تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۳۰۷۹۶
بررسی و ارزیابی تحلیلی روابط ترکمنستان و ایران

نادعلی بای

ماکسات کومیکف*

سفر دو روزه قربانقلی محمد بردی اف، رئیس‌جمهور ترکمنستان به تهران برای گسترش روابط با کشور دوست و همسایه جمهوری اسلامی ایران، بهانه‌ای برای نگارش و تنظیم مقاله پیش روی شد. مردم دو کشوری که دارای حدوداً دو هزار کیلومتر مربع مرز مشترک و همساگی هستند، که ریشه آن به قرنهای پیش ‌باز می‌گردد. در دو سوی کپه‌داغ، یکی در جنوب و دیگری در غرب آن، هم‌اکنون نیز به عنوان شهروندان دو کشور مستقل تقریباً به سرنوشت مشابه خود ادامه می‌دهند. اتحاد شوروی که تا دیروز به عنوان مانعی همانند دیوار چین بین دو کشور قرار گرفته بود، پس از فروپاشی آن و با افتتاح راه زمینی که از طریق گودراولوم، گودان، آرتیق و سرخس به ایران وصل می‌شود، تاسیس راه آهن تجن- سرخس- مشهد و با آغاز پروازهای هوایی تهران- عشق‌آباد، روابط بین دو کشور مجدداً برقرار شد. ایران، پس از ترکیه دومین کشوری است که استقلال ترکمنستان را به رسمیت شناخته و همچنین مرزهای بین ایران- ترکمنستان از سوی دو طرف در تاریخ 12 فوریه 1992 به رسمیت شناخته شد. بدون تردید، منطقه‌ای که هر دو کشور در آن قرار گرفته‌اند و هشت کشور تازه استقلال یافته را در بر می‌گیرد یعنی آسیای مرکزی و قفقاز، به دلیل دارا بودن بی‌ثباتی وسیع بالقوه، تعیین‌کننده سرنوشت مردم هر دو کشور است. عناصر بالقوه این بی‌ثباتی عبارتند از:‌ آمیختگی مذهی و نژادی همانند بالکان، وجود خلاء قدرت که در نتیجه ضعف سیاسی، اقتصادی و نظامی به روی مداخلات خارجی باز بوده، وجود منابع طبیعی وسیع که باعث جلب توجه قدرتهای جهانی و منطقه‌ای شده، برشمرد. ایران که به خاطر شباهت‌هایی همچون دارا بودن ساختار نژادی آمیخته و منابع طبیعی غنی می‌توان آن را در چارچوب این منطقه مورد بررسی قرار داد؛ از لحاظ سیاسی، منطقه‌ای عاری از قدرت نیست و به دلیل اینکه دارای قدرت بالقوه‌ای است که می‌تواند در منطقه صاحب نفوذ باشد، خارج از منطقه قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر، با وجود اینکه ایران در رقابتی که بر سر این منطقه ایجاد شده به عنوان بازیگر مهم منطقه‌ای در عرصه سیاسی و اقتصادی است ولی ترکمنستان کشوری است که بیشتر در موقعیتی واقع شده است که جنگ نفوذ، بر سر آن در گرفته است. از این دیدگاه، روابط ایران و ترکمنستان را می‌توان در چارچوب نظم رابطه رقابتی بر سر حوزه دریای خزر قرار داد که از سوی بازیگران جهانی و منطقه‌ای صورت می‌گیرد و کشورهای تازه استقلال یافته در موقعیت منفعل قرار گرفته‌اند، مورد بررسی قرار داد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، ترکمنستان در 27 اکتبر سال 1991 به استقلال دست یافت. موقعیت ژئوپولیتیک ایران نگاه کشورهای آسیای مرکزی را به خود جلب کرد. در واقع بخاطر اهمیت ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک ایران و همسایگی ایران با برخی از این کشورها بویژه ترکمنستان، توسعه روابط با جمهوری اسلامی ایران از اهمیت و حساسیت زیادی برای این کشورها برخوردار است. ترکمنستان بعنوان یکی از کشورهای تازه استقلال یافته از اتحاد شوروی سابق و بعنوان یکی از همسایگان شمالی ایران وابستگی خیلی مهم و حیاتی به ایران دارد. این کشور به خاطر منابع انرژی‌اش و فقدان ارتباط با دریاهای آزاد نیازمند روابط مناسب و پایدار با ایران است. از طرف دیگر جمهوری اسلامی ایران به عنوان دروازه ورود به آسیای مرکزی برای دیگر کشورهای منطقه و ترکمنستان نیز بعنوان دروازه ورود ایران به منطقه آسیای مرکزی قلمداد می‌شود. سوابق تاریخی و فرهنگی مشترک، همبستگی ژئوپولیتیک هر دو کشور و داشتن منافع مشترک در دریای خزر روابط دو کشور را در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گسترش داده است. سوال مهمی که در ابتدا ممکن است به ذهن برسد اینست که عواملی که باعث گسترش روابط ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران شده است کدامند؟ روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ترکمنستان جمهوری اسلامی ایران در چه وضعیتی قرار دارد؟ و همچنین فرصتها، چالشها و چشم‌انداز روابط ترکمنستان- ایران چیست؟ روابط دو کشور در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قابل بررسی و مطالعه است. روابط سیاسی دو کشور در زمینه‌های دیدارهای مقامات عالیرتبه (رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور و وزرا)، دیدارهای پارلمانی، اسناد امضا شده بین دو کشور،‌ دریای خزر، همکاری در سازمان کنفرانس اسلامی و همکاری‌های امنیتی است.

روابط اقتصادی نیز در زمینه‌های روابط تجاری و بازرگانی، همکاری در زمینه انرژی (نفت و گاز)، پروژه‌های خط لوله (انتقال برق و گاز و همچنین سد دوستی)، ترانزیت و حمل و نقل (خط آهن تجن- سرخس- مشهد و بافق- مشهد)، صنایع و ساختمان، ارتباطات، کشاورزی، و همکاری در سازمان همکاری اقتصادی (اکو) است. همکاریهای فرهنگی نیز در زمینه‌های همکاریهای آموزشی (موافقتنامه‌های آموزشی و تبادل دانشجو، برگزاری نمایشگاههای فرهنگی و کتاب، آموزش زبان فارسی در ترکمنستان)، ادبیات فارسی در مطبوعات ترکمنستان، برگزاری هفته فرهنگی دو کشور، برگزاری کنفرانس‌های علمی- فرهنگی، کمیسیون فرهنگی ترکمنستان- ایران (انجمن دوستی)، همکاریهای رادیو- تلویزیونی، گردشگری، ورزش، ترکمنستان و گفتگوی تمدنها و همکاری در موسسه فرهنگی اکو می‌باشد. همچنین نقش ترکمنهای ایران در روابط ترکمنستان- ایران و تاثیر این روابط بر ترکمنهای ایران نیز در این مقوله قابل بررسی است. فرصتهای همکاری دو کشور در زمینه‌های انرژی، ترانزیت و حمل و نقل، همکاری در سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، همکاری ترکمنستان- ایران در بازسازی افغانستان، تاثیر مثبت روابط ترکمنستان- ایران بر ترکمنهای ایران قابل بررسی و مطالعه است. چالشهای روابط دو کشور رژیم حقوقی دریای خزر، نفوذ قدرتهای فرامنطقه‌ای در روابط دو کشور و احتمال عضویت ترکمنستان در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و تاثیرات منفی آن بر امنیت ملی ایران است.

هویت ترکمنستان و ایران و نگرشهای سیاست خارجی آنها

الف- ترکمنستان

از میان کشورهای تازه استقلال یافته آسیای مرکزی، ترکمنستان تنها کشوری است که با ایران هم مرز است. مساحت آن 488100 متر مربع است و چهار پنجم آن صحرا است. ترکمنستان در ساحل شرقی دریای خزر، بین قزاقستان، ایران و افغانستان قرار گرفته است. 81 درصد جمعیت ترکمنستان که از پنج میلیون تجاوز می‌کند ترکمن، 9 درصد ازبک، 3 درصد روس و 7 درصد نیز سایر اقوام مانند قزاقها و تاتارها هستند. زبان رسمی کشور ترکی ترکمنی است و 88 درصد جمعیت سنی حنفی و حدوداً 10 درصد نیز ارتدکس مسیحی وجود دارند. وجود اقلیتی که از لحاظ عقیدتی، شیعی و از لحاظ نژادی فارسی باشد، به چشم نمی‌آید. ترکمنستان به دلیل اینکه از جهتی دارای جمعیت مسلمان و از جهتی دیگر همه همسایگانش کشورهای اسلامی هستند، می‌توان آن را جزو جغرافیای کشورهای اسلامی قرار داد. علاوه بر این، ترکمنستان از لحاظ نوع نظام سیاسی یک کشور لائیک است و از این جهت با ترکیه مشابهت دارد. هویت اسلامی مردم بیشتر متکی به صوفیگری که به نام "مسلمان ترک" معروف است. این هویت "جهاد" را با تربیت نفس در درون محدود کرده و دارای تسامحی است که تعریف بنیادگرایی را از آن سلب می‌کند. ترکمنستان همانگونه که در مقدمه نیز به آن اشاره شد، در درون خود تا حدود زیادی ویژگیهای منطقه بی‌ثبات را در بردارد. اما، با وجود این تنوع قومی اعتباری، تحت کنترل قرار دادن مخالفین به وسیله یک نظام اقتدارگرا نسبت به دیگر کشورهای آسیای مرکزی، از استقرار نسبی برخوردار است. این سخن که دولت ترکمنستان، کشور را به خاطر داشتن منابع غنی نفتی و گازی به کویت دوم تبدیل خواهد کرد، ترکمنستان را در محور علاقه جهانی و منطقه‌ای قرار داده است. ترکمنستان با منابع گاز طبیعی که در اختیار دارد در جهان، کشور چهارم و در بین کشورهای مستقل همسود، کشور دوم است و علاوه بر این، 71 میلیون تنی منابع نفتی، دارای ارزش بیش از نیاز کشور است. در کنار این منابع طبیعی، در عرصه کشاورزی پنبه که 70 درصد در سهم تولیدی آن را به خود اختصاص داده است جزو درآمدهای مهم کشوری محسوب می‌شود. پایه اقتصاد ترکمنستان مبتنی بر فروش این سه ماده اساسی است. به طور کلی صادرات ترکمنستان در سال 2006، 421/5 میلیارد دلار بوده است که شامل گاز، نفت خام، فرآورده‌های پتروشیمی، الیاف پنبه و منسوجات بوده است. در نگرش به سیاست خارجی ترکمنستان که موضوع اساسی بحث است، اولویت‌های سیاستهای خارجی این کشور عبارتند از:‌ تلاش برای حفظ استقلال و حاکمیت خود، کوشش برای تلفیق شدن با جهان و توسعه روابط حسنه با همگان که سه محور اساسی هستند. بارزترین ویژگی سیاست خارجی ترکمنستان را، می‌توان در رفتار سرد و محتاطانه صفر مراد ترکمنباشی رئیس‌جمهور فقید کشور که تعیین‌کننده اصلی سیاست خارجی بود نسبت به اقدامات چندجانبه‌ای یا منطقه‌ای مورد توجه قرار داد. اول می‌توان از انگیزه حفظ استقلال و حاکمیت بحث کرد. این، پیش شرطی برای تعیین اولویتهای مستقل یک کشور است. این احساس ناشی از ترس نزدیکی است که سیاست خارجی ترکمنستان را تحت تاثیر قرار داده و به دلیل اینکه تازه از اتحاد شوروی استقلال‌یافته و به خاطر استقلالی که از آن کشور گرفته است، هنوز تاثیرگذاری ساختار قبلی روسیه بر آن محسوس است. پس از فروپاشی شوروی بصورت رسمی در تاریخ 1991، که ترکمنستان از آن تاریخ به بعد استقلال یافته، با وجود گذشت بیش از شانزده سال از این تاریخ ساختاری که از نظام قبلی باقی مانده، تاثیرش بر حاکمیت آن کشور ملموس است. زیربنای اقتصادی نظام قبلی که اتحاد جماهیر شوروی را به هم متصل کرده بود در سطح وسیعی، جمهوریهای تازه استقلال یافته و همچنین ترکمنستان را در موقعیتی نیازمند به روسیه قرار داده است. ترکمنستان به منظور رهایی از این وضعیت برای ایجاد تعادل سیاسی در برابر روسیه می‌بایستی روابط قوی با قدرتهای منطقه‌ای دیگر، برقرار کرده و در برابر روابط اقتصادی قبلی جایگزین‌های دیگری را ایجاد کند و بدین ترتیب ترکمنستان در برقراری روابط با ترکیه و ایران، گرایش به راه حلی متفاوت پیدا کرده است. ملموس‌ترین نتیجه و نشانه عینی این تمایل، مراجعه ترکمنستان، به سازمان ملل مبنی بر حفظ موقعیت بی‌طرفی خود است. بدین ترتیب ترکمن‌باشی، برخلاف تحولات اساسی داخلی، در عرصه سیاست خارجی فعال‌تر، سیاست‌های مستقل‌تر و بی‌طرف را دنبال کرد و هم‌اکنون روندی که در عرصه بین‌المللی برای سیاست خارجی این کشور احترام قابل ملاحظه‌ای را به وجود آورده، توسط قربانعلی بردی محمداف دنبال شده است. پیگیری و حفظ منافع ملی کشور ترکمنستان در سیاست خارجی که ترکمنباشی در اولویت همه چیز قرار داده بود و مصمم بودن وی در این مورد و جانشینش، بی‌تردید، در تامین ثبات داخلی یکی از مهمترین عوامل بوده است. ترکمنستان در آغاز هر چند استقلال را آنچنان درک نکرده بود ولی بعدها در این مورد رفتار خوبی از خود نشان داده و با حساسیت هر چه بیشتر، طرف نشدن با محورهای سیاسی، اقتصادی و نظامی از هر نوع رابطه‌ای که باعث پیدایش نفوذ دیگران بر حاکمیت آن باشد دوری کرده است. ترکمنستان، شرکت در سازمانهایی مانند سازمان کنفرانس اسلامی، کشورهای مستقل همسود بعنوان مانعی بر موقعیت بیطرفی خود تلقی نمی‌کند. اما موضعگیری که در این سازمانها در پیش گرفته در گرایش کلی مورد بحث نیز معنادار است. ترکمنستان با پیشنهاد مستمر کشورهای عضو این سازمانها مبنی بر ادغام اقتصادی و سیاسی، مخالفت ورزیده و معتقد است که تصمیمهای سیاسی و اقتصادی هر کشور از سوی خودش اتخاذ گردند و قراردادها نیز برای کشورها منعقد شوند. منابع طبیعی موجود مهمترین وسیله برای تامین رفاه اجتماعی و توسعه کشور است. انتقال این منابع با مسیرهای مناسب به بازارهای جهانی، هدف اصلی سیاست خارجی کشور است. اما به منظور تبدیل این منابع به رفاه، ترکمنستان نیازمند کمکهای اقتصادی و فناوری کشورهای دیگر است. جدای از این، انتقال این منابع به بازارهای بین‌المللی نیازمند استفاده از خاک دیگر کشورها است. این عوامل، مانعی مهم برای ایجاد سیاستهای مستقل این کشور شمرده می‌شوند.

می‌توان گفت که ترکمنستان پس از استقلال در دوره گذار، نقش ارزشهای دینی، نژادی و فرهنگی را در تعیین سیاست خارجی کاهش داده و پیگیری سیاست واقعگرایانه در روابط خود با غرب مبتنی بر منافع اقتصادی را ترجیح داده است. در ضمن، ترکمنستان با این سیاستش، خواه در روند گذار در داخل کشور و خواه در منطقه در سیاست داخلی و با موضعگیری "بی‌طرفی دایمی" در سیاست خارجی، امنیت در منطقه را هدف قرار داده است.

ب- ایران

ایران، در طول مناطق جنوب آسیای مرکزی و قفقاز که از حاکمیت شوروی آزاد شده با پوشش مساحتی، حدوداً چهار برابر ترکمنستان (1648000 کیلومتر مربع) امتداد دارد. غیر از روسیه، ایران تنها کشوری است که هم با قفقاز و هم با آسیای مرکزی دارای مرز مشترک است. از نظر جعرافیایی در اشتراکات با همسایه شمالی‌اش "ترکمنستان"، تقریباً نیمی از سرزمینهای ایران بیابانی و خشک هستند، با جمعیت بیش از هفتاد میلیون که 95 درصد آن مسلمانان شیعه و فقط 4 درصد آن مسلمان سنی هستند. آنچه که باعث نامگذاری ساختار چند ملیتی بودن ایران شده است، ساختار قومی- نژادی آن دارای خصوصیتی است که می‌تواند روابط بین‌المللی آن را تحت تاثیر قرار دهد. فارسها بعنوان عنصر اصلی تشکیل دهنده جمعیت ایران فقط 50 درصد هستند. اغلب شهروندان آذری که در شمال غربی و در جنوب آذربایجان تازه استقلال یافته زندگی می‌کنند 25 درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. کردهایی که هم در غرب یعنی در ترکیه و در عراق زندگی می‌کنند 9 درصد از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. جدا از این، با وجود اینکه عده معدودی از اقلیتهای دیگر حدوداً 15 درصد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، فارسها در استانهای مرکزی و اقوام دیگر بیشتر در مناطق مرزی زندگی می‌کنند که این تا حدودی برای ایران مشکل‌ساز است. اگرچه ترکمنهای ایران نسبت به جمعیت کل ایران، تعدادشان کم است ولی باز هم بیش از یک میلیون شهروند ترکمن ایرانی تبار در منطقه نزدیک مرز ترکمنستان زندگی می‌کنند که می‌توانند به عنوان یک عامل موثر بر روابط دو کشور تاثیرگذار واقع شوند. تشیع و پایه‌های ساختار دولتی به وجود آوردنده مهمترین عنصر هویت ایران بوده و آن را تشکیل می‌دهد. اعتقاد به مذهب شیعه در نزد مردم ایران که 95 درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند، ساختار چندملیتی ایران را منسجم و یکپارچه نگه داشته و فراتر از این مهمترین ویژگی شکل دهنده به آرمانهای ملی است. ایران، در جغرافیای خود با تلفین آموزه‌های تشیع و فرهنگ فارسی در طول زمان هویت ایرانی را بوجود آورده است. پایه و اهداف سیاست خارجی ایران که خود را قلب اوراسیا نامیده بطور کلی در چارچوب سه عامل، مورد بررسی قرار می‌گیرد، همچنین سیاست خارجی ایران در قبال کشورهای آسیایی با تلفیقی از این سه مفهوم، هدایت می‌شود. اولین عامل، نقش عامل روسیه، روابط ایران- روسیه عامل دوم اسلام یا نقض جغرافیای سیاسی اسلام یا نقش جغرافیای فرهنگی و عامل سوم نیز، توسعه آسیای مرکزی و قفقاز با محوریت نگاه ایران، ایران، همزمان با تجزیه همسایه شمالی‌اش اتحاد شوروی سابق، با فرصتهای به اجرا گذاشتن و شکل دادن به سیاستهای مبتنی بر انگیزه‌های مذکور روبرو شده است. در ضمن با پایان یافتن جنگ سرد روابط و خطرات، در یک دنیای معین، با دنیای دیگری که ابهام بر آن حاکم است، جایگزین شده است. ایران با سه کشور جدید، هم مرز شده است. این موقعیت از یک طرف ایران را وادار به اتخاذ استراتژی‌های سیاسی و نظامی کرده است و از طرف دیگر فرصت رهایی را برای خروج از انزوای جهان قبلی با ایجاد روابط و محورها در دنیای جدید ارائه کرده است. یک آسیای مرکزی و قفقاز مستقل، به ایران امکان طرف واقع شدن در شکل‌گیری استراتژیک جهان و قدرت چانه‌زنی بیشتری را داده است. مردم کشورهای مورد بحث به غیر از ارمنستان و گرجستان مسلمان هستند. این منطقه، برای ایران جغرافیای مسلمان است که این منطقه‌ای بود که ایران هم شریک هویت اسلامی خود را پیدا کرده و هم امکان توسعه جایگزینهای جدید سیاسی و اقتصادی را می‌تواند بدست آورد. از طرف دیگر، ایران صاحب نفوذ سیاسی و فرهنگی عظیمی در آسیای مرکزی است که ریشه آن به قرنها پیش برمی‌گردد. در نوامبر 1991، علی‌اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، در پی دو جلسه با گورباچف و یلتسین که در مسکو برگزار شد، آغاز به ایجاد سیاست خارجی ایران نسبت به بازار 8 تا 10 میلیارد دلاری جمهوریهای آسیای مرکزی، کرد. اگرچه شرح این جلسه‌ها به مطبوعات داده نشده و ایران از این به بعد با حفظ روابط استراتژیک خود با مسکو در برقراری روابط با جمهوریهای آسیای مرکزی دقت بیشتری را می‌بایستی به عمل می‌آورد. علاقه ایران به منطقه و یا به تعبیر دیگر منافع ایران در آسیای مرکزی که تحت عنوان سه مولفه مانع امنیتی، منافع سیاسی و فعالیتهای اقتصادی طبقه‌بندی شده و در ضمن ایران در چارچوب این منافع خواستار برقراری و گسترش روابط با جمهوریهای آسیای مرکزی شده است. به طور کلی منافع استراتژیک ایران در منطقه را می‌توان در 9 بند ذکر کرد:‌

1- برقراری روابط با کشورهای منطقه برای رهایی از سیاست مهار و محاصره آمریکا، 2- حفظ امنیت مرزی خود که از لحاظ ثبات همسایگان نیز حائز اهمیت است و استفاده از سیاستهای انقلاب اسلامی ایران، علیه آمریکا و اسراییل در جهت غرب و جنوب، 3- توسعه روابط سیاسی مثبت مبتنی بر روابط اقتصادی و بازرگانی به ویژه با ترکمنستان، قزاقستان و ارمنستان، 4- ادامه توسعه روابط بصورت سطحی و تدریجی با روسیه و ترکیه، 5- سرکوب تاثیر حرکت طالبان ضدشیعه در درون افغانستان بخصوص با حمایت و پشتیبانی گروه هزاره‌ها و سایر گروههای افغانی، 6- پیگیری سیاستهایی که وجود و تاثیرات پاکستان، عربستان سعودی و ازبکستان را متعادل سازد، 7- فراهم ساختن امکان انتقال انرژی و توسعه شاخصه‌های صنعتی بر پایه انرژی بواسطه افتتاح خطوط لوله انرژی، 8- از میان برداشتن سیاست‌های آمریکا که مانعی برای تاثیر و توسعه اقتصاد ایران به شمار می‌روند، 9- تقویت روابط با اتحادیه اروپایی، چین و ژاپن به منظور افزایش همکاری بین‌المللی ایران.

علاوه بر این، ایران به دنبال کسب امتیاز متعادل در برابر اکثریت کمی اعراب در خاورمیانه از طریق برقراری روابط با کشورهای آسیای مرکزی که غیرعرب هستند، است. پس از جنگ سرد اولویت گرایش به منطقه آسیای مرکزی در سیاست خارجی ایران مشاهده شده است. همکاری در زمینه انرژی با جمهوریهای آسیای مرکزی در این چارچوب و همچنین دارا بودن امتیازات مهمی به دلیل موقعیت جغرافیایی آن بطور روزافزون بر اهمیت آن نیز افزوده است و از نظر گذرگاه خطوط لوله از ایران، (از خزر به خلیج فارس و از خزر به اقیانوس هند که بر سر نقطه کوتاه‌ترین میسر قرارداد) ایران را به بازیگر اصلی که در رقابت منطقه‌ای صاحب بهترین موقعیت است، تبدیل کرده است. ایران به دلیل برخورداری از توسعه صنعت نفت نسبت به دیگر کشورهای منطقه، تلاش می‌کند که سیاست‌های اقتصادی و انرژی خود را در قبال منطقه آسیای مرکزی در یک قالب مشخص قرار دهد. نکته جالب توجه، وجود رابطه میانه‌روتر و قویتری است که ناشی از روابط مبتنی بر منافع متقابل بین ایران و دیگر کشورهای صاحب منافع انرژی جمهوریهای آسیای مرکزی است. به عبارت دیگر، روابط ایران با ازبکستان و  قرقیزستان و همچنین روابط ایران با ترکمنستان و قزاقستان در همین مسیر سیر می‌کند. در این رابطه، با وجود اینکه ایران برای موثر واقع شدن در آسیای مرکزی دارای کارت برنده دیگری نیست، خواستار ایفای نقش اساسی‌تر در ایجاد پیوند دولتهای آسیای مرکزی با بازارهای جهانی شده است. در پی این خواسته، کسب ارزش جهانی برای آینده آن نهفته است. پس از پذیرش دولتهای آسیای مرکزی در سازمان همکاری اقتصادی (اکو) در فوریه 1992 هاشمی رفسنجانی نیت ایران را با این بیانات روشن کرده است: "ایران کشورهای اکو را به هم می‌پیوندد و می‌بایست همکاری نیز از این طریق تحقق پیدا کند. همچنین پیوندهای شمال- جنوب، شرق- غرب، آسیای مرکزی- اروپا، اروپا- آسیای مرکزی، خطوط لوله نفت و گاز،‌ راه‌آهنها، شبکه‌های ارتباطاتی و پروازهای هوایی بین‌المللی می‌بایست از طریق ایران انجام شوند." همانگونه که ملاحظه شد، ایران به خاطر موقعیت جغرافیایی‌اش آرزوی نقطه پیوند تجاری بین آسیا و اروپا را دارد و نزدیکی جغرافیایی با آسیای مرکزی بخت آن را افزایش داده است. این وضعیت به طور اجتناب‌ناپذیر یک نگرش ژئواستراتژیک را در روابط ضروری می‌سازد. بازدید رسمی صفر مرادنیازوف، رییس فقید دولت ترکمنستان به عنوان اولین رهبر کشورهای (جمهوریهای) آسیای مرکزی برای جستجوی همکاری با ایران، می‌بایست ناشی از ضرورت این عوامل بوده باشد. نگرش ایران به جمهوریهای ترک آسیای مرکزی و قفقاز همانند بسیاری دیگر از موارد، در این مورد نیز مشابه همدیگر است. ایران، راه‌آهن جدید بافق- بندرعباس را در بهار 1995 جهت برقراری پلی بین اروپای غربی و کشورهای آسیا- پاسیفیک به دلیل افزایش میزان بازرگانی بین چین- خلیج فارس و مدیترانه به فعالیت در آورده است و بدین ترتی با فعال شدن این خط راه‌آهن کوتاه شدن مسافت 900 کیلومتری فراهم شده است. همچنین ایران در تابستان 1996 نیز، راه‌آهن بین عشق آباد (ترکمنستان) و مشهد (ایران) که از سرخس و تجن می‌گذرد را تکمیل کرده است. پیشتر در سال 1990 گذرگاههای راه‌آهن قزاقستان، بوسیله کمک خط بین‌المللی دروژبا- آلانکف به راه‌آهنهای چین متصل شد. راه‌آهن کرمان - زاهدان که در حال تاسیس است آسیای مرکزی را به پاکستان، هند و آسیای جنوب شرقی از طریق مشهد، تهران، کرمان و زاهدان وصل خواهند کرد. در نتیجه پیوندهای راه‌آهن میان چین، قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، ایران و ترکیه راه حمل و نقل بین کشورهای اروپا و آسیا را سه برابر کوتاه‌تر کرده است. علاوه بر این، ایران، به دنبال راهیابی به آسیای مرکزی از طریق بزرگراههایش است. در این راستا ساختن راههای عشق‌آباد- مرو و عشق‌آباد- باجگیران را بر عهده گرفته است. جدای از این، ایران و قزاقستان در مورد ساختن بزرگراه فرا آسیا که دریچه دومی به خلیج‌فارس خواهد بود، به توافق رسیده‌اند. زمینه فعالیت دیگر ایران، تلاش برای تاسیس خط لوله ارتباطات برقی اوراسیا بین آلمان و چین است. شرکت مخابراتی دولت ایران، در مورد تاسیس قسمت ترکمنستان این خط توانسته شراکت و سهمی را به دست آورد. اما،‌ حتی اگر خط لوله نفتی، راه‌آهن و طرحهای ارتباطات برقی تحقق یابند باز هم تاثیر و سهم ایران در اقتصاد آسیای مرکزی چندان مهم نخواهد بود. چون ایران، دارای قدرت انتقال سرمایه و فناوری جدید به کشورهای آسیای مرکزی نیست. از این جهت ایران، فقط می‌تواند بین آسیای شرقی و مرکزی با قاره اروپا نقش پل ارتباطی را ایفا کند. افزایش سطح مبادلات بازرگانی این دو قسمت بزرگ جهان، نیاز استفاده از دولتهای آسیای مرکزی به عنوان کریدور (گذرگاه) را بیشتر کرده است. قسمت مسیر اروپا- قفقاز و آسیا از طریق خاکهای اتحاد شوروی سابق که متشکل از آلما آتا، عشق‌آباد، ترکمنباشی، باکو و پوتی است می‌گذشت. مشارکت ایران در طرحهای جهانی بازرگانی با وجود مخالفت آمریکا تحقق خواهد یافت. در مورد خطوط لوله گاز و نفت در نهایت کفه ترازوی اقتصادی بر ایدئولوژی سیاسی سنگینی خواهد کرد. ترکمنستان و قزاقستان، به دنبال تاسیس خطوط لوله‌ای هستند که از روسیه نگذرد. گذرگاه‌های احتمالی، اتصال به خلیج فارس از طریق مسیر جمهوریهای آسیای مرکزی و ایران همچنین اتصال به مدیترانه از طریق مسیر ترکیه هستند. به خصوص احتمال اولی با مخالفت شدید آمریکا روبرو شده است. چون این گذرگاه ممکن است تحریم‌های آمریکا علیه ایران را بی‌تاثیر گذارد. در حالی که ترکمنستان به واسطه کمک سرمایه ایران در تاسیس خط لوله خود (ایران 90 درصد سهم ترکمنستان را تامین مالی می‌کند) مصمم است، زیرا انتقال گاز طبیعی ترکمنها به بازارهای جهانی موضوع اصلی مطرح در مذاکرات بین ایران و ترکمنستان از سال 1992 به بعد بوده است. گاز طبیعی رگه حیاتی ترکمنستان است. امتداد این خط لوله به اروپا از طریق ایران و ترکیه، به درهای صادرات تحت کنترل روسیه و وابستگی به مصرف‌کنندگان کشورهای مستقل همسود که مشکل ارزی (دلاری) دارند، پایان خواهد داد، زیرا ایران، اعلام کرده است که در طول 25 سال 8 سال میلیارد متر مکعب گاز طبیعی خریداری خواهد کرد و نفت خام ترکمنستان را به وسیله تعویض به پالایشگاهی در شرق ایران، صادر و منتقل خواهد کرد. این طرح برای تاسیس خط لوله به طول 1300 کیلومتر از طریق ترکمنستان، افغانستان و پاکستان که بوسیله کمک سرمایه فرانسه و عربها و مشارکت شرکت بزرگ گاز پروم روسیه است، از طریق این خط یک درچه گذرگاه به سوی شرق برای گاز طبیعی ترکمنستان بازخواهد شد.

عوامل دیگر تاثیرگذار بر روابط ترکمنستان و ایران

الف- عامل جغرافیا

بارزترین ویژگی جغرافیای سیاسی آسیای مرکزی نداشتن راه اتصال به دریا است که ترکمنستان نیز همانند دیگر کشورهای منطقه به خاطر از دست رفتن امتیازات ناشی از این امر رنج می‌برد. به عبارتی واضح‌تر، ترکمنستان برای راهیابی به جهان خارج می‌بایست یا از راه زمینی یا از فضای هوایی کشورهای هم مرز که آن را احاطه کرده‌اند، استفاده کند. در ضمن این امر به جز کشورهای هم مرز، برای کشورهای دیگری که می‌خواهند به منطقه دسترسی پیدا کنند نیز مطرح و محقق است، این احاطه زمینی، باعث پیدایش "دسترسی" بعنوان یک عنصر بسیار مهم استراتژیک از جهت کنترل بر منطقه شده است. دسترسی به منطقه از طریق کشورهای هم مرز به منطقه آشکار است. این موضوع، برای کشورهای مورد بحث، امتیازی استراتژیک مانند نظارت بر دسترسی به منطقه را به دست می‌دهد. رویکرد ژئوپولیتیک، با اینکه قدرت نظارت کننده در دسترس به منطقه را به عنوان قدرت صاحب نفوذ بر منطقه در نظر دارد، باید گفت که این امتیاز در حد توان هر کشور تحقق می‌یابد. روسیه که در دوران حاکمیت اتحاد شوروی بعنوان تنها قدرت حاکم بر "دسترسی"‌ به منطقه بود، هم‌اکنون نیز در دسترسی به منطقه نقش بسیار مهمی دارد. کشورهای قفقاز نیز به خاطر داشتن ضعفهایی همانند کشورهای آسیای مرکزی به جهان بیرون نیازمند هستند و به همین دلیل در دسترسی به منطقه نمی‌توانند صاحب نفوذ باشند. قفقاز را صرفاً می‌توان بعنوان یک گذرگاه مهم در دسترسی به منطقه در نظر گرفت. ایران، غیر از روسیه تنها کشوری است که می‌تواند منطقه را هم از طریق ترکیه و هم از طریق خلیج فارس به دنیا متصل کند. ایران بازیگری است که می‌تواتند از منطقه صاحب نفوذ باشد و با توجه به موقعیت ویژه خود، قصد استفاده از آن را دارد. رئیس‌جمهور وقت ایران هاشمی رفسنجانی در نشست سازمان همکاری اقتصادی سال 1992 با اشاره به نقشه، اظهار داشت که ایران می‌تواند همه گذرگاههای ارتباطی و دسترسی به منطقه را تامین کند. تاسیس راه‌آهن وصل کننده‌ ترکمنستان به مشهد، تاسیس خط لوله گاز طبیعی به مسافت 200 کیلومتر، تهیه طرحی که بتواند خط لوله را به خلیج‌فارس متصل کند و ارتباطات زمینی جزو فعالیتهای عینی هستند که در راستای تحقق بخشیدن به این هدف انجام گرفته‌اند. در نتیجه می‌توان موقعیت جغرافیایی را هم بعنوان عامل تقویت‌کننده در توسعه روابط بین دو کشور ترکمنستان و ایران تعریف کرد.

ب- عامل آمریکا

سیاست آمریکا ایران را مستقیماً تحت تاثیر و محدودیت قرار داده است. این سیاستهای منزوی سازی که آمریکا به مدت بیش از 20 سال است که بر این کشور تحمیل کرده و در اقتصاد و فناوری ایران سهم غیرمستقیم داشته است، موضوع بحث است. علاوه بر آن سیاست آمریکا جایگزینهای ترکمنستان را نیز محدود کرده است. تلاشهای آمریکا که می‌خواهد ایران را از منطقه دور نگه دارد پاره‌ای از اقدامات منزوی سازی آمریکا علیه ایران است که بعد از انقلاب اسلامی تا امروز به کار برده است. آمریکا پس از جنگ سرد، ایران را یک تهدید جدیدی تلقی کرده و آن را متهم به یکی از منابع مهم رشد و صدور بنیادگرایی اسلامی کرده است. زیرا از نظر آمریکا تلاشهای ایران برای فعالیت منطقه‌ای یک تهدید است و همکاری ایران با دشمن قدیمی آمریکا یعنی، روسیه و دشمن بالقوه تازه مانند چین ممکن است آمریکا را از منطقه باز دارد و با داشتن خطرات بالقوه سیاستهای آمریکا را با تهدید مواجه کند. آمریکا از یک سو در منطقه ترکیه را که یکی از اعضای ناتو و هم‌پیمان خود آمریکا است حمایت می‌کند و از سوی دیگر می‌کوشد تا ایران را در بیرون منطقه نگه دارد. گذشته از آن، خود آمریکا از طریق مقامات رسمی، ایران را در آسیای مرکزی، عامل تهدید کننده قلمداد می‌کند و از برخورداری ایران از منابع مالی بین‌المللی و فناوری پیشرفته جلوگیری می‌کند. از روابط سیاسی مهم و عینی که در این مورد ایجاد شد از جمله طرح داماتو، تحریمهای اقتصادی در سال 1996 در سنای آمریکا تصویب شد و قرار بر این بود که شرکتهایی که بیشتر از 20 میلیون دلار در ایران سرمایه‌گذاری کنند تحریمهای آمریکا را متحمل شوند. این امر باعث می‌شود که خطوط لوله نفتی، تکنولوژی صنایع و دیگر زمینه‌های سرمایه‌گذاری که از سرمایه‌گذاریهای خارجی یا بین‌المللی برخوردار است از جذابیتش کاسته شده و ایران را از نظر اقتصادی و فناوری محدود و ناتوان سازد. آمریکا به دلیل داشتن نقش تنظیم کننده و سهم عظیم در اقتصاد و فناوری جهان، بخصوص کشورهای نیازمند به کمک اقتصادی را در راستای اهداف خود تحت فشار قرار می‌دهد. در این موقعیت است که تاثیر مستقیم آمریکا در جلوگیری از گذر خطوط لوله نفت خزر از ایران خود را نشان می‌دهد. گذرگاه ایران که می‌تواند در انتقال گاز طبیعی ترکمنستان از کوتاهترین مسیر ترکیه و خلیج فارس امتیاز بزرگی برای آن کشور در پی‌داشته باشد، به دلیل موضع‌گیری آمریکا، مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. به دلیل این موضعگیری، گذرگاه ایران که قرار بود گاز را به ترکیه انتقال دهد با گذرگاه فرا خزر تعویض شده است.

ج- عامل ترکیه

موقعیتهای ترکیه و ایران در رقابت بر سر منطقه تقریباً به گونه‌ای است که موقعیت‌ یکی به معنای شکست کامل دیگری به نظر می‌رسد و در چارچوب بازی حاصل جمع جبری صفر مورد بررسی قرار می‌گیرد. این به معنای آن است که هر سیاست موفق ترکیه، ایران را به صورت بالقوه محدود خواهد کرد و بالعکس. جغرافیایی آناتولی و ایران با ظهور صفویها در قرن 14 میلادی بعنوان یک قدرت سیاسی منطقه مورد رقابت دو قدرت بوده است. اکنون نیز ترکیه و ایران که نمی‌توانند به عنوان دو قدرت متوازن یکدیگر را از صحنه رقابت حذف کنند، بر سر آسیای مرکزی و قفقاز برای افزایش هر چه بیشتر نفوذ خود به رقابت پرداخته‌اند. ایران، با هویت اسلامی و موقعیت جغرافیایی خود و ترکیه با ساختار نظام لائیک و دموکراتیک و  همچنین امتیاز برخورداری از حمایت غرب سعی در تاثیرگذاری بر منطقه دارند. ترکیه، در برابر تاثیر احتمالی ایران بر منطقه از سوی آمریکا از نظر سیاسی مورد حمایت قرار گرفته است. پس از فروپاشی بلوک کمونیست اثبات "موفقیت" در غرب مورد ترجیح جهانی قرار گرفت، ترکیه نیز به عنوان کشوری که با نظام سیاسی و اقتصادی غرب در سطح بالایی تلفیق شده برای کشورهای تازه استقلال یافته به صورت یک مدل و الگو ارائه شده است. ترکیه به خاطر توسعه یافتگی و مدرنیسم نسبی، نزدیکی قومی- نژادی، زبانی و مذهبی، برای کشورهای منطقه، در موقعیت برتر نسبت به ایران که از یک طرف به دلیل درگیری با غرب فاقد حمایت اقتصادی است و از سوی دیگر نظامهای استقرار یافته لائیک در این کشورها در طول دوران حاکمیت شوروی با نظام سیاسی دینی ایران در تضاد است، قرار داده است. آشکار است که مدل قرار گرفتن ترکیه برای ترکمنستان و دیگر کشورهای منطقه و راهی که باعث در اولویت قرار گرفتن آن در تلفیق و ادغام آنها با جهان شود، محدودیت‌هایی را برای ایران در استفاده از امتیازات موقعیتش، ایجاد خواهد کرد.

د- عامل روسیه

روسیه با قابلیتها و امکاناتش هنوز هم از لحاظ تاثیرگذاری بر منطقه مهمترین کشور است. اگر دوران حاکمیت روسیه در منطقه از زمان روسیه تزاری و بعدا نیز 70 سال شوروی را در نظر داشته باشیم، متوجه تعدد و قابلیتها و امکانات آن خواهیم بود. وجود اقلیت‌ قابل توجه روس در منطقه که نمی‌توان آن را نادیده گرفت؛ بوروکراسی رده بالا این کشورها، ساختار نظامی و امنیتی، قرار گرفتن متخصصین روس در بسیاری از مقامات کلیدی اقتصادی، فرهنگ موثر روسیه بر قشر حاکم، متمرکز شوروی که هر نوع ساختار تولیدی را به روسیه وابسته کرده است، نداشتن یک قدرت نظامی مورد نیاز که هنوز هم زیر چتر امنیتی ارتش سرخ قرار دارند، عوامل متعدد قابل توجهی هستند که ادامه حضور روسیه در منطقه را تسهیل می‌کنند. روسیه دارای این امکانات بوده و در پی استفاده از آنها است. روسیه این درخواست خود را در چارچوب اعلامیه مواضع فدراسیون روسیه در 1993 تحت عنوان سیاست خارج نزدیک و دکترین جدید نظامی قفقاز و آسیای مرکزی را به عنوان منطقه نفوذ طبیعی در نظر گرفته است. روسیه باز هم بر طبق این سیاستها خود را مسوول حفظ اقلیتهای روس در منطقه و ثبات و امنیت منطقه می‌داند. عنصر کلیدی مهم دیگری که می‌بایستی مورد تاکید قرار داد این است که ایران تلاش دارد از سیستم بین‌المللی و منطقه‌ای که آمریکا بر آن حاکمیت دارد، استفاده کند و در کنار آن سیاستهای آسیای مرکزی و قفقاز به محوریت روسیه را دنبال می‌کند. بیش از هر چیز روابط با روسیه باعث تداوم موثر واقع شدن سیاستهای خارجی منطقه‌ای ایران شده است. سیاست به محوریت روسیه، از لحاظ منافع و اهداف به سه معنای اساسی اشاره دارد: اهمیت روابط متقابل روسیه - ایران، حضور روسیه در روابط ایران - آسیای مرکزی و شکل‌گیری دولتهای جدید از درون ایران، یعنی احتمال تجزیه آن و سیاست حفظ تمامیت و یکپارچگی ارضی منطقه‌ای در برابر این احتمال، روسیه نیز با استفاده از فرصت سیاست "مهار دوگانه" آمریکا در دوران کلینتون علیه ایران و عراق سعی کرد روابط خود با این دو کشور را تقویت کند. پس از فروپاشی شوروی در 1991، ترس ناشی از تهدید از جانب شمال در مقیاس وسیعی کاهش یافت. ایران، از سال 1993 به بعد ادعای روسیه مبنی بر حوزه نفوذ حیاتی بودن قفقاز و آسیای مرکزی، اولویت موقعیت مسکو را پذیرفت که این امر در تقویت روابط بین دو کشور نقش مهمی را ایفا کرده است. واضح‌ترین دلیل عینی این امر، در جنگ داخلی تاجیکستان (1997-1992) است که ایران با قطع حمایت خود از مخالفین اسلامگرا علیه رژیم طرفدار روسیه به نفع آن کشور، باعث برقراری صلح در چارچوب طرح ارائه شده از سوی مسکو شد. بدین ترتیب مسکو، بر اعتقاد اینکه ایران با رویکرد منافع اقتصادی به منطقه می‌نگرد و به دلایل استراتژیک همچون داشتن سهم مهمی در اقتصاد روسیه و دسترسی این کشور به خلیج‌فارس از طریق ایران، اهمیت ویژه‌ای به روابط خود با ایران قائل است. روسیه، در برابر سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه آمریکا علیه ایران در عرصه بین‌المللی و روابط منطقه‌ای از ایران حمایت می‌کند. فروش قابل توجه تسلیحات به ایران، تاسیس و استقرار رآکتورهای انرژی هسته‌ای و صدور فناوری هسته‌ای از نظر ایران جزو عمده‌ترین عناصر در روابط استراتژیک با روسیه به شمار می‌روند. مسکو و تهران در مورد نحوه استفاده از نفت دریای خزر و اختلافات در رابطه با رژیم حقوقی دریای خزر دارای منافع و دیدگاههای مشترکی هستند. در رابطه با تاسیس و استقرار رآکتور هسته‌ای در بوشهر که در جنوب ایران قرار گرفته قراردادی در ژانویه 1996 به امضای طرفین رسیده است. اکنون، 90 درصد این رآکتور به ارزش 800 میلیون دلار و با ظرفیت 1000 مگاواتی تمام شده است. نکته قابل توجه دیگر این است که رآکتور در حال تاسیس و استقرار از سوی روسیه از طرف شرکت زیمنس آلمان طراحی شده است. روسیه و ایران بوضوح گفته‌اند که به همکاری صلح‌آمیز خود در مورد انرژی هسته‌ای ادامه خواهند داد. همانگونه که ملاحظه می‌شود امروزه، منافع روسیه و ایران چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطوح کارکردی همسو بوده و هر دو کشور در روند توسعه این روابط مسیر مهمی را طی کرده‌اند. لذا، سفر چهار روزه سیدمحمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق به مسکو از لحاظ روابط دو جانبه مثبت بوده است. در تاریخ 16 تا 12 مارس 2001 قراردادهایی که در رابطه با اصول همکاری و رژیم حقوقی دریایی خزر تاثیر داشته باشند، منعقد شدند. عمده‌ترین قراردادی که چارچوب روابط متقابل آینده دو کشور را مشخص کرده است "قرارداد اساسی روابط متقابل و اصول همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه" است. در این قرارداد، آمده است که طرفین متعهد می‌شوند که در روابط متقابل بین دو کشور استفاده از قدرت نظامی امتناع ورزند، اجازه استفاده از سرزمینشان با هدف تجاوز به خاک یکدیگر از سوی کشور ثالث را نداده و همچنین اجازه فعالیتهای تروریستی علیه یکدیگر در سرزمینشان را ندهند. چارچوب این قرارداد که همکاری امنیت منطقه‌ای و موارد مشابهی را پیش‌بینی کرده است از لحاظ روابط دو کشور نقطه عطفی به شمار می‌رود. در ارزیابی مربوط به تحولات اخیر، در این راستا است که مسکو در سیاست انرژی‌اش و حفظ نفوذش در منطقه دریای خزر به کمکهای بیشتر تهران نیازمند است. روسیه با داشتن این امتیازات در روابط ترکمنستان - ایران، نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. ایران برای روسیه، کشوری است که از یک جهت در برابر تاثیر غرب و ترکیه در منطقه بصورت کلی و بصورت عینی نیز همکاری در مورد موقعیت خزر به عمل آورده، از طرف دیگر می‌تواند منبع بنیادگرایی اسلامی و تروریسم گردد که روسیه همیشه از آن شکایت داشته و آن را تهدید تلقی کرده است. روسیه، اگرچه به منظور جلوگیری از ورود غرب  و ترکیه به منطقه، با ایران همکاری استراتژیک دارد ولی اساساً منطقه را به عنوان حیاط خلوت خود در نظر دارد و در این راستا نه می‌خواهد غرب و نه می‌خواهد ایران در منطقه حضور فعال و موثری داشته باشند. بر اساس سطح تهدید مورد بحث، روسیه، نباید برای محدود کردن روابط ایران با آسیای مرکزی و ترکمنستان تلاش کند. اما می‌توان گفت که دست کم در حال حاضر روسیه به دلیل ایستادگی در برابر روابط استراتژیک تعیین‌کننده غرب و ترکیه، روابط ایران با منطقه را محدود نمی‌کند.

بررسی و ارزیابی کلی روابط ترکمنستان و ایران

الف- روابط سیاسی

در بعد روابط سیاسی دو کشور، روابط دوستانه همسایگی، سیاستهای منطقه‌ای در راستای منافع مشترک و مواردی مانند عضویت در سازمانهای منطقه‌ای مورد بحث قرار می‌گیرند. روابط دوستانه همسایگی، به معنای آن است که دو کشور یکدیگر را دشمن تلقی نکنند و تلاش در جهت توسعه روابط بین دولتها و ملتهای دو طرف به عمل آید. در یک نگرش سطحی مانعی برای برقراری روابط دوستانه بین دو کشور وجود ندارد و حتی پیوند با برادران مسلمان که در طول حاکمیت 70 ساله رژیم کمونیستی از جهان اسلام جدا شده بودند، مجدداً تحقق می‌یابد. در حقیقت این نگرش مثبت در لحظه اول موثر است و ایران، جز اولین کشورهایی است که استقلال ترکمنستان را به رسمیت شناخته است و از هر دو کشور متقابلاً در سطح ریاست جمهوری بازدید بعمل آمده است. علاوه بر این، از همان اول قراردادها و توافقنامه‌هایی که در برگیرنده همکاری در زمینه‌های فرهنگی باشد به امضای طرفین رسیده است. هویت اسلامی هر دو کشور زمینه را برای تقویت روابط همسایگی خوب به وجود آورده است. پس از دوران حاکمیت شوروی که دین اسلام نیز همانند دیگر ادیان تحت فشار قرار گرفته بود، با از بین رفتن ساختارهای ایدئولوژیک که جایگزین دین شده بودند، در ترکمنستان نیز در میان مردم بعنوان ضرورت تعریف دوباره از خود، گرایشهایی به اسلام شکل‌ گرفته است. از کشورهای اسلامی در موارد دینی در خواست کمک شده و چنین کمکهایی بیشتر، از سوی کشورهای سنی مذهبی مانند عربستان سعودی و ترکیه تامین شده‌اند. تفاوت مذهبی ایران در ارائه کمکها به مردم ترکمنستان در موارد دینی باعث محرومیت ایران از دستاوردهای احتمالی که می‌توانست برای افزایش روابطش مفید باشد، شده است. علاوه بر این، ایران جهت برطرف کردن نگرانیهای ترکمنستان که در ذیل به آن خواهیم پرداخت از گنجاندن مفاد دینی در قراردادهای فرهنگی بین دو کشور امتناع کرده است. از آغاز استقلال تاکنون بین دو کشور هیچ مساله نظامی، سیاسی و اقتصادی که روابط دو کشور را مختل کند وجود نداشته است. ترکمنستان رویکردی سیاسی در درون مرزهای خودش را دارد. "بیطرفی دایمی" امروزه پایه اصلی سیاست خارجی ترکمنستان است. از نظر ایران، ترکمنستان کشوری است که یک پانزدهم جمعیت ایران را دارد و در برابر تهدیدی که اتحاد شوروی و ارتش سرخ برای ایران ایجاد کرده بودند اهمیت چندانی ندارد. مقامات رسمی ایران ضرورتا اعلام کردند که ایران قصد حمایت سیاسی از گروههای اسلامی در آسیای مرکزی را ندارد و صرفاً در راستای اهداف اقتصادی خود عمل می‌کند. در زمینه گسترش روابط دو کشور در منطقه منافع مشترکی دارند و در این راستا همکاری می‌کنند. زمینه عینی منافع مشترک و همکاری، موضوع رژیم حقوقی خزر است. لذا در بحرانی که در 23 جولای 2000 بین ایران و آذربایجان بوجود آمد، ترکمنستان با جانبداری از ایران به آذربایجان هشدار داد. از نظر داشتن روابط، قرار گرفتن ترکمنستان با ایران در یک طرف، "اتقاق" مهمی است. این هدف مشترک می‌تواند دو کشور را به همکاری در زمینه‌های دیگر سوق دهد. می‌توان از سازمان اکو، سازمان کنفرانس اسلامی و سازمان همکاری خزر که هماهنگی دو کشور در آنها مطرح است، بحث کرد. سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، تنها زمینه مهم همکاری کشورهای اسلامی غیرعرب است که در غرب هند قرار دارند. سازمان که این نام را در سال 1985 به خود اختصاص داده است، در نتیجه تلاشها و همکاری ترکیه، ایران و پاکستان که از سال 1950 تحت عناوین پیمان بغداد، سنتو، سازمان توسعه و همکاری منطقه‌ای فعالیت داشته‌اند، شکل گرفت. با پیوستن کشورهای آسیای مرکزی در سال 1992 به اکو، این سازمان منطقه‌ای دارای پتانسیل بزرگی شده است. در چارچوب سازمان اکو، فعالیتهای مشترک در زمینه‌های مختلف از جمله حمل و نقل، ارتباطات، بانکداری و سرمایه‌گذاریهای زیربنایی مشترک، انجام می‌شود. پس از مدت کوتاه از شرکت کشورهای جدید در سازمان، 10 درصد کاهش تعرفه‌های گمرکی صورت گرفته و در آینده اجرای قوانین تسهیل کننده گمرکی دیگر پیش‌بینی شده‌اند. در مرکز جغرافیایی این سازمان، ایران و ترکمنستان قرار دارند. ترکمنستان برای ترکیه که در انتظار پیوستن به اتحادیه اروپایی است و پاکستان که عضو آ.سه.آن است در موقعیت ثانوی قرار دارد، در حالیکه برای ایران یک گرایش مهم سیاسی و اقتصادی است. ترکمنستان بر سر راه ورود به آسیای مرکزی که منطقه اعضای جدید اکو است، قرار گرفته و خطوط اساسی حمل و نقل و ارتباطات بین این کشورها و اعضای بزرگ سازمان باز هم از طریق ترکمنستان و ایران امکان‌پذیر است. این موقعیت، ترکمنستان و ایران را به سوی "اتفاقی" که نقش کلیدی در توسعه سازمان بتواند داشته باشد، سوق می‌دهد. علاوه بر این، می‌توان از سازمان کنفرانس اسلامی بعنوان زمینه دیگر مشترک همکاری دو کشور نام برد. کنار هم قرار گرفتن دو کشور با هویت اسلامی در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی را می‌توان به عنوان سهم هویت دینی در روابط، در نظر گرفت. اما بحث کردن در مورد تاثیر مستقیم عضویت سازمان کنفرانس اسلامی بر روابط دو طرف، دشوار است. دو کشور عضو "سازمان همکاری خزر" بودند که در فوریه 1992 به رهبری ایران تاسیس شد. سازمان، متشکل از کشورهای ساحلی دریای خزر بود. تشکیل این سازمان به ابتکار ایران پیشنهاد شد ولی هرگز شکل نگرفت. شکل‌گیری این سازمان می‌توانست زمینه مذاکره و همکاری در مورد رژیم حقوقی دریای خزر و موارد دیگر مربوط به کشورهای ساحلی آن را در بر بگیرد اما احتمالا به دلیل وجود اختلافات در موارد دیگر بین این کشورها، ممکن بود بیشتر در رابطه با مسائل زیست محیطی خزر نقش ایفا کند. یکی از مهمترین مسائل دریای خزر که بازمانده از دوران شوروی است، مساله زیست محیطی است که در مورد این مساله مشترک با حضور دو کشور در این سازمان، زمینه همکاری مهمی می‌توانست شکل بگیرد. از لحاظ روابط قرار گرفتن همزمان در این سازمانها به تنهایی معنا ندارد. عضویت در این سازمانها، در صورت ایجاد برای پیشبرد سیاست‌های مشترک در جهت منافع می‌تواند نقش تعیین کننده در روابط دو کشور داشته باشد. علاوه براین، ایران و ترکمنستان بویژه با تبادل اطلاعات در مورد مسائل منطقه‌ای تلاش دارند راه‌حلهای مشترکی برای مسائل ارائه دهند. بخصوص، دو کشور که از بحران افغانستان در منطقه به میزان زیادی تحت تاثیر قرار گرفته بودند، از سال 1997 سلسله نشستهای مشورتی را در تهران آغاز کردند و در راستای داشتن سهمی در توسعه راه‌حلهای مشترک برای مساله افغانستان حتی پس از شکل‌گیری دولت وحدت ملی این کشور تلاش کرده‌اند.

ب- روابط اقتصادی

تجارت کالا پایه اولیه فعالیتهای اقتصادی بین دو کشور ترکمنستان و ایران است. ظرفیت تولیدی موجود ترکمنستان بیشتر از اینکه نیاز این کشور را تامین کند به دلیل برنامه‌ریزی تامین نیاز مرکزی شوروی تاسیس شده است، بویژه خودکفا نبودن کشور، واردات کالا را در موقعیت نیاز حیاتی قرار داده است. هنوز هم سهم بزرگ فرآورده‌های وابسته به دامداری و کشاورزی از کشورهای مستقل همسود تامین می‌شوند. مخصوصا با انعقاد قراردادها در مورد جلوگیری از مالیات‌بندی دو طرفه از درآمد و سرمایه‌گذاریها و در مورد "تجارت مرزی" روابط بین دو کشور توسعه بیشتری پیدا کرده است. ترکمنستان به دلیل نارسایی در تولید کالای مصرفی بازار داخلی، برای برطرف کردن این کمبود، مجبور به واردات ماشین‌آلات و تجهیزات در سطح وسیعی شده است. 60 درصد از کل واردات ترکمنستان ماشین‌آلات و تجهیزات است و واردات مواد غذایی 15 درصد بوده است. علاوه بر این، با وجود تولید زیاد پنبه، صنعت نساجی به اندازه کافی توسعه نیافته و 8 درصد واردات آن مورد بحث است. سهم ایران در این واردات ترکمنستان تنها 2/6 درصد بوده است که در مقام هفتم قرار دارد. ... (2005). این سهم از کالاهایی همچون مواد غذایی، نساجی، مبل و فناوری سطح پایین تشکیل شده است. در واردات سال 2005 ترکمنستان، ترکیه با 3/7 درصد رتبه ششم را به خود اختصاص داده بود در حالیکه در سال 2000 با اختصاص 19 درصد در مقام اول قرار داشت. در سال 2006 میزان واردات ترکمنستان 936/3 میلیارد دلار بوده است. امارات متحده عربی 7/12 درصد، آذربایجان 1/11درصد، ایالات متحده 6/9 درصد، روسیه 1/9 درصد، اوکراین 6/7 درصد، ترکیه 3/7 درصد، ایران 2/6 درصد مهمترین شرکای وارداتی ترکمنستان در سال 2005 بوده‌اند. عمده‌ترین کالاهای وارداتی ماشین آلات و تجهیزات، مواد شیمیایی و مواد غذایی است. صادرات ترکمنستان در سال 2006  421/5 میلیارد دلار بوده است که شامل گاز، نفت خام، فرآورده‌های پتروشیمی، الیاف پنبه و منسوجات است. شرکای صادراتی ترکمنستان اوکراین 42 درصد، ایران 8/14 درصد، است. در واقع ایران دومین وارد کننده کالا از ترکمنستان و هفتمین صادرکننده به این کشور است. میزان مبادلات تجاری- اقتصادی دو کشور ترکمنستان و ایران در سال 2006، 2/1 میلیارد دلار بوده است. ایران نسبت به این کشورها در مورد واردات ترکمنستان نقش کم‌اهمیت‌تری را دارد. ایران با وجود اینکه همسایه بزرگ ترکمنستان است ولی در تامین مایحتاج ترکمنستان ناتوان بوده است. ایران نیز همانند ترکمنستان فاقد فناوری پیشرفته تولیدی است. بیشترین حجم تولید را نفت، گاز و صنایع اساسی وابسته به آنها تشکیل می‌دهد. زمینه‌های تخصصی اقتصادی، تنوع کافی را ندارد و عامل تعیین کننده ساختار تولید به صورتی است که می‌توان هر دو کشور را "کشورهای کشاورزی" نامید. نیروی کار بالا و محصول کم در عرصه کشاورزی حاکم است. داشتن ساختار تولیدی مشابه در هر دو کشور، مهمترین عامل محدودکننده کالاهای بازرگان بین دو کشور است. زمینه دیگر فعالیت اقتصادی بین دو کشور ارزیابی منافع انرژی ترکمنستان است. مهمترین منبع گاز طبیعی و در سطح کمتر نفت که می‌تواند اقتصاد ترکمنستان را در راستای رفاه پشتیبانی کنند، برای ایران جذابیت زیادی ندارد. ایران، به دلیل داشتن منافع بزرگتر نفت و گاز طبیعی بیشتر در عرصه ترانزیت منابع ترکمنستان به بازارهای جهانی علاقمند به همکاری است. ارزیابی این منابع در دو سطح انجام می‌گیرد، کشف و استخراج منابع و حمل و نقل‌ آن به بازارهای جهانی، هر دو مرحله ظرفیت بالای فناوری و تامین مالی گسترده‌ای را می‌طلبد. فناوری که استخراج و ظرفیت کاربری در ترکمنستان وابسته به آن است در حال فرسوده شدن است. خطوط لوله‌ای که این منابع را به روسیه انتقال می‌دهند، کافی نبوده و نیاز به تعمیر و نگهداری مستمر و پیوسته دارند. تجدید ظرفیت قدیمی، افتتاح زمینه‌های جدید کاری راه‌اندازی خطوط لوله جدید، فراتر از توانایی اقتصادی و ظرفیت فناوری ترکمنستان است. ایران فاقد توانایی پاسخگو به نیازهای اقتصادی و فناوری ترکمنستان در این زمینه است. بازیگران اصلی که توان پاسخگویی به این نیازها را دارند کشورهای پیشرفته غربی و شرکت‌های بین‌المللی هستند. روابط ایران- ترکمنستان در این زمینه، به دلایل ناتوانی اقتصادی و فنی، نداشتن جذابیت منافع ترکمنستان برای ایران و صرفا علاقمند بودن ایران به گذرگاه خط لوله و همچنین در نتیجه سیاست‌های آمریکا علیه ایران، توسعه محدودی را داشته است. می‌توان از تاثیر مثبت جغرافیا در موارد بازرگانی کالا و حمل و نقل منابع طبیعی نیز بحث کرد. داشتن مرزهای همسایگی، علیرغم اینکه محدودکننده عقب‌ماندگی هر دو کشور است ولی از لحاظ بازرگانی کالا مهم است، از طرفی تجارت مرزی را امکان‌پذیر می‌کند. علاوه بر این، ‌وجود ترکمنها در ایران عاملی تقویت‌کننده برای این تجارت است. مهمترین امتیازی که عامل جغرافیا فراهم کرده در مورد خطوط لوله است. عملی‌ترین گذرگاه جدیدی که می‌توان گاز طبیعی ترکمنستان را به اروپا برساند، ایران است. در حال حاضر ترکمنستان گازطبیعی خود را از طریق خطوط لوله موجود روسیه به اروپا انتقال می‌دهد. ایران هم به لحاظ داشتن کوتاه‌ترین راه خروجی به خلیج فارس و هم به لحاظ نزدیک‌ترین بازار بزرگ یعنی ترکیه، کوتاه‌ترین مسیر است. این موقعیت تقریبا ایران را برای ترکمنستان به ضروری‌ترین حوزه خروجی تبدیل کرده است. در نتیجه این تحولات، در سال 1997 خط لوله‌ای به طول 200 کیلومتر راه‌اندازی شده است، اگر چه در سطح محدودی فروش گاز طبیعی صورت گرفته ولی در این زمینه برای آینده طرحهای دیگر در حال تهیه می‌باشند. علاوه بر این در مورد فروش برق از طریق ایران به ارمنستان و ترکیه، دو طرف به توافق رسیده‌اند. در این نکته، متخصصین شرکت انرژی- تکنولوژی دولتی "کوات" وابسته به وزارت انرژی و صنایع ترکمنستان با شرکت "ترکمن انو گگورلوشوک"، پس از تکمیل تاسیس خطر برق بالکان آباد (نبیت داغ سابق ترکمنستان) به علی‌آباد کتول (ایران) و نیروگاه تالی "بالکان"، آزمون عملی را انجام داده‌اند. در رابطه با صادرات منابع انرژی ترکمنستان، همراه با افتتاح خط برق ترکمنستان- ایران، انتقال انرژی برق ترکمنستان به ترکیه، اجرای طرحهایی در مقیاس وسیع آغاز شده است. بین ترکیه و ترکمنستان قرارداد سالانه فروش 750 میلیون کیلو وات ساعت انرژی برق به امضا رسیده است. طرح تحویل انرژی برق ترکمنستان از طریق ایران به ترکیه، با حضور نمایندگان دولتهای سه کشور در سال 1995 نیز به امضا رسیده است. تصمیم مورد بحث، برای تضمین انتقال انرژی و خرید آن، قراردادهای دوجانبه‌ای دیگر نیز بین این کشورها منعقد شده است. با نوسازی برخی واحدهای سیستم انرژی مورد استفاده ایران، تاسیس خط انتقال برق ترکمنستان- ایران تسریع شده است. صدور انرژی ترکمنستان به ایران، علاوه بر تهیه و به اجرا در آوردن پروژه‌های مربوط به تحویل انرژی برق ترکمنستان به افغانستان و پاکستان، جزو برنامه‌های توسعه اجتماعی- اقتصادی که بین سال‌های 2010- 2000 در نظر گرفته شده، است. در پی نوسازی نیروگاههای مورد استفاده و تاسیس ظرفیتهای جدید و افزایش دادن حجم تولیدی انرژی برق به 15 میلیارد کیلو وات- ساعت در سال 2005، و تا 2010 به میزان 5/25 میلیارد کیلووات- ساعت برنامه‌ریزی شده است. صدور حجم بزرگی از این مقدار نیز از طریق ایران، برنامه‌ریزی شده است. عامل محدودکننده امتیازات موقعیت جغرافیایی، ایالات متحد آمریکا است. به دلیل مخالفت آمریکا نسبت به عبور هر نوع خطوط لوله از ایران و نداشتن امکان ایران در جهت استفاده از اعتبارات بین‌المللی در نتیجه تحریمها علیه ایران، باعث تغییر و معلق ماندن بسیاری از برنامه‌های آماده شده، می‌باشد. به عنوان مثال پروژه انتقال گاز طبیعی ترکمنستان به ترکیه از طریق گذرگاه خط لوله ایران سالانه به میزان 16 میلیارد مترمکعب (در پروژه جدید و 30 میلیارد مترمکعب) برنامه‌ریزی شده بود، بر اثر فشارهای آمریکا به گذرگاه فرا خزر تغییر کرده است و به دلیل مشکلات تامین اعتبار معلق مانده است. از طرف دیگر، با وجود این نواقص و مشکلات هر دو کشور فعالیتهای خود را در زمینه ارتباطات بین خود و ایجاد زیربنای لازم، ادامه می‌دهند. در چارچوب این برنامه‌ها؛ راههای زمینی، راه‌آهن و گذرگاههای هوایی جدید در حال افتتاح است.

ج- روابط فرهنگی

در طول قرنها به جز دوران حاکمیت شوروی، مردم ترکمنستان و ایران به عنوان مردم همسایه با یکدیگر در حال ارتباط و متاثر از یکدیگر بوده‌اند. در سالهای آخر حکومت شوروی این روابط مجدد آغاز شد. حتی در زمان شوروی رئیس دولت ترکمنستان صفر مراد نیازوف همراه با گروهی از روشنفکران برای زیارت از مقبره‌های پدر خود مختومقلی فراغی و دولت محمد آزادی، که در درون مرزهای ایران قرار داشت، سفر کرد و روابط رو به فراموشی بین دو کشور را دوباره فعال کرد. وجود اقلیت قابل توجه ترکمن در سرزمینهای ایران (بیش از یک میلیون نفر) تاثیر مهمی در زمینه روابط فرهنگی دوجانبه داشته است. به منظور تسهیل ورودی و خروجی شهروندان دو کشور که در حال حاضر از چهار نقطه ورودی- خروجی امکان‌پذیر است، سیستم ساده عبور به اجرا گذاشته است. روابط رو به گسترش سریع فرهنگی بین دو کشور در سالهای اخیر به ویژه در زمینه برگزاری برنامه‌ها از سوی هنرمندان و روشنفکران دو کشور، جشنواره‌های گوناگون، کنفرانسهای علمی، همایشها و روزهای فرهنگی، خود را نمایان می‌سازد. مرکز فرهنگی ایران در عشق‌آباد به صورت فشرده فرهنگ ایران را برای مردم ترکمنستان تبلیغ می‌کند، دوره‌های آموزش زبان فارسی را برنامه‌ریزی کرده و کتابهای مجانی در دانشگاهها توزیع می‌کند. علاوه بر این مدت زیادی است که در دانشگاه دولتی مختومقلی ترکمن و انستیتوی دولتی زبان‌های دنیای دولت محمد آزادی، زبان فارسی تدریس می‌شود. عده‌ای از دانشجویان ترکمن، در دانشگاهها و موسسه‌های آموزشی ایران یا در حال تحصیل بوده یا دوره آموزشی‌شان را ادامه می‌دهند. "شرکت فیلم ملی" وابسته به وزارت فرهنگی ترکمنستان با ایران ارتباط برقرار کرده و با اجرای برنامه‌های متفاوت و متنوع هنرمندان ایرانی و ترکمن را کنار هم می‌آورد. متخصصینی که در زمینه تاریخ دولت و فرهنگ در تمام ولایات (استانهای) ترکمنستان فعالیت دارند، در مورد بازسازی معماری بناهای تاریخی و تحولات اخیر مربوط به آن، معماران و هنرمندان ترکمنستان در مراکز آموزشی شیراز و اصفهان برگزار می‌شوند، تحت آموزش قرار می‌گیرند. جشن افتتاح مقبره‌ای که به عنوان یاد بودی از مختومقلی که در ترکمنستان بعنوان روشنفکر ملی شناخته شده است در 17 می 1997 در استان گلستان ایران، نقطه عطفی در روابط فرهنگی بین دو کشور شده است. افتتاح این مقبره، از سوی ترکمنها به عنوان "احساس همدلی مردم ایران قدردان واقعی ادبیات، نسبت به ادبیات ترکمن تلقی شده است. علاوه بر این، ایران و ترکمنستان که در شانزده سال اخیر روابط خود را تا این سطح توسعه داده‌اند، بیان کرده‌اند که خواستار تقویت و به اجرا در آوردن "جاده تاریخی ابریشم" می‌باشند که وحدت مردم آسیای مرکزی را مستحکم‌تر می‌کند. به منظور توسعه همکاری فرهنگی بین دو کشور "انجمن دوستی ترکمن- ایران" تاسیس شده و برای تقویت روابط بین مردم دو کشور قصد انتشار مجله و روزنامه را دارد. همچنین در ترکمنستان برنامه‌های "هفته فرهنگی ایران" ‌برگزار می‌شوند.

ارزیابی نهایی روابط ترکمنستان و ایران

اگرچه بین ترکمنستان و ایران روابط دوستانه‌ای برقرار است و با وجود عواملی که می‌توانند نقش مهمی در توسعه این روابط داشته باشند، و حتی از مرحله کنونی به مرحله پیشرفته‌تری بین این دو کشور منطقه برسانند ولی به دلیل وجود برخی عوامل محدودکننده به نقطه مطلوب دو طرف نرسیده است. عوامل محدودکننده در تامین نیازهای یکدیگر را می‌توان به این ترتیب طبقه‌بندی کرد:‌

محدودیتهای سیاسی:‌ ترکمنستان تلاش دارد از روسیه فاصله بگیرد و از طرف دیگر ایران به دلیل داشتن روابط استراتژیک با روسیه نمی‌تواند به جستجوی ترکمنستان مبنی بر ایجاد تعادل قدرت سیاسی در برابر روسیه پاسخ دهد. برای ترکمنستان قدرت متعادل کننده، ترکیه است که با غرب روابط استراتژیک دارد. ترکیه و آمریکا در راستای منافع خود به استقلال ترکمنستان اهمیت بیشتری می‌دهند. این کشورها خواستار باز بودن حوزه دریای خزر بر روی اقتصاد دنیا بدون کنترل روسیه و ایران هستند. ترکمنستان نسبت به کشورهای پیرامون خود قدرت چندانی ندارد و در برابر تهدیدی که ممکن است از سوی اطرافیان نزدیک خویش متوجه آن شود، به تنهایی قادر به دفاع از خود نیست. در اصل "بی‌طرفی فعال"‌ به معنای سیاست فراهم ساختن تضمین نظام بین‌المللی در برابر تهدیدهای احتمالی کشورهای همسایه است. ترکمنستان امکان ایجاد تعادل قدرت معین به تنهایی با ایران را ندارد. به دلیل اینکه ترکیه استقلال ترکمنستان را تهدید نمی‌کند توانسته شریک سیاسی آن کشور شود. از نظر ایران نیز ترکمنستان دارای ارزش موقعیتی که باعث برقراری روابطی مشابه با همکاریهای ایران- روسیه یا تاجیکستان باشد، نیست. ایران نیازی به منافع طبیعی ترکمنستان ندارد. اهمیت منابع ترکمنستان، در صورت انتقال از طریق ایران و کنار زدن و به شکست کشاندن سیاستهای یکجانبه گرایانه آمریکا می‌تواند امتیازات بزرگی در پی داشته باشد.

محدودیتهای اقتصادی: ایران به دلیل اینکه دارای اقتصاد خیلی بزرگتری است و کفه سنگین ترازو به حساب می‌آید، نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای محدود ترکمنستان باشد. مشابهت اقتصادی در سطح عقب‌ماندگی و داشتن زمینه‌های تخصصی عامل محدودکننده طبیعی در بازرگانی کالا است، حمایت فناوری و تامین اعتباری ایران نسبت به پیشنهادهایی که از سوی کشورهای پیشرفته غربی ارائه شده‌اند، در سطح قابل توجهی نیست. علاوه بر این، عامل مهم آمریکا را به عنوان محدودکننده ایرانی نیز باید در نظر گرفت.

محدودیتهای فرهنگی: به دلیل نزدیکی ترکمنستان و ترکیه در موارد زبان و فرهنگ و نژاد، ایران در موقیعت دوم قرار گرفته است. علاوه بر این، تفاوت مذهبی نیز مورد بحث است که روابط دینی با ایران را محدود کرده است. می‌توان به این محدودیتها، حاکم بودن نظام لائیک در ترکمنستان همانند ترکیه و تشابه مذهبی با ترکیه را که رقیب قدرت سیاسی ایران است افزود.

زمینه‌های همکاری:‌ برخلاف موارد مذکور، مسائل مشترکی که موجب همکاری دو کشور می‌شوند عبارتند از موقعیت جغرافیایی (ترانزیت) و رژیم حقوقی دریای خزر، مساله افغانستان و مواد مخدر است. تصاحب اکثریت منابع دریای خزر از سوی آذربایجان و قزاقستان و رد آن از طرف ایران و ترکمنستان،‌ در جهت اتخاذ سیاستهای مشترک، و هماهنگی مهمی بین این دو کشور به چشم می‌خورد. شرایط جغرافیایی نیز هم از لحاظ انتقال منابع طبیعی و هم از لحاظ راههای حمل و نقل و ارتباطات یک همکاری طبیعی را بر دو کشور تحمیل می‌کند. در واقع موقعیت جغرافیایی عنصری است که می‌تواند به اولویتهای هر دو کشور سوق دهد و روابط را به سطحی از فراتر از روابط عادی تبدیل کند. با وجود تمام محدودیتها، ادامه توسعه همکاری را می‌توان مدیون امتیازات موقعیت جغرافیایی دانست. در راستای این ارزیابیها می‌توان گفت که روابط دو کشور با وجود اینکه دارای قابلیتها و امکانات بالقوه زیادی در حال حاضر است، تحت تاثیر سیاست محدودکننده مهار آمریکا قرار گرفته است. اما، در همین اواخر آمریکا به نرم کردن سیاستهای خود علیه ایران تمایل نشان داده است و ایران نیز برای گفتگو با آمریکا، رفتار مشابهی داشته است. تحولات احتمالی در میان مدت، بین ایران و آمریکا می‌توان آغازگر دوره جدیدی در روابط ترکمنستان- ایران آنهم پس از دوره پس از نیازوف باشد. از طرف دیگر، اگر قضیه را از دیدگاه سیاست خارجی ترکیه مورد بررسی قرار دهیم؛ "ترکیه اگر ایران را به درستی تعریف نکند، خود را نیز نمی‌تواند دقیق تعریف کند" یا برعکس و به عبارت دیگر، "اگر ایران، ترکیه و ترکمنستان را نتواند درست تعریف کند، خود را نیز نمی‌تواند درست تعریف کند."

اظهارات مقامات بلندپایه دو کشور ترکمنستان و ایران، بیانگر این نکته بوده است که روابط دو کشور از اولین روزهای استقلال ترکمنستان تاکنون همواره مبتنی بر دوستی و حسن همجواری و احترام متقابل بوده است. انجام دیدارهای مقامات دو کشور در سطوح مختلف و امضای نزدیک به 200 موافقتنامه و قرارداد همکاری بین دولتهای دو کشور در سطوح مختلف نیز بیانگر وجود روابط مطلوب بین ترکمنستان و ایران در گذشته بوده است. واقعیت امر اینست که ترکمنستان و ایران از موقعیت بسیار مساعدی برای ارتقا و گسترش روابط خود به بالاترین سطح ممکن برخوردارند و همکاری میان دو کشور می‌تواند منافع و ملی و منطقه‌ای زیادی برای دو کشور در برداشته باشد. در یک نگاه کلی می‌توان گفت که ترکمنستان و ایران از وجوه مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، جغرافیایی و تجاری از قابلیتهای بالایی برای توسعه روابط و مناسبات برخوردارند. جمهوری اسلامی ایران نیز گسترش روابط کشورهای همسایه را بعنوان یکی از اولویتهای سیاست خارجی خود مد نظر دارد و ترکمنستان با توجه به برخوردار بودن از مزیتهای نسبی در مقایسه با دیگر کشورهای همسایه می‌تواند بعنوان الگویی برای توسعه روابط با دیگر کشورهای منطقه مطرح باشد.

منابع در روزنامه موجود است.