تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۳۰۴۵۱

حسین علوی‌راد

تعیین وزیر نفت در دولت نهم پرچالش‌ترین انتخاب وزیر در ادوار قانون‌گذاری بوده است. زیرا رییس‌جمهور نخست سعیدلو را به عنوان وزیر نفت به مجلس پیشنهاد کرد، اما نمایندگان به خاطر آشنایی به پیشینه او، وی را برای وزارت نفت مناسب ندیدند و او توانست 101 رای موافق را کسب کند. پس از او رییس‌جمهور، محسن تسلطی را به مجلس معرفی کرد، او توانست از 254 نماینده حاضر در مجلس تنها 77 رای موافق کسب کند و مجلس به وی نیز همانند سعیدلو نزدیک فرد به احمدی‌نژاد، نه گفت. نامزد سومی که احمدی‌نژاد به مجلس پیشنهاد کرد صادق محصولی بود که معرفی او واکنش تند اصولگرایان و حتی برخی رسانه‌های وابسته به این طیف را باعث شد. بیشترین ایراد نمایندگان به محصولی مربوط به ثروت‌اندوزی وی بود. فضای مجلس آن قدر درباره محصولی تند بود که او در جریان مذاکرات رای اعتماد قبل از رای‌گیری از نامزدی وزارت نفت انصراف داد و مجلس را ترک کرد. رییس‌جمهور پس از مخالفت‌های پی‌درپی مجلس با وزرای پیشنهادی او به سراغ کاظم وزیری هامانه که قدیمی‌ترین کارشناس وزارت نفت بود و در دوران وزارت زنگنه جزو مدیران درجه دوم به حساب می‌آمد، رفت. مجلس برای آن که وزارت نفت از بحران مدیریت عبور کند به وزیری هامانه رای داد.

در واقع او به رییس‌جمهور تحمیل شد، زیرا گزینه‌های اصلی رییس‌جمهور، سعیدلو، تسلطی و محصولی بود. اگر در سال‌های اخیر اخبار صدا و سیما را دیده و یا شنیده باشید در بخش‌های مختلف خبری از موفقیت‌های صنعتی، پزشکی و نفتی ایران در بخش‌های مختلف، اخبار فراوانی منتشر می‌شد. عجیب این است که سکانداران این موفقیت‌های عظیم اگر وجود داشته باشند در بخش صنعت و نفت بدون هیچ گونه توضیحی دیروز بر کنار شدند. آیا آن اخبار از اساس دروغ، مهمل و پوچ بود، یا اشکال جای دیگری است؟ ‌در ادبیات مدیریت نوین، می‌گویند توانمندی‌هایی که تبدیل به دستاورد نشوند را نمی‌توان، توانمندی نامید و حتی در بسیاری از موارد، چون انتشار این گونه اخبار موجب افزایش توقعات جامعه می‌شود به خودی خود خطرناک نیز هستند. خوب است بررسی کنیم اگر مدیران صنعت و نفت موفق بوده‌اند، باید مردم نمود خارجی آن را در ایجاد اشتغال، افزایش صادرات، رشد درآمد سرانه، گسترش رفاه و کاهش تورم مشاهده کنند. چنانچه عکس این موضوعات برای مردم محسوس باشد، در آن صورت معلوم می‌شود که اخبار پر طمطراق صدا و سیما نادرست بوده است.

هر چند مردم در کوتاه مدت این اخبار را باور کرده‌اند، اما با گذشت آن در می‌یابند که رسانه ملی، اخبار نادرست پخش کرده است. نگارنده گزارش نامه عملکرد وزارت نفت را از شهریور 1384 تا اسفند 1385 تحت عنوان "میعاد نفت" مطالعه کرد. این گزارش‌ نشان می‌دهد که وزارت نفت در همه حوزه‌ها پیشرفت بسیار بالایی را داشته است. پرسش این است؛ اگر گزارش مذکور درست باشد، وزیر سابق نفت باید تشویق شود، نه آن که با داشتن این موفقیت‌ها، برکنار شود. اما اگر این گزارش نادرست باشد، معلوم می‌شود که گزار‌ش‌های رسمی دولتی نیز همانند برخی اخبار صدا و سیما از اعتبار چندانی برخوردار نیست.

نگارنده به نمایندگان مجلس، کارشناسان و صاحب‌نظران توصیه می‌کند این گزارش را مطالعه و بررسی کنند. ایران به لحاظ اشتغال در سال 2007 با 15 درصد نرخ بیکاری در ردیف یکصد و چهل و ششم دنیا قرار دارد. معنی و مفهوم این رتبه آن است که 145 کشور دنیا به لحاظ وضعیت بیکاری، وضعشان از ایرانیانی که بر روی چاه‌های نفت زندگی می‌کنند، بهتر است! جمهوری اسلامی بر اساس آمارهای صندوق بین‌المللی پول (IMF) با 17 درصد تورم بین 70 کشور مهم توسط مجله معتبر اکونومیست بررسی شده است. این بررسی نشان می‌دهد که وضع ایران از عراق که در حال حاضر تورم 45 درصدی دارد، بهتر است. ایران به لحاظ صادرات نفتی و غیرنفتی با نفت با 63 میلیارد دلار در ردیف سی‌و‌هفتم است. در زیر 10 کشور اول را همراه با ارقام ملاحظه کنید، آلمان 1133، آمریکا 1024، چین 974، ژاپن 590، فرانسه 490، انگلیس 468، ایتالیا 450، هلند 413، کانادا 405 میلیارد دلار و بلژیک در ردیف دهم 335 میلیارد میلیارد دلار صادرات دارند.

حال اگر درآمد نفتی را از میزان صادرات ایران کم کنیم، مقام ایران به ردیف شصت و پنجم نزول می‌کند. خوب است کشورهای بعدی را ملاحظه کنید؛ بلغارستان 15 میلیارد دلار، لیتوانی 14 میلیارد دلار، بحرین 12 میلیارد دلار، اکوادور 12 میلیارد و آذربایجان با 12 میلیارد دلار در ردیف هفتادم صادرات دنیا قرار گرفته‌اند. بسیاری زکی یمانی وزیر سابق نفت عربستان سعودی را می‌شناسند. او بعد از سال‌ها وزارت نفت و عربستان، بعد از کناره‌گیری، به دلیل تجربه و تخصصی که داشت با حقوق‌های بسیار بالا در آژانس‌‌های نفتی دنیا استخدام شدم. پرسش این است، چرا مدیران ارشد ایران از قبیل وزرا، سفرا، معاونان، استانداران و ... بعد از کناره‌گیری از مشاغل‌شان جایگاهی در بخش خصوصی ندارند، چه رسد به این که در مشاغل بین‌المللی استخدام شوند.

در زمان جیمی کارتر کتابی منتشر شد به نام "عصر متوسط‌ها" که در این کتاب‌ آمده است:‌ آدمی مثل جیمی کارتر برای ریاست جمهوری آمریکا فرد متوسط و ضعیفی است. آیا زمان آن فرا نرسیده است که ما نیز با نوشتن کتاب به ارزیابی مدیران در رده‌های مختلف بپردازیم،‌ بلکه یافته‌ها به دست‌اندرکاران بیاموزد که رویه فعلی که پست‌ها به صورت جناحی، مصلحت‌اندیشی و یا برای راضی کردن این و آن به افراد داده می‌شود، از مدیریت جمهوری اسلامی رخت بربندد؟‌ به نظر نگارنده، ملاک را در مدیریت، توانمندی و بالا بردن درآمد سرانه،‌ رفاه، آسایش، ایجاد اشتغال، استفاده بهینه از منابع به گونه‌ای که این سیاست‌ها در یک دوره چهار ساله نسبت به دوره قبل از آن شاخص‌های بهتر و مناسب‌تری را نشان دهد، می‌داند. در غیر این صورت تغییرات در مدیریت، آب در هاون کوبیدن است.