به عقیده یکی از کارشناسان برجسته در شورای روابط خارجی آمریکا، واشنگتن باید قدرت منطقهای تهران را بپذیرد و حقوق هستهای ایران باید در حد غنیسازی محدود شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، مجله «فارینافرز» در شماره اخیر خود نوشت: به مدت بیش از پنج سال، دولت بوش قول داد تا اوضاع خاورمیانه را تغییر دهد، اما در واقع منطقه تا حد زیادی متفاوت از آن است. گرفتاری آمریکا در عراق، کمارزش شدن قدرت اسرائیل در لبنان، رشد شیعیان و افزایش توان احزاب اسلامی، منطقه را در مرز آشفتگی قرار داده است. «ریتکیه»، نویسنده این تحلیل خاطرنشان میکند: در میان این آشفتگیها، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. ایران هم اکنون در مرکز مشکلات اصلی خاورمیانه قرار دارد ـ از جنگهای داخلی در عراق و لبنان گرفته تا چالش امنیتی خلیج فارس ـ و تصور این که هر کدام از آنها، بدون همکاری با ایران حل شود، دشوار است. از سوی دیگر، قدرت تهران در نتیجه برنامه هستهای آن به طور پیوستهای تقویت شده است.
در ادامه این تحلیل آمده است: این توسعه اخیر، واشنگتن را در وضعیت دشواری قرار داده است. اگر آمریکا به رام کردن ایران امیدوار است، باید راهکار خود برای ایران را دوباره ارزیابی کند. نفوذ منطقهای و رو به افزایش ایران نمیتواند محدود شود. واشنگتن باید گزینههای نظامی خود را که به شکل ظاهری مطرح میشود و گفتگوهای مشروط و سیاست بازدارندگی ایران را به نفع یک سیاست جدید تنشزدایی کنار بگذارد. آمریکا باید به ویژه به اصلاحطلبان در تهران فرصتی برای از سرگیری روابط دیپلماتیک بدهد. هر چه آمریکا زودتر این واقعیتها را تشخیص دهد و در نهایت روابط خود را با ایران به حالت عادی در آورد، بهتر خواهد بود.
تکیه میافزاید: رفتار شتابزده دولت آمریکا و ناتوانی آن در آرام کردن اوضاع عراق، اعتماد کشورهای عربی را به تواناییهای آمریکا از بین برده است. افزایش حس ضد آمریکایی، همکاری دولتهای عربی با واشنگتن را برای اجازه حضور نظامیان آمریکایی در خاک خود سختتر کرده است. وی میافزاید: در واقع بازدارندگی هیچ گاه کارساز نبوده و شانس آن حتی در آینده نیز کمتر است. مقامهای آمریکایی به منظور توسعه یک سیاست زیرکانهتر برای ایران، باید در ابتدای حقایق ناخوشایند مطمئنی را بپذیرند؛ حقایقی همچون برتری ایران به عنوان یک قدرت منطقهای و تداوم نظام آن و سپس چگونگی تطبیق آنها. واشنگتن با اعتراف به قدرت رو به افزایش ایران، باید گفتگوهایی را با نگاه ایجاد یک چارچوب برای تنظیم کردن نفوذ ایران آغاز کند. به عبارت دیگر، آمریکا باید از یک سیاست تنشزدایی استقبال کند.
تکیه تصریح میکند: اما این مسأله کاملاً روشن نیست که ایران یک شریک مذاکره کننده باشد، اما دلیلی برای امیدوار بودن در این زمینه وجود دارد. ظهور ایران به عنوان قدرتمندترین کشور خلیج فارس به معنای آن است که تهران ممکن است در نهایت، روابط خود را با مخالف بزرگ خود تغییر دهد. این امر حرکتی به سوی همزیستی و یا مقابله با آمریکاست. به عقیده تکیه، آمریکا باید تغییرات مهمی را در نگرش خود به ایران، هم از نظر ماهیت و هم از نظر شیوه، ایجاد کند. واشنگتن باید سیاست ناامید کننده تغییر نظام خود را کنار بگذارد. بهترین راه برای یک رابطه مؤثر با ایران، بازکردن باب گفتگوها در مسائل با اهمیت و حساس در 4 مسیر است:
1- تعیین یک جدول زمانبندی برای از سرگیری روابط دیپلماتیک،
2- گفتگو درباره برنامه هستهای ایران،
3- مسأله عراق،
4- گفتگو درباره مناقشه اسرائیل و فلسطین.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است: باید به حقوق ایران در رابطه با معاهده انپیتی (معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای) برای توسعه یک توانایی محدود در جهت غنیسازی اورانیوم احترام گذاشت و در مقابل، ایران نیز باید اجازه حضور دائمی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را بدهد و درباره تمام فعالیتهای گذشته خود افشاگری کاملی داشته باشد.
تکیه تصریح میکند: درباره عراق نیز آمریکا به جای تأسف خوردن بر نفوذ ایران در عراق، باید بر چالش هدایت این قدرت به شکل سازندهای تمرکز کند. فارغ از انگیزههای ایران، نفوذ این کشور در عراق، تهران را به یک شریک ناگزیر تبدیل میکند. هر چه واشنگتن زودتر دریابد که تهران میتواند یک نقش مؤثر در عراق داشته باشد، ممکن است زودتر بتواند مانع تکهتکه شدن عراق و بیثباتی بیشتر در خلیج فارس شود.