تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۹۵۹۷

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
فرانسه را شاید هنوز هم عده‌ای بعنوان «مهدآزادی» می‌شناسند. حتی اگر کسانی، این ادعا را باور نداشته باشند، اما هنوز هم فرانسه اصرار دارد که خود را با چنین ویژگیهائی معرفی کند و حساب خود را از سایر کشورهای غربی جدا سازد و چنین وانمود کند که گویا فرانسه، مهد آزادی و تمدن است و تمامی تصمیمات و عملکردها در چارچوب اصول انسانی‌ـ اخلاقی و در چارچوب موازین دمکراتیک اتخاذ می‌شود.
اگر بخواهیم ادعای مقامات و رسانه‌های دولتی فرانسه را ملاک ارزیابی قرار دهیم، شاید هنوز هم فرانسه را بایستی‌ «مهد آزادی جهان» معرفی کنیم ولی واقعیت اینست که آن نقاب انسانی و آن ژست حقوق بشری و آن برخورد آزادیخواهانه، دیگر کمتر کسی را فریب میدهد. چرا که فرانسوی‌ها در آفریقا، حتی آن نقاب را هم کنار گذاشته‌اند و چهره آدمکشان خون‌آشامی را به خود گرفته‌اند که جان انسانها برایشان ارزش و معنائی ندارد. براحتی کشتار و شکنجه میکنند و آنجا که ادامه کشتار و شکنجه، برای تداوم سیاست‌های مداخله‌جویانه پاریس ایجاب می‌کند، دیکتاتوری‌های وحشی را به کشتار و شکنجه در وقیح‌ترین صورت ممکن، تشویق می‌کنند.
بیائید با ما به سرزمین آفریقای سیاه سفری داشته باشید و ببینیم جنایتکاران فرانسوی در آنجا چه می‌کنند؟ راستی سفر خود را از کجا آغاز کنیم؟ الجزایر؟ رواندا؟ آفریقای مرکزی؟ کنگو؟ کامرون؟ و یا ...؟ تلخ است ولی واقعیت دارد که تقریباً از هر کجا که این سفر را آغاز کنیم، به یک نتیجه خواهیم رسید و آن اثبات وحشی‌گریها، آدم‌کشی‌ها و سایر انواع جنایاتی است که چکمه‌پوشان فرانسوی به آن سرگرمند و یا دیگران را وادار به جنایت می‌کنند.
هفته‌نامه اتریشی «پروفیل» در شمارۀ اخیر خود، کار ما را قدری آسانتر کرده است. «پاسکال‌کروپ» خبرنگار فرانسوی این هفته‌نامه در سفر به آفریقا از حقایق تکاندهنده‌ای سخن بمیان آورده و در گزارش حیرت‌انگیزی، تصریح میکند که دیکتاتوری‌های آفریقائی، کمک‌های دریافتی از پاریس را به صورت عادلانه میان خود و رهبران احزاب پاریس تقسیم می‌کنند. بطوریکه 30درصد را خودشان برداشته و بقیه را به حساب رهبران پاریس واریز می‌کنند. و در عوض، تمامی سفارشات و خریدهای خود را از طریق شرکت‌های فرانسوی، پی‌می‌گیرند.
افشاگریهای «پروفیل» نشان میدهد که دست احزاب سیاسی و سیاستمداران اصلی فرانسه و از جمله میتران و فرزندش «ژان کریستوف» در این بده‌بستان‌های کثیف آشکار و نهان در صحنه سیاست آفریقائی فرانسه، در کار است و امروزه فساد و ارتشاء جنایت فرانسه در صحنه آفریقا به اوج خود رسیده است. اما این تمامی ماجرا نیست و اگر چه غارت ثروتهای آفریقا، بخودی خود، هدف اصلی اشغالگران فرانسوی است، ولی گزارشات چندش‌آوری وجود دارد که نشان میدهد فرانسه برای حفظ حاکمیت و حضور خود براحتی جنایت می‌کند و دیکتاتوری‌های شرور آفریقائی را هم به جنایت بی‌حد و مرز فرامی‌خواند.
نقش مستقیم ارتش فرانسه در جنگ‌های رواندا و کشتار وحشیانه‌ای که چکمه‌پوشان فرانسوی در این سرزمین فقیر و مفلوک صورت داده‌اند، حتی برای خود مردم فرانسه هم حیرت‌انگیز است.
صدها هزار کشته برای حمایت از رژیم خودکامۀ «هوتو»، هزینۀ سنگینی بود که بر مردم رواندا تحمیل شد ولی ژنرالها و رسانه‌های فرانسوی آنرا بحساب یک جنگ داخلی در رواندا گذاشتند و دژخیمان فرانسوی را بعنوان فرشتۀ نجات، عامل حفظ نظم و امنیت و «نیروهای حافظ صلح» معرفی کردند.
اما آیا واقعیت چنین بود؟ خبرنگار فرانسوی هفته‌نامۀ «پروفیل» به این سئوال پاسخ منفی میدهد و میگوید افسران فرانسوی، کار آموزش نظامیان خونریز و شکنجه‌گران رژیم دیکتاتوری «هوتو» را برعهده داشته و حتی در هنگام شکنجه، نیز خودشان حضور داشتند و دارند. چرا که در پاریس وقتی که حفظ مناطق تحت نفوذ فرانسه مطرح است، انسانیت و اخلاق و دمکراسی، تعمداً به فراموشی سپرده می‌شود.
بیائید سفرمان را ادامه دهیم و سری هم به الجزایر بزنیم. سرزمینی است که تا سال 1341 در اشغال فرانسه بود لکن مسلمانان غیرتمند با فریاد تکبیر خود و با تحمل یک میلیون شهید، توانستند پوزه اشغالگران فرانسوی را بخاک بمالند و استقلال خود را بدست آورند. با اینهمه، جبهه آزادیبخش الجزایر بعدها بتدریج در سیاست‌های آفریقائی فرانسه هضم شد و مردم الجزایر یکباره احساس کردند که باز هم تحت سلطه نامرئی فرانسه بسر می‌برند. این سلطه امروزه حالت آشکارتری بخود گرفته است.
رمز شکست نیروهای حاکم در انتخابات پارلمانی الجزایر، در همین اصل نهفته بود ولی همه دیدند که فرانسه ناگهان همه ادعاهای خود را کنار گذاشت و لگدکوب ساختن صندوقهای انتخاباتی و کشتار مردم را به دیکتاتورهای الجزایر، توصیه نمود.
ناگهان از مهد دمکراسی، فرمان کودتا صادر شد. از مهد دمکراسی، فرمان سرکوب و جنایت علیه مردم الجزایر صادر شد. کشتار بهر صورت و تا هر جا که سرکوب مردم لازم باشد، ‌جزو اصلی‌ترین توصیه‌های پاریس به مقامات الجزایر است. کودتای الجزایر بدینگونه بود که با چراغ سبز پاریس انجام شد و سپس دژخیمان فرانسوی برای سرکوب هر فریاد مخالفی که بنحوی درصدد احیای استقلال و آزادی الجزایر باشد، مستقیماً وارد عمل شدند.
روابط گسترده و تنگاتنگ فرانسه ورژیم کودتا در الجزایر آنچنان عملکردها و مواضع دو رژیم را بهم گره زده که در بسیاری موارد حتی تشخیص اینکه در روابط پاریس و کودتاچیان الجزایر، چه کسی دستور میدهد، چه کسی خط میدهد، چه کسی برنامه‌ریزی میکند و چه کسی عمل می‌کند، کاملا مشکل و بلکه غیرممکن است. چرا که امروز پاریس در ماجرای سرکوب مردم الجزایر، علناً‌ در موضع تصمیم‌گیری و اجرای عملیات ضدمردمی نیز قرار گرفته است.
امروزه در قاموس فرانسه، مبارزین راه آزادی بعنوان تروریست معرفی میشوند و کودتاچیان وحشی «سمبل قانون» قلمداد میگردند.
اما آیا هنوز هم کسی هست که چهره کریه استعمار سیاه فرانسه را در پشت نقاب آزادی و دمکراسی نشناسد؟ اگر برای پاسخ این سئوال به گزارش آن خبرنگار فرانسوی استناد کنیم، یقیناً پاسخ منفی است و دقیقاً بهمین دلیل است که پاریس با رسوائی کامل در آفریقا جنایت می‌کند و دیگر برای نگهداشتن نقاب دمکراسی و آزادی بر چهره کریه خود اصرار چندانی بخرج نمی‌دهد و حتی نقاب دمکراسی را هم کنار گذاشته‌ است.