تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۹۷۹۷
نویسنده: علی‌اصغر امینی اشاره: آنچه در پی می‌آید، تحلیلی بر پدیده قوم‌گرائی در ایالت کشمیر هند می‌باشد. لازم به یادآوری است طی بحران چهار ساله این ایالت که تاکنون ده هزار نفر کشته و صدها زخمی دربر داشته، نزاع میان هندوها و مسلمانان با آتش‌افروزی هندوهای افراطی مورد حمایت دولت مرکزی هند، ابعاد گسترده‌تری یافته است. سرویس خارجی کیهان

بر ناظران سیاسی پوشیده نیست که یکی از اساسی‌ترین تهدیدات امنیت ملی کشورهای حوزۀ شبه قاره، پیدایی بحران قومیت‌های دینی است و در عرصه جنگ سرد میان هند و پاکستان بر سر مسئله کشمیر، قومیت مهمترین اهرم فشار برای طرفین بوده و هست. لذا ایالت جامو و کشمیر نیز هر از چند گاهی شاهد گسترش بحرانهای قومی از سوی سیاست‌گذاران هند است. زیرا زمانی که جک موهان (1990) بعنوان فرماندار از طرف دولت هند در کشمیر تعیین شد، وی همگام با سازمان جاسوسی هند، به منظور خنثی کردن نهضتهای رهایی‌بخش کشمیر، اقدام به چندین حرکت نمود که از جمله این اقدامات، بوجود آوردن پدیده‌های مهاجرت است. زیرا جک موهان در اوان حاکمیت خود تلاش کرد تا با ایجاد تفرقه و نمادین کردن مسئله قومیتها، چالشهای عمیقی بین قومیتهای دینی موجود در کشمیر ایجاد کند. زیرا تضادهای قومی باعث خنثی‌سازی اندیشه‌های جهادی در مردم مسلمان می‌شد. و این مقوله فرصتی بود تا دولت هند بر کشمیر نفوذی عمیق‌تر و بنیادین پیدا کند. بدین سبب سازمان جاسوسی هند، ابتدا واکنش قوم‌گرایی را فی‌مابین دو قوم هندو و مسلمان برافروخت. و با توجه به کثرت نفوس مسلمانان در کشمیر سعی داشت تا قوم پاندیت (1) (هندو) را اقلیتی مظلوم و مورد ترحم در مطبوعات و صحنه جهانی معرفی نماید و سپس کوشش کرد تا پاندیتها را با سیاستهای از پیش تعیین شده از سرزمین کشمیر به خطه جامو و دهلی نو (2) کوچ دهد و آنان را قومی آواره و قابل ترحم در انظار مجامع بین‌المللی مطرح سازد تا اینکه بتواند در سرکوبی مسلمانان موفق‌تر باشد.
در این بین «اچ. ان جاتو» رهبر پاندیت‌ها از طریق یک مبارزه مخفی به تمام پاندیت‌ها دستور داد تا سال 1990 کشمیر را رها کنند.
«جک موهان» جهت اجرای این سیاست به یاری پاندیتها شتافته و مسیر مهاجرت را برای آنان به جامو و دهلی نو میسر ساخت و همواره بر آن بود تا پاندیتها بدون اینکه کاری انجام دهند حقوق ماهیانه آنان را بپردازند. علاوه بر این خانواده‌های آنها نیز کمک ماهانه خویش را دریافت دارند. با نظر به اینکه اکثر پاندیتهای مهاجر در خارج از کشمیر برای خود کرده بودند.
از آنجایی که برخی از شخصیتهای پاندیت و غیره از سیاستهای جک موهان و دولت هند اطلاع پیدا نمودند، شروع به آگاه‌سازی قوم هندو کرده و به آنان در مورد اجرای پدیده مهاجرت هشدار دادند. از جمله شخصی به نام. ءل. کول مورخه 8/9/1990 در نامه‌ای به «الصفا» از توطئه پاندیت‌ها پرده برداشت و چنین گفت: «من می‌دانم که جامعه من به دلیل خیانت به مسلمانان، عشق، علاقه، احترام و حسن نیت آنان را از دست داده است. من شرم دارم که اعتراف کنم جامعه من از پشت به مسلمانان خنجر زده است.»
بیست نفر از پاندیت‌ها در 22 سپتامبر سال 1990 نامه مشترکی به «الصفا» نوشتند، که خلاصه آن از این قرار است: «نقشه آنها (دولت هند) این بود که پاندیت‌ها را به مهاجرت از دره کشمیر وادار سازند تا قیام (مسلمانان) علیه نیروهای اشغالگر (هندی) را بتوانند به عنوان یک درگیری قومی به تصویر کشند و به منظور جنگ علیه نیروهای قوم‌گرا اقدام به قتل عام مسلمانان کنند... به ما اطمینان داده شد به مجرد اینکه مردم دره ساکت شوند و تسلیم گردند ما به خانه‌هایمان بازگردانده خواهیم شد... ما احساس می‌کنیم فریب خورده‌ایم زیرا می‌دانیم این یک جنگ بین دو مذهب نیست بلکه مبارزه‌ای است برای استقلال و حق تعیین سرنوشت»
«وانچو» یکی از رهبران جامعه هندوی کشمیر که رهبر اتحادیه اصناف و طرفدار حقوق بشر بود با سیاستهای مهاجرت و قوم‌گرایی جک موهان مخالفت ورزید و با چند خانواده هندو در کشمیر باقی ماند. این برخورد وانچو موجب شهرت و محبوبیت وی در جامعه کشمیر گردید، و در جبهه مبارزین قرار گرفت. عملکردهای وانچو و دیگر هندوهای مخالف جک موهان سببی شد تا سیاست دولت هند در پردازش مسئله قوم‌گرایی به شکست مبدل شود. سازمان جاسوسی هند که در سیاست مزبور، خود را ناموفق دید اقدام به برطرف نمودن موانع این سیاست کرد، به همین دلیل در تاریخ 5 دسامبر 1992 آقای وانچو در منطقه‌ای از شهر سرینگر توسط شخص ناشناسی به ضرب گلوله به قتل رسید.
زیرا فعالیتهای آقای وانچو سبب نگرانی و تحقیر زیاد سازمانهای دولتی شده و تلاشهای دولت هند برای قومی جلوه دادن جنبش در کشمیر توسط فعالیتهای وی خنثی گردید. ابتدا سازمان جاسوسی هند قصد داشت از قتل وانچو به نحو احسن بهره‌برداری کند ولی هیچ یک از سازمانها و گروهها مسئولیت ترور وانچو را به عهده نگرفتند بلکه مبارزین در اعتراض به قتل وی دو روز اعتصاب عمومی در کشمیر اعلام داشتند.
پیدایش تضاد در میان تعداد قابل توجه‌ای از هندوهای غیر افراطی با اعمال سیاستهای دولت هند در کشمیر، نشانگر آن است که اخیرا نیروهای مبارز کشمیر دامنه فعالیتهای خود را به بخش هندونشین جامو نیز گسترش داده و بخصوص تصرف شهر «دودا» در اوایل سال 1992 در این بخش حاکی از این قضیه است.
چالشهای نوین هندوهای غیر افراطی و همچنین همسو شدن با بعضی از گروههای مبارز کشمیری باعث ظهور نوعی از ملی‌گرایی در کشمیر گردیده که سردمدار حرکت مزبور همانا جبهه آزادی بخش جامو و کشمیر است.
با این حال سازمان جاسوسی هند برنامه جدیدی را به اجرا گذاشته و طبق این برنامه تعدادی از جوانهای هندو که قبلا از کشمیر مهاجرت کرده بودند طی یک دوره آموزشی اطلاعاتی جهت نفوذ و رخنه در گروه‌های مبارز به کشمیر گسیل داده می‌شوند. پاندیتهای آموزش دیده در مناطق شلوغ و پر جمعیت اقدام به حمله به مردم نموده و بعد از غارت و آزار و اذیت مردم دست به فرار می‌زنند. آنان در تاریکی شب از مردم بعنوان مجاهد درخواست غذا و مکان می‌کنند. لیکن پس از شناسایی افراد و منازل مربوطه صبحدم آنان را دستگیر می‌نمایند. در ضمن استاندار جدید جامو و کشمیر طی اعلامیه‌ای از جوانان مهاجر هند و کشمیری خواست تا به این گروه‌ها بپیوندند.
هنگامیکه سازمان جاسوسی هند، در دامن زدن به مسئله قومیت‌ها ناکام ماند و نتوانست مظلومیت هندوها را به اثبات برساند سیاست دیگری را که در آن سازمان با همکاری اطلاعاتی سازمان جاسوسی اسرائیل اتخاذ کرده، علی‌رغم سیاست قبلی، بر آن باور است تا به بافت جمعیتی هندوهای کشمیری کثرت بخشد و از طرفی مسلمانان را به طور غیر صریح به مهاجرت وادار سازد. در نتیجه بمبارانها و به آتش کشیدن روستاهای مسلمان‌نشین حاکی از این مسئله است به گونه‌ای که هزاران نفر از مردم مسلمان این مناطق مجبور به مهاجرت به سوی کشمیر آزاد (پاکستان) شدند.
«خواجه ثناالله» نائب رئیس کمیته آزاد، جامو و کشمیر با طرح این مطلب که: مهاجرین کشمیری به ویژه زنان و کودکان با مشکلات بسیاری مواجه هستند و با فرا رسیدن فصل زمستان به پوشاک گرم و پتو نیاز فراوان دارند. وی از مجامع جهانی و کشورهای اسلامی خواستار ارسال کمک به مهاجرین کشمیر شد.
اما غرض از گسترش بافت هندوئیزم و تقلیل جمعیت مسلمانان در کشمیر برای دولت هند می‌تواند چند فایده داشته باشد:
1- مهار کردن نهضتهای رهایی‌بخش مسلمان
2- خنثی‌سازی طرح استقلال کشمیر و یا پیوستن آن به پاکستان
3- ایجاد تمایل شدید در اهالی به منظور پیوستن کشمیر به هندوستان
4- تخفیف فشارهای مجامع حقوق بشر بر هند
5- زمینه‌سازی محیط برای یک همه‌پرسی بنفع دولت هند
6- هندوئیزه کردن کشمیر
7- ایجاد سد فرهنگی - سیاسی در مقابل نفوذ پاکستان
امروزه مجامع بین‌المللی از جمله سازمان ملل، برای حل معضل کشمیر، معتقد به یک همه‌پرسی، در تدوین نظام آینده کشمیر است. با وجودی که مسلمانان بالغ بر 90% جمعیت کشمیر را تشکیل می‌دهند. که قاعدتا در همه‌پرسی طرف دولت هندوستان را نخواهند گرفت و لذا دولت هند از بین‌المللی شدن مسئله کشمیر همواره گریزان بوده و هست. هند با نگرانی از این موضوع می‌کوشد تا قبل از همه‌پرسی و بین‌المللی شدن قضیه کشمیر این ایالت را هندوئیزه کند.