تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۹۹۹۲

موج خشونتهائی که سرزمین‌های اشغالی را بلرزه درآورده، بر اختلافات عمیق سیاسی در بطن دولت اسرائیل و بی‌کفایتی اعضای این دولت در حصول توافق در مورد راه‌حلی سیاسی که بتواند رهبران اسرائیل را از این بن‌بست خارج سازد، پرتو می‌افکند.
به اعتقاد ناظران سیاسی، در بطن دو بلوک سیاسی «کارگر» (چپ) و «لیکود» (راست ملی‌گرا)، همکاران عمده کابینه وحدت اسرائیل، رهبرانی که در پیش صحنه سیاسی قرار دارند امروز بگونه‌ای آشکار موضعی علیه مواضع رسمی حزب خود اتخاذ کرده‌اند. بدین‌سان، ژنرال «شلومولحت»، شهردار تل‌آویو (لیکود)، با ابراز عقیده‌ای مبنی بر خروج ساده اسرائیل از تمامی سرزمین‌های اشغالی به استثنای «بیت‌المقدس»، موجی از خشم و اعتراض در میان جبهه راست‌گرا براه انداخت. «اسحاق شامیر»، نخست‌وزیر اسرائیل، در حالیکه مقاصد اصلی خود مبنی بر استقرار حاکمیت اسرائیل بر سرزمین‌های اشغالی را پنهان نمی‌کرد، پیشنهاد داد که خودمختاری پیش‌بینی شده در قرارداد اسرائیلی - مصری کمپ دیوید به فلسطینی‌های کرانه غربی رود اردن و نوار غزه اعطا شود. وی معتقد است که «توافقهای کمپ دیوید تنها راه ممکن و واقع‌بینانه می‌باشد. باید مجددا به مصر پیشنهاد داد که مذاکرات پیرامون خودمختاری با شرکت اردن و نمایندگان اعراب فلسطینی از سر گرفته شود. فرمول خودمختاری پاسخی مستقیم به رویدادهای کنونی جودیه و سامریه (کرانه باختری رود اردن) و نوار غزه می‌باشد». به گفته «شامیر»، اسرائیل اکنون باید جدا به از بین بردن اردوگاه‌های پناهندگان فلسطینی، کانون عمده شورشها و «منشاء عذاب» فلسطینی‌ها، بیندیشد.
«شیمون پرز»، وزیر امور خارجه اسرائیل، بنوبه خود اظهار می‌دارد: «این گلوله‌های سربی و یا کائوچویی - که استفاده از آنها برخی اوقات ضروری است - نیستند که به ما اجازه خواهند داد از بن‌بست خارج شویم، بلکه مذاکرات سیاسی که باید در زیر چتر بین‌المللی انجام پذیرد، چنین چیزی را ممکن خواهد ساخت. سیاست از دیدگاه کوته‌بین برخی عناصر کشور مذاکرات را در بن‌بست قرار داده و موجب شده است که خود را با بی‌برنامگی مواجه ببینیم.»
«اسحاق رابین»، وزیر دفاع (حزب کارگر)، که سیاست سخت خفقان دولت را در سرزمین‌های اشغالی با رضایت کامل «لیکود» و با عزمی راسخ رهبری می‌کند، موضعی گنگ و مبهم اتخاذ کرده است. «رابین» با ایجاد یک دولت سوم میان اردن و اسرائیل، عقب‌نشینی یک جانبه، ضمیمه شدن و گفتگو با سازمان آزادی‌بخش فلسطین کاملا مخالفت دارد. وی می‌گوید: «باید امیدوار بود که وقایع کنونی موجب پدید آمدن یک رهبری جدید فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی که مذاکره ما با آنها را سهولت بخشد، بشود». در انتظار چنین رویدادی، وزیر دفاع اسرائیل خاطرنشان می‌سازد که مصمم به هر اقدامی که به «فلسطینی‌ها ثابت کند که با خشونت هیچ چیز بدست نخواهند آورد»، می‌باشد.
ژنرال «آریل شارون»، وزیر صنعت و بازرگانی که امروز شخصیت عمده دست‌ راستی‌های اسرائیل می‌باشد، بنوبه خود معتقد است که «تنها یک راه‌حل واقع‌بینانه وجود دارد و آن نیز ایجاد یک دولت فلسطینی در اردن است که اعضای پارلمان، مجلس سنا و وزرای آن از فلسطینی‌ها تشکیل یافته باشند. در صورتی که اردنی‌ها نپذیرند، منتظر خواهیم ماند تا تصمیم بگیرند. اسرائیل هیچگاه از کنترل سرزمین‌های جودیه، سامریه (کرانه باختری) و غزه دست نخواهد کشید.»
«یوسف شاپیره»، وزیر مشاور حزب ملی مذهبی، که اخیرا به فلسطینی‌های سرزمین‌های اشغالی پیشنهاد مهاجرت در ازای مبلغی بر بیست هزار دلار برای هر فلسطینی را ارائه داده بود، بر این اعتقاد است که باید «از طریق استعمار و سیاستی تجاوزکارانه‌تر از همیشه علیه تروریستها، ثابت کرد که حاکمیت اسرائیل بر کرانه باختری رود اردن، نوار غزه و جولان موقتی نیست». «شاپیره» که حامی مجازاتهای دست‌جمعی است معتقد است که «پدران و مادران فلسطینی باید مسئول اعمال فرزندان خود شناخته شوند.» وی خود را طرفدار حکم اعدام، اخراج و محاکمات سریع و فشرده علیه «تروریستها و عاملان ناآرامی‌ها» می‌خواند. اما، در این میان افراطیان چپ‌گرا و راست‌گرا، با مواضع قاطعانه‌تر و واضع‌تر برخورد می‌کنیم. ژنرال «رافائل ایتان»، نماینده راست افراطی می‌گوید که «اسرائیل از یک وجب از اسرئیل بزرگ چشم‌پوشی نخواهد کرد.» این رئیس ستاد سابق ارتش که در ژوئن 1982 در لبنان جنگیده است، اعلام می‌دارد: «فلسطینی‌های جودیه، سامریه و غزه شهروندان اردنی هستند. آنها باید میان اردنی بودن در اردن و اردنی بودن در اسرائیل یکی را برگزینند. چنانچه امکان دوم را انتخاب کنند، باید حاکمیت اسرائیل را بپذیرند. در صورتیکه رفتاری غیر از این اتخاذ کنند، وظیفه ما است که به آنان بگوئیم به اردن بروند.»
و بالاخره، «یوسی سارید»، نماینده افراطی چپ‌گرا، معتقد است که «تنها راه‌حل، عقب‌نشینی از تمامی سرزمین‌های اشغالی در قبال یک قرارداد صلح و ضمانت‌های امنیتی می‌باشد. آنها که بر خلاف این فکر می‌کنند فلسطینی‌ها را وادار می‌سازند تا مانند سگها زندگی کنند و بنابراین، در معرض خطر هاری قرار گیرند. و یک روز، هنگامی که این افراد دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند، دیگر به پارس کردن اکتفا نخواهند کرد و گاز خواهند گرفت. بهر صورت، چنین روزی دیگر فرا رسیده است.»
سرویس خارجی کیهان