اثر: نوام چامسکی
گبسون اضافه کرد که آمریکاییها هیچ کاری در ممانعت از این امر انجام نمیدهند، گرچه وی اعتراف کرد که نیروهای هلندی و ایتالیایی نیز هیچگونه مساعدتی انجام ندادهاند. خسارات وارده به این اماکن، حتی غارت گسترده موزه ملی عراق، اندکی پس از ورود نیروهای آمریکایی را تحتالشعاع قرار داده است که در حین آن بین 15000تا 20000 قطعه از اشیای موزه شاید برای همیشه ناپدید شدند.
رامسفلد و ولفوویتز و دارودستهشان، حتی در مورد وارد آوردن خسارات غیرقابل جبران به حوزههای نفتی عراق نیز کاملا موفق بودهاند. برای حمایت از این تهاجم، از این حوزههای نفتی، بیش از حد ظرفیتشان، نفت پمپ میشود که ممکن است به کاهش همیشگی تولیدشان منجر شود.
بهیاد آورید وعدههای دلگرم کنندهای را که میگفت، آزادسازی عراق با دستههای گل مواجه خواهد شد و تولید فزاینده نفت، هزینه آن را تامین خواهد کرد. تهاجم به عراق، شاید بارزترین مثال از اولویت اندک خطر ترور برای برنامهریزان واشنگتن باشد که البته موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد. شاهد مدعا، تحمیل تحریمهای جدید علیه سوریه در چارچوب قانون، مسئولیتپذیری سوریه است که به اتفاق آرا در کنگره به تصویب رسید و در اواخر نوامبر 2003 با امضاء بوش به قانون تبدیل شد. به رغم اعتراف واشنگتن به این که دمشق در طول چند سال گذشته در اعمال تروریستی درگیر نشده است؛ ولی این کشور در فهرست رسمی کشورهای حامی تروریسم قرار دارد. ماهیت واقعی نگرانی واشنگتن در خصوص رابطه سوریه با ترور را میتوان از آنجا فهمید که کلینتون به سوریه پیشنهاد کرد، در صورتی که این کشور با شرایط صلح اسرائیلی ـ آمریکایی موافقت کند، این کشور را از فهرست کشورهای حامی ترور حذف خواهد کرد. زمانی که سوریه بر بازگشت مناطق اشغال شده از سوی اسرائیل اصرار کرد، وزارت خارجه کلینتون، نام این کشور را همچنان در فهرست تروریسم نگه داشت. با وجود این، سوریه اطلاعات پر اهمیتی در مورد القاعده و دیگر گروههای اسلامگرای تندرو، به واشنگتن ارائه کرد.
اجرای قانون مسئولیتپذیری سوریه، ایالات متحده را از یک منبع مهم اطلاعاتی در خصوص گروههای تندرو اسلامی، محروم کرد. با وجود این، ایالات متحده، به دست آوردن چنین اطلاعاتی را کم اهمیتتر از تاسیس رژیمی در سوریه میداند که تسلیم خواستههای آمریکا و اسرائیل باشد.
اگر قرار بر حذف سوریه از فهرست کشورهای حامی ترور بود، این کار باید در سال 1982 انجام میگرفت؛ زمانی که دولت ریگان، رژیم صدام را از این منظور خارج کرد تا بتواند همراه با انگلیس و دیگران، کمکهای زیادی به سوی این رژیم روانه کند. این عملکرد مجددا درسهایی در خصوص نحوه نگرش ایالات متحده به ترور و جنایات دولتی به ما میآموزد.