تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۳۰۲۲۸

سه سال پیش، پس از ابداع یک بحران بر سر عراق، دولت «جورج بوش» رئیس جمهورى آمریکا با حمایت دولت انگلیس، بخش عمده کنگره و اکثریت شهروندان آمریکایى، به اشغال غیر قانونى عراق دست زد.نیروى نظامى آمریکا، دولت عراق را منهدم کرده، زیربناى مدنى آن را ویران کرد.بعلاوه، با جمعیت سنى عراق بد رفتارى کرده، و گروه هاى نژادى را در مقابل یکدیگر قرار داده زمینه را براى جنگ داخلى که اکنون مى رود تا سراسرى بشود آماده ساخت.از این فعالیت هاى شیطانى آمریکا، موارد بى شمار زیر پا گذاشتن قوانین بین المللى سربرآورد که از آن جمله است کشتن و زمینگیر کردن بیش از 100000 شهروندان غیر نظامى عراق، ویرانى کامل شهرهایى چون فلوجه، استفاده از بمب هاى ممنوعه مثل ناپالم و دى یو، شکنجه و کژرفتارى جسمى و فکرى با شهروندان و مبارزان دستگیر شده که اغلب تماشاچیان بى گناه این ماجرا بودند.

چرا رؤساى جمهور و فرماندهان ارشد آمریکا این همه منظم دروغ مى گویند؟ چرا آنها این همه خود پسندانه به قوانین بین المللى بى توجهى مى کنند؟ چرا فکر مى کنند که شیوه جنگ کردن شان بردیگران ارجحیت دارد در حالى که به تکرار بى اعتنایى شان را به منشور سازمان ملل متحد، اصول نورنبرگ، قانون اساسى آمریکا، و حاکمیت قانون بطور کلى به نمایش مى گذارند؟ چرا این همه شهروندان مفعولانه نظاره گر باقى ماندند و اجازه دادند مسائل به صورت کنونى در بیاید؟ آیا همه ما آن چنان گرفتار ناسیونالیسم بى مغزى شده ایم که باعث شده حتى خودمان، ارزش هاى مان، و دنیاى مان را فراموش کنیم؟«دیوید فروم» که پیشتر نطق هاى بوش را مى نوشت وواضع عبارت «محور شرارت» است- معتقد است که «آمریکا» مدافع مهربانى است و نیرویى است براى خیر که از سوى خدا انتخاب شده تا دنیا را رهبرى کند.بوش هم اغلب همین را مى گوید.فقط آمریکا مى تواند «دموکراسى» را گسترش بدهد و صلح جهانى را تضمین کند.جانه تان ادواردز پروفسور مطالعات مذهبى در دانشگاه ییل هم معتقد است که «آمریکا» به واقع، آخرین و بهترین امید دنیاست».نه فقط در میان افراطى ها بلکه در میان عقیده مندان محترم هم آدم با این باورها، استثنایى بودن آمریکا، کرامت، و برترى اخلاقى آن روبرو مى شود.

من نمى‌خواهم کسانى که چنین عقاید نادرست خطرناکى دارند را تحقیر کنم .اگر آنها مى خواهند ستایشگر دولت ملى باشند، همانگونه که آمریکایى ها از زمان جنگ هاى داخلى چنین کرده اند، باشد حرفى ندارم.ولى آنها باید با عملکردى که از این ایده ها منبعث مى شود هم روبرو بشوند. سال چهارم یک جنگ غیر قانونى دارد آغاز مى شود و اکثریت آمریکایى نه از جنگ حمایت مى کنند و نه از اشغال و نه حتى از دولت آقاى بوش. آنها مى دانند که وجه مشخصه دولت بوش، دروغگویى، مخفى کارى، بى احترامى به قراردادها، بى اعتنایى به ارزش ها و ارجحیت هاى ملل دیگر، و تکیه بر نیروى نظامى، است. آنها هم چنین مى دانند که شکاف بین ایده هایى که آمریکایى ها دارندو واقعیت ها هیچ گاه این همه عظیم نبوده است.خشونت و آدم کشى نیروهاى متحدین (آلمان نازى و ژاپن وایتالیا) که اسیران جنگى متفقین در طول جنگ جهانى دوم با آن روبرو بودند، با آن چه که سربازان آمریکایى و مأموران سازمان سیا علیه زندانیان عراقى و شهروندان بازداشتى مى کنند بى رنگ شده است.همان گونه که نیروهاى متحدین قوانین جنگى و قوانین اشغال نظامى را بازتعریف کرده بودند، دقیقاً همین کار را سربازان آمریکایى و بخش اجرایى اشغال گران کرده است. دیوانه بازى هاى بعضى از آمریکایى ها در عراق غیر قابل انکار و روشنگرانه است.نه فقط ارتش آمریکا برسرشهروندان بى گناه عراقى بمب هاى اورانیوم تضعیف شده و دیگر مواد خطرناک ریخت، بلکه انواع و اقسام شکنجه و آزار بدنى و روحى را هم ازآنها دریغ نکرد. کتک زدن، لگد زدن به زندانیان ، سیلى زدن و ضربه زدن به شکم ،کشیدن ناخن، سوزاندن پوست بدن با سیگار، چاقو زدن و جراحت رساندن به بدن زندانى، قتل ، شکنجه با آب، یک شیوه شکنجه از زمان جنگ با سرخپوستان ، آویزان کردن زندانى از سقف، پنجره، چارچوب در، در حالى که دست هایشان از پشت بسته است تا زمانى که اعضاى بدنشان از جا در مى رود.یک تکنیک قرون وسطایى به نام «Strappado» ، شو ک هاى الکتریکى، یک شیوه بازجویى که مورد استفاده گشتاپو بود و هم چنین از سوى فرانسوى ها در الجزیره، نیروهاى آمریکایى در ویتنام و سربازان انگلیسى درایرلند شمالى، مورد استفاده قرار مى گرفت، « کلاه بر سر گذاشتن» و بستن چشمها براى مدت طولانى براى این که محیط دوروبر را بطور کامل تحت کنترل داشته باشند ، بى خوابى دادن و در انزوا نگه داشتن براى بهم زدن سمت گیرى زندانى

- تزریق اجبارى دارو، این تکنیک را ارتش آمریکا و مأموران سازمان سیا از روسها و چینى ها کپیه کرده و بعد خودشان تکامل داده اند.

- دست بستن و زنخیر به پازدن براى تأکید به ناتوان بودن زندانى.

- عریان کردن اجبارى زندانیان زن و مرد مسلمان و نگه دارى شان به همین صورت براى مدت طولانى.

- اهانت کردن به باورهاى مذهبى زندانیان.

- بى احترامى جنسى، از جمله، ریختن مدفوع، ادرار و خون زنها در دوران پریود بر سروروى زندانیان.

- اهانت نژادى قبل، در طول و بعد از کتک زدن هاى وحشیانه به زندانیان.

- انداختن سگ به جان زندانیان قبل و در طول بازجویى.

- نگهدارى در تاریکى مطلق و یا در نور زیاد براى مدت طولانى، گرما یا سرماى بیش از حد و یا با سر و صداى سرسام آور که باعث پارگى پرده هاى گوش مى شود.

- مجبور کردن زندانیان به لطمه زدن به خویش با واداشتن شان به ایستادن در شرایطى عذاب آور براى مدت طولانى.

- نگهدارى زندانیان در سلول هاى خیلى کوچک، قفس، جعبه هاى چوبى، و یا قفسه فلزى براى مدت طولانى.

- اجتناب از دادن غذا، آب و نوشیدنى به زندانیان و جلوگیرى از رفتن به توالت.

- تهدید زندانیان یا وابستگان آنها، جوان و پیر، و یا واداشتن وابستگان به نظارت بر شکنجه زندانیان.

- « باز گردانى فوق العاده»، فعالیت غیرقانونى « از خارج گرفتن» با « شیوه هاى گانگسترى»، و شکنجه زندانیان در کشورهاى اروپاى شرقى و در خاورمیانه، که در آنها سازمان سیا شیوه هاى بازجویى خود را گسترش داده است.در این جا دیگران به نمایندگى از سوى سازمان سیا ولى با نظارت مأموران سیا، زندانیان را شکنجه مى کنند.

به این ترتیب، چه تفاوتى وجود دارد بین جنایات جنگى دشمنان ما در ?? سال پیش و جنایاتى که سربازان آمریکایى، مأموران سازمان سیا، بطور منظم در طول جنگ سردمرتکب مى شده اند و اکنون در عراق، افغانستان، و بطور کلى در جهان از سال ???? به این سو مرتکب مى شوند؟ با مقایسه شکنجه و اذیت و آزار زندانیان از سوى آمریکایى ها با آن چه که آلمانى ها و ژاپنى ها با زندانیان جنگى کرده بودند، چه مى توان گفت؟

در طول قرن نوزدهم، «قانون ملتها» برده دارى را با دزدى دریایى برابر دانست ولى آمریکایى هاى مدافع برده دارى، قانون ملت ها را نپذیرفتند.امروزه «ملت استثنایى»، شکنجه را که مصیبتى به بدى برده دارى است، نهادینه کرده است. یک بار دیگر ، آمریکا خود را در برابر قوانین بین المللى مى بیند.با شکنجه جسمى وروحى که برشمار نامحدودى از اسراى جنگى و بازداشت شدگان اعمال شده است، و بعد، بطور عمومى ورسمى از حق خویش براى شکنجه دفاع مى کنند، دولت بوش با کمک رهبران کنگره، ایده هاى بسیار محترمى (اگرچه هیچگاه عینیت پیدا نکرد) که اساس اخلاقى سیاست خارجى آمریکا بود را لگد مال کرده اند.آمریکایى ها باید خواهان تعقیب و مجازات جنایى بوش، چینى، و رامسفلد باشند، افرادى که براى این اشغال و تجاوز توطئه کرده و قوانین بین المللى اشغال را زیر پا گذاشته اند .این ها بودند که از بالا فرمان را صادر کرده و بدترین خصلت یک آمریکایى معمولى را آزادکردند که بعد، بطور انفرادى و دسته جمعى، مجریان واقعى شکنجه و دیگر جنایت هاى جنگى شده اند.

تا زمانى که مردم آمریکا جنایتکاران جنگى را در دادگاههاى داخلى به محاکمه نکشیده و آنها را به مجازاتى که قوانین آمریکا براى مسؤولیت فرمان دهندگان معین مى کند محکوم نکنند، ارتش آمریکا به جنایات جنگى خویش بدون واهمه از مجازات ادامه خواهد داد.بعلاوه، نظام حکومتى واشنگتن که خوب عمل نمى کند هیچ گاه اصلاح نخواهد شد.