تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۹۸۰۶

مجله آلمانی زبان اشپیگل شماره 19 ماه مه گذشته خود طی یک گزارش طولانی داستان واقعی یک یهودی نازی که اینک در پارلمان دولت غاصب عضویت داشته بیان نموده و اندیشه‌هایش را مورد بررسی قرار داده است.

این یهودی مایر گاهان نام داشته و با لهجه نارسای عبری طرفداران خود را بسوی اعمال خشونت علیه صاحبان اصلی فلسطین دعوت میکند.

مجله اشپیگل می‌نویسد که لهجه آمریکائی گاهان یهودی هنگام صحبت گوش شنوندگان را می‌آزارد. در 29 اوت سال 1984 یکی از روستاهای فلسطین اشغالی به نام ام‌الفام شاهد یک درگیری خشونت بار بود، تگرگ آجر پاره‌ها و سنگ در سایه ابری از بمب اشگ‌آور بر دو طرف پیاده‌رو می‌بارید، تیراندازی شروع شد زخمی‌ها بواسطه دوستانشان از میدان معرکه خارج شده ولی در این دعوای شدید بطور معجزه‌آسایی کسی جان خود را از دست نداد مجله اشپیگل در ادامه نقل ماجرای فوق اضافه میکند که این حوادث در پی پیروزی مایر گاهان و ورود ایشان به مجلس اتفاق افتاد گاهان تهدیدکنان گفته بود که در تاریخ مزبور جهت اخراج ساکنان دهکده ام‌الفام عازم آنجا خواهد شد.

او تصمیم داشت که به اعراب ساکن ام‌الفام ابلاغ کند که آنها هر چه زودتر روستای خود را ترک گویند.

در آن هنگام در برابر اعراب خشمگین روستای ام‌الفام صدها پلیس کاملا مسلح وظیفه حفاظت از جان مایر گاهان را بعهده گرفته بودند.

مجله اشپیگل در قسمت دیگر از گزارش خود به نقل از یک وکیل ساکن فلسطین اشغالی می‌نویسد جهان‌بینی مایر گاهان با مکتب ادلف هیتلر وجوه مشترک بسیاری داشته است. سپس اضافه میکند که گاهان تقاضای پنج سال زندان برای یهودیان که روابط جنسی با غیر یهودیان برقرار کرده نموده است او معتقد است ازدواج میان یهودیان و غیریهودیان باید قانونا ممنوع اعلام گشته و متخلفین مورد مجازات قرار گیرند همچنین گاهان از یهودیان خواسته که اعراب ساکن سرزمین‌های اشغالی را در زمینه داد و ستد تحریم کرده و هیچگونه روابط بازرگانی با آنها برقرار نکنند.

گاهان ضمن درخواست سلب تابعیت از غیر یهودیان اکیدا از مقامات دولتی تقاضای طرد و اخراج فلسطینیان به سایر کشورهای عرب نموده است.

مجله اشپیگل در قسمت دیگر از گزارش خود نوشته که گاهان همچون هیتلر که در آلمان بدنیا نیامده بود در آمریکا متولد شده است پدرش در جوانی جزو شاگردان موشه آرتز که بعدها وزیر دفاع گردید بوده است اما پدر باندازه فرزند تندرو نبوده است همچنین گاهان که در زندگی شخصی هیچگونه موفقیت کسب ننموده در هیچیک از جنگهای اسرائیل علیه اعراب شرکت نکرده و پیوسته در خارج بسر برده است او در سال 1968 با استفاده از شرایط ناشی از جنگ یک سال قبل (جنگ شش روزه اسرائیل با کشورهای عرب) اتحادیه دفاع یهودیان را تشکیل داد.

گاهان ببهانه حمایت از یهودیان در قبال سیاهان آمریکا پیوسته اقداماتی خشونت‌باری را علیه سیاهان اعمال می‌نمود.

او دیپلماتهای روسی را مورد مزاحمت‌های گوناگون از قبیل بمب‌گذاری قرار میداد پلیس آمریکا با آگاهی به فعالیت گاهان عکس‌العمل در خور توجهی را از خود نشان نمیداد البته این مساله در دوران نیکسون که خواهان گشایش روابط جدید با شوروی بود شکل دیگری را بخود گرفت گاهان در این شرایط برای ادامه فعالیت سابق خود چاره‌ای جز پیوستن به گروههای مافیا در آمریکا فراروی خود ندیده چنین هم شد.

پس از این مرحله گاهان بی‌آنکه گذرنامه آمریکائی خود را از دست بدهد و یا اینکه پیروی تابیعت اسرائیل شود روانه تل‌آویو شد.

بعدها کوشید که همکاری نزدیک خود با گروههای مافیا را بنحوی توجیه کند. گاهان در این زمینه میگفت که همکاریش با مافیا تنها برای یک پارچگی و ایجاد اتحاد میان سفیدپوستان یهودی و ایتالیائیها بوده است(!)

گاهان در فعالیتهای خود میکوشد تا با مطرح کردن جنایات شنیع نازیها احساسات یهودیان را برانگیخته و حتی آنان را جهت گرایش به اقدامات تروریستی علیه غیر یهودیان تشویق نماید. در سال 1971 کتابی را تحت عنوان «!Nereragain» بچاپ رساند. مجله اشپیگل ضمن اشاره به این نکته که کتاب از لحاظ نویسندگی و مایه توخالی بوده می‌نویسد که گاهان کوشیده که یهودیان را نسبت به غیر یهودیان کاملا بی‌اعتماد و بدبین سازد. او در کتاب خود پیشنهاد میکند که با دشمن تنها با زبان زور باید مواجه شد. (!)

در داخل اسرائیل باند گاهان در روز یا شب مخالفین خود را مورد حمله قرار میدهند. آنها به دانشجویان عرب در حیاط دانشگاهها حمله برده و کتک میزنند. البته اینگونه اقدامات با احتیاط صورت گرفته و خود گاهان تنها زمانی که از حضور پلیس در صحنه اطمینان داشته ظاهر میشود(!)

در دوران فعالیتهای زیرزمینی آرم حرکت بگین عبارت بود از دستی که تفنگی را حمل کرده و در زیر آن شعار ذیل بچشم میخورد: «فقط اینطور» اما گاهان نصف این شعار را سرقت کرده است او حرکت خود را چنین نامیده: (اینطور) مایر گاهان در تندروی خود حتی مناخیم بگین را برسمیت نشناخته و او را در پاسخ سوالی راجع به بگین با خشم فریاد برآورد: «بگین یک خائن است او یک مومیائی است که می‌باید او را در میدان شهر دار بزنیم» مجله اشپیگل راجع به درآمد و سرمایه پایان ناپذیر مایر گاهان می‌نویسد که منبع مالی او جزو اسرار است طرفدارانش از این بابت دغدغه نداشته و به رهبر خود کاملا مطمئنند، او تنها هر از چند گاهی عازم آمریکا شده و با چمدانهای پر از پول به اسرائیل باز میگردد.

مایر گاهان کتاب دیگری با استفاده از متون تورات تحت عنوان آنها خار در چشمان شما هستند نوشته است. او نظر خود را درباره اعراب ساکن اسرائیل چنین بیان میکند:

«در حقیقت اعراب ساکن اسرائیل مایه ننگ آسمانند(!) طرد و اخراج آنها از اسرائیل بالاتر از یک وظیفه سیاسی است(!)

بلکه این اقدام یک وظیفه مذهبی است(!) این چنین سرنوشت دو میلیون عرب ساکن اسرائیل مورد تهدید واقع میشود.»

آنچه در بالا خواندید ترجمه‌ای آزاد از مجله اشپیگل بود.

اما و هزار امای دیگر مجله اشپیگل پس از آنکه به دنیا هشدار داد که در اسرائیل هیتلر زنده شده است در یک اقدام ظریف به خواننده ساده لوح مجله خود افسانه دمکراسی بودن اسرائیل را می‌قبولاند! این مجله در پایان گزارش خود تلویحا اسرائیل را چیزی و باند گاهان را چیز دیگر معرفی کرده است و در این راستا سخن از وضع قوانین سخت و دست و پا گیر جهت محدود کردن فعالیتهای گاهان رانده و اینکه مقامات دولتی از روبرو شدن با مایر گاهان پرهیز میکنند(!!)

سازمان سی ای آ آمریکا برای ایجاد تنوع و تحرک در جامعه نیمه‌جان و پوسیده اسرائیل و زدودن یاس و نومیدی کشنده دوران پس از شکست مفتضحانه در لبنان از سر و صورت تروریستهای تل‌آویو ناگزیر است در مقاطع مختلف زمانی مهره‌های دست آموز خود را رو کرده و روانه منطقه کند مایر گاهان از این دسته است و ورود او که در چند سال بیش با گذرنامه آمریکا به فلسطین اشغالی پا گذاشته به مجلس اسرائیل از تصادفات روزگار نیست بلکه مسیری است که انگشتان پلید سازمان سیا آن را از پیش تعیین کرده است.

بسیار حیرت‌آور است که مایر گاهان گمنام و ناشناخته در کوتاهترین مدت زمانی مبدل به یک شخصیت یهودی جهانی میشود البته جهان کرخت عرب دیگر در قبال موجودات چون گاهان از خود واکنش نمی‌دهد زیرا آنها قبلا با رافائل ایتان اباابان مناخیم بگین و اریل شارون جلاد آشنا شده‌اند شاید باور نکنید که شخصیت‌هائی چون یاسر عرفات که آرمان مقدس فلسطین را در راه دوستی با دلار و نزدیکی به ارتجاع عرب قربانی کرده حاضرند بدون دغدغه دست مایر گاهان را در شرایط مناسب بفشارند بهرحال آنچه در منطقه میگذرد نه برای اسرائیل و نه برای آمریکا خوشایند نبوده و دیگر قهرمانان خیانت و رسوایی چون مبارک و شاه حسین نمی‌توانند پیش از این ملت‌های مسلمان عرب را نسبت به سرنوشت فلسطین و حکومت‌های خود بی‌تفاوت و بی‌طرف بار بیاورند ...