حسین شریعتمداری
وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در اجلاس اخیر این شورا در جده بار دیگر و البته اینبار با لحنی ملایمتر موضوع جزایر سه گانه ایرانی را در قطعنامه پایانی خود جای داده و آوردهاند؛
«وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خواستار حل مسالمتآمیز پرونده جزایر سهگانه از طریق مذاکره با ایران و بدون ارجاع این پرنده به دادگاه بینالمللی هستند»!
دو ماه قبل که وزرای خارجه، دفاع و امنیتی شورای همکاری خلیج فارس در قطعنامه پایانی اجلاس ریاض به عادت همیشگی ـ و به دستور آمریکا ـ علیه حاکمیت ایران بر سه جزیره تنببزرگ، کوچک و ابوموسی موضع گرفته بودند، نگارنده در یادداشت روز کیهان 18/4/86 با عنوان «آواز کوچهباغی» به دهها سند غیرقابل تردید و رسمی اشاره کرده بود که تمامی آنها ـ بدون استثناء ـ از حاکمیت بلامنازع و قطعی ایران بر جزایر سهگانه حکایت میکردند. در یادداشت مورد اشاره این سؤال مطرح شده بود که کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس عربستان، کویت، امارات، بحرین، قطر و عمان- با استناد به کدام سند، سابقه و یا حتی شاهد و قرینه از حاکمیت امارات بر جزایر سهگانه سخن میگویند؟! کشورهای یاد شده که عمر هیچکدام از آنها به 100سال نمیرسد به خوبی میدانند بسیار کوچکتر از آنند که اینگونه ادعاهای مسخره را بر زبان آورند و سوابق آنها نیز به وضوح نشان می دهد که هیچگاه بدون اجازه آمریکا و انگلیس آب نخوردهاند، بنابراین پرسش آن است که چرا عٍرض خود میبرند و صدالبته زحمت ما نیز نمیدارند؟ آیا این پرسش، بیرون از دایره وابستگی حکام دست نشانده و غیر مردمی کشورهای یاد شده پاسخی دارد؟!
نگارنده در یادداشت قبلی ـ 18/4/86 ـ با ارائه اسنادی به حاکمیت ایران بر «بحرین» اشاره کرده و آورده بود که «این بخش از خاک ایران در جریان یک زد و بند غیر قانونی میان شاه معدوم و دولتهای آمریکا و انگلیس از ایران جدا شده است و امروز، اصلیترین خواسته مردم بحرین بازگشت این استان جداشده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن یعنی ایران اسلامی است و بدیهی است که این حق مسلم ایران و مردم استان جدا شده آن نباید و نمیتواند نادیده گرفته شود.»
در پی یادداشت مزبور، مقامات کشورهای عربی و برخی از مقامات آمریکایی و اروپایی جنجال فراوانی به راه انداختند و چند مفتی درباری نیز فتوای قتل نگارنده را صادر کردند بیآن که از اسناد قطعی ارائه شده سخنی به میان آورند اسنادی که نشان میدهد بحرین بخشی از خاک ایران اسلامی است و...
اگر حاکمان کنونی بحرین در ادعای خود صادق هستند که مردم بحرین در پی الحاق این استان به ایران نیستند، چرا به همین منظور دست به رفراندوم نمیزنند؟! مخصوصاً آن که در جریان توطئه آمریکایی جداسازی بحرین از ایران، قرار بود با انجام یک رفراندوم نظر مردم بحرین گرفته شود ولی این اقدام صورت نپذیرفت بنابراین اگر بر فرض محال توطئه جدایی بحرین از ایران را نادیده بگیریم ـ که نمیتوان نادیده گرفت ـ ظاهرسازی قانونی این توطئه نیز ناقص است یعنی رفراندوم از مردم بحرین صورت نپذیرفته است.
و پیشنهادی نیز برای 5 کشور دیگر عضو شورای همکاری خلیج فارس در میان است و آن این که، اگر حاکمان این کشورها حکومت خود را دستنشانده نمیدانند و داعیه مردمی بودن دارند ـ که البته خندهدار است ـ برای اثباتنظر خویش با برپایی یک رفراندوم از مردم کشورهای تحت سلطه خود نظر خواهی کنند... و اگر جرأت ندارند ـ که ندارند ـ از بیهودهگویی درباره جزایر سهگانه ایران دست بردارند، اگرچه به نظر میرسد دست کشیدن آنها از تکرار طوطیوار آنچه آمریکا و اسرائیل به کام آنان نهادهاند، مصداق توبه گرگ است.