تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۹۸۰۴

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
«مادام که عربستان، ریاست شورای همکاری خلیج‌فارس را بر عهده داشته باشد، قطر در هیچ یک از اجلاسهای این شورا و سایر نشست‌های منطقه‌ای شرکت نخواهد کرد» «شیخ حمد» وزیر خارجه قطر ضمن اعلام این مطلب، یکبار دیگر، حق این کشور برای ریاست دوره‌ای شورای همکاری خلیج فارس را مورد تأکید قرار داد.
قطر روز 4شنبه گذشته پس از آنکه کاندیدای این کشور بعنوان دبیرکل جدید شورای همکاری برگزیده نشد، نشست نهائی اجلاس سران این شورا در مسقط را تحریم کرد. قطر معتقد است که عربستان با تبانی و اعمال فشار بر دیگران، فرد دلخواه خود را که یک سعودی است، بعنوان دبیرکل شورای همکاری تحمیل کرده است.
مطبوعات قطر این روزها ضمن جانبداری از موضع دولت این کشور در قبال رفتار آمرانه عربستان، خاطرنشان ساخته‌اند که درگیریهای امروز نشانۀ تداوم اختلافات ریشه‌داری است که عربستان به آن دامن می‌زند و بهمین دلیل، اختلافات موجود تاکنون لاینحل باقی مانده است.
واقعیت اینست که شورای همکاری خلیج فارس در ماجرای تهاجم عراق به کویت، عملا از هم پاشید. اعضای این شورا، در چنان شرایطی که یک عضو شورا در معرض تجاوز یک دولت خارجی قرار گرفته بود، هیچگونه واکنش قابل ذکری از خود بروز ندادند.
این شورا در قبال تهاجم عراق به کویت، حتی به خودش زحمت نداد که یک بیانیه سیاسی در محکومیت حمله عراق به کویت منتشر کند و شاید هم جرئت آنرا نداشت که در این زمینه، موضع‌گیری کند. حال آنکه شورای همکاری ظاهرا برای ارائه راه‌حل‌های مشترک در زمینه حفظ امنیت جمعی و همچنین تأمین و تضمین منافع مشترک اعضای شورا بوجود آمده بود و در ماجرای حمله عراق به کویت، بهترین فرصت برای نشاندادن توانمندیهای خود را در اختیار داشت.
سکوت شورای همکاری در ماجرای کویت نشان داد که موجودیت این مجموعه، فقط بر روی کاغذ و صرفاً برای شرایط عادی است و بمحض تشدید اوضاع و فراهم شدن زمینه‌های لازم برای اقدامات عملی، واقعاً فاقد صلاحیت‌ها و شهامت و جسارت لازم است و نمی‌تواند از حقوق و منافع اعضای خود دفاع کند.
البته آمریکا، انگلیس، فرانسه و دیگران از این فرصت‌های طلائی برای خالی کردن جیب قارونهای نفتی بهترین استفاده‌های لازم را برده‌اند و همه دیدند که به بهانه سرکوب عراق، چگونه برای سوء استفاده‌های بعدی و مشارکت در بازسازی آسیب‌های جنگ دوم خلیج فارس زمینه را فراهم کردند و حتی حاضر نشدند چیزی بنام شورای همکاری را، دست کم در تبلیغات خود بعنوان یک نیروی فعال در دفع تجاوز عراق به کویت معرفی کنند و گروهی از آنها را هم در کنار خود تحت همین عنوان بپذیرند.
تجربه کویت نشان داد که شورای همکاری از یک «لولوی سرخرمن» بیشتر نیست لکن دربار سعودی سعی کرده از همین پوشش موجودیت شورا، برای سلطه‌جوئی بر سایرکشورهای عضو بهره‌گیری کند. اکنون این سلطه‌جوئی سعودیها بمراحل حیرت‌انگیزی رسیده است. نخستین اعتراضات از جانب قطر بگوش می‌رسد اما بعید بنظر می‌رسد که سایر کشورهای عضو شورا هم از سلطه‌جوئی‌های آل سعود بر این مجموعه چندان راضی باشند.
اعتراض قطر در زمینۀ ضرورت انتخاب فرد پیشنهادی این کشور بعنوان رئیس دوره‌ای شورای همکاری منطقی بنظر می‌رسد. اما گفته می‌شود که سعودیها حاضر نیستند مدیریت شورای همکاری را در اختیار قطر بگذارند و از آن بیم دارند که رئیس جدید شورا، اگر از قطر باشد، از سیاست‌های سلطه‌جویانۀ ریاض اطاعت نکند و خط مشی استقلال‌طلبانه‌ای را در قبال آل سعود از خود نشان دهد.
سکوت معنی‌دار سایر اعضا در قبال اقدامات قطر نشانگر آنست که آنها هم اعتراضات قطر را تلویحا مورد تائید قرار داده‌اند و ترجیح می‌دهند که قطر را با سکوت خود همراهی کنند و شاید بهمین دلیل است تاکنون حاضر نشده‌اند بنفع عربستان، در این ماجرا موضع‌گیری کنند.
بدین ترتیب شورای همکاری در آستانۀ فروپاشی قرار گرفته و این احتمال وجود دارد که تدریجاً سایر اعضای شورا هم در ادامه اطاعت از عربستان تجدیدنظر کنند و دیگر مایل نباشند که از سیاست‌های دیکته‌شده آل سعود پیروی کنند. برخی شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می‌بخشد که سعودیها برای زهرچشم گرفتن از دیگران، برخوردهای کینه‌توزانه و بازدارنده‌ای را علیه قطر اتخاذ کنند تا آنکه دیگر هیچ کشوری جرئت نکند همانند قطر، خرج خودش را از عربستان جدا کند اما آیا همین رفتارهای کینه‌توزانه سعودیها، فروپاشی شورای همکاری را تسریع نمی‌کند؟