تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۹۶۵۷

نویسنده: مجتبی امیری
از پایان جنگ دوم خلیج‌فارس به این سو تحول عمده‌ای در استراتژی نظامی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس صورت گرفت است. در استراتژی امنیتی جدید آمریکا در منطقه خلیج‌فارس که گاهی از آن با عنوان ترتیبات جدید امنیتی منطقه خلیج‌فارس یاد می‌شود، عناصری از تداوم و تغییر سیاست دیرینه آمریکا در منطقه به چشم می‌خورد. هدف اصلی ترتیبات جدید امنیتی کمک به اجرای سیاست مهار ایران و عراق، حراست از جریان آزاد نفت از منطقه،‌ حفظ امنیت اسرائیل و دیگر دوستان آمریکا است. در راه نیل به اهداف فوق، آمریکا حضور نظامی و تجهیزاتی خود را در منطقه نسبت به گذشته افزایش داده و همکاری نظامی خود را با کشورهای خلیج‌فارس گسترش داده است. همچنین موافقت بسیاری از کشورهای منطقه را برای استفاده از امکانات نظامی، دریایی و فضایی آنها جلب کرده است. به عبارتی دیگر، تجاوز عراق به کویت سبب تقویت و تحکیم حضور فعال نظامی آمریکا در منطقه و وابستگی دفاعی کشورهای عربی منطقه به آمریکا گردیده است.
با توجه به وجود تحریم‌های سازمان ملل متحد برای مهار عراق، ظاهراً مهار ایران را آمریکا یک‌تنه بر عهده دارد و استراتژی امنیتی جدید منطقه را نیز بدین منظور تبیین کرده است. مقامات آمریکایی مدعی‌اند که ایران نیروهای نظامی خود را در چندین جزیره کوچک واقع در دهانه هرمز افزایش داده و با خرید زیردریایی‌هایی با توانایی مین‌گذاری و همچنین کشتی‌های گشتی و موشکهای ضدکشتی، ثبات و امنیت منطقه و همچنین عبور نود درصد از صادرات نفتی از دهانه را به خطر انداخته است. ویلیام پری وزیر دفاع آمریکا بویژه تلاش ایران برای دسترسی به انرژی هسته‌ای و مواضع این کشور بر ضد اسرائیل را برای منطقه و دیگر کشورها، بالقوه خطرناک می‌بیند و مدعی است که ایران و عراق از جمله بزرگترین قدرتهای نظامی خاورمیانه و خطرناک‌ترین تهدیدات هسته‌ای محسوب می‌شوند و منطقه را با خطر بسیار جدی بروز درگیری‌های نظامی در آینده مواجه ساخته‌اند.
ویلیام پری وزیر دفاع آمریکا در روز پنجشنبه 28 اردیبهشت نتیجه مطالعات چندسال گذشته مقامات دفاعی آمریکا درباره ترتیبات امنیتی منطقه را در جلسه ویژه‌ای برای اعضاء شورای روابط خارجی مستقر در نیویورک تشریح کرد. وی سه عنصر اصلی زیر را از ملزومات استراتژی امنیتی جدید آمریکا در خلیج‌فارس نام برد:
1ـ تقویت قابلیت‌های دفاعی تک‌تک کشورهای منطقه خلیج‌فارس؛
2ـ تقویت قابلیت‌های دفاع دسته جمعی منطقه؛
3ـ حضور قوی نظامی آمریکا در منطقه؛
در زمینه تقویت بنیه دفاعی تک‌تک کشورهای منطقه، از پایان جنگ دوم خلیج‌فارس بدین‌سو به رغم فشارهای مالی ناشی از کاهش قیمت نفت، پیشرفت‌های مهمی صورت گرفته است. کشورهای خلیج‌فارس اقدامات مهمی را برای تقویت بنیه دفاعی خود انجام داده‌اند. آمریکا با هر یک از کشورهای منطقه روابط مهم دفاعی برقرار کرده است. هدف این روابط، تنظیم خریدهای تسلیحاتی و طرح آموزش و تمرینات مشترک نظامی با کشورهای منطقه است.
به ادعای ویلیام پری ایالات متحده مصمم است تا همچنان به کمک‌های خود به دوستانش و تامین نیروهای دفاعی مشروع آنها ادامه دهد. این کمک‌ها فراتر از تامین نیازهای تسلیحاتی آنها است. البته تسلیحات کمک‌ می‌کند تا آنها بتوانند دشمنان بالقوه خود را از هرگونه اقدامی تهدیدآمیز بازدارند و همچنین کمک می‌کند تا توانایی نظامی آنها نیز تقویت شود. پری اضافه می‌کند که امروزه نیاز دوستان آمریکا در منطقه آموزش‌های نظامی و نحوه بکارگیری تسلیحات موجود در ساختار نیروهای نظامی است و نه تسلیحات جدید. این کشورها امروزه به خلبان کارآزموده و مجرب بیشتر نیاز دارند تا تسلیحات پیشرفته جدید. برای ذکر نمونه، هدف اصلی آمریکا از همکاری نظامی با کویت، کمک به آموزش و انسجام بخشیدن به نیروهای مسلح این کشور است.
شورای همکاری خلیج‌فارس، مکانیسم آمریکا برای تامین پوشش دفاع دستجمعی کشورهای منطقه است. آمریکا تلاش می‌کند تا بنیه نظامی کشورهای عضو شورای همکاری را تقویت کند. در این زمینه به گفته ویلیام پری در چند سال گذشته اقدامات مهمی صورت گرفته است هر چند که در این مرحله نمی‌توان به آنها خیلی خوش‌بین بود. به اعتقاد پری این تشکیلات را نباید همچون تشکیلات ناتو فرض کرد و اصلاً نباید آنرا با چتر دفاعی ناتو مقایسه کرد. چتر دفاع مشترک کشورهای منطقه با این فرض تدوین شده است که با توجه به موقعیت جغرافیایی منطقه، کشورهای شمالی منطقه از عراق نگرانند و کشورهای جنوبی از ایران.
البته اختلافات و رقابت‌های میان اعضاء شورای همکاری از مشکلات آمریکا در انسجام بخشیدن به دفاع دسته جمعی در منطقه است. به اظهار ویلیام‌پری برخی از این اختلافات به صورت درگیری‌های مرزی و حتی مسلحانه ظاهر می‌شوند. اختلاف بین کشورهای عضو شورای همکاری در هنگام تقسیم هزینه‌های مربوط به دفاع دسته‌جمعی بیشتر نمایان می‌شود به رغم چنین اختلافاتی، آمریکا تلاش دارد تا کشورهای منطقه را برای مقابله با ایران و عراق متحد و منسجم سازد.
حضور قوی آمریکا در منطقه سومین عنصر استراتژی جدید آمریکا در منطقه است که به اظهار وزیر دفاع آمریکا به چهار شکل تحقق می‌یابد:
1ـ استقرار نیروهای پیشقراول در منطقه. در پنج سال گذشته اساساً آمریکا فاقد نیروی عمده پیش‌قراول در منطقه بوده است. در زمان حضور نیروهای واکنش سریع، ‌آمریکا در هنگام برخورد با نیازهای امنیتی قادر نبود که نیروهای مورد نیاز خود را تامین کند. اما امروزه آمریکا دارای نیروهای پیش‌قراول مهمی در منطقه است. بسیاری از این نیروها جزو ابواب جمعی نیروهای بین‌المللی است که برای به مورد اجرا گذاشتن قطعنامه‌های سازمان ملل متحد درباره عراق، در منطقه حضور دارند.
2ـ حضور دائمی نیروهای دریایی آمریکا در منطقه. امروزه آمریکا میزان معتنابهی نیروی دریایی در منطقه مستقر کرده است. مرکز آنها در بحرین می‌باشد. برای ذکر نمونه، آمریکا در ماه سپتامبر سال گذشته مسیحی تعداد 20 رزم‌ناو و ناوشکن، 200 فروند جنگنده، دو ضدموشک هدایت‌شونده و چندین ناوچه و تعداد 100 موشک تام‌هاوک در منطقه مستقر دارد و از پایگاههای متعدد کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس برای انجام عملیات آماده‌اند.
ویلیام‌پری مدعی شد گرچه هدف اصلی نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه، متوجه عراق می‌باشد ولی آنها برای جلوگیری از هرگونه تحرک احتمالی ایران در منطقه نیز آماده‌اند. مضافا اینکه آنها اطلاعات بموقعی را درباره تحرکات هر دو کشور در اختیار آمریکا قرار می‌دهند. در حالیکه، آمریکا در سال 1990 در منطقه در اختیار آمریکا قرار می‌دهند. در حالیکه، آمریکا در سال 1990 در هنگام تجاوز عراق به کویت به چنین اطلاعاتی دسترسی نداشته است.
3ـ تعبیه تجهیزات نظامی در منطقه. آمریکا در منطقه نه تنها دارای نیروهای قوی است بلکه در مواقع اضطراری نیز می‌تواند سریعا از نیروهای خود استفاده کند. توانایی آمریکا در این زمینه از تجهیزات از پیش تعبیه شده در منطقه نشأت می گیرد. امروز آمریکا تجهیزات نظامی کافی در کویت از پیش تعبیه کرده است. به اظهار ویلیام‌پری این تجهیزات برای تامین نیازهای یک تیپ زرهی کافی است . در ماه سپتامبر سال گذشته آخرین مراحل قرارداد آمریکا با قطر نیز تکمیل شده است.
بر اساس قرارداد فوق تجهیزات دومین تیپ زرهی نیز در قطر تعبیه خواهد شد. تجهیزات تیپ سوم نظامی آمریکا نیز به صورت پراکنده درچندین کشور منطقه تعبیه می‌شود. پری همچنین اعلام کرد که آمریکا علاوه بر تجهیزات فوق، در عربستان سعودی و عمان نیز بخشی از تجهیزات مورد نیاز خود نیروهای نظامی آمریکا و همچنین برخی شناورهای نظامی آمریکا را در اقیانوس هند مستقر کرده است که موجب افزایش کارایی نیروهای آمریکایی در مواقع لزوم خواهد شد .
4ـ انعقاد قراردادهای مختلف با کشورهای منطقه جهت استفاده از تسهیلات آنها. برای ذکر نمونه، ارتش آمریکا براساس قراردادی با کویت می‌تواند ضمن تعبیه تجهیزات نظامی خود در این کشور در آنجا نیز تمرینات نظامی انجام دهد. در زمان بحران نیز می‌تواند سریعا برای تحرک قدرت هوایی خود از عربستان سعودی نیز اجازه بگیرد. بعلاوه تمام کشورهای فوق اجازه داده‌اند که نیروهای آمریکایی از بنادر آنها استفاده کنند. به اظهار ویلیام‌پری بر اساس توافق‌نامه‌های منعقده میان آمریکا و کشورهای منطقه، نیروهای آمریکایی می‌توانند از تسهیلات کشورهای منطقه استفاده کنند بدون آنکه آمریکا هزینه‌ای متحمل شود.
آخرین عنصر استراتژی نظامی آمریکا وجود طرح عملیاتی جهت استفاده از تجهیزات مستقر در منطقه و خارج از منطقه است. به طور کلی در استراتژی ملی نظامی آمریکا که پنتاگون آنرا چندی پیش منتشر کرده است، نیروهای آمریکایی در جهان بگونه‌ای آرایش یافته‌اند که می‌توانند با دو نیروی متخاصم در دو نقطه جهان به طور همزمان بجنگند. برای ذکر نمونه، مقامات پنتاگون مشخصا از احتمال درگیری همزمان با ایران و کره‌شمالی نام می‌برند.
کوتاه سخن آنکه، کمک به اجرای سیاست مهار ایران و عراق از اهداف اصلی و روشن استراتژی امنیتی جدید آمریکا در منطقه خلیج فارس است. ایران امروزه به ادعای رئیس ستاد مشترک آمریکا «عمده‌ترین تهدید برای منافع آمریکا و تمام دوستانش در منطقه محسوب می‌شود» و به ادعای وزیر دفاع آمریکا در وضعیت فعلی مقامات آمریکایی خطر رویارویی‌های نظامی بیشتری را در منطقه استراتژیک خلیج‌فارس احساس می‌کنند. از اینرو، مهار ایران در اولویت استراتژی امنیتی جدید آمریکا در منطقه قرار دارد. اهداف فوق به سه صورت تحقق می‌یابد: حضور قوی دائمی در منطقه، تقویت نیروی نظامی تک‌تک کشورهای منطقه و کمک به تقویت دفاع دسته جمعی منطقه از طریق مکانیسم شورای همکاری خلیج‌فارس. چتر دفاع دسته جمعی شورای همکاری خلیج‌فارس بر این فرض استوار است که ایران کشورهای واقع در جنوب منطقه را تهدید می‌کند و عراق نیز کشورهای واقع در شمال منطقه را. به ادعای وزیر دفاع آمریکا رهبران کشورهای منطقه نیز در گفتگوهای خود با او بر جدی بودن تهدیدات ایران و عراق تاکید کرده و با استقبال از حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، موافقتشان را با استراتژی جدید امنیتی آمریکا برای مقابله با این تهدیدات اعلام کرده‌اند. این کشورها همچنین اجازه داده‌اند تا تجهیزات سه تیپ نظامی آمریکا در خاک آنها تعبیه شود و نیروهای آمریکایی نیز بتوانند در مواقع لازم از بنادر، تجهیزات و امکانات کشورهای فوق بهره‌مند شوند.
بنظر می‌رسد که استراتژی امنیتی جدید آمریکا برای خلیج‌فارس در فضایی تدوین شده است که طراحان آن دوران نقاهت روسیه بعد از فروپاشی نظام کمونیستی را طولانی می‌بینند، در حالیکه تحرکات اخیر کرملین از جمله برخورد سرد روسها با درخواست مکرر آمریکا مبنی بر پیروی از تحریم آمریکا بر ضد ایران، حاکی از نارضایتی روسها از حضور فعال آمریکا در منطقه است. بعلاوه روسها بارها رضایت ضمنی خود را با لغو تحریمهای سازمان ملل متحد بر ضد عراق اعلام کرده‌اند. بعبارت دیگر روسها حاضر نیستند که از حوزه تحت نفوذ دیرینه خود به سادگی کناره‌گیری کنند و یا حضور دائمی آمریکا درمنطقه را تحمل نمایند. این مساله بسیاری از محققین مسائل سیاست خارجی آمریکا را نیز نگران کرده است. از جمله ریچاردمورفی کارشناس ارشد شورای روابط خارجی در کنفرانس اخیر «بررسی موقعیت استراتژیک ایران در نظام نوین جهانی در واشنگتن»، از بابت چشمداشت روسیه به منابع انرژی خلیج‌فارس ابراز نگرانی کرده و اظهار داشته است که «مقامات کابینه در هنگام تدوین سیاست امنیتی خود در منطقه روسیه را فراموش کرده و متوجه نیستند که پایان عمر ماه عسل آمریکا و شوروی فرارسیده است و الان صحبت از برخورد محتاطانه با روسیه درمیانست.»
مضافا اینکه به نظر می‌رسد که بسیاری از واقعیت‌های منطقه نیز از دید طراحان استراتژی امنیتی جدید آمریکا بدور مانده است. از جمله وجود اختلافات ریشه‌دار مرزی، سیاسی و قبیله‌ای میان کشورهای عضو چتر دفاعی شورای همکاری خلیج‌فارس است. معلوم نیست با وجود چنین اختلافات اساسی، چگونه چتر دفاع جمعی شورای خلیج‌فارس در مواقع لزوم به صورت مفید بر سر کشورهای منطقه سایه خواهد افکند. به قول خالدبن‌سلطان فرمانده نیروهای عربستان سعودی در جنگ دوم خلیج‌فارس «چتر امنیتی شورای همکاری خلیج‌فارس در صورتی می‌تواند باز شود که انسجام سیاسی در بین اعضاء آن وجود داشته باشد. چیزی که امروزه شورای همکاری خلیج‌فارس فاقد آن است.»
استراتژی امنیتی جدید آمریکا در منطقه اساسا برای اجرای سیاست مهار دوگانه طراحی شده است. حال آنکه این سیاست در دو سال گذشته به رغم انتظار آمریکا پرطرفدار نبوده و بسیاری از کشورهای غربی نیز حاضر به رعایت مواضع تحمیلی آمریکا برای انزوای ایران و حتی عراق نشده‌اند. به طوری که رقابت فزاینده شرکتهای انگلیسی و فرانسوی برای سرمایه‌گذاری در عراق بعد از لغو تحریم‌های سازمان ملل متحد، آمریکایی‌ها را نگران کرده است. و معلوم نیست که بعد از لغو تحریم‌های سازمان ملل متحد بر ضد عراق چگونه سیاست مهار عراق را ادامه خواهد داد. مهار ایران نیز برای آمریکا عملا مشکلات زیادی داشته است. مضافا اینکه عملکرد آمریکا سبب شده تا ایران درصدد گسترش سریعتر و وسیعتر روابط خود با اروپا، روسیه، چین، هند و کشورهای آسیای میانه باشد. خلاصه اینکه، بسیاری از محققین مسائل ایران و آمریکا، تنگ شدن حلقه تحریم‌های آمریکا برضد ایران را، ادامه سیاست بی‌طرفدار مهار دوگانه کابینه کلینتون بر ضد ایران می‌بینند و درباره موفقیت استراتژی امنیتی آمریکا در منطقه نیز که بر پایه همین سیاست بنا شده است، با دیده تردید می‌نگرند.