تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۳۰۱۸۳

ا‌حمد تشکر

‌صرف‌نظر از تحلیل‌های گوناگون درباره مواضع برخی ‌از مسؤولان ‌جمهوری اسلامی ایران در مذاکره ایران و ‌آمریکا در میان فعالان سیاسی داخل کشور و ‌‌نظریه‌پردازان خارجی در هفته‌های گذشته، ذکر یک نکته حائز اهمیت است و آن این‌که به‌رغم موضع‌گیری‌های شفاف مسؤولان نظام مبنی‌بر پذیرش طرح پیشنهادی مذاکره تنها در چارچوب حل بحران عراق بعضی گروه‌های سیاسی و مطبوعات داخلی منتسب به آنان همسو با برخی رسانه‌های بیگانه اصرار دارند تا اتخاذ این تصمیم را در راستای همان تصمیمی ارزیابی کنند که در گذشته، عده‌ای حقیرانه و یا از روی حسن‌نظر اما مرعوبانه بر آن پای می‌فشردند و نه‌تنها برای مذاکره بلکه بدون هیچ مقدمه و پیش‌شرطی برای رابطه با آمریکا در برابر قلدرمابی‌های کاخ سفید سر تعظیم و تسلیم فرو آورده بودند! این طایفه تلاش می‌کنند تا مواضع خویش را در گذشته و حال موجه جلوه دهند. باید به این جماعت یادآوری کرد که هرچند مردم، افراد، احزاب و سازمان‌های آن‌ها و نیز روزنامه‌های منسوب به آنان را خوب می‌شناسند اولاً شرایط سیاسی حاکم بر جهان، آمریکا، خاورمیانه و جمهوری اسلامی با چند سال قبل متفاوت و کاملاً به‌نفع ایران است، ثانیاً اگر مسؤولان در موقعیت کنونی و در موضع ضعف قرار گرفتن سردمداران آمریکا حتی سخن از مذاکره و رابطه به میان آورند ـ که چنین نیست ـ این تصمیم در اوج اقتدار و عزت‌مندی گرفته می‌شود و نه از روی استیصال و تزلزل در مبانی فکری و اندیشه سیاسی آنان و آن‌طور که این ترس و انفعال چه در گذشته و چه در حال در بین گروه‌های موصوف به وضوح قابل درک بوده و هست!

بنابراین چنین استنباط و مشابهتی قیاس مع‌الفارق خواهد بود و اصولاً خط فکری جریان یاد شده با جریان حاکم فعلی هیچ‌گونه هم‌خوانی سیاسی ندارد؛ زیرا تعامل با دشمن ـ در صورت ضرورت ـ در پرتو حفظ اصول با تحقیر و تسلیم‌پذیری تفاوت ماهوی دارد. از سوی دیگر باید اذعان داشت و هشدار داد که گرچه مبنای طرح مذاکره در مرحله کنونی، نجات مردم و دولت عراق از چنگال اشغالگران خاک عراق توصیف می‌شود ولی این پرسش نیز وجود دارد که اولاً از کجا معلوم است پیشنهاد دولت آمریکا با هدف نجات خود از مخمصه‌ای نباشد که در آن گرفتار شده و نمی‌خواهد برای رسیدن به این مقصود، از سرمایه‌های مادی و معنوی دیگران و از جمله ایران هزینه کند؟ ثانیاً چه تضمینی داده می‌شود که برای حضور تهران در اجلاس بغداد و دیدگاه‌های طرف‌های ایرانی ارزشی قائل شوند؟ و اساساً مقامات ایرانی در جریان اشغال چهار ساله عراق توسط آمریکا و هم‌پیمانانش چه ناگفته‌هایی دارند که قرار است روی میز مذاکره گذاشته شود؟ مگر در مواضع جمهوری اسلامی در قبال مسائل بین‌المللی مرتبط با سیاست‌های نادرست آمریکا و از جمله اشغال عراق ابهامی وجود دارد تا در بغداد رفع ابهام گردد؟

به هر تقدیر در شرایط حساس کنونی، تصمیم مقامات رسمی کشور که بی‌گمان طبق مصالح عمومی و حکمت‌آمیز خواهد بود، باید به نتایجی بینجامد که سرفصل دیگری از افتخارات ملی را در پرونده تاریخی ملت بزرگ ایران ثبت و ضبط کند در هر صورت فرآیند اقدامات خصمانه سیاستمداران آمریکا در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نباید از ذهن مدعوین ایرانی در اجلاس بغداد پنهان بماند. موارد ذیل، تنها اشاره‌ای است به ستم‌های کاخ‌نشینان واشنگتن در 28 سال گذشته:

1. تجاوز نظامی آمریکا به ایران و حادثه طبس در اردیبهشت‌ماه 1359؛ 2. طراحی و سازماندهی کودتای نوژه در تیرماه 59؛ 3. تحریک صدام و حزب بعث به جنگ علیه ایران در شهریور 59 و پشتیبانی آشکار از رژیم سابق عراق در این جنگ؛ 4. حمایت از گروه‌های تجزیه‌طلب در کردستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، خوزستان و سیستان و بلوچستان و حمایت آشکار از گروه‌های تروریستی و جنایات آن‌ها از جمله گروهک فدائیان خلق و منافقین؛ 5. حمله مستقیم به سکوهای نفتی ایران در سال 66؛ 6. حمله به چند فروند از ناوگان دریایی ایران در خلیج فارس در سال 66 در اوج جنگ تحمیلی؛ 7. سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج‌فارس توسط ناو وینسنس در تیرماه 67؛ 8. تشدید تحریم‌های اقتصادی از بدو پیروزی انقلاب تاکنون؛ 9. جلوگیری از دستیابی کامل به غرامت‌های ناشی از جنگ تا به امروز؛ 10. کارشکنی در اجرای قراردادهای احداث نیروگاه اتمی بوشهر میان ایران و آلمان و روسیه؛ 11. تحریک امارات متحده برای مطرح ساختن ادعاهای ارضی علیه جزایر سه‌گانه ایرانی در خلیج‌فارس در سال 72؛ 12. طراحی قانون داماتو علیه ایران در مجلس سنا و کنگره آمریکا در سال 72؛ 13. مخالفت با عبور خطوط لوله نفت و گاز از خط باکو و فشار بر ترکیه برای لغو قرارداد سی میلیارد دلاری خرید گاز از ایران و دخالت‌های اخیر آمریکا در سال‌های اخیر در همین رابطه؛ 14. اعمال تحریم شرکت‌های خارجی سرمایه‌گذار در منابع انرژی در تیرماه 74؛ 15. فشار مستمر بر اتحادیه اروپایی و بعضی کشورهای غربی دیگر برای قطع رابطه اقتصادی آن‌ها با ایران؛ 16. تبلیغات گسترده علیه تهران در رابطه با رأی دادگاه میکونوس در فروردین 76 و معرفی ایران به‌عنوان مجری طرح انفجار بوینوس‌آیرس در آرژانتین؛ 17. حمایت از طالبان در ابتدای حاکمیت این گروه بر افغانستان در جهت تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران که منجر به شهادت چند دیپلمات ایرانی گردید؛ 18. تصویب تأسیس رادیو آزادی در کنگره آمریکا در اردیبهشت 77 به منظور تبلیغات سیاسی علیه تهران؛ 19. قرار دادن نام ایران در فهرست کشورهای حامی تروریست!؛ 20. تصویب قانون مجازات صادرکنندگان فن‌آوری موشکی و هسته‌ای به جمهوری اسلامی در خرداد 77 و تحریک آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای و برخی کشورهای غربی و خاورمیانه‌ای علیه فناوری هسته‌ای ایران از سال 77 تاکنون؛ 21. جلوگیری از اعطای وام توسط بانک‌های جهانی به ایران؛ 22. برنامه‌ریزی گسترده و تخریبی علیه شخصیت‌های انقلابی ایران و حمایت از اپوزیسیون خارج از کشور و گروه‌های همسو با آنان در داخل در ابعاد مادی و تبلیغاتی و نیز اهانت‌های مکرر مقامات آمریکایی به ملت ایران؛ 23. فشار به دولت و مردم ایران به منظور حمایت نکردن از حزب‌الله لبنان و مردم فلسطین؛ 24. حضور نظامی در خلیج‌فارس و تهدید ایران به حمله نظامی در سال‌های اخیر؛ 25. استفاده از حق وتو در سازمان ملل و تحریک شورای امنیت این سازمان که منجر به صدور قطعنامه‌هایی علیه ایران شده است؛ 26. تخصیص اعتبار در جهت براندازی جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا؛ 27. و خلاصه اصرار بر محروم کردن ملت ایران از حقوق هسته‌ای در شرایط کنونی و...