آرش کامرانلو
با مشخص شدن زمان قطعی انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی و انتقادات و اعتراضهایی که از سوی جناحها و طیفهای سیاسی مختلف به این تاریخ شد و همچنین اختلافهایی که در پاسخهای شورای نگهبان و وزارت کشور به چشم میخورد نوید دو دستگی در ارکان برگزارکننده انتخابات و احتمالا انتخاباتی دارای مشکل را میدهد و این در حالی است که یکی از مهمترین انتخاباتهای کشور در حالی برگزار خواهد شد که مردم در حال خرید لباس و آجیل شب عید و وزارت کشور و نمایندگان مجلس در حال بررسی و تصویب بودجه هستند، به هر حال گذشته از این موارد گویی در کنار سایر شمارش معکوسها باید شمارش نزدیک شدن به رقابت برای تصدی کرسیهای مجلس را هم آغاز کنیم که طبق روال همیشگی از چند ماه قبل بحث داغ و هیجانی انتخابات پیشبینیهای مختص به آن؛ تخریب چهرهها، تشویق برای شرکت کردن مردم، رقابتهای حزبی، تردید کردن شخصیتهای نظام برای حضور یا عدمحضور را به دنبال خود خواهد داشت بهجز این موارد باید به نکتهای توجه کرد که در دوران هشت ساله اصلاحات که موارد زیادی در انتخاباتها و سالم برگزار کردن آن مورد توجه بوده امروزه دو عامل وجود دارد که نقش بیشتری را برای برپایی و حضور مردم و موفقیت در این ماراتن را بازی میکند.
1- رسانه
رسانهها به چند بخش تقسیم میشوند رسانه کتبی که شامل روزنامهها، هفتهنامه و مجلات میشود و رسانه مجازی که شامل سایتها و خبرگزاریهای اینترنتی میشود و رسانههای عمومی مانند صدا و سیما. در دنیای فرامرزی امروز خبرها سریعتر از سرعت نور به سراسر گیتی مخابره میشود و این وظیفه به عهده رسانههاست که اخبار رویدادها و حوادث را در کمترین زمان به دوردستترین نقاط ارسال میکنند اما این قضیه اطلاعرسانی متاسفانه در کشور ما با مشکلاتی روبهرو میباشد و علت آن را باید در انحصاری بودن برخی رسانهها جستوجو کرد که عملا تریبون را در اختیار گروه خاص با خطیمشی موافق قرار میدهد تا ضمن تخریب چهره منتقدین و ایجاد تنش و تفرقه بین آنها به تبلیغ فرد و حزب موردنظر بپردازد برای مثال میتوان به روند چند سال اخیر نظری انداخت تا متوجه بسیاری از مسائل مثل توقیف برخی روزنامهها که همگی بهطور مشخص جز منتقدین بودند یا فیلترینگ سایتها، وبلاگها و غیره کرد در صورتی که رسانههای طیف موافق ضمن تضمین شغلی روز بروز بر تندی نظراتشان افزوده میشود و این نشانگر یک بیعدالتی در برخورد با رسانهها است به هر حال اگر از روزنامه و سایتهای فیلتر شده بگذریم در این میان از صداوسیما بهعنوان رسانه عمومی متعلق به همه مردم کشور انتظار بیطرفی داشتیم که آن هم با سیاستی که در پیش گرفته شده و با استفاده از بخشهای خبری پرمخاطب و گفتوگوها برخی مسائل را بزرگ و برخی مسائل و افراد را در راستای اهداف خود کوچک نشان میدهند و این در حالی است که دستهها و احزاب قانونی دیگر از نعمت رادیو و تلویزیون که پرمخاطبترین رسانه در کشور هست بینصیبند و کاش قضیه در همین بینصیبی خلاصه میشد اما متاسفانه از همان رسانه علیه منتقدین و مخالفین عملکرد دولت استفاده میشود و حق دفاعی هم برای آنان قائل نمیشوند، در اینجا جا دارد از صداوسیما این تقاضا را داشت که تخریب و دست گذاشتن بر روی اختلافات ریز درونحزبی و بزرگ جلوه دادن آن و ایجاد تفرقه بین افراد و احزاب مخالف با شعار اتحاد ملی و در تعارض با وظایفی است که قانون اساسی برای صداوسیما وضع کرده است ضمن اینکه با روح رقابت بیطرف تناقض دارد.
2- احزاب
سابقه احزاب در ایران بعضا به سالهای خیلی دور و خیلی نزدیک میرسد و از گذشته در کنار بسیاری از موارد که در سیاست کشور نقش تعیینکننده داشتهاند احزاب هم نقش خود را هرچند کم اما بازی کردند و نباید غافل شویم که احزاب همچنان در حال تلاش برای بهدست آوردن جایگاه اصلی خود در متن جامعه هستند و اصولا شکلگیری احزاب و فعالیت حزبی تمرین دموکراسی برای احقاق حکومت مردم بر مردم و شکلگیری حکومت از طریق تشکلهای حزبی بوده است، در اکثر کشورهای دنیا این احزاب هستند که دولتها را بر سر کار میآورند اما متاسفانه در ایران بعد از روی کار آمدن دولت یا مجلس حزبی از میان آنان متولد میشود که این مساله با گذشت زمان و شکلگیری نهادهای مدنی و خانه احزاب ایران و شکلگیری احزاب جدید و فاصله گرفتن احزاب از قدرت و مستقل شدنشان روز به روز بر این نقصها فائق آمدند و انتخابات اخیر شورای شهر نشان داد که معرفی کاندیدها بهطور حزبی و غیرمستقل موفقیتهایی را در پی خواهد داشت و مردم هم با استقبال از چنین شگردی به عملکرد حزبی روی خوش نشان دادند و این نشانگر این مطلب بود که احزاب توانستند در بهدست آوردن اعتماد مردم موفقیت کسب کنند و حال باید تلاش خود را بر روی شناخت جامعه کنونی بگذراند تا بتوانند برای برطرف کردن نیازهای مردمی برنامهریزی کرده و کوشش کنند. در نتیجه باید با توجه به نزدیک شدن انتخابات مجلس هشتم از رسانهها انتظار داشت که حرمت بزرگان را حفظ کنند و بهجای تخریبهای بیمدرک به تبلیغ برای خود بپردازند که همانا مردم خود بهترین انتخابکنندگان هستند و فلسفه انتخابات برای مردم و بهنفع مردم است و از احزاب هم انتظار میرود با فعال کردن تشکلهای حزبی و معرفی افراد خود بیش از پیش در جهت موفقیت گام بردارند و با توجه به دوران نارضایتی عمومی از عملکرد دولت نهم و اقتدارگرایان کنونی ائتلاف احزاب اصلاحطلب میتواند تا حدودی اثرات کمبود تریبون را خنثی کند و نتایج دلخواه را برای آنان به بار بیاورد که با توجه به اوضاع کنونی بعید به نظر نمیرسد. ضمنا شورای نگهبان هم اگر خواستار شرکت پرشور مردم در انتخابات و سربلندی کشور و نظام میباشد نباید دست به ردصلاحیتهایی از نوع همان ردصلاحیتهای مجلس هفتم بزند که باعث سرشکستگی و عدماعتماد به شکلگیری مجلس هفتم شد.