ف - آصف
چرا شورای همکاری خلیجفارس مایل است بحران کنونی در روابط خود با ایران را ادامه بدهد؟ و در این راستا علت پشتیبانی شورا از ادعاهای ارضی امارات در برابر جمهوری اسلامی ایران چیست؟
در مقدمه باید گفت: ناموزونی و ناهماهنگی اجتماعی، اقتصادی با حاکمیت سیاسی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس موضوعی جدی است، که حاکمان این کشورها را به اندیشه صدور بحران میاندازد، رشد طبقه متوسط تحصیلکرده و نخبگان جدید در قالب برنامههای توسعه در شیخنشینها بسیار چشمگیر بوده، در حالی که بافت حاکمیت سیاسی آن کماکان در سطح قرن نوزدهمی، آنهم از نوع قبیلهای باقی مانده است. علاوه بر این، جنگ خلیجفارس با هجوم آمریکا به منطقه و کشتار مردم عراق، تاثیر بسیار منفی بر اعراب گذاشته است. تا جایی که کلیه شیوخ حاکم بر کشورهای عرب خلیجفارس را با بحران مشروعیت مواجه ساخته است، این بحران سبب شده تا نخبگان و مردم نسبت به شرایط موجود خودآگاهیهای نوینی را کسب کنند، براساس این آگاهیها از حاکمیت سیاسی بحرین گرفته تا عربستان در چالشهای نوینی گرفتار شدهاند. چالش سنت و مدرنیسم در شاهزادگان 7 هزار نفری عربستان، گسترش طبقه متوسط و نخبگان تحصیلکرده غرب بخش عمدهای از این چالش به شمار میروند.
اما عقده حقارت مردم از جنگ خلیجفارس که هزینههای آن نیز از پول نفت آنان پرداخت شد توسعه اجتماعی - اقتصادی تقریباً مناسب و عقبماندگی بافت حاکمیت سیاسی، عمدهترین تضادها در شیخنشینها به شمار میرود این امر همان چیزی است که از سوی هانتینگتون علت انقلاب ایران نامیده شده است. بنابراین، تمام هراس واشنگتن از این است که نکند در مردم عرب، تأثیرات انقلاب اسلامی ایران بخش عمدهای از چالشها را با توجه به اینکه مهبط وحی در اشغال کفار آمریکایی است، به خود اختصاص دهد، اما بحران خارجی که بخشی از آن مربوط به ادعاهای ارضی اعراب خلیجفارس نسبت به یکدیگر است، همچنان ادامه دارد. در اجلاس مسقط، قطر با توجه به اوضاع نابسامان عربستان و ریاست ریاض بر این شورا نشست پایانی آن را تحریم کرد. این تحریم قبل از آنکه حکایت از عدم رعایت قوانین شورا از سوی ریاض را داشته باشد ناشی از خصومت مرزی قطر با عربستان و تحلیل حاکمان آن از اوضاع در حال فروپاشی عربستان میباشد. با توجه به این شرایط میتوان اظهار داشت: درگیریهای میان شیخنشینها از نظر داخلی و خارجی با توجه به اوضاع نابسامان عربستان، در حال تشدید است. لذا واشنگتن در خلاء کمونیسم مایل است ایران را به عنوان خطر اصلی در خلیجفارس بنمایاند تا از یکسو شرکتهای تولیدکننده سلاح را برای فروش به شیوخ فعال سازد و از سوی دیگر، شعلههای جنگ روانی را در منطقه مشتعل نگه دارد، یک ویژگی اساسی جنگ، روشن نگاه داشتن روحیات ارتجاعی و در نتیجه عدم درک منطق طرفین بحث است.
مشغول نگاه داشتن افکار عمومی اعراب در این جنگ روانی، زمینه را برای گذار از حاکمیت قبیلهای به حاکمیت مدرن و طراز نوین آماده میسازد. لذا حمایت از ادعاهای ارضی امارات در برابر جزایر ایرانی علاوه بر فشار به تهران برای عقبنشینی از شعائر خود در برابر تلآویو چیزی جز بزرگنمایی خطر ایران و عراق و ادامه جنگ سرد منطقهای به منظور تسهیلسازی دوران گذار شیوخ منطقه نیست.