سیدرضا میرمحمدی
سیستم سیاسی تکحزبی و رسمیت تنها یک حزب تعریف شده (حزب کمونیست) در ساختار قدرت شوروی، اجازه شکلگیری و فعالیت به احزاب متعدد را نمیداد و همه موظف و مجبور بودند به عضویت حزب کمونیست در آمده و در چارچوب آن به فعالیت حزبی آن هم به صورت فرمالیته و به دور از رعایت درست قواعد تحزب بپردازند.
با فروپاشی شوروی، دوران حیات و فعالیت سیستم تک حزبی نیز در قلمرو این امپراتوری ورشکسته و جمهوریهای زیر مجموعه آن پایان یافت و تحت تاثیر فضای باز سیاسی به وجود آمده، در اکثر جمهوریهای جدا شده از مسکو، تشکلها و احزاب سیاسی نو پا وارد میدان فعالیت حزبی شدند. آذربایجان از جمله جمهوریهای استقلال یافته بود که در همان اوایل بروز و ظهور علائم اضمحلال در ارکان حکومت شوراها و به دنبال اجرای برنامه اصلاحات سیاسی گورباچف (گلاسنوست) تمایل به فعالیتهای سازمان یافته حزبی در میان برخی از نخبگان سیاسی خودنمایی کرد و حتی قبل از آنکه ابرقدرت شرق رسما دچار فروپاشی شود، فعالیتهای حزبی در باکو شکل گرفت.
شکلگیری «جبهه خلق» به عنوان نخستین حزب سیاسی
با شروع تحرکات جداییطالبانه ارامنه در قرهباغ (سال 1988م) و اوجگیری روحیات و تمایلات ملیگرایانه در باکو که میتوان عنوان نیروی گریز از مرکزیت سیاسی مسکو را بر آن نهاد، زمینههای شکلگیری «جبهه خلق» به عنوان نخستین حزب سیاسی در جمهوری آذربایجان به وجود آمد و چهرههای ضدروس و ملیگرای آذری تحت این عنوان، سکان هدایت و رهبری حرکتهای مردمی را بر عهده گرفتند. این تشکل سیاسی با رهبری ابوالفضل علییف (ایلچی بیگ) در سال 1989 یعنی 2 سال قبل از فروپاشی رسمی اتحاد جماهیر شوروی پا به عرصه فعالیت گذاشت و موفق شد در سایه شعارهای تند ملیگرایانه، تودههای مختلف مردمی را گرد خود جمع نماید.
با کسب استقلال جمهوری آذربایجان در سال 1991م، فعالیتهای این حزب گستردهتر شد و رهبر آن ایلچی بیگ با سوار شدن بر موج احساسات مردمی و جریانات پرشتاب داخلی، موفق گردید یک سال پس از استقلال (1992م)، حکومت را به دست گیرد. از آنجا که وی فردی غیرسیاسی و فاقد توان و شعور مدیریتی در این عرصه مهم بود نتوانست بیش از یک سال بر مسند ریاست جمهوری کشورش بنشیند و شکستهای آذربایجان در جبهههای جنگ با ارمنستان و در کنار آن اختلافات داخلی مزید بر علت شد تا وی مجبور به کنارهگیری از قدرت شود.
ایلچی بیگ اگر چه عنوان رهبر «جبهه خلق» بیش از یک سال ریاست جمهوری نکرد ولی پایه و اساس بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی آذربایجان در اثر بیکفایتی سیاسی او گذاشته شد، به طوری که این کشور به ویژه در سیاست خارجی هنوز هم هزینههای اشتباهات و ضعف مدیریت سیاسی او را میپردازد. وی داعیهدار تشکیل آذربایجان واحد و الحاق بخشهای آذرینشین کشورمان ایران به جمهوری آذربایجان بود و در مقام یک رئیسجمهور، آشکارا این ایده غلط و توهمآمیز را مطرح و تعقیب میکرد. به طوری که با گذشت 14 سال از ریاست جمهوری وی هنوز هم سایه سنگین رویکرد کجاندیشانه و دخالتجویانه او در قبال ایران بر روابط دو کشور سنگینی میکند.
از سوی دیگر، بسیاری از شکستهای آذربایجان در جنگ با ارمنستان و از دست رفتن اراضی آن کشور، در زمان یک سال حکومت ایلچی بیگ اتفاق افتاد تا جایی که پس از سالها، مردم این جمهوری همچنان تاوان بیتدبیریهای وی در رهبری کشور را میپردازند و هنوز نتوانستهاند اراضی به اشغال درآمده خود را آزاد سازند.
پس از برکناری ایلچی بیگ از قدرت که با صحنه گردانی حیدر علییف صورت گرفت، جبهه خلق به عنوان یک حزب مخالف دولت حاکم، به حیات خود در جمهوری آذربایجان ادامه داد تا اینکه بعد از مرگ وی دچار انشعاب و تجزیه گردید و به دو شاخه سنتیها و اصلاحطلبان تقسیم شد. رهبری شاخه اصلاحطلبان را علی کریملی بر عهده گرفت و جناح سنتی نیز به رهبری میرمحمود میرعلییف به حیات خود ادامه داد.
در حال حاضر نیز این حزب با دو شاخهاش در صف مخالفان حزب حاکم و دولت کنونی قرار دارد و در نقش یک حزب تقریبا درجه سه به حیات سیاسی خود ادامه میدهد.
پس از شکلگیری و شروع به کار «جبهه خلق» در جمهوری آذربایجان به عنوان نخستین حزب سیاسی در کشور به صورتی که اشاره شد، طی 16 سال گذشته احزاب و تشکلهای سیاسی زیادی در این جمهوری تاسیس شده و اعلام موجودیت کردهاند که عدد آنها به دهها حزب و گروه سیاسی بالغ میشود. بسیاری از احزابی که در قالب حزب سیاسی تاسیس شده و به ثبت رسیدهاند، عملا در صحنه سیاسی کشور حضور جدی و چشمگیری ندارند و یا در ردیف احزاب مطرح و اسم و رسمدار نیستند.
بر اساس یک تقسیمبندی رایج، احزاب موجود در جمهوری آذربایجان را میتوان به دو دسته تقسیم کرد که عبارتند از:1- حزب حکام و احزاب و گروههای طرفدار آن 2- احزاب مخالف دولت
حزب حاکم و احزاب طرفدار آن
حزب حاکم فعلی «آذربایجان نوین» است که در سال 1992م توسط حیدر علییف و در زمانی که وی رئیس مجلس جمهوری خودمختار نخجوان بود تاسیس شد. این حزب پس از کنارهگیری اجباری ابوالفضل ایلچی بیگ رهبر جبهه خلق و رئیسجمهور وقت از قدرت در سال 1993م، روی کار آمد و از آن زمان تاکنون به صورت پیوسته حاکمیت را در اختیار داشته است.
از سال 1993 تا 2003م حیدر علییف رهبر این حزب دو دوره پنج ساله ریاست جمهوری و قدرت را در اختیار داشت و از سال 2003م نیز با درگذشت وی پسرش که رهبری حزب را عهدهدار شد بر مسند ریاست جمهوری تکیه زد و تا حال حاضر نیز کرسی قدرت را در تملک خود دارد.
هماکنون این حزب علاوه بر دولت (قوه مجریه)، اکثریت کرسیهای مجلس و دستگاه قضائی کشور را هم در اختیار دارد به طوری که میتوان گفت تمامی ارکان و پایههای قدرت و حکومت در دست این حزب متمرکز شده است. این وضعیت، غیر از دو سال اول روی کار آمدن حزب (از سال 1993 تا 1995م) که مجلس در دست ترکیب قبلی نمایندگان بود، در تمام مدت یاد شده که حزب آذربایجان نوین در راس امور کشور قرار گرفته، حاکم بوده است.
گرایشات و جهتگیریهای این حزب در رهبری و اداره امور کشور، در درجه اول تمایل به غرب (اعم از آمریکا و اروپا) و تقویت هر چه بیشتر روابط با آن جبهه است. در منطقه و میان همسایگان نیز اولویت اول آن تحکیم مناسبات و برقراری روابط استراتژیک با ترکیه در قالب همگراییهای سیاسی اقتصادی و فرهنگی است. روسیه و ایران در مراحل بعدی اهمیت از نظر رهبری این حزب در سیاست خارجی کشورشان قرار دارند.
در کنار حزب حاکم، برخی گروهها و احزاب سیاسی کوچک هم وجود دارند که وظیفه حمایت و طرفداری از حزب صاحب قدرت را بر عهده گرفته و عملا بر اساس تصمیم و اراده رهبری حزب آذربایجان نوین حرکت میکنند. حزب آذربایجان مستقل به ریاست نظامی سلیمانوف از جمله این احزاب است. این تشکلهای سیاسی نقش طفیلی را بازی میکنند و فلسفه وجودی آنها از منظر سیاستگذاریها و نوع مدیریت داخلی کشور توسط حزب حاکم، قابل تحلیل و ارزیابی است.
بیشتر احزابی که امروزه در عرصه سیاست داخلی جمهوری آذربایجان فعال و دارای اسم و عنوان شناخته شده هستند در ردیف احزاب مخالف دولت قرار دارند. در میان این احزاب، تعدادی از تحرک سیاسی بیشتر و فعالیت حزبی چشمگیرتری در مقایسه با سایر احزاب ثبت شده ولی غیرفعال، برخوردارند که ذیلا به معرفی و توضیحاتی مختصر درباره آنها پرداخته میشود.
بلوک (ائتلاف) آزادی
این ائتلاف حزب که در شکل فعال و منسجم خود بعد از تصاحب قدرت و به دستگیری ریاست جمهوری توسط الهام علییف در عرصه حضور یافته، عمدتا از چهار حزب مخالف دولت که در میدان فعالیتهای حزبی برای مردم و فعالان سیاسی شناخته شدهتر هستند تشکیل یافته است. این احزاب عبارتند از: حزب مساوات (یئنی مساوات با مساوات نو) به رهبری عیسی قنبر، حزب جبهه خلق (شاخه اصلاحطلبان) به رهبری علی کریملی، جبهه اتحاد ملی به رهبری خانم لاله شوکت و حزب دموکرات به رهبری رسول قلییف و دبیر کلی سردار جلال اوغلو.
البته در حال حاضر حزب دموکرات از این ائتلاف خارج شده و با آن اختلاف پیدا کرده است.
حزب مساوات- عیسی قنبر رهبر این حزب و سایر گردانندگان اصلی آن قبلا در جبهه خلق به رهبری ابوالفضل ایلچی بیگ عضویت داشتند که در سالهای 1992 و 93م اقدام به تاسیس این حزب کرده و از جبهه خلق جدا شدند.
در دوران ریاست جمهوری ایلچی بیگ، عیسی قنبر ریاست مجلس این کشور را بر عهده داشت که با روی کار آمدن حیدر علییف در سال 1993 و تغییر و تحولاتی که در هیات رئیسه پارلمان صورت گرفت پست خود را از دست داد و رسول قلییف بر جای او نشست.
حزب مساوات از احزاب ملیگرا و مخالف دولت محسوب میشود که تمایلات شدید غربگرایانه دارد و در راستای تعقیب اهداف و مقاصد پانترکیستی با ترکیه نیز دارای مناسبات خوبی است. روزنامه یئنی مساوات در حکم ارگان این حزب عمل میکند و به عنوان ابزار رسانهای و تبلیغاتی آن در سطح کشور، اهداف و برنامههای حزب را تعقیب و منعکس میسازد.
لازم به اضافه است که دیدگاههای این حزب درباره جمهوری اسلامی ایران کاملا منفی است و معمولا به صورت آشکار با کشورمان دشمنی و مخالفت میکند.
جبهه خلق (شاخه اصلاحطلبان)- عضو دیگر ائتلاف آزادی، شاخه اصلاحطلبان جبهه خلق به رهبری علی کریملی است که پس از درگذشت ابوالفضل ایلچی بیگ، بنیانگذار و رهبر این جبهه تاسیس شد که خاستگاه شدید ملیگرایی و پانترکیستی دارد و از مدافعان تز خیالی و ایده ساختگی آذربایجان واحد است.
جبهه اتخاد ملی- این تشکل حزبی توسط خانم لاله شوکت رهبری میشود و سومین عضو ائتلاف (بلوک) آزادی به حساب میآید. این شخص در اوایل ریاست جمهوری حیدر علییف مدتی رئیس دفتر وی و دبیر هیات دولت بود و در مقطعی نیز حزبی بنام «حزب لیبرال آذربایجان» را رهبری میکرد. حزب وی به تنهایی در حیطه فعالیتهای حزبی جمهوری آذربایجان محلی از اعراب ندارد و چندان تاثیرگذار نیست.
تشکلهای حزبی کوچکتری هم هستند که با این ائتلاف همکاری دارند ولی دارای نقش و اسم و عنوان قابل توجهی نیستند.
حزب دموکرات آذربایجان
این حزب توسط رسول قلییف که در آمریکا اقامت دارد و از چهرههای مخالف حزب حاکم و دولت علییفها بشمار میرود تاسیس شده و اداره میشود. وی در سالهای اول ریاست جمهوری حیدر علییف مدتی بر مسند ریاست پارلمان کشور تکیه زد ولی در نتیجه بروز اختلاف ما بین وی و رئیسجمهور، راهی آمریکا شد و تاکنون در همانجا زندگی میکند.
اخیرا در کادر رهبری حزب دموکرات آذربایجان اختلافاتی بروز کرده و همانند جبهه خلق عملا به دو شاخه تقسیم شده است. سردار جلال اوغلو که نفر دوم و معاون رهبر حزب بود با رسول قلییف دچار اختلافات شدید شد و این دو با متهم کردن یکدیگر باعث انشعاب در حزب شدند. رسول قلییف بنیانگذار و رهبر حزب در خارج از کشورش بسر میبرد و به علت تحت تعقیب بودن نمیتواند وارد آذربایجان شود، نفر دوم حزب را متهم به همدستی با دولت و حزب حاکم میکند و سردار جلال اوغلو نیز اتهام سوء استفاده از موقعیتش در رهبری حزب را به رسول قلییف وارد میکند.
این حزب نیز مثل اکثریت احزاب مخالف موجود، غربگراست و غربی شدن را نسخه نجاتبخش برای کشور و ملتش میداند. ارگان رسانهای این حزب روزنامه حریت است که خوانندگان زیادی هم در جمهوری آذربایجان دارد. عدهای از مردم آذربایجان بر این باورند که اگر رسول قلییف رهبر این حزب طی چند سال گذشته اجازه حضور و فعالیت در داخل کشورش را مییافت میتوانست از رقیبان جدی الهام علییف و دارای شانس برای رسیدن به قدرت باشد.
جبهه خلق (شاخه سنتیها)
پس از انشعاب شاخه اصلاحطلبان جبهه خلق به رهبری علی کریملی، چهرهها و بدنه سنتگرای حزب که ابراز وفاداری بیشتری به بنیانگذار جبهه خلق داشتند، شاخه کلاسیک یا سنتگرای حزب را به رهبری میرمحمود میر علییف شکل دادند.
این شاخه از جبهه خلق نیز در کنار داشتن دیدگاههای غرب گرایانه، مبلغ افراطی پانترکیسم و داعیهدار ایجاد آذربایجان واحد یا بزرگ است که معمولا در قبال جمهوری اسلامی ایران هم دیدگاههای خوب و مثبتی ندارد.
حزب استقلال ملی
این حزب در سالهای اول استقلال جمهوری آذربایجان تاسیس شده و از سال 1992 م به صورت رسمی آغاز به فعالیت کرد. رهبر این حزب اعتبار محمداف است که سابقه عضویت در پارلمان و نمایندگی مجلس را هم در سالهای گذشته در کارنامه سیاسی خود دارد.
حزب استقلال ملی اگرچه در حال حاضر در صف احزاب مخالف دولت حاکم قرار دارد ولی از قدرت و نقش قابل توجهی در عرصه فعالیتهای سیاسی این کشور برخوردار نیست. این حزب و رهبر آن اعتبار محمداف در یک سال گذشته فعالیتهای داخلی خود را کمرنگ کرده و به طرح و پیگیری مسائل آذربایجان ایران اهتمام به خرج میدهد.
به نظر میرسد این رویکرد، ماموریت تازهای است که برخی از مراکز و ارگانهای سیاسی و امنیتی آمریکا بر دوش این حزب گذاشته و با اختصاص کمک مالی به آن درصددند از طریق این حزب سیاسی فعال در باکو که سرسپردگی خوبی به غرب و آمریکا دارد، پروژه ضربه زدن به وحدت و انسجام ملی در کشورمان را پیش ببرند.
حزب اسلامی جمهوری آذربایجان
تنها حزبی که با گرایشات اسلامی در جمهوری آذربایجان فعالیت دارد حزب اسلامی این کشور است که در سالهای 1991 و 92 م به رهبری علی اکرام علییف تاسیس شد و با شعارها و موضعگیریهای اسلامی به فعالیت پرداخت.
اعضای کادر رهبری این حزب نیز ابتدا در جبهه خلق عضویت داشتند ولی از زمانی که شعارها و تمایلات ضداسلامی و ایرانی رهبران جبهه خلق آشکارتر شد این عده از آن جدا و به تاسیس حزب اسلامی اقدام کردند. حزب اسلامی تمایل به غرب و یا شرق را مردود دانسته و خواهان اداره کشور با قوانین و مقررات اسلامی است و این امر را با توجه به مسلمان و شیعه بودن اکثریت مردم آذربایجان ضروری و خواست ملت میداند.
دولت حاکم وقت در سال 1996 م علی اکرام و تعدادی دیگر از کادر رهبری این حزب را به اتهام اقدام علیه دولت و وابستگی به خارج از کشور بازداشت و فعالیت آن را غیرقانونی اعلام کرد. بعدها این حزب تا حدودی خود را بازسازی کرد و به علت کسالت و کهولت سن علی اکرام علییف، فرد دیگری را بنام حاجی آقا نورییف به رهبری خود برگزید. به رغم این در حال حاضر نیز علی اکرام به یف رهبر معنوی و ریش سفید حزب به حساب میآید.
رهبران و اعضای این حزب دیدگاههای مثبت و طرفدارانهای نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارند و در مسائل و تحولات بینالمللی از ایران حمایت میکنند.
لازم به اضافه است با توجه به لائیک و سکولار ربودن نظام سیاسی حاکم بر جمهوری آذربایجان (بر اساس قانون اساس این کشور) مقامات و ارگانهای ذیربط اجازه ورود رهبران و اعضای این حزب به ساختارهای حکومتی نظیر مجلس و دولت را نمیدهند و از این جهت با محدودیتها و موانع زیادی برخوردارند.
حزب سوسیال دموکرات
حزب سوسیال دموکرات جمهوری آذربایجان از سالهای اول استقلال این کشور فعالیت دارد و از احزاب منتقد دولت به حساب میآید. رهبر این حزب آراز علیزاده است که پسر پروفسور مبارز علیزاده ایرانشناس معروف و برجسته آذربایجان میباشد.
این حزب به رغم اینکه منتقد دولت است ولی مثل سایر احزاب مخالف نظیر مساوات، جبهه خلق، دموکرات و ... مخالفت شدید و عملی با دولت ندارد و به برگزاری تظاهرات اعتراضآمیز و میتینگهای خیابانی اقدام نمیکند. در قبال جمهوری اسلامی ایران نیز باز برخلاف همان احزاب مخالف موضع خصمانه و کینهتوزانهای به خود نمیگیرد.
به رغم اینها، حزب سوسیال دموکرات آذربایجان در مجموع حزب قدرتمند و تاثیرگذاری نیست و در تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور نقش قابل توجهی ایفا نمیکند.
سایر احزاب
احزاب سیاسی متعدد دیگری نیز در جمهوری آذربایجان به ثبت رسیده و موجود هستند که در مراتب بعدی اهمیت و توانایی قرار دارند و عملا فعالیت چشمگیری از خود نشان نمیدهند. عناوین و اسامی رهبران برخی از آنها به شرح زیر است:
- حزب همبستگی ملی (منتقد دولت) به رهبری صابر رستم خانلی (وی نماینده پارلمان و از شاعران مطرح این کشور است)
- حزب عدالت (مخالف دولت) به رهبری الیاس اسماعیلاف
- حزب اقتدار ملی (مخالف دولت) به رهبری نعمت پناهاف
- حزب امید (مخالف دولت) به رهبری اقبال آقازاده
- حزب آنا وطن به رهبری فضائل آقامانلی
-حزب وحدت به رهبری طاهر کریملی
- حزب اصلاحات دموکراتیک به رهبری عاضم ملازاده
- حزب آذربایجان مستقل (طرفدار دولت) به رهبری نظامی سلیمانوف
-حزب کمونیست آذربایجان (با چند شاخه و انشعاب)
جمعبندی
1- اکثر احزاب مخالف دولت آذربایجان حتی آنها که در درجه اول اهمیت و فعالیت قرار دارند نظیر مساوات، جبهه خلق، دموکرات و ... از وزن و اعتبار کافی برای ایجاد تحول در لایههای سیاسی و اجتماعی جامعه برخوردار نیستند و نمیتوانند منشاء اثر و دگرگونی در حکومت باشند.
به ویژه اینکه تقریبا رهبران همه این احزاب مطرح در سالهای گذشته در راس امور دولت و مجلس قرار داشتند و نتوانستند خواستهها و نیازهای اساسی شهروندان آذربایجانی را بر آورده سازند به طوری که مردم در حال حاضر سلیقه خوبی از دوران اقتدار و حکومتداری آنها در حافظه خود ندارند.
2- اکثر احزاب مخالف برای رسیدن به حکومت دل به حمایتها و پشتیبانیهای خارجی به ویژه آمریکا و اروپا بستهاند و به جای اتکا به مردم خود امیدوارند روزی با کمک بیگانگان بر مصدر حکومت برگردند.
طبیعی است که این رویکرد و نحوه عمل در میدان سیاست با استقبال و حمایت مردمی مواجه نمیشود و نمیتواند این احزاب را رشد و ارتقاء دهد.
3- در مقابل، احزاب مخالف دولت، حزب حاکم را متهم به نقض اصول دموکراسی کرده و بر این عقیدهاند که رهبران فعلی کشور را حکومت استفاده ابزاری میکنند و به اشکال مختلف مخالفان را سرکوب مینمایند.
آنان همچنین حزب حاکم را به تخلف در انتخابات گذشته متهم کرده و معتقدند که انتخابات مجلس و دولت در دوره ریاست جمهوری حیدر علییف و فرزندش الهام، سالم و آزادانه نبوده است.
4- اگر چه جمهوری آذربایجان در مقایسه با برخی دیگر از جمهوریهای جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی از فضای نسبتا آزادتری برای فعالیتهای حزبی و رسانهای برخوردار است ولی اکثر احزاب و گروههای حزبی و سیاسی، قواعد و چارچوبهای فعالیت در این عرصه را نمیدانند و یا رعایت نمیکنند. به نظر میرسد تا زمانی رسیدن به قانونمندی در این عرصه، سالها فاصله هست.