تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۳۰۴۲۸

عبدالباری عطوان

بی‌شک اگر هدف یافتن راه حل برای مشکلات کشورهای عربی بود کنفرانسی به نام شر‌م‌الشیخ برپا نمی‌شد.

 کنفرانس شر‌م‌الشیخ با هدف حمایت محمود عباس نه در رویارویی با اشغالگران اسراییل (این امر مربوط به گذشته است) که در نزاع با جنبش حماس و پایان دادن به انقلابش علیه مشروعیت در غزه است.

به صورتی آشکار می‌توان گفت که این کنفرانس به شکل علنی و در عین حال کاملاً       بی‌سابقه برای تشکیل جبهه مشترک عربی- اسراییلی جهت رویارویی با امارت حماس (برخی از کشورهای عربی واقعاً دوست دارند که چنین عبارتی را به کار ببرند) شکل گرفت و این رویارویی مقدمه‌ای برای جبهه‌ای گسترده‌تر علیه سوریه و ایران در آینده‌ای نزدیک است. بهانه رویارویی با انقلاب حماس موجب گردید که برای حمایت از محمود عباس راهبرد جدیدی وضع شود و هدف از آن تامین مالی و تسلیحاتی محمود عباس و دارودسته‌اش در کرانه باختری است، هدف دیگر تبدیل کردن کرانه باختری به منطقه خضرای دیگری است منطقه خضرایی که در آن همه گونه رفاه اقتصادی و معیشتی وجود داشته باشد و در مقابل غزه به انبار و یا فلوجه دیگری تبدیل شود: محاصره- گرسنگی بیش از حد و انزوای سیاسی روز افزون.

مشکلی که فلسطینی‌ها در حال حاضر با آن مواجه هستند به نظر می‌رسد که مساله شهرک‌های یهودی‌نشین، دیوار نژادپرستانه که زمین‌های فلسطینی را در خود فرو می‌برد و پانصد مانعی که کرانه باختری را به تکه‌های دور از هم تبدیل کرده و اشغالگری و کشتارهای همه روزه نباشد بلکه مشکل فقط در انقلاب حماس است و به همین دلیل است وقتی به انقلاب حماس پایان داده شود و اوضاع به حالت قبلی خود بازگردد فلسطینی‌ها در بهشت زندگی خواهند کرد.

آمریکایی‌ها از طریق هم‌پیمانان عرب به فلسطینی‌ها همان چیزی را می‌گویند که پیش‌تر به عراقی‌ها گفته بودند. به عبارت دیگر، مشکل حماس همانند مشکل صدام حسین و رژیمش است و ترس ما از آن جاست که پایان کار فلسطینی‌ها همانند پایان کار عراقی‌ها باشد و چه بسا که بدتر از آنان شود. عراقی‌ها امنیت و ثبات و کشوری متحد را از دست دادند و کشورشان به یک گورستان دسته جمعی بدل شد و ساکنانش روزانه در مقیاس هزاران هزار نفر از کشور می‌گریزند. اما فلسطینی‌ها تنها چیزی که از دست خواهند داد وحدت روانی و سرزمینی و مقاومتی که آن‌ها را متحد کرده خواهد بود.

جنبش حماس علیه مشروعیت دست به قیام زد البته همه ما می‌دانیم که مشروعیت با وجود اشغالگر، دروغ و توهمی بیش نیست. از دید برخی حماس اشتباه بزرگی مرتکب شده و دست به کارهایی زده که یک جنبش اسلامی هیچگاه نباید مرتکب آن شود. ولی اجازه دهید موضوع را برعکس کنیم و از شرکت‌کنندگان در کنفرانس شر‌م‌الشیخ و کسانی که به نام گروه امنیت پیشگیرانه غزه پشت سر آن‌ها قرار می‌گیرند همین پرسش را مطرح سازیم. پاسخ واقعاً چه خواهد بود؟ همه می‌دانیم که امنیت پیشگیرانه غزه بود که ضربه‌ای وارد آورد که از پیش تعیین شده بود و همان‌ها بودند که دولت منتخب حماس را سرنگون ساختند، آیا آن‌ها می‌پذیرند که اقدام آن‌ها ضربه‌ای محکم به مشروعیت بوده است؟

کنفرانس شر‌م‌الشیخ کنفرانس کسانی است که از پیروزی حماس در غزه ترسیده‌اند، کنفرانس شر‌م‌الشیخ کنفرانس کسانی است که نگران از دست رفتن مناصب خود هستند و نگران امنیت اسراییل، حماس هرگز نمی‌بایست از طریق صندوق‌های رای‌گیری و در انتخاباتی پاکیزه به پیروزی رسد. اکنون که می‌خواهد از طریق نظامی به وضعیت موجود قطعیت بخشد بی‌شک گناهی نابخشودنی‌تر مرتکب شده است.

ما با شدت در برابر اقدامات حماس ایستادیم و از آن‌ها نیز انتقاد کردیم و به همین دلیل خود با انتقادات بیشتری مواجه شدیم ولی با این همه سخت بر این باوریم که پناه جستن به اسراییلی‌ها حتی اگر به صورتی غیرمستقیم باشد، به معنای آماده شدن برای جنگی جدید است و در واقع اصلاح اشتباه با اشتباهی دیگر است.

یک و نیم میلیون فلسطینی ساکن غزه باید به گروگان و به یک عامل فشار در دست این و یا آن تبدیل شوند. به همگان یادآور می‌شویم که همه ساکنان غزه در سایه رهبرانی که در کنفرانس شر‌م‌الشیخ گرد هم جمع شدند در محاصر هستند و در گرسنگی شدید و محرومیت به سر می‌برند. قضیه فلسطین باید از برنامه‌های آمریکا برای درهم کوبیدن سوریه و ایران دور بماند. قضیه فلسطین همچنین باید از کشورهایی که با تشکیل کمیته حقیقت‌یاب در غزه مخالفت کردند و بهانه آن‌ها این بود که باید از تصمیم‌گیری مستقل فلسطینی‌ها حمایت شود، نیز باید دور بماند. ایران به حماس همان چیزی را داده که عربستان سعودی و قطر و مصر نیز داده بودند. بنابراین متهم شدن ایران توسط احمد ابوالغیظ وزیر امور خارجه مصر مبنی بر این که ایران در وقایع غزه دست داشته و امنیت ملی مصر را تهدید می‌کند، سخنی ساده‌لوحانه است و از میزان درگیر شدن مصر در جنگ آینده آمریکا علیه ایران حکایت می‌کند. ایران برای رساندن اسلحه به حماس پل هوایی ایجاد نکرد، بلکه همه این سلاح و اموال از طریق اراضی مصری وارد غزه شده بود.

انقلاب حماس پیروز شد چون طرف مقابل نجنگیده و فرماندهانش هفته‌ها پیش از آغاز درگیری فرار کرده بودند با این که میلیون‌ها دلار برای تسلیح و آموزش آن‌ها صرف شده بود و فرزندان فتح زمانی که حاضر نشدند به خاطر دار و دسته‌های فاسد به شهادت برسند واقعاً کار جانانه‌ای کردند.

غزه اکنون در بهترین روزهای خود به سر می‌برد زیرا برای اولین بار و از سال‌ها پیش به این طرف، امنیت حاکم شده و سلاح در خیابان‌ها دیده نمی‌شود، ماشین دزدی صورت نمی‌پذیرد، باندهای مافیایی جرأت غارت و کشتار ندارند، دیگر در مراسم ازدواج گلوله شلیک نمی‌شود، دیگر نقابداری در خیابان‌ هم دیده نمی‌شود، دستگاه‌های امنیتی به ناموس مردم تجاوز نمی‌کنند و آن‌ها دیگر نمی‌توانند از وقایع فیلم‌برداری کنند و از آن طریق از مسوولان باج‌خواهی کنند. انتظار همگان این است که این نمونه در کرانه باختری توسط طرفداران مشروعیت نیز به وجود آید.

محمود عباس به عنوان رییس تشکیلات خودگردان فلسطین و به عنوان رییس‌ همه فلسطینی‌ها حق ندارد که با اولمرت بنشیند و با نشستن با اسماعیل هنیه و یا خالد مشعل به مخالفت برخیزد و دستوری غیردموکراتیک مبنی بر لغو مواد قانونی جهت محو شورای قانونگذاری صادر کند. جنبش حماس نیز باید از برخی اقدامات انجام شده عذرخواهی کند و از نافرمانی که در پی پیروزی به دست آورده کم کند و در عین حال این نکته را باید کاملاً آویزه گوش کند که او به تنهایی در صحنه حضور ندارد و هرگز نمی‌تواند افکار و دیدگاه‌های خود را بر همگان تحمیل کند زیرا او نیز شریکی به نام فتح دارد که تاریخی پرافتخار از مقاومت و تقدیم شهدا دارد. البته شرکای دیگری نیز از گروه‌های دیگر وجود دارند.

بحران مالی بر ضرورت پای بندی به ملی‌گرایی تاکید دارد و بی‌شک ملی‌گرایی فلسطینی کاملاً در تضاد با اموری است که آمریکا و اسراییل ارایه می‌دهند.

امیدوار بودیم که کنفرانس شر‌م‌الشیخ کنفرانس عربی خالص بود و برای تحقق آشتی‌ها‌ی فلسطینی تلاش می‌کرد و همانند کنفرانس الجزایر در میان لبنانی‌ها آشتی برقرار کرد این جا نیز آشتی به وجود آورد.

ولی به نظر می‌رسد که دیگر زمان امیدواری گذشته است و با تاسف شدید باید گفت که دیگر قابل برگشت نیز نمی‌باشد.