دکتر مجید گودرزی
از جمله ابزارهایی که استکبار جهانی از فردای پیروزی انقلاب اسلامی توانسته است با استفاده از آن در جهت تخریب انقلاب و حاکمیت اسلام در ایران فعالانه اقدام نماید بهرهگیری مناسب از رسانههای وابسته بخود در سطح جهان و در جهت ایجاد جنگ روانی است، جنگ روانی دشمن امروزه بر چند پایه استوار شده است، اول آنکه کشور را در حال بحران و یا آماده وارد شدن در بحران معرفی نماید، تا جایی که همگان، از مسئولین بالای مملکتی تا مجلس که مرکز همه قانونها و قدرتهاست نیز مرعوب شده و روحیه مقاومت و ایستادگی را از دست داده و تسلیم برنامهریزیهای هدفمند دشمنان شوند. دوم آنکه برای توهم بحران و یا حتی تلاش برای واقعی جلوه دادن بحران، قدرت نظامی و سیاسی و اقتصادی مخالفین جمهوری اسلامی ایران را بسیار بیش از حد واقعی جلوه داده و هرگونه مقاومتی در برابر آن را محکوم به شکست قلمداد کنند و از قبل بازنده و پیروز میدان نبردهای استراتژیک را مشخص نمایند و طبیعی است که استکبار و رسانهای وابسته به آن، هیچگاه خود را مغلوب و شکستخورده قلمداد نکرده، بلکه نظام مقدس جمهوری اسلامی را محکوم به شکست معرفی مینمایند، سوم آنکه برای این بحرانهای توهمیمانند، مقصری را نیز به عنوان نوک حمله تهاجمات خود انتخاب میکنند، و امنیت و آسایش و آرامش را منوط به برکناری آن مقصر و یا مقصران منوط مینمایند. امروزه، آنچه که در کشورمان در حال اتفاق افتادن است برپایه این سه عنصر قرار دارد از یکسو قدرت آمریکا را بسیار جهنمی و هرگونه مقاومت در برابر او را محکوم به شکست معرفی مینمایند و نمونه بارز آن را حمله این کشور به افغانستان و عراق دانسته و چنین وانمود میکنند که با حرکت کردن ناو جنگی آمریکا به سمت خلیج فارس و افزایش نیروهای آمریکایی در عراق، حمله آمریکا به ایران قریبالوقوع و غیرقابل اجتناب است و از سوی دیگر با همسو کردن سفرهای سیاسی وزیران خارجه و دفاع آمریکا به اسرائیل، عربستان و برخی کشورهای دیگر عربی چنین وانمود میشود که آمریکا در حمله به ایران از حمایت کشورهای عربی نیز برخوردار خواهد بود و لذا جنگ آینده، جنگی تمامعیار، که در یک طرف آن اتحادیه اروپا، آمریکا و کشورهای عربی و نیز رژیم صهیونیستی قرار دارد و در مقابل آن ایران و شاید گروههای شیعی که در کشورهای منطقه وجود دارند خواهد بود، دشمنان سوژه اصلی خود را نیز برای مقصر جلوه دادن برای بوجود آمدن چنین وضعیتی را نیز دولت کریمه پابرهنگان، یعنی دولت دکتر احمدینژاد معرفی مینمایند، سوژهای که شاید برای برخی از شکستخوردگان در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی تضعیف آن زیاد هم ناخوشایند نباشد، متأسفانه نمیتوان گفت که تبلیغات دشمنان مؤثر نبوده و عدهای در این جنگ روانی مرعوب دشمنان نشدهاند، و گاه و بیگاه با حمله به این دولت مقتدر، ضعف و سستی خود و میزان شجاعت در تصمیمگیری را از خود بروز ندادهاند، و به مخالفت مستقیم و یا غیرمستقیم با این دولت مردمی برنخاستهاند.
در مورد بحران نظامی که رسانههای غرب بر طبل آن میکوبند، باید همگان بدانند که رئیس محترم جمهور در هر سفر خود به هر شهر و استان از مردم بیعت گرفته است که «انرژی هستهای حق مسلم ماست» و همه این را بارها فریاد زدهاند و از طرف دیگر انرژی هستهای امری نبوده است که یک شبه در این مملکت آغاز و تا به اینجا رسیده باشد، بلکه این موضوع از قبل از انقلاب آغاز و در شرایطی که حدود سه سال از تعلیق غنیسازی اورانیوم گذشته است و عملاً دولتمردان نتوانستهاند قدمی پیش بگذارند و این دولت نهم بوده است که در راستای منافع ملی عملاً خط بطلانی بر سکوت و سازش کشیده است و طبیعی است که بایستی بر حق قانونی خود اصرار داشته باشیم، اما برای آنهایی که دچار وحشت از جنگی که هنوز آغاز نشده است شدهاند و از ترس مرگ، سکته کردهاند باید گفت که آمریکا امروز ضعیفتر و ذلیلتر از هر زمان دیگر است و منطقه خاورمیانه انبار باروتی است که با کوچکترین حماقت دولت بوش ـ خاندانهای وابسته حاکم بر کشورهای عربی منطقه را بر باد داده و رژیم غاصب صهیونیستی را به نابودی کامل خواهد کشاند و چه زمانی مناسبتر از اینکه حداقل 160 هزار جسد سربازان آمریکایی که در منطقه روی دست آمریکا خواهد ماند برای همیشه رؤیای سلطه بر خاورمیانه را از فکر و ذهن دولتمردان آمریکایی بزداید و مردم به ستوه آمده آن کشور سردمداران کاخ سفید را بهعنوان جنایتکاران جنگی به دست خود محاکمه کنند و اصولاً انقلابی فراگیر اینبار در سرزمین آمریکا و بدست ملت داغدار این کشور آنچنان طومار صاحبان صنایع، بانکداران و زراندوزان حاکم بر آن کشور را درهم بپیچد که برای همیشه دولتمردان آینده آمریکا را از سرکشی و استکبار در هر نقطه از جهان برحذر دارد، شاید تحلیلگران، این موضوعات را حماسی و یا برگرفته از ریشههای آرمانخواهی بدانند اما بیشک از هماکنون شاهد موضعگیری افراد عاقلی در کنگره و حزب جمهوریخواه آمریکا هستیم که واقعاً نگران میباشند و یقین دارند که ایران، لقمه راحتالحلقومی نیست که آمریکا به سادگی بتواند در خصوص آن اقدام نماید، بلکه آنچنان گلوگیر است که هر متجاوزی را به خودکشی وادار خواهد نمود، بیشک ملت ایران آغازکننده هیچ حملهای نخواهد بود. اما در صورت کمترین تعرضی اجازه نخواهد داد، هیچ سازمان بینالمللی و یا کشوری نسبت به پایان آن تصمیم بگیرد.
با این وجود، جو فعلی را جنگ روانی دشمنان علیه ملت ایران اسلامی میدانیم و اگر ملت آمریکا خود را عزاداری برای سربازانش در منطقه آماده نموده است، ما نیز برای برگزاری این جشن بزرگ لحظهشماری میکنیم.