تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۳۰۱۷۸

لوموند دیپلماتیک، نشریه نامدار فرانسوی هنوز به سنت‌های چپ ارتدوکس و افراطی وفادار است. نویسندگان و همکاران این نشریه عقاید خود را شفاف و مستقیم بیان می‌کنند و بدون پرده‌پوشی حتی مدعیان سوسیال دموکراسی را زیر سوال می‌برند. این نشریه در مه 2005 و پس از آنکه حزب کارگر انگلستان به رهبری تونی بلر در انتخابات برنده شد در مقاله‌ای با عنوان «یک جریان نو کارگری بسیار محافظه‌کار» این پرسش را مطرح کرد که آیا تونی بلر ماموریت داشت «اروپا در سینی گذاشته و تقدیم بوش» کند؟ این مقاله به نقش تونی بلر در آمریکایی‌ کردن نهادهای اروپایی توجه کرده است. بخشی از نوشته یاد شده را می‌خوانید:

تحت حاکمیت دولت نوکارگری، ایده بریتانیایی از اروپایی که منطقه داد و ستد آزاد باشد، بیش از پیش مدنظر قرار گرفته. اما یک تفاوت اساسی با شرایطی که در دوره حاکمیت دولت‌های محافظه‌کار ایجاد شده بود، به چشم می‌خورد. انگلستان، تا حدودی به دلیل افزایش شمار اعضای اتحادیه اروپا به 25، دیگر قدرتی «منفعل» نیست که با به زبان ‌آوردن «نه» روندی را مسدود کند، کشوری است که سیاست اروپا را پیشنهاد کرده، آن را بر می‌انگیزد و تعیین می‌کند. بریتانیا با وجود ندانم‌کاری در مورد عراق و منزوی‌ کردن خود از منطقه یورو، سلطه‌اش در بروکسل پیوسته رو به افزایش است. در سال 2004، گزینش خوزه مانوئل باروسو (لیبرال و طرفدار جنگ عراق) به ریاست کمیسیون اروپا، به جای نامزد پیشنهادی «فرانسه ـ آلمان» گی ورهوفستات نخست‌وزیر بلژیک، نشان‌ دهنده تحولی در تعادل نیروها در بطن اتحادیه اروپا بود.

از سوی دیگر، از سال 1997، تأثیر شخصیت‌های نوکارگری بر بنیادهای اتحادیه اروپا را می‌توان شاهد بود. کیناک رئیس سابق حزب و طلایه‌دار «حزب نوین کارگر» بین سالهای 1995 تا 2004، در مقام کمیسر اروپا، نسبت به «برنامه زمانبندی شده اروپایی» بلر، از خود تعهد بسیاری نشان داد. همچنین جان مانکس، رئیس سابق هیات مدیره ترید یونیون کانگرس، در سال 2004 به ریاست کنفدراسیون سندیکاهای اروپا دست یافت.

تحت مدیریت وی، دفتر اجرایی کنفدراسیون سندیکاهای اروپا، بدون مشاوره با سندیکاهای کشورهای عضو، به نفع «‌قانون اساسی اروپا» موضع‌گیری کرد (بسیاری از طرفداران این قانون در فرانسه، برای اعلام «حمایت‌ سندیکاهای اروپا از قانون اساسی» به این «رای» بسیار محدود تکیه می‌کنند.)

نهایت امر، نظریه‌پرداز «حزب نوین کارگر» و فرد مورد اطمینان نخست‌وزیر بریتانیا، ماندلسون (به همراه آنتونی گیدنز) اخیرا به مقام کمیسر تجارت اروپا دست می‌یابد و متعهد می‌شود با «عدم انعطاف‌های» اقتصادهای اروپایی مبارزه کرده و از طریق کمیسیون به سیاست‌های آزادی‌سازی بخش خصوصی در شاخه خدمات سرعت بخشد: دولت نوکارگری حمایت خود را از دستورالعمل بولک اشتاین در مورد آزادسازی خدمات اعلام کرده است.

گردهمایی سران در لیسبون و مادرید، در راه تحکیم موضع اروپایی بریتانیا که به عقیده برخی، قانون اساسی اروپا نیز به آن تخصیص یافته، دو گام اساسی به شمار می‌رفت. در همین راستا، یک شخصیت دانشگاهی نزدیک به بلر «مشروطیت به شیوه آمریکایی ـ انگلیسی» در اروپا را مورد تحسین قرار داد. براساس اظهارات وی، «این توافقنامه جهت‌گیری لیبرال اقتصادی اتحادیه اروپا را به هیچ عنوان زیرسوال نمی‌برد.» از سوی دیگر، دولت انگلستان «کتاب سفیدی» منتشر کرده که در آن ‌از اینکه هرگونه ارجاع به «دولت اقتصادی در اروپا معنایی انعطاف‌ناپذیر دارد»، ابراز خرسندی کرده و به دلیل رد هرگونه هماهنگی در زمینه مالیات و بیمه‌های اجتماعی رضایت خود را ابراز می‌دارد. نهایتا، دولت انگلستان معتقد است که منشور حقوق پایه‌ای مطرح شده در متن که به رأی ‌گذاشته خواهد شد، برای حقوق‌بگیران بریتانیایی هیچ «امتیاز نوینی» به همراه نخواهد آورد.

همچنین بریتانیای کبیر در زمینه‌ای دیگر، زمینه دفاعی اروپا، می‌پندارد که «با به ثبت رساندن اصلی که برای نخستین بار در اسناد رسمی، پیمان آتلانتیک شمالی را بنیاد دفاع جمعی اروپا به شمار آورده، در نبردی بر فرانسه و آلمان پیروز شده است.»

از پایان دهه 70، دو بینش نولیبرالیسم یکی از پی دیگری ظهور کرده‌اند. بینش نخست، سرسختانه. متعلق به پیشکسوتان بود که با تعرض علیه حقوق‌بگیران، سندیکاها و دولت رفاه ملی که معمولا تداعی‌کننده سوسیالیسم منفور بود، همنوایی می‌کرد. اخیرا بینش تلطیف شده‌ای از همین جهت‌گیری ارائه شده. این برخورد، به شیوه‌ای غیرمستقیم، پنهانی، پیروزی‌های پیشکسوتان را تحکیم بخشیده و حتی ریشه‌دارتر می‌کند.

رمز «موفقیت» پردوام هواداران حزب نوین کارگر دقیقا در همین نکته نهفته است. از سال 1997، بلر از حمایت پرشور طرفداران نولیبرال جهانی ‌شدن برخوردار شده، چرا که قادر به نوعی خویشتنداری است که خانم تاچر از آن عاجز بود. برخلاف تاچر، بلر حقوق‌بگیران و سندیکاها را سرکوب نمی‌کند؛ از ضعف آنان با استفاده از راهبرد سیاست‌زدایی از طریق اطلاع‌رسانی پیگیر در مورد اصلاحات پیشروی خود (سرمایه‌گذاری در خدمات دولتی، اعطای حقوق سیاسی به اسکاتلند و منطقه گال، اصلاحات در مجلس اعیان) برای رام‌کردن‌شان بهره می‌گیرد و به این ترتیب موفق به استحکام نظامی شده که انعطاف‌ناپذیری تاچری عملا آن را مورد تهدید قرار داده بود.