کارشناسان و صاحبنظران سالهای سال از کشمکشها برای یک کالای بسیار کمیاب و بسیار باارزش خبر دادهاند. نگرانی آنها از این بوده است که با رشد جمعیت و توسعه شهرنشینی، جنگهای شدیدی بر سر آب میان کشورهای آبخیز و کشورهای بیآب، بویژه در آبریز رودخانهها، جایی که کشورهای بالای رودخانهها کنترل جریان آب را به کشورهای پایین رودخانه در دست دارند، روی دهد.
برای متخصصان، گرم شدن زمین معنای تشدید جنگها بر اثر کاهش بارندگی و افزایش تبخیر آبها در مناطق بحرانی را میدهد.
این استدلال با یک منطق خاص همراه است. رودخانه «کلرادو» را در نظر بگیرید، یک منبع مهم آبی برای هفت ایالت آمریکا و بخشی از شمالشرق مکزیک است. اما در حال حاضر این رودخانه به سختی میتواند پاسخگوی نیاز میلیونها نفری باشد که به آن متکی هستند. به گفته پیتر گلیک از موسسه اقیانوس آرام، اگر سطوح آب پائین بیاید «میتواند همه سیستم را از خط خارج کند و به آتش جنگهای بیرحمانه بر سر کاهش مرتب جریان آب دامن بزند.» اختلاف و نزاع بر سر رودهای نیل (تقسیم شده میان مصر، اتیوپی، سودان، کنیا و اوگاندا) اردن (تقسیم شده میان سوریه، لبنان، رژیم صهیونیستی و اردن) دجله و فرات (تقسیم شده میان ترکیه، سوریه و عراق)، شبکههای سند و گنگ ـ براهماپوترا (تقسیم شده میان هند، پاکستان، نپال و بنگلادش) میتواند شدیدتر باشد.
بعضی از این رودخانهها قبلاً هم جنگهایی به راه انداختهاند. مصر بارها تهدید کرده است اگر کنیا و اوگاندا، یا اتیوپی مسیر نیل را منحرف سازند دست به اقدام نظامی میزند و عراق آخرین کشور در مسیر فرات در سال 1975 وقتی دمشق جریان آب آن را قطع کرد نیروهایش را علیه سوریه بسیج کرد.
بسیاری از مناطق جهان در سالهای پیشرو در معرض بارندگیهای بیشتر قرار میگیرد. رود «زامبزی» در موزامبیک هماکنون طی دهه گذشته دو بار کرانههای خود را به زیر سیل برده است.
منطقههای شمالیتر مانند کانادا، کشورهای اسکاندیناوی و سیبری نیز باید انتظار بارندگیهای خیلی بیشتری را داشته باشند. مسئولان محلی در این مناطق در حال ساخت و طراحی تجهیزاتی برای جذب بیشتر منابع آبی هستند. بطور مثال، موزامبیک در نظر دارد با کمک مالی چین، یک نیروگاه برق ـ آبی بر روی زامبزی بزند تا 2000 مگاوات برق برای استفاده در داخل و فروش به خارج تولید کند. با این تحول همراه با فصول بلندتر کشاورزی که با گرم شدن هوا در شمال انتظارش میرود، طرحهای جدید آبیاری باید به یک افزایش در تولید مواد غذایی منجر شوند.
از آن مهمتر، افزایش بارندگی میتواند تنشها میان بعضی کشورها را کاهش دهد و خطر جنگهای آب را از آنچه در گذشته بوده است، پائین بیاورد. بطور مثال، بعضی نمودارهای هواشناسی، بارندگی سنگینتری را در مناطق کوهستانی اتیوپی و آفریقای مرکزی نشان میدهند و افزایش سطوح آب را در نیل پیشبینی میکنند و بالا رفتن سطوح بارندگی در شمال اروپا میتواند برای کاهش خشکی در جنوب مورد استفاده قرار گیرد.
حتی در مکانهایی که باران کمتری میبارد، مناقشه بر سر آب دیگر بهعنوان یک گزینه مطرح نیست، چرا که شماری از مناطق خشک با ساخت سدهای جدید و مخازن آب و یا شرکت در طرحهای مشترک برای اطمینان از اینکه همه کسانی که از این وضع تاثیر پذیرفتهاند، آب موردنیازشان را تامین میکنند.
«مکونک» را در نظر بگیرید. چین سرچشمههای این رود را در کنترل دارد و کامبوج، لائوس، تایلند، برمه و ویتنام را با برنامهریزی برای ساخت هشت سد عظیم در بالای رودخانه، که دوتای آنها تکمیل شد؛ نگران کرده است.
این سدها وقتی پایان یابند برق و آب «یونان» یکی از فقیرترین مناطق چین را تامین خواهند کرد. چینیها همچنین جریان مکونک را به کشورهای پائین بستر رودخانه تغییر خواهند داد، الگوهای تغذیه و پرورش ماهیهای باارزش (از جمله نسل به خطر افتاده گربه ماهیهای غولپیکر) را مختل و بالغ بر 60 میلیون نفر را از آب حیاتی آبیاری محروم خواهد ساخت.
خوشبختانه، همانطور که «آرون وولف» از دانشگاه ایالتی اورگان، یک کارشناس سیاستهای بسترهای رودخانههای چند ملیتی اشاره میکند، کامبوج، لائوس، تایلند و ویتنام در حال اتخاذ تدابیر هوشمندانهای برای محافظت از خود هستند. این کشورها در سال 1995 کمیسیون رود مکونک (MRC) را تاسیس کردند. هدف از تاسیس این کمیسیون بررسی اثرات اقدامات چین، با این امید که مانع آن شود که طرحهای بالای رودخانه به ساکنان پائین رودخانه آسیب برسانند، در حال حاضر چین متقاعد شده است تا عضویت ناظر را در این سازمان بپذیرد. اگر بتوان این کشور را متقاعد کرد به عضویت کامل آن درآید، این کمیسیون از بخت خوبی برای مدیریت آب رودخانه به شکلی که به سود همه باشد برخوردار خواهد بود. با این تفاسیر ممکن است، طراحی مجدد سدهای ناتمام چین را در مکونک علیا برای به حداکثر رساندن استفاده بهینه از بستر رودخانه ایجاب کند تا به این وسیله چین را مجبور کرد زمانی که بارندگی فراوان است آبها را انبار و وقتی بارندگی کاهش مییابد آزاد کند.
همین تلاشها در جاهای دیگر نیز موفق خواهد بود. بطور مثال، در جنوب آسیا، هند باید با پاکستان در حالی که یخهای روابطشان آب میشود برای توسعه یک طرح مشترک روی رود سند، برای مهار بارندگیهای سالانه و استفاده از آب یخهای ذوب شده یخچالهای هیمالیا همکاری کند.
اما، هواداران محیطزیست هشدار میدهند اینگونه تدابیر به تنهایی بر اثرات تغییر آبوهوا فائق نخواهد شد. «لوری پوتینگر» از شبکه رودخانههای بینالمللی میگوید؛ این طرحها اغلب «فقیرترین فقیر» را که بیشتر از همه احتمال میرود از سیل و خشکسالی زیان ببیند، نادیده میگیرند. وی استدلال میکند این طرحهای عظیم باید تلاشهای در سطح کوچک، قابل انطباق محدود به یک محل را مانند برداشت محصول بارندگی (جمعآوری آب باران در مخازن پشتبامها برای استفاده خانواده) و کمک بیشتر به کسانی که بر اثر سیل آواره شدهاند، را نیز در نظر بگیرد.
همانطور که همه اینها نشان میدهند، پیشبینی جغرافیای سیاسی گرم شدن زمین خیلی پیچیدهتر از آن است که قبلا تصور میشد. کشورهای ثروتمند از لحاظ منابع آبی که منافع آبوهوای مرطوبتر خود را برداشت میکنند و با برنامهریزی دقیق، و حتی کشورهای کمتر خوشبخت میتوانند با همکاری یکدیگر خطرها را به حداقل و سود را به حداکثر برسانند. حتی در حالی که جهان گرم میشود، شبح جنگها برای آب ـ که سالها دولتها، کارشناسان آبوهوا و دانشمندان سیاسی را نگران کرده بود ـ میتواند از بین برود و به مناقشه کمتر، نه بیشتر، در سالهایی که در پیش است منتهی شود.
تغییر وضعیت آبوهوایی زمین
از سوی دیگر؛ یک گزارش جدید در مورد تغییر وضعیت آبوهوایی زمین که برای دولت انگلیس تهیه شده، نشان میدهد که در صورت اجتناب دولتها از اقدامات جدی در مقابله با این مشکل، جهان با بحران اقتصادی بزرگی مواجه و تا سال 2050 بخشهای بزرگی از دنیا غیرقابل سکونت خواهد شد.
این گزارش که توسط سر نیکولاس استرن، اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی تهیه شده، خواهان آن شده که سران کشورها، هرچه سریعتر به اقدام برای حل این مشکل بپردازند.
نیکولاس استرن در گزارش خود هشدار داده که در صورت ادامه بیتوجهی به این مشکل، مردم دنیا باید عواقب شدید آن را پذیرا باشند.
این گزارش تصریح میکند که بیاعتنایی به تغییر وضعیت آبوهوایی زمین میتواند به مشکلات زیر منجر شود:
ـ سیل ناشی از بالا رفتن سطح آب دریاها به بیخانمان شدن حدود 100 میلیون نفر منجر میشود.
- در نتیجه ذوب شدن یخچالهای قطبی، یک ششم جمعیت کره زمین دچار کمبود آب خواهد شد.
- حیات وحش به خطر میافتد و در بدترین وضعیت 40 درصد انواع موجودات حیاتوحش منقرض میشوند.
- خشکسالی منجر به بوجود آمدن میلیونها «پناهنده آبوهوایی» خواهد شد.
سر نیکولاس استرن، در گزارش خود گفته است که شکست در مواجهه با تغییر وضعیت آبوهوایی زمین میتواند به فروپاشی اقتصادی و اجتماعی در جوامع انسانی منجر شود و خساراتی مانند دو جنگ جهانی برجای گذارد.
طبق این گزارش، ادامه روند موجود میتواند به کاهش رشد اقتصادی در جهان تا 20 درصد منجر شود، در حالی که مقابله با مشکل تغییر وضعیت آبوهوایی زمین در حال حاضر تنها یک درصد تولید ناخالص داخلی کشورها را به خود اختصاص خواهد داد.