نادر مازوجی
«پرویز مشرف با دستور حمله به مسجد لعل، بازی با آتش را آغاز کرده است.»
این جمله تیتر اول بسیاری از مطبوعات انگلیس از جمله گاردین، تایمز، دیلیتلگراف، ایندپیندنت و... درپی حمله دو روز قبل ارتش پاکستان به مسجد لعل یا سرخ این کشور در اسلامآباد بود. به دنبال این حمله که به دستور شخصی مشرف بهعنوان فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان صورت گرفت، دهها تن از تحصنکنندگان در آنکه تندروهای مذهبی بودند کشته شدند و دهها تن دیگر نیز خود را تسلیم کردند. از دو رهبر این اجتماعات به نامهای مولانا عبدالعزیز غازی و مولانا عبدالرشید غازی که دو برادر بودند نیز یکی دستگیر و کشته شد.
تحولات داخلی پاکستان طی 10 روز گذشته در صدر اخبار و گزارشهای بینالمللی قرار داشت. رسانههای جهانی در گزارشهای مربوطه به صراحت تاکید کردند که مشرف رئیسجمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان با صدور دستور حمله به مسجد لعل وارد بازی جدید و خطرناکی شده که همان بازی با آتش است؛ بهویژه آنکه دولت جرج بوش اقدام دولت مشرف در حمله به مسجد مذکور را ستود. تندروهای پاکستانی از زمانی که جهاد برضد روسها در افغانستان را آغاز کردند به میزان زیادی در جنگها و نبردها بهخصوص جنگهای چریکی کارآزموده شدهاند تا جایی که از تجارب جنگی خود در کشمیر و پنجاب هند و حتی بنگلادش نیز استفاده کردند.
به همین دلیل این افراد به لحاظ تجارب جنگهای نامنظم در موضعی به مراتب بالاتر از ارتش و نیروهای پاکستان قرار دارند. اگرچه نیروهای دولتی با حمله به مسجد لعل ـ که یکی از مدارس مهم تندروها به شمار میرود ـ موفق شدند بر افراد متحصن در این مسجد چیره شوند اما پایان بحران مسجد لعل به معنای پایان بحران تندروهای پاکستان برای پیاده کردن شریعت اسلام و برچیدن نظام لائیک نیست. چهبسا حمله به مسجد لعل موجب خشم بیشتر تندروها شده و در آیندهیی نهچندان دور بازی جدیدی را شروع کنند که آتش آن نهتنها دولت بلکه کل جامعه پاکستان و حتی همسایگان را نیز دربرگیرد.
دستور مشرف برای حمله به مسجد لعل را میتوان با دستور ایندیرا گاندی نخستوزیر پیشین هند برای اقدامی مشابه مقایسه کرد که موجب نابودی وی شد. گاندی در سال 1984 دستور حمله به یک معبد در منطقه آمریتسار را که تندروها به آنجا رفتوآمد داشتند صادر کرد اما این مساله موجب شد که وی در نهایت بهدست همان تندروها ترور شود. مشرف نیز که در طول 8 سال زمامداری خود بر پاکستان، چهار بار هدف سوءقصد قرار گرفته به دلیل اقدام اخیرش در حمله به مسجد لعل باید خود را برای ترور از سوی تندروها و گرفتاری به سرنوشت گاندی آماده کند.
مشرف تنها به دلیل همپیمانی با آمریکا در آنچه که جنگ علیه تروریسم نامیده میشود چهار بار هدف ترور نافرجام تندروها قرار گرفته که آخرین مورد آن حدود 10 روز قبل و در جریان تیراندازی به بالگرد حامل وی بود. اما اکنون و به دلیل حمله به مسجد لعل و کشتن دهها تندرو از جمله یکی از رهبران آنها، رئیسجمهوری نظامی پاکستان که خود دورههای سخت جنگ در کوهستان و دیگر آموزشهای نظامی را گذرانده است باید منتظر روزهای سخت زندگیاش و ترورهای بیشتر از سوی تندروها باشد.
تحلیلگران بر این باورند که پاکستان نیازمند رهبری مدنی با دولتی دموکرات است نه یک ژنرال که تنها با روشهای خشن و نظامی درصدد حل بحرانهای این کشور و سرکوب تندروها باشد. مشرف که تنها رئیسجمهوری پاکستان است که با بحرانها و ترورهای زیادی مواجه بوده، از یکسو در تلاش است چهره خود در داخل پاکستان را که حتی در میان بسیاری از مردم عادی نیز مخدوش شده، ترمیم کند و از سوی دیگر به غرب بهویژه آمریکا نشان دهد که برضد افراطگرایی، محکم و استوار ایستاده است.
برخی کارشناسان نیز اعلام کردهاند که حکومتداری در پاکستان روشهای خاص خود را میطلبد و روشی که مشرف در پیش گرفته، این کشور را در مسیر خطرناکی قرار داده است. به گونهیی که پاکستان شاهد بدترین بحران، طی روزهای اخیر از زمان جدایی بنگلادش از آن در سال 1971 بوده است. بحرانهایی همچون مسجد لعل و استفاده از زور و نه سیاست برای حل آن، پاکستان را که یکی از قدرتهای بزرگ هستهیی و عضو باشگاه هستهیی بینالمللی است در موضع ضعف قرار خواهد داد. بهویژه در برابر هند که از دیرباز به عنوان رقیب قدرتمند و هستهیی این کشور مطرح بوده و بحران کشمیر میان آن دو هنوز لاینحل باقی مانده است. چالشی که مشرف را در برابر تندروها قرار داده روبه افزایش است زیرا تاکنون انتقادات و فشارها به او تنها به دلیل همپیمانی با آمریکا و کمکهای مالی واشنگتن به دولت مشرف بود، اما در حال حاضر اقدام اخیر رئیسجمهوری پاکستان نیز مزید بر علت شده تا وی با دشواریهای بیشتری روبهرو شود، ضمن اینکه به نظر میرسد مشرف خواهان وضع یک نظام اریستو کرات در پاکستان است که فراتر از قانون عمل کند و در عین حال مشارکت هر گروه دیگری حتی لائیکها در قدرت را رد کند.
حوادث مسجد لعل همچنین به تعدادی کسانی که معتقد بودند مشرف، عروسکی در دست غرب است و طبق خواستههای غربیها عمل میکند افزوده است. وی با دستور حمله به این مسجد قصد داشت نشان دهد که در جنگ با تروریسم، قاطع و راسخ است اما واقعیت آن است که این اقدام او در خدمت تروریستها است و باید او را دوست و همپیمان تروریستها نامید، نه همپیمان آمریکا در جنگ با تروریسم.
در همین حال بسیاری این سوال بیپاسخ را مطرح میکنند که دلیل تعلل ارتش در حمله به مسجد لعل چه بود و افراد متحصن در داخل مسجد چگونه توانستند طی روزهای گذشته که کاملاً تحت محاصره نیروهای ارتش بودند، سلاح و مواد انفجاری را وارد مسجد کنند؟ البته برخی نیز بر این باورند که مشرف از قبل برای چنین حادثهیی برنامهریزی کرده بود تا اذهان داخلی پاکستان را از بحرانی که برای وی به دلیل برکناری یک قاضی برجسته به وجود آمده بود منحرف کند، اما آیا رئیسجمهوری پاکستان متوجه خطرناک بودن این برنامه نشده بود و نمیدانست حمله به مسجدی که تندروها در آن تحصن کردهاند میتواند چه پیامدهای خطرناکی برای وی در آینده داشته باشد؟
البته پارهیی از تحلیلگران نیز به موضوع از دید دیگری نگریستهاند. بهزعم آنان شاخهیی از سازمان اطلاعات ارتش پاکستان که بانی و حامی طالبان بوده قصد داشته با شکل دادن چنین غائلهیی مشرف را از نزدیک شدن بیشتر به غرب و اجرای سیاستهای موافق با آمریکا که در جهت مبارزه و سرکوب به اصطلاح تروریستها است برحذر دارند.
بنابراین تحلیلها که مبانی آن برخورداری حامیان طالبان که برخی نظامیان ارشد پاکستانی هستند از قدرتی است که میتواند رئیسجمهوری را گوشمالی دهد، روزهای همچنان سختی در انتظار ژنرال است و بحران پاکستان را نباید خاتمه یافته تلقی کرد.