودی، خرید مقادیری کلان از جنگافزارها را آغاز مینمایند.
جنگافزاری که خود، برنامههای اسلحه «مهندسین آمریکائی» را نیز دربر میگرفت که آنها بر تشکیلات و برپائی شهرک نظامی «ملک فیصل» نظارت نمایند همان شهری که از بزرگترین و پیچیدهترین تاسیسات نظامی در جهان به شمار میآید.
1- نیروی مهندسی آمریکائی
اخیرا هم آشکار شد که نیروی «مهندسان» آمریکائی یکی از مهمترین ابزارهای دست ایالات برای نفوذ یافتن و حاکم شدن بر اقتصاد کشور سعودی و برنامههای نظامی آن شمرده میشود. برنامههای این نیرو از سال 1951 با ساختن پایگاه آمریکائی در ظهران و چند سال بعد با قرارگاه غیرنظامی ظهران آغاز گردید.
تامین اعتبار هر دو در سال 1964 بوده است. از سال 64 وزارت خارجه سعودی از نیروی مهندسی درخواست نمود تا خدمتهای مهندسی و تاسیساتی لازم را برای طرح نقشه و برپائی تاسیسات نظامی در عربستان سعودی در اختیار آن کشور قرار دهند.
از سوی دیگر، نیروی مهندسان، نظارت بر ساختمان شهرک نظامی در منطقه «باطق» را بعهده دارد که هزینه آن برابر برآوردهای به عمل آمده، 1/8 میلیارد دلار میباشد. این شهرک مجهز به فرودگاه نظامی و یک سیستم دفاعی موشکی و نیز موسسات آموزشی و اسلحه استراتژیک بوده و برای سعودیان سنگر پیشرفتهای در شمال آن کشور بشمار میآید. این شهرک به هنگام درگیری احتمالی میتواند پذیرای استحکامات نظامی و غیره باشد.
از دیگر برنامه نیروی هوائی سعودی، ایجاد یک دانشکده نظامی بنام عبدالعزیز در نزدیکی ریاض میباشد که مقر فرماندهی نیروی هوائی سعودی و مدرسه نیروهای هوابرد در آنجا قرار دارد. و هم تاسیس بندری عمیق «الجبل» و همچنین در جده بخشی از برنامههای توسعه نیروی دریائی سعودی بشمار میرود. این برنامه که نیروی دریائی آمریکا بر اجرای آن نظارت دارد، هزینه 7 میلیارد دلاری را به خود اختصاص داده و از همکاریهای نیروی هوائی آمریکا نیز برخوردار است. و این همه بخشی از پروژههای صلح «هول» و صلح «الشمس» میباشد که بموجب آن، هواپیماهای آمریکائی اف - 15 به خدمت نیروی هوائی سعودی در میآیند.
نیروی مهندسی آمریکا همچنین در برنامه نوسازی لجستیکی و ارتش سعودی از سال 1973 شرکت داشته و مسئول طراحی و ایجاد همه تجهیزات لازم برای مدرنسازی گارد ملی سعودی بوده که بر آن نیز فرماندهی گسترش و آمادگی ارتش آمریکا نظارت میکند.
در حقیقت، تاسیسات سعودی یکی از برنامههای تاسیساتی است که نیروی مهندسی آمریکا در تاریخ تشکیل خود، برعهده گرفته است.
بخش خاورمیانهای نیروی مهندسی 1500 کارمند رسمی دارد که یک سوم آن در سعودی مستقر میباشند و همانگونه که ژنرال جیمسایماس از تیپ مهندسی به هنگام گزارش دادن به کنگره در سال 1979 اشاره میکند که تعهد نیروی مهندسی به بستن قرارداد در مورد تاسیسات در خارج خبرهای خوبی از موسسههای طراحی و پشتیبانی و تاسیسات آمریکا میدهد.
باید گفت که موسسههای معماری و تاسیساتی آمریکا و دیگر موسسات مانند «سانتافرانجیر» و «شل» و «فلور» به درآمدهای کلانی در سعودی دست یافتهاند. در رابطه با عقد قراردادهای کلان، پولهای هنگفتی نیز در رابطه با رشوه و یا دلالی قراردادها به جیب افراد خانواده «شاه» عربستان سرازیر میشود.
و اما سئوالی که مطرح است این که این تاسیسات میتواند پایداری و دوام رژیم سعودی را تامین کند؟ مثلا شهرک نظامی ملک خالد بنا به گفته طراحان آن در وضعیتی که شورشها و بحرانهای سیاسی محلی پیش آید، میتواند نقطه مرکزی برای نیروهای وابسته و مدافع «ملک» به حساب آید. چرا که آن شهرک از مناطق تودهنشین به دور است. و اما سودمندی آن برای زمانهای دراز زیر سئوال قرار دارد.
این شهرک محور دفاعی خلیج (فارس) و چاههای منطقه شرق شمرده میشود. اما عدم توانائی و عملی نیروهای مسلح سعودی، آن را به مثابه یک عامل استراتژیکی بسود آمریکا قرار میدهد.
سلاحها و تجهیزات هنگفتی که آمریکا در اختیار نیروهای عربستان که کمتر از 50 هزار میباشند، قرار داده، این نتیجه را بدست میدهد که در واقع این پنتاگون است که از این امکانات به هنگام نیاز و بروز بحرانها سود خواهد گرفت.
همین نتیجهگیری است که پارهای از سعودیها را نیز بر آن داشته که از انگیزههای آمریکائیان در تشویق به برپائی و گسترش اینگونه تاسیسات، از خود پرسش نمایند.
از این رو شاهزادهگان سعودی بطور طبیعی و بعنوان مسالهای بدیهی تکیه بر آمریکا را هم امری ناگزیر و هم راهی آسوده میپندارند و بر اداره ضداطلاعات از یک سو و نیز کارشناسان فنی و غیرنظامیان ارتش آمریکا تکیه مینمایند تا از دوام حکومت خود مطمئن باشند.
مخالفان، و سازمان اطلاعاتی سعودی
روزنامه واشنگتن پست در شماره 22 ژوئیه 1980 نوشت که خبرنگارش به همراهی نماینده «واشنگتن استار» و «برتاهوریخ» «جین هوایتمور» از نیوزویک با یکی از تحلیلگران «سی - آی - ای» در ژانویه همان سال به گفتگو نشستند و او به آنها گفت که رژیم سعودی تا دو سال دیگر در مرحله سقوط قرار میگیرد. این تحلیل «سیا» را در محظور و تنگنا قرار داد. چه کمی پیشتر از دیدار رایزن امنیت ملی آمریکا برژینسکی از کشور سعودی «سیا» کوشیده بود تا روزنامه (واشنگتن استار) و نیوزویک را از درج این گفتگو بازداشته و معاون سازمان سیا «کارلوچی» را مامور پوزشخواهی مستقیم از سعودیها بنماید.
از جنگ جهانی دوم و بهویژه دو سال پیش، سعودیها با شماری از مشکلات و تنگناها دست به گریبان بودهاند اما جنبش مخالفان علیه رژیم، با وجود فقدان جنبه تشکیلاتی و شرایط دشوار اوضاع و تحول خاص، خطری جدی برای این رژیم سعودی است که بر اعمال آن دستور بیگانگان مجری است.
نخستین دستگاه جاسوسی که به سود خانواده حاکم بر عربستان وارد عمل شد «آرامکو» بود. سالهای دهه 40 کوکتل ویلیام بعنوان همآهنگکننده با دستگاه جاسوسی پیشین آمریکا «سی - سی - آی» و کارشناس عملیات جاسوسی در خاورمیانه، و سفیر پیشین آمریکا در سعودی با همکاری آرامکو و دستگاههای جاسوسی آن در رویاروئی با پارهای از اعتصابهای پیش آمده در آغاز سال 1953 وارد عمل شد. حکام سعودیها از این اعتصابها نگران شده و برای رویاروئی با آن به دستگیری معترضان بدون هیچ دستآویز قانونی اقدام کردند. یادداشت محرمانهای که به سال 1950 صادر شده نشان میدهد که ملک عبدالعزیز از معاون وقت وزارت خارجه آمریکا «جرج مگی» درخواست نمود تا امنیت داخلی کشورش را تامین نماید. پس از 5 سال که بر کمکهای امنیتی آمریکا گذشت، در یادداشتی که از دفتر بررسیهای جاسوسی برای وزارت خارجه صادر شده آمده است که دیکتاتوری و استبداد توام با حکومت سعودی موجب ایجاد شکاف در همه سطوح جامعه سعودی گردیده و خشم ملت را نسبت به بر باد دادن دارائیهایش توسط خانواده سعودی حاکم برانگیخته است. در همین هنگام سعودیها، رهنمودهائی را از مزدور جاسوسی که در کسوت دیپلمات خاورمیانه آمریکا در خلال جنگ دوم جهانی به نام «وزیراویومون هینتگ» در این رابطه دریافت میدارد. علیرغم سرکوب و خشونت رژیم در هنگام اعتصابهای کارگران «آرامکو» در سال 1953 دستههای مخالفت پدید آمده و نیز آرامکو را به عقبنشینیهائی در مقابل خواستهایش ناگزیر نمود. اما در سال 1956، ملک سعود پس از شرکت در میهمانی «آرامکو» فرمانی صادر نمود که شرکت در اعتصاب را ممنوع و مشمول محکومیت زندان ساخت. این فرمان به دنبال اعتصاب هزاران کارگر «آرامکو» روی داد که در آن اعتصابات کارگران علیه سلطه آمریکا شعار داده بودند.
اندیشههای ملی جمال عبدالناصر در مصر همچون ملی ساختن کانال سوئز در سال 1956 انگیزه جنبش ملی در عربستان سعودی را ایجاد نمود. و چون در آن هنگام خانواده سعودی دستخوش چند دستگیها شده بود فرصت خوبی را به مخالفان ارزانی مینمود.
برای رویاروئی با این گونه مسائل در مارس 1961 قانون امنیت کشور محتوی قانون حکم اعدام و دستکم زندان بمدت 25 سال در مورد کسانی است که علیه خانواده حاکم به اعمال مخالفتآمیز دست زنند و در همین کانون مساله ایجاد گارد ملی نیز مطرح است که به سال 1962 انجام گردید.
در ژوئن 1967 گروه آمریکائیان در ظهران از سوی مخالفان مورد حمله واقع شدند. مراکز آمریکائیها همچون باشگاهها، تاسیسات نظامی، اتومبیلها و مراکز رفاهی آمریکا نیز مورد حملاتی قرار گرفت و نیز در مرکز اداری شرکت «آرامکو» در ظهران آتشسوزی بعمل آمد. سعودیها پیوسته کوشیدهاند تا بر اخبار مربوط به فعالیت مخالفان سرپوش گذارند. چنانکه از منابع هنگفتی که در خارج برای تبلیغات به سود خود هزینه میکنند، میتوان به ماهیت کارشان آگاه شد. مثلا در 5 ژانویه میزان این مبلغ از 70 به 140 میلیون دلار افزایش یافته است.
در 20 نوامبر صدها تن از مخالفان بعنوان اعتراض به رژیم سعودی مسجدالحرام را اشغال نمودند. بطوری که ارتش و گارد ملی برای سرکوب آن حرکت بسیج شدند.
به گزارش مجله فرانسوی «لوپوان» خالد از رئیسجمهور فرانسه «ژیسکاردستن» خواستار شد تا 5 تن از تیم ضدشورش را به سعودی (23 نوامبر) بفرستند که به کار سرکوبی شورشیان به طور جدی و نهائی پایان دهند.
یک کمیته امنیت مشترک در رابطه با دو کشور (فرانسه - سعودی) مشغول فعالیت است که وزیر کشور فرانسه و نیز رئیس کل پلیس فرانسه و ژنرال عبدالله آل شیخ فرمانده کل نیروهای امنیتی و ژنرال «محمد عبدالبلعه» فرمانده نیروهای ویژه سعودی در آن شرکت دارند.
شاهزاده نایف وزیر کشور سعودی شماری از قراردادهای امنیتی را به امضا رسانده که مبلغ کل آن به 159 میلیون دلار میرسد. و این همه در نتیجه رویدادهای مکه و مدینه بوده است بر این برنامهها «نایف» و شاهزاده ترکی فرمانده نیروهای امنیتی و اطلاعات نظارت داشته و از جمله این برنامهها ایجاد نیروئی ویژهای برای رویاروئی با شورش و ترور است و این نیرو مجهز به انواع هلیکوپتر و دستگاههای مربوط به پلیس همچون اتومبیلهای آژیرکش و دستگاههای الکترونیکی آمریکا است.
رژیم سعودی همچنین از آلمان غربی خواسته است تا از سران کوماندوهای ضدشورش خود برای آموزش نیروهای ویژه سعودی اعزام دارد.
«زیمنرکلور» یکی از مقامهای «سیا» و مقیم سعودی بعنوان رایزن اطلاعات و جاسوسی سعودی از سال 1977 تاکنون مشغول کار است. وی بیشتر در لبنان، مصر و پاکستان چنین خدمتی را برعهده داشته است.
در آغاز سال جاری نیز اداره جاسوسی و اطلاعات سعودی، یک سیستم کامپیوتری پیشرفته را از سوی یکی از شرکتهای بریتانیائی دریافت داشته است. مرکز این سیستم ریاض و جده بوده و توسط 20 شاخه و رابط با مرکز «سیا» در ارتباط است.
برای کامل نمودن دائره سرکوب مخالفان سعودی، «سیا» همچنین به انجام وظیفه خود در قبال مخالفان رژیم سعودی در آمریکا نیز میپردازد.