تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۳۰۸۲۲

امیر محبیان

"قدرت سیاسی از لوله تفنک خارج می‌شود." این سخنی است که مائو گفته است و پیش از انقلاب ورد زبان گروهای چریکی بویژه گروه‌های مائوئیست بود. آیا این سخن صحیح است؟ و آیا حداقل در همه احوال صحیح است؟ بر این باورم، قدرتی که از دهانه تفنگ بیرون آید چندان پایدار نیست و اگر هم عمری بیابد یا از سطح حاکمیت بر بدن‌های توده‌ها فراتر نمی‌رود یا عاملی غیر از سرنیزه دارد.

پژوهشگران علم سیاست مدتهاست از پدیده قدرت نرم به عنوان یک پدیده غیرقابل انکار سخن می‌گویند و راز ماندگاری حاکمیت‌های طولانی را در مفهوم و کارکرد قدرت نرم می‌جویند.

اما قدرت نرم چیست؟

تردیدی نیست که انسان‌ها برای ارضای نیازهایشان با دیگر تعامل اجتماعی دارند. در اصطلاح جامعه‌شناسی، جامعه به مجموعه‌ای از انسان‌ها که با هم تعامل اجتماعی پایدار دارند؛ گفته می‌شود. در درون جامعه به دلیل وجود علایق مختلف انسان‌ها و گروها، تضادهای اجتماعی وجود دارند اما با وجود تضاد تعادل و ثبات جامعه حفظ می‌گردد. در جامعه افراد نقش‌های گوناگونی را می‌پذیرد و به همان نسبت از مزایای اجتماعی مختلفی بهره‌مند می‌شوند.

یکی از روابطی که میان نیروهای اجتماعی اعم از افراد یا نهادهای اجتماعی پدید می‌آید؛ رابطه مبتنی بر قدرت است که حکومت بر مردمان نیز در این قالب تعریف می‌شود. در تعارف علما یکی از تقسیم‌های قدرت، تقسیم قدرت به نرم و سخت است. قدرت نرم را بعضی از محققان مترادف تعبیر گرامشی یعنی "هژمونی فرهنگی" می‌دانند که دارای حوزه معنایی نسبتا مشترکی هستند. در یک جمع‌بندی کلی از نظارت پژوهشگران "قدرت نرم" محصول و بر‌آیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی، قدرت تاثیرگذاری غیرمستقیم توام با رضا بر دیگران، اراده دیگران را تابع اراده خویش ساختن و مولفه‌هایی از این نوع می‌باشد. در برابر این مفهوم قدرت نظامی و تسلیحاتی و به عبارتی قدرت سخت و خشن را قرار می‌دهند. یکی از نکاتی که همواره از آغاز انقلاب اسلامی ذهن و اندیشه صاحبان نظر را به خود مشغول داشته است؛ چگونگی به کارگیری قدرت بر پایه انگاره‌های دینی است. گروهی بر این باورند که استحکام برخورد در سوابق انگاره‌های دینی است. گروهی بر این باورند که استحکام برخورد در سوابق تایخی حاکی از آن است که در دفاع از ارزشهای دینی در زمان حاکمیت دینی باید محتسب‌گونه با شدت  برخورد از بروز تزلزل در ارکان حکومت دینی و ارزش‌های آن در میان توده‌ها جلوگیری کرد و گروهی بر این باورند که ذات فرهنگی نظام‌های دینی دال بر آن است که برای عمق بخشیدن به هنجارها و ارزش‌های دینی در قلوب شهروندان لزوما باید از روش‌های فرهنگی و یا به عبارت بهتر از قدرت نرم در مقابل قدرت سخت دفاع کرد.

واقعیت آن است که این دو دیدگاه هم شانه هم در رویکردهای حکومت‌داری خود را مطرح کرده و به اقتضای شرایط یکی بر دیگری رجحان یافته است. شاید یکی از نقاطی که باید سیاستمداران و بویژه تئوری‌پردازان حکومت دینی در برابر آن موضع شفاف خود را آشکار نمایند همین نقطه کلیدی است که رفتار آنان را پس از پیروزی در رقابت‌های سیاسی روشن خواهد کرد.

در همین راستا اصولگرایان و بویژه علمای دینی نیز که دغدغه‌ها تئوری و عمل سیاسی دین در عرصه حکومت را دارند؛ نباید این پرسش کلیدی را ناگفته گذارند.