اخیراً یک اطلاعیه مشترک از سوی جنبش امل و حزبالله منتشر شد که در آن آمده بود، توافقنامهای هشت مادهای میان این دو تشکیلات لبنانی به امضاء رسیده است.
این اطلاعیه در پایان دیداری دو ساعته میان دو هیأت از جنبش امل و حزبالله که در ساختمان وزارت خارجه سوریه و در حضور فاروقالشرع وزیر خارجه سوریه و علیاکبر ولایتی وزیرخارجه جمهوری اسلامی به مذاکره نشسته بودند، تسلیم مطبوعات شد.
از هشت ماه پیش تاکنون این نخستینبار است که دو هیأت از جنبشهای یاد شده سرمیز مذاکره مینشینند. این در حالی است که درگیریهای میان این دو از آغاز سال مسیحی جاری تاکنون حداقل 119 کشته بجای گذاشته و طبق آماری غیررسمی از آغاز درگیریها از آوریل 1988 تاکنون منجر به کشته شدن 431 نفر از دو طرف شده است. امضای توافقنامه مذکور پس از یک هفته مذاکره پیگیر با نظارت ایران و سوریه حاصل شد. و یک روز پیش از اعلام توافقنامه، دکتر علیاکبر ولایتی اعلام کرد، توافقنامهای صورت گرفته است. متن توافقنامه یاد شده به شرح ذیل است:
«به منظور حفظ یکپارچگی و وابستگی عربی و اسلامی کشور لبنان و آزادسازی کامل از آن از اشغال اسرائیل و مصون ساختنش در برابر توطئههای استعماری و صهیونیستی و تحقق همکاری میان نیروهای ملی و اسلامی براساس لغو سیطره طایفهگری و ایجاد عدالت و برابری در این کشور، دو طرف اعلام میکنند که روی مواد آمده در ذیل توافق کردهاند:
1ـ پایان دادن به کشتار و ناآرامی. این امور با اتخاذ تدابیر ذیل پایان میپذیرد:
الف ـ پایبندی شدید به آتشبسی که در تاریخ 25/1/1989 اعلام شده است.
ب ـ پایان دادن به حملههای تبلیغاتی دوطرفه علیه یکدیگر.
ج ـ انتقال زخمیها از صحنههای درگیری.
د ـ پایان دادن به محاصرهها و عقبنشینی از مناطق جباع و عینبوسوار و بازگشت مردم به این دو منطقه و خالی شدن این دو منطقه از حضور مسلح دوطرف.
هـ- آزاد ساختن تمام بازداشتیان دو طرف و بازگرداندن تبعیدیها.
2ـ تشکیل کمیتهای برای همآهنگی میان دو طرف و تنظیم روابط فیمابین براساس به رسمیت شناختن و احترام و همکاری دوطرفه.
3ـ ادامه مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی و مزدوران آن تا دستیابی به آزادی کامل از اشغال اسرائیل. در ضمن اتاق عملیاتی مشترک در جنوب لبنان برای همآهنگسازی و افزایش عملیات مقاومت ضداسرائیل پدید میآید، با تاکید بر این که دو طرف حق انجام عملیات بصورت یکطرفه را دارند.
4ـ تا زمانی که قدرت قانون بتواند نفوذ خود را در تمام خاک لبنان گسترش دهد، جنبش امل مسئول امنیت جنوب خواهد بود. با یادآوری این امر که هر دو طرف حق دارند به فعالیتهای سیاسی، تبلیغاتی و فرهنگی بپردازند.
5ـ بازگرداندن امور به شرایط پیش از تاریخ 5/4/88 به طوری که با ماده چهارم این توافقنامه در تعارض نباشد.
6ـ عدم بازگشت به شرایط جنوب لبنان پیش از 1982.
7ـ امنیت حومه جنوبی جزیی از امنیت بیروت بشمار میآید و دو طرف تعهد میکنند که توافقنامه امضاء شده در این مورد را رعایت و اجرا کنند.
8ـ پایبندی دو طرف به عدم حمله به نیروهای سازمان ملل، افراد و سازمانها و هیأتهای بینالمللی در لبنان. این توافقنامه در تاریخ 30/1/89 در دمشق به امضاء رسید از طرف جنبش امل آقایان نبیهبری، هیثم جمعه، محمد بیضون، محمد ابوحمدان و احمد حرب امضاء کردند و از طرف حزبالله آقایان سیدعباس موسوی، شیخصبحی الطفیلی، سیدابراهیم الامین، سیدحسین موسوی و حاجحسین خلیل امضاء کردند.
صحنه لبنان این روزها شاهد فعالیتها و ابتکارهای محلی، عربی و بینالمللی بسیاری است.
این فعالیتها کلاً به منظور رتق و فتق اوضاع سیاسی و امنیتی نابسامان این کشور صورت میگیرد.
لبنان در مدت اخیر، شاهد اوجگیری ستیز میان جنبش امل و حزبالله بود. تمام هم و غم لبنانیها و کسانی که مسائل این کشور را مورد توجه قرار میدهند، امروز در جبهههای متعدد به یافتن راه چاره برای معضلهای این کشور معطوف شده است. از جمله این فعالیتها تلاشهای کمیته وزرای عرب است که به هنگام گردهمائی وزرای خارجه عرب در تونس تشکیل جلسه داد. دیگر، ابتکار ولید جنبلاط برای بازگرداندن تبعیدشدگان به مناطق الجبل، دستیابی مسئولان لبنانی، سوری و ایرانی به یک توافقنامه هشت مادهای برای پایان دادن به درگیریهای امل و حزبالله و ابتکار نمایندگان برای بهبودسازی اوضاع سیاسی داخلی است. تمام این تلاشها بمنظور بهبودسازی اوضاع لبنان در حد توان صورت میگیرد و کلاً با نظارت و همسو با توافقهای بینالمللی پیش میرود تا جائی که تمام منابع تاکید میکنند که تاثیر این تلاشها دیر یا زود بر لبنان آشکار خواهد شد و این گفتهای است که سفیر شوروی بیش از یکبار بر آن تاکید کرده است.
ماه دگرگونی
منابع مختلف بیروت تاکید میکنند که ماه فوریه، ماه دگرگونی در صحنه لبنان خواهد بود، بخصوص که اوضاع سیاسی تا به سرحد انفجار رسیده و این وضع اوضاع داخلی و منطقهای را مورد تهدید قرار داده است. بنابر این پیشبینیها، کشورهای عربی بوسیله وزرای خارجه خود به تلاش افتادند که کمیته وزرای ششگانه را برپا کرده و از طریق این کمیته از رهبران لبنانی دعوت کنند که در سیام ژانویه گذشته درتونس گردهم بنشینند و مذاکره کنند. برخی از محافل سیاسی معتقدند که این تلاش کشورهای عربی، با چراغ سبز آمریکا و منطقه بوده و به منظور کاوش به دنبال راهحلی برای انتخابات ریاست جمهوری و اصلاحات سیاسی انجام میگیرد. یکی از سناریوهائی که ممکن است به اجرا گذاشته شود، قانونی کردن سه مقام مهم در لبنان است. به این شکل که «میشل عون» به عنوان رئیسجمهور، «سلیم الحص» بعنوان نخستوزیر و «حسین الحسینی» بعنوان رئیس مجلس انتخاب شوند.
البته این انتخاب بعنوان اصلاحات اولیه سیاسی ممکن است عملی شود اما این سؤال هم باقی ماند که آیا این اقدام میتواند راهحل باشد؟ و آیا طرفهای سیاسی مختلف آن را میپذیرند؟ ناظران معتقدند که طرفهای ملی چنانچه سوریه با این راهحل موافق باشد، مخالفتی نخواهد داشت. اما مساله در نزد مسیحیها و اسرائیلیهاست. آیا «سمیر جعجع» رهبر نیروهای لبنانی با این حل موافق خواهد بود؟ برخی از محافل میگویند که جعجع سه راه پیش رو دارد اول خود را با راهحل جدید همآهنگ کند، یا در برابر آن بایستد و بیش از اجرای این راهحل علیه آن برخیزد. راه سوم هم این است که به انتظار سرنوشت بنشیند که آنهم از سه حالت خارج نیست یا به ترور وی میانجامد، یا تبعید میشود و یا به زندان میافتد. و البته احتمال سومی را تنها شخص میشل عون میتواند به اجراء بگذارد. از طرفی بایستی دید که اسرائیلیها در برابر این راهحل چه گونه واکنشی نشان خواهند داد؟
«جوزیف ابوخلیل» یکی از رهبران حزب کتائب که به امینجمیل بسیار نزدیک بود و حدود یکماه پیش از مقامش برکنار شد، میگوید هر راهحلی که تدابیر امنیتی اسرائیل را در نظر نگیرد، با مخالفت این کشور روبرو خواهد شد بنابراین، میتوان گفت که طبق این تصور، موضع اسرائیل به تضمین امنیت آن. ارتباط خواهد داشت وگرنه اوضاع باری دیگر همانند زمانی که سمیر جعجع پس از امضای توافقنامه سهجانبه توسط حبیقه در ژانویه 1986 علیه او شورید و نیز زمانی که عون پس از شکست انتخابات ریاست جمهوری سپتامبر 1988، زمام امور را در دست گرفت، باید دگرگون شود.
«دکترمحمد بیضون» در این زمینه میگوید: ماه فوریه در رابطه با بهبودهای اوضاع لبنان ماه قاطعیت خواهد بود. و تمام نیروهای ملی آمادهاند با هرگونه احتمالاتی مقابله کنند. و چنانچه نیروهای بینالمللی و منطقهای نتوانند راهحلی را بر مسیحیان مخالف با راهحلها، تحمیل کنند، به ناچار بایستی به عملیات و اقدامهای خود برای جلوگیری از طرح تقسیم لبنان که در مناطق مسیحینشین به آن اندیشه میشود، ادامه داد.
کنگره خانه دین
در گیرودار این اوضاع، لبنانیها شاهد دو تحرک بارز در صحنه داخلی لبنان هستند: تحرک اول برای برپائی کنفرانس «خانه دین» است که از سوی ولید جنبلاط برای تشکیل آن دعوت بعمل آمده و منظور از این کنفرانس بررسی مساله بازگشت مسیحیان تبعیدی به مناطق «شوف» و «الجبل» است. تحرک دوم بوسیله «حسین الحسینی» رئیس مجلس و معاون او دکتر «البیر مخیبر» است که تلاش میکنند نمایندگان مجلس را که به دلیل اوضاع سیاسی و اختلافهای قانونی پراکنده شدهاند، بار دیگر گردهم بیاورند. برخی از سیاستمداران میگویند که ولید جنبلاط رویدادها را پیش از وقوع پیشبینی میکند و او میداند که اوضاع رو به دگرگونی دارد و لذا از فرصت استفاده کرده و قصد دارد با طرح مسائلی خود را همچنان در صحنه سیاسی لبنان مطرح باقی بگذارد. طبق چنین اعتقادی، دعوت او برای بررسی مساله بازگشت مسیحیان تبعیدی از طریق تشکیل کنفرانس «خانه دین» در همین روند قرار دارد و دو هدف را دنبال میکند:
اگر قرار است راهحلی پیدا شود، او همچنان ابتکار عمل را در دست داشته باشد.
چنانچه اقدام برای حل با شکست هم مواجه شود، او با این اقدام خود حداقل یکی از حربههای مسیحیان را که مساله تبعیدیان است، از دست آنها میگیرد.
اما حسین الحسینی و معاون او دکتر البیر مخیبر نیز در تلاشند که شرایط سیاسی هرگونه راهحلی را که در آینده امکان دارد بوقوع بپیوندد، آماده کنند. زیرا علیرغم تحولات منفی در این کشور، مجلس نمایندگان همچنان بعنوان قاعده برای هرگونه راهحل باقی خواهد ماند.
امل ـ حزبالله
تنها مساله دردناک و خونینی که باقی میماند، مساله درگیریهای پیوسته حزبالله و جنبش امل از نه ماه پیش به این سو است که تمام تلاشهای ایران، سوریه و اقدامهای داخلی برای مهار آن با شکست مواجه شده است. در مورد این درگیریهای خونین محافل ناظر و موثر معتقدند که این درگیرها در حال حاضر بسوی رکود رونهاده است. بخصوص که زیانهای استمرار این درگیرها بزرگتر از توان محافل محلی و منطقهای ذیربط شده است. شیخ «محمدمهدی شمسالدین» نایب رئیس مجلس اسلامی شیعه تاکید میکند که این وضع به هر صورت باید پایان بپذیرد و ما نمیتوانیم همچنان بدبین باشیم. علامه سیدمحمدحسین فضلالله نیز پیشبینی میکند که اوضاع رو به سوی نوعی از آرامش بنهد، بخصوص که تلاشهائی «برای پایان دادن به درگیریها در روزهای اخیر شدت یافته و به امضای توافقنامهای هشتمادهای منجر شده است.
اما آیا این به معنای پایان درگیری است؟ کسی نمیتواند بطور قاطع این را بگوید. و تنها چیزی که میتوان گفت این است که در حال حاضر اوضاع بخصوص در زمینه نظامی و امنیتی بسوی رکود پیش میرود. اما زمینه برای تمام احتمالات همچنان باز خواهد بود و برخی از دستاندرکاران صحنه لبنان، اوضاع این کشور را به «غارعلی بابا» تشبیه میکنند. زیرا هر در که باز کنی، چهل در دیگر بسته پیش رو دارید و دشوار بتوان تمام درها را یکباره باز کرد.
بنابراین، همانطور که همگان میگویند، ماه فوریه جاری، ماه دگرگونی خواهد بود. اما آیا این دگرگونی به راهحلی میانجامد؟ سئوالی است که اثبات آن مشکل است، زیرا لبنان تمام جنگها و تمام رویدادها را کوتاه میکند و به ناچار بایستی صحنهای هر چند کوچک برای ادامه برخی از جنگها باقی گذاشت خصوصا که هرگونه راهحل نیاز به آشتی شدید و یا ضعیف دارد.