تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۳۰۳۹۷

فیروز هاشم‌اف ـ نویسنده، مورخ و روزنامه‌نگار

ملتی که توانسته است در طول سال‌های وحشتناک جنگ جهانی دوم با عزم و اراده محکم، حیثیت، آبرو ناموس خود را حفظ کند، بلافاصله پس از رسیدن به آزادی همه چیز خود را لگد مال کرده، شرف و میراث‌های نیاکان و نسل جوانش را به باد داده است.

در حال حاضر جمهوری آذربایجان کشوری که در واقع اغلب جمعیتش را مسلمانان تشکیل می‌دهند، دستخوش جنگ اکولوژیکی شده است.

سال‌های متمادی است که دانشمندان میهن‌پرست، طبل خطر را به صدا در می‌آورند. اما نه دولت و نه مخالفان دولت در این ارتباط، اقدامی انجام می‌دهند و نه غیرتی به خرج می‌دهند. رودخانه کورا تمامی فاضلاب گرجستان و رود ارس تمامی زباله‌ها و تفاله‌های نیروگاه اتمی ارمنستان و دیگر موسسات صنعتی این کشور را به جمهوری آذربایجان ـ کشور بدبخت ما ـ سرازیر می‌کنند. پس از پایان یافتن ذخایر نفتی، عفونت همه جای جمهوری آذربایجان را فرا خواهد گرفت و ساکنان عادی سواحل دریای خزر به افرادی که بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی به اشخاصی کریه و بدقیافه تبدیل شده‌اند، تبدیل خواهند شد. نابودسازی فضای سبز و قطع وحشیانه تنه درختان پایتخت چند میلیونی جمهوری آذربایجان، در واقع بخشی از این جنگ اکولوژیکی است و معلوم نیست پس از گذشت ده سال، ساکنان آپارتمان‌های بتونی، چگونه نفس خواهند کشید. هیچکس در این باره فکری نمی‌کند.

آزمندان پول باید برای خاطره حیدرعلی‌اف ـ که آن‌ها را ثروتمند کرده است ـ احترام بگذارند. زیرا که تمامی درختان زیتون و پارک‌های جنگلی شهر باکو در زمانی که حیدر علی‌اف دبیرکل حزب کمونیست بود، غرس شده است. برای تحریف افکار عمومی هرازگاه یک بار «یاپ»‌چی‌ها، ماموران چاق و چله دولت، ژنرال‌های گمرکات ـ که نوار دور سر کلاه‌شان حدود یک کیلو وزن دارد ـ به درختکاری اشتغال می‌روزند. همه مردم خوب می‌دانند که، این نهال‌های نحیف پس از گذشت سه یا چهار روز به کلی خشک خواهند شد.

چند اصله درخت را در دامنه کوهی غرس می‌کنند و به جای آن‌ها، درختان تنومندی را که در سطح شهر کاشته شده است، از بیخ قطع می‌کنند.

هیچ کس فکری به حال بچه‌هایی که در ساختمان‌های بتونی زندگی می‌کنند، نمی‌کند که از چه هوایی تنفس کنند. با توجه به این مساله می‌توان پیش‌بینی کرد که در آینده نه چندان دوری هزاران تن از کودکان خانواده‌های فقیر و مستمند محکوم به مرگ خواهند شد.

من بارها گفته‌ام اربابان ماسون ـ صیهونیست هیچ فرقی میان فارس، ترک و افغان قائل نیستند و آن‌ها فقط با مسلمانان مقابله می‌کنند. اربابان ماسون ـ صیهونیست برای چپاول ثروت‌های طبیعی و به زانو در آوردن مسلمانان خاک و آب این کشورها را زهرآلوده کرده، می‌کوشند مسلمانان را به حیواناتی که فقط به فکر نیازهای جسمانی باشند، تبدیل کنند. بنابراین این آقایان به هیچوجه مایل نیستند که جمهوری آذربایجانی آزاد و قدرتمند وجود داشته باشد.

ملاحظه بفرمائید، آمریکا چه بلایی را به سر ترکیه ـ که مدام وفاداری خود را به این کشور نشان می‌دهد ـ آورده است. رئیس دولت ترکیه به محض این که جرات کرد و پا را از محدوده اختیاراتی که برایش تعیین کرده‌اند، فراتر بگذارد، ژنرال‌های ترکیه در امورش دخالت می‌کنند یا نیروهایی که ریزلفاف مصطفی کمال پاشا (آتاترک) استفاده می‌کنند، انبوه جماعت را به خیابان‌ها سرازیر می‌کنند.

آمریکائی‌ها با نوازش کردن سرمان، ما را هم در دام خوبی گرفتار کرده‌اند.

می‌گویند: چون برای عضویت در شورای اروپا، تعهداتی سپرده‌ای پس زحمت‌بکش، تعهدات خود را اجرا کن. ما هم از دل و جان این تعهدات را اجرا می‌کنیم.

در پایتخت کشوری که نیمی از خاکش اشغال شده، کلوپ‌های پسران همجنس‌باز و بارهای استریپ تیز دایر شده است. بیگانگان با مشاهده مفاسد اخلاقی در جمهوری آذربایجان ما را تسلی می‌دهند. حتی در خود آمستردام هم چنین بارهایی وجود ندارند. حساب شمار سازمان‌های میسونری که رسما در جمهوری آذربایجان به ثبت نرسیده‌اند ـ معلوم نیست. تازه تازه «هدایت اروجف» رئیس کمیته دولتی امور دینی جمهوری آذربایجان اعتراف می‌کند که، دیگر سگ و گربه‌ای باقی نمانده است که در جمهوری آذربایجان تاخت و تاز نکند. از دیرباز به اثبات رسیده است که، در کشورهای اسلامی مشرق زمین، سنن و آداب اخلاقی با سنن هنری و ادبی پیوند یافته است و این دو عامل لازم و ملزوم یکدیگرند و در نبود یکی از این دو عامل، عامل دیگر به یقین نابود می‌شود.

طرز آوازخوانی و خوانندگی مغایر با مکتب آوازه‌خوانی جمهوری آذربایجان، ریتم‌های بیگانه مراسم عروسی ما را مبتذل کرده است. مراسم عروسی ـ که زمانی به صورت مراسمی مقدس در جمهوری آذربایجان برگزار می‌شد، حال به سطح یک دانسینگ مبتذل نزول یافته است. نکته جالب توجه این است که انگار مردم از این که آداب و رسوم و ارزش‌های معنوی و غیرت و ناموسشان تحت تاثیر ریتم‌های اجانب رو به نابودی گذاشته است، احساس لذت می‌کنند. این همان چیزی است که صیهونیسم دشمن اسلام می‌خواهد. ما به وضوح دیده‌ایم که علوم پایه در جمهوری آذربایجان در طول مدت زمان کوتاهی تا چه حدی ترقی کرده، مدارج علمی گوناگونی در سطح کشور دایر و سطح تجارب اقتصادی جمهوری آذربایجان و کارشناسان مسائل اقتصادی به میزان شایان توجهی ارتقا یافته بود. اما به محض این که جمهوری آذربایجان جذب بازی و دموکراسی به سیاق اروپا شد، بزرگ‌ترین ضربه این بازی متوجه سیستم آموزشی کشور گردید.      

آیا این امکان وجود داشت که، صیهونیسم بین‌الملل به جمهوری آذربایجان که با ایران ـ دشمن امپریالیسم همسایه است نیز ـ اجازه دهد پای در راه ترقی و توسعه بگذارد و با اتکا به توان علمی‌اش به صورت نیروی مطرح و تاثیرگذار در منطقه در آید؟ اصلا و ابدا! زیرا در صورتی که در آینده جمهوری آذربایجان به عنوان دولتی مستقل، قدرتمند و شهرتمند از لحاظ مدارج علمی برادرانه با اتحاد و انسجام با ایران و دیگر ممالک اسلامی برای رهایی از سلطه امپریالیسم مبارزه کند، دیگر اسرائیل نخواهد توانست هیچ غلطی در خاورمیانه بکند. ثروت‌های طبیعی، توانمندی علمی، کادرهای مجرب و ارزش‌های معنوی بی‌بدیل و دیگر عوامل مشابه آن، این امکان را برای جمهوری آذربایجان فراهم می‌کرد تا بتواند در آینده نزدیک به یک کشور تاثیرگذار در منطقه تبدیل شود. جمهوری آذربایجان قدرتمند به درد ترکیه نیز نمی‌خورد.

چرا نباید اعتراف کنیم که، کارفرمایان درنده ترکیه با سوء استفاده از ذوق و شوق خیالی ما نسبت به «اخوت ترکی» ـ مانند لاشخوری که به روی جسدی جهش کرده باشد ـ ثروت‌های جمهوری آذربایجان را به یغما می‌برند؟ آیا کسی هست که بهای فلزات رنگین و آثار عتیقه‌ای را که ترک‌ها از جمهوری آذربایجان به خارج برده‌اند، مشخص کند؟ در طول مدت یک سالی که آقایان پنبه (منظور سیاست‌مداران پوشالی جبهه خلق جمهوری آذربایجان است) که اصل و نسب و ملیتشان هم معلوم نیست بر جمهوری آذربایجان حکومت می‌کردند به ازای دارئی‌هایی که از کشور خارج کرده بودند، پیشرفت کار ترکیه را برای 10 تا 15 سال جلو انداختند. مگر ما نمی‌دانستیم که روستائیان آناتولی قبل از این چپاول‌گری در چه وضعیتی به سر می‌بردند؟ هم از برکت سر ما پولدار شدند و کار و بارشان را سر و سامان بخشیدند، کم و کسری‌های اقتصادی‌شان را درست کردند. اما جز مزخرف‌گویی چیزی درباره مسئله قره‌باغ نگفتند. اعمال تجار ماجراجوی ترکیه و زباله ـ تفاله‌های موسیقی پاپ ترکیه با نقشه هالی که توله‌های ماسون صیهونیست برای ما طراحی کرده بودند، منطبق و هم نوا شده است. بد نیست که برخی از به اصطلاح میهن‌پرستان طراز اول قبل از این که از حرفهایم برنجند، قدری تامل و فکر کنند. نگاه کنید، خوب نگاه کنید، ببینید 10 تا 15 سال قبل ما چه کسانی کی بودیم؟ در سر تا سر این مملکت اخلاق و خوی ساکنان شهرهای بندری دریای مدیترانه واژه حکم فرما شده است. شاید بگوئید چنین نیست. روس‌های پدر سوخته جرات نمی‌کردند در محلات باکو با زیرپیراهنی حرکت کنند و چنین عملی را زشت می‌دانستند. اما ما به دونرفروش‌هایی که در استانبول مرد به شمار نمی‌روند، اجازه دادیم که شهر چون دسته گل ما را به یک فاحشه‌خانه مبدل کنند ملتی که در مقابل آن همه کشتار و گرسنگی در طول سال‌های جنگ دهشتناک جهانی دوم، توانسته بود عصمت و ناموسش را حفظ کند، به محض این که به استقلال رسید، همه چیز خود را، خاک، شرافت، آداب و سنن نیاکان، نسل جوان و حیثیت خود را به باد فنا داده است. دنیای ماسون ـ صهیونیست نیز از این که یک کشور مسلمان دیگر نیز از رده خارج شده است، احساس مسرت می‌کند.

روند خریداری رسانه‌های گروهی کشور در طول ده ـ پانزده سال اخیر به ثمر رسیده است. در جمهوری آذربایجان ـ کشوری که از حیث موقعیت جغرافیایی در مکانی بی‌اندازه خطرناک قرار دارد ـ سران دولت به میزان اهمیت رسانه‌های خبری پی نبرده‌اند، عمال سازمان‌های ماسونری ـ صهیونیستی با توجه به این که رجال مملکت سرشان به جمع‌آوری و انباشتن پول گرم است، سردبیران و صاحبان جراید و کانال‌های تلویزیونی را یکی پس از دیگری خریداری کردند. برای تشخیص و پی بردن به این واقعیت که کدام روزنامه کمر خدمت به چه کسانی بسته است؟ کافی است با دقت 5 تا 6 سایت اینترنتی مربوط را ملاحظه کنیم.

من کانال تلویزیونی دومی را که با برنامه‌های رذل و چندش‌آورش معنویات ملت را به قدر شبکه تلویزیونی آتی وی خدشه‌دار کند، سراغ ندارم. آن چیز که عیان است، چه حاجت به بیان است. تشخیص ماهیت کسانی که در پشت‌پرده عروسک‌های خیمه‌شب بازی این کانال را بازی دهند کار چندان دشواری نیست. منافع و مصالح حزبی، عشق به کرسی صدارت حرص پول، کین و کدورت در مقابل طرف مقابل که رقیب محسوب می‌شود و بی‌سوادی چشم بسیاری اشخاص را کور و گوششان را کر کرده است.

مایلم این مقاله را با استناد با کلام فراخوان «یولیوس فوچیک» مبارز معروف چک با فاشیست‌ها به پایان برسانم:» ای انسان‌ها، هوشیار باشید.

باری، صد بار هوشیار باید بود، زیرا که خطرات سازمان‌های ماسونری ـ صهیونیستی به مراتب سهمگین‌تر و مرگبارتر از قدرت تمامی نیروی نظامی آلمان فاشیستی است. مبانی فرهنگ، آداب، سنن و مقدسات دین ما (اسلام) که در طول اعصار و قرون گذشته، ملت‌مان را از هزاران فلاکت، کفر و الحاد و سرافکندگی معنوی مصون داشته و در مقابله با این عوامل سربلند و پیروز شده بود، اکنون به خطر افتاده است.