محمدتقی کروبی
اواخر هفته گذشته نمایندگان گروه چهارجانبه پیشبرد صلح خاورمیانه شامل سازمان ملل متحد، آمریکا، اتحادیه اروپا و روسیه، تونیبلر نخست وزیر سابق انگلستان را به نمایندگی این گروه در روند صلح خاورمیانه منصوب کردند. این انتصاب به هدف فعالیت مجدد این گروه پس از وقفه یک ساله انجام شد. انتخاب بلر در این پست حساس عکسالعملهای متقاوتی در رسانهها و محافل سیاسی جهان به دنبال داشت. از یکسو عدهای با ارجاع به قابلیتهای بلر به طور عام و نفوذ وی بر جورج بوش به طور خاص از تاثیر عملی این انتخاب بر روند صلح خاورمیانه و تشکیل کشور مستقل فلسطین سخن گفتند و عدهای دیگر با استناد به سوابق و تصمیمهای نادرست وی در قبال خاورمیانه این انتخاب را نامناسب و غیرموثر در روند صلح این منطقه قلمداد کردند.
نگارنده نیز بر این باور است که انتخاب بلر برای این ماموریت مهم و اساسی انتخابی نادرست و نامناسب است. قبل از پرداختن به بخشی از دلایل عدم تناسب شخصیت بلر با این پست، به کارنامه یک دهه صدارت بلر در بریتانیا که همراه با موفقیتها و ناکامیهایی بوده است، اشارهای میکنیم. تونی بلر در جولای 1994 و به دنبال مرگ ناگهانی جان اسمیت به رهبری حزب کارگر انگلستان انتخاب شد. او به همراه براون، استراو، کوک و پرسکات تحولی بنیادین در روش و مشی سیاسی و اقتصادی حزب ایجاد کرد. تحولی که با عنوان (New Labour) بعد از 18 سال موفق به جلب اعتماد اکثریت مردم بریتانیا به حزب رانده شده از حاکمیت شد. پیروزی قدرتمند حزب کارگر بر توریها در 1997 به حاکمیت 18 ساله محافظهکاران پایان داد و بلر را به نخستوزیری رساند. یک دهه صدارت وی بر انگلستان همراه شد با 3 پیروزی متوالی حزب متبوعش در انتخابات عمومی و ثبات کمنظیر اقتصادی در این کشور که به درستی از آن به عنوان طولانیترین دوره ثبات و رشد اقتصادی در تاریخ بریتانیا نامبرده میشود. اگرچه تمامی شعارهای انتخاباتی بلر و همکارانش در زمینه آموزش و بهداشت تاکنون تحقق پیدا نکرده، اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در دوران حاکمیت این حزب، بریتانیا شاهد رشد چشمگیری در ابعاد مختلف بوده است. در این راستا میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
موافقتنامه بلفاست در 1998 معروف به (Good Friday Agreement)؛
تحول در نظام آموزشی؛
تحول در سیستم ملی سلامت (NHS)؛
کاهش نرخ بیکاری و افزایش چشمگیر مشاغل؛
رشد سرمایهگذاریهای داخلی و جذب سرمایههای خارجیان؛
پایین ماندن نرخ تورم و بهره بانکی؛ و کاهش میزان جرائم علیه اشخاص و اموال.
علیرغم کارنامه مثبت بلر در امور داخلی بریتانیا، تصمیمهای غلط بینالمللی وی در قبال عراق، فلسطین و لبنان به شدت مورد نقد صریح اشخاص حقیقی و حقوقی واقع شد. تصمیم بوش و بلر در استفاده یکجانبه از قوای قهریه علیه عراق در مارس 2003 که مغایر با مفاد منشور ملل متحد و قطعنامههای مصوب شورای امنیت، به ویژه قطعنامه 1441 بود، منجر به بروز اختلاف و شکاف اساسی در درون حزب کارگر گردید. بلر با استناد به مدارکی از سیستم اطلاعاتی بریتانیا مدعی وجود سلاحهای کشتار جمعی (Weapon of Mass Destruction) در عراق و احتمال به کارگیری فوری این سلاحها توسط صدام شد. با وجود آنکه مردم انگلستان همراه با بخش زیادی از سیاستمداران بریتانیایی، مخالفت خود را با جنگ به طرق مختلف از جمله حضور در راهپیمایی میلیونی لندن اعلام کردند، بلر با بیاعتنایی به مخالفان جنگ، انگلستان را به همراه آمریکا به باتلاق عراق وارد ساخت. اما گذر زمان، فقدان سلاحهای کشتار جمعی و رسوایی پرونده دکتر کلی (دانشمند هستهای انگلستان)، اعتبار بلر را نزد افکار عمومی به شدت زیر سوال برد. فلذا شاهد بودیم سیاستمدار محبوب سالهای پایانی قرن بیستم مردم انگلستان پس از اثبات ادعای دروغیناش مبنی بر وجود WMD در عراق آنچنان موقعیت خود را نزد مردم و حزب از دست داد که راهی جز تحویل مسوولیت به گوردون براون بر وی باقی نماند. به نظر میرسد اگر گروه چهار جانبه پیشبرد صلح خاورمیانه به طور واقعی خواستار حل ماهوی مشکل حاضر هستند، قطعا بلر مرد مناسب این کار نمیباشد، زیرا:
جنگ نامشروع آمریکا و انگلستان علیه عراق در پرتو عناوینی نظیر دفاع پیشگیرانه (Pre- emptive Doctrine) و دفاع مشروع (Self- defence) توسط بوش و بلر شروع شد و بر اساس آمارهای معتبر تاکنون بالغ بر 650 هزار نفر از مردم بیگناه عراق را قربانی خود ساخته است؛
حمایت از تجاوز ارتش اسرائیل به لبنان در جنگ با حزبالله و مخالفت صریح وی با درخواست آتشبس فوری از سوی جامعه بینالمللی و دولت لبنان. نادیده گرفتن جنایات جنگی این رژیم علیه مردم بیگناه لبنان در استفاده از سلاحهای ممنوعه از جمله بمب خوشهای و تهاجم به مناطق مسکونی؛
ترتیب دادن عنوان شوالیه به سلمان رشد، منفورترین چهره در جهان اسلام.
در ارتباط با عنوان شوالیه به رشدی جالب است به این نکته اشاره شود که این عنوان معمولا به کسانی که خدمت ویژهای به بریتانیا کردهاند اعطا میشود. رشدی متولد هند است و در سن 15 سالگی به انگلستان مهاجرت میکند و تابعیت این کشور را به دست میآورد.
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران ادبی انگلستان، آثار رشدی بیش از آنکه به لحاظ ادبی مورد توجه قرار گیرد به دلیل تحقیر فرهنگ و سنت جوامع هند و پاکستان (مانند رمان شرم) و نهایتا اهانت وقیحانه به ساحت پیامبر گرانقدر اسلام(ص)، مورد توجه محافل ضددینی بریتانیا واقع شده است. به اعتقاد آنان آثار رشدی فاقد قابلیت خاص ادبی است و اعطای این عنوان به فردی که میلیونها پوند از مالیات مردم بریتانیا هزینه نگهداری زندگی مخفیانه وی شده، امری حساب شده و کاملا سیاسی بوده است.
قابلیتهای فردی بلر و کارنامه مثبت حزب حاکم در امور داخلی انگلستان بر کسی پوشیده نیست، اما سوال اساسی این است که آیا آغازکننده جنگ خانمانسوز در عراق، مدافع تداوم تجاوز اسرائیل به لبنان و ترتیبدهنده عنوان شوالیه از سوی ملکه به رشدی، میتوان نماینده مناسبی برای صلح در خاورمیانه باشد؟ آیا مردم آن دیار مشی بینالمللی ایشان را فراموش کرده و او را به عنوان سفیر صلح میپذیرند؟ به نظر میرسد انتخاب فردی به عنوان نماینده صلح در خاورمیانه که حتی نتوانست مردم بریتانیا را در قبال اشتباهات تاریخیاش مجاب کند امری معقول و موثر نباشد.