تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۳۱۱۳۸
جوانه‌هاى یک جنبش اجتماعى در انتخابات ترکیه

محمد نورى

گفتن و نوشتن از انتخابات ترکیه این روزها بس جذاب و شیرین است. هم براى ما ایرانى‌ها که نبض زندگى‌مان با سرنوشت همسایگان می‌زند و هم براى اروپایى‌ها و دیگر ملت‌ها که در این انتخابات نشانه‌هاى یک تصمیم بزرگ ملى را حس کرده‌اند و از پیش می‌دانستند که پشت صحنه این انتخابات یک نزاع جدى بر سر این که چه کسى صلاحیت اداره این سرزمین را دارد در گرفته است. بنابراین امروز کسى در این تردید ندارد که رأى‌گیرى ۲۲ جولاى یک رفراندوم بود.

در این همه‌پرسى، آحاد مردم ترکیه برابر یک سؤال روشن قرار گرفتند که آیا پس از یک دوره 5/4 ساله آن‌ها حاضر به قبول رهبرى حزب اسلام‌گراى عدالت و توسعه هستند یا نه؟ این سؤال را که سنگ‌بناى انتخابات یا رفراندوم ۲۲ جولاى را نهاد ژنرال‌ها و سران احزاب لائیک آوردند. یعنى کسانى که معتقد بودند اگر یک رئیس‌جمهور اسلامگرا بر رأس و ریاست یک جمهورى لائیک قرار گیرد بنیان و اساس میراث آتاتورک یا همان کمالیسم به خطر خواهد افتاد.

شاید اگر ژنرال بیوک آنیت و همفکران لائیک همچون «دنیز بایکال» ترکیه را به سمت انتخابات زودهنگام و یک شرایط اضطرارى نمی‌کشاندند پیروزى روز ۲۲ جولاى اردوغان این‌گونه شمایل یک جنبش را پیدا نمی‌کرد.

در هر حال، عقربه انتخابات در جهت خلاف میل ژنرال‌ها و لائیک‌ها چرخید و صندوق‌هاى ۲۲ جولاى در این کشاکش سیاسى ـ فلسفى دو جناح مدعى وظیفه‌اى متفاوت از همه صندوق‌هاى رأى به خود گرفتند. این همان چیزى بود که در شب انتخابات رسانه‌هایى چون نیوزویک تیتر اصلى خود را بدان آراستند: «رأى به هویت»

این جدال بر سر هویت با جوهر انگشتان ۴۷ میلیون شهروند ترک تفسیر شد. رأى ۲۲ جولاى هم تکلیف بحران هویت دو جریان لائیک و اسلامگرا را روشن کرد که در این چند ماه از درون محافل روشنفکرى به خیابان‌ها کشیده شده بود هم این که پاسخى راهگشا براى معماى دوگانگى در ساختار حاکمیت ارزانى کرد. این که طرفین این جدال چه مقدار به رأى مردم پایبند بمانند و آیا در عمل هم بساط این حاکمیت دوگانه و بحران هویت برچیده خواهد شد بحث دیگرى است اما آنچه از این انتخابات در دفتر مورخان ثبت شد این بود که مردم ترکیه در بزنگاه یک بن‌بست و دو راهى، با قضاوتى ملى راه و رسم زیست سیاسى خویش را روشن کردند.

انتخاباتى که با این خصوصیات برپا شود سزاوار مزین شدن به اسم و عنوان جنبش یا حرکت اجتماعى است. صندوق‌هاى این دست انتخابات‌ها به معناى واقعى انرژى و ظرفیت یک تحول را در دل نهان دارند و بسته به تدبیر برندگان انتخابات و نخبگان حاکم این موج انرژى حاصل از رأى توده می‌تواند خیلى از راه سخت توسعه و پیشرفت را هموار کند.

آراى ریخته شده به صندوق انتخابات ۲۲ جولاى ترکیه یک رأى ناب است که شباهتى به هیچ کدام از انتخابات سنتى تاریخ ۷۰ ساله احزاب این کشور ندارد. پیروزى تازه جناح اردوغان از آن جهت که بوى تغییر مسیر جامعه ترکیه را به مشام می‌آورد درخشان ترین توفیق سیاسى است.

خیل دوستداران اردوغان حزب عدالت و توسعه حق داشتند که شب دوشنبه سرزمین آناتولى را در غوغاى شادى خود غرق کنند و براى ساعت‌ها دوربین‌ها وآنتن رسانه‌هاى جهان را در تسخیر بگیرند. پرچم‌ها و پارچه نوشته‌هایى که در این جشن با آرم معروف حزب عدالت و توسعه «AK» بر دست‌ها بالا رفت و جوانانى که با تى‌شرت‌هاى منقش به عکس رهبر حزب خیابان‌هاى استانبول و دیگر شهرهاى ترکیه را رنگین کردند همه آن حالات و حرکات آن شب خاطره‌انگیز از واقعه‌اى ژرف خبر دادند.

هیچ چیز دیگرى به اندازه آن صندوق‌هاى سپید نمی‌توانست آسمان غبارگرفته ترکیه را شفاف سازد و پرده ضخیم تناقض و پریشانى را از چهره سیاست این کشور کنار بزند و چه دوراندیش بودند رهبران حزب عدالت و توسعه که در تصمیمی‌به موقع و توأم با اعتماد به نفس رقیب را در زمین رقابت انتخاباتى زمین گیر کردند.

اکنون که وقت تفسیر و تحلیل پیام‌ها و پیامدهاى این رویداد است، شاید رساترین کلام همانا تفسیرهاى خود رهبر حزب عدالت و توسعه و سکاندار این کارزار یعنى رجب طیب اردوغان باشد.

اردوغان درنخستین اظهار نظرش همان چیزى را به زبان آورد که دو ماه پیش آرزو کرده بود یعنى پیروزى خط دموکراسى و اصلاحات. رهبر حزب عدالت و توسعه خطاب به هزاران هوادارش که شادمان و شتابان از شهر‌هاى مختلف به کاروان جشن پیروزى در آنکارا پیوسته بودند گفت: «این انتخابات بیانگر پیروزى دموکراسى در ترکیه است و نشان می‌دهد که مردم ترکیه از اصلاحات مورد نظر دولت براى این منظور ـ دموکراتیزه کردن ـ حمایت می‌کنند.» اردوغان سپس در جایگاه فاتح میدان، به خاطرآورد که این پیروزى درنیم قرن مبارزه و رقابت حزبى ترکیه بى‌سابقه است: «در ۵۲ سال اخیر این بار نخست است که حزبى توانسته تعداد آراى خود را افزایش دهد.»

نطق پر احساس اما سنجیده اردوغان حاوى دو فراز مهم نیز بود فرازى خطاب به جناح رقیب که در آنجا او سعى کرد با تکیه بر آداب پیروزى و شکست، پیامی ‌از مدارا و الفت به جانب رقیبان بفرستد و گفت: دولت وى به همه مردم ترکیه خدمت خواهد کرد، بدون توجه به این که به حزب وى رأى داده‌اند یا خیر.

و پیامی ‌دیگر خطاب به اروپا و جهان غرب که در آن اردوغان کوشید به مخالفان دو آتشه ترکیه در پاریس و برلین و امثال سارکوزى پاسخ دهد و گفت این انتخابات راه ترکیه را براى گذشتن از دروازه اتحادیه اروپا هموار خواهد کرد.

واکنش و پاسخ اروپا و محافل غرب نیز جالب بود. اغلب آنها انتخابات ۲۲ جولاى را متفاوت از همه رقابت‌هاى مرسوم ارزیابى کردند. ارزش‌هاى این انتخابات در ترازوى جهان مدرن چیزى نبود که ناظران اروپایى از آن چشم پوشند. براى آنان نیز ۲۲ جولاى مبناى یک نگاه جدید به ترکیه است و نشانه‌هاى تولد یک جامعه جدید را همراه دارد. می‌توان انتظار داشت که تغییر نگاهى که حادثه ۲۲ جولاى آن را کلید زده است فقط به سیاستمداران و یا طایفه تجارت و سرمایه محدود نماند و پس از این قاطبه گردشگران و سیاحان با قطب‌نماى انتخابات در آفاق اقتصاد وسیاست ترکیه غور کنند.

یک برهه کاملاً استثنایى

در تحلیل این انتخابات باید گوش به سخن کسانى سپرد که نکته‌هایى ناگفته از کشمکشى دارند که این رویداد ۲۲ جولاى در زهدان آن شکل گرفت. همه اسباب و لوازم این انتخابات بحرانى سه ماهه فراهم شد. درست است که جدال هویتى دو جبهه لائیک و اسلامگرا سابقه و سرگذشتى طولانى دارد اما در آستانه این انتخابات است که به نقطه تعیین‌کننده و فیصله بخش می‌رسد. جامعه ترکیه از ۲۴ آوریل ۲۰۰۷ تا ۲۲ جولاى یک برهه استثنایى و رازآلود را از سر گذراند. از شامگاه روزى که سران لائیک و ژنرال‌ها قصد خود را در مخالفت با رهبرى نماد و نماینده اسلامگرایان یعنى اردوغان علنى کردند، ترکیه وارد یک شرایط خطیر و حساس شد و اردوغان و همکارانش با انتخابى سخت ودشوار روبرو شدند انتخابى که در واقع مسیر جامعه را رقم می‌زد. ایستادن مقابل کاندیداتورى عبدالله گل براى ریاست‌جمهورى در آن شب پر اضطراب نمایش عمق نابردبارى سیستم لائیک نسبت به اسلامگرایانى بود که حدود پنج سال دوران حکومت خود را به مدارا با رقیبان دیرین سپرى کرده بودند. نکته جالب این بود که اردوغان و دوستانش حتى تا آخرین دقایق این مبارزه اندیشه مصالحه و توافق را تعقیب کردند تا حدى که خود نخست‌وزیر اسلامگرایان قید منصب ریاست‌جمهورى را کنار نهاد و به امید تفاهم با افسران نگران ارتش، وزیر خارجه اش که آراسته به شهرت میانه‌روى و برخوردار از دوستى و اعتماد نزد محافل اروپایى بود به صحنه آورد. اما دیپلمات خونسرد اسلامگرایان با همان واکنشى روبروشد که پیش از آن اردوغان را در مسیر ورود به انتخابات ریاست‌جمهورى متوقف کرده بود. کنار رفتن عبدالله گل نشانه آن بود که راه دیپلماسى و شیوه گفت‌وگو در گشودن گره اختلاف دو جریان به آخر رسیده است.

از این تاریخ ترکیه در احاطه یک جدال تاریخى و کاملاً نمادین قرار می‌گیرد، جدالى بر سر حق حکومت کردن. حزب عدالت وتوسعه که یک بار با رأى آزادانه مردم در انتخابات ۲۰۰۲ نیمی‌از حکومت (نهاد دولت و مجلس) را دردست گرفت در این برهه صلاحیت اش براى حکم راندن از ناحیه کسانى که خود را نگهبانان میراث جمهورى لائیک می‌خوانند زیر سؤال رفت. در مرکز این جدال ارتش به عنوان رکن قدرت این کشور با همه شاخه‌هاى حزبى و حکومتى لائیک‌ها قرار گرفت رشته هدایت این نزاع در دست دو چهره سیاسى نظامی ‌بود که هر دوى آنها در منطق سیاست این کشور نمادهاى جمهورى لائیک شناخته می‌شوند. ژنرال یاشار بیوک آنیت رئیس جدید ستاد ارتش ترکیه، که از بدو روى کارآمدن خود در اکتبر ۲۰۰۶ مخالفت خود را با قدرت‌گیرى اسلامگرایان آشکار کرده بود کسى که حتى در نخستین سخنرانى خود درهمان روزها رشد اسلامگرایى را تهدیدى براى بنیان‌هاى سکولار این کشور خوانده بود. بیوک آنیت در آستانه انتخابات خرداد ماه با انتشار بیانیه‌اى مهم تصمیم ارتش را در مخالفت با ورود رهبران عدالت و توسعه به میدان رقابت انتخاباتى آشکار کرد، بیانیه‌اى که از هر نظر یادآور رویارویى تاریخى نظامیان با سیاسیون در دهه‌هاى گذشته بود. دومین مخالفت از سوى عالى‌ترین مقام سیاسى لائیک‌ها یعنى احمد نجدت سزر آغاز شد، فردى که به دلیل تکیه زدن بر کرسى حساس رئیس‌جمهورى ترکیه نماد و نگهبان میراث لائیسم به حساب می‌آید. او در مواجهه با اردوغان گامی‌فراتر از ارتش نهاد و از مجموعه‌اى از نهادهاى تحت امر خود که شامل فهرست بلند رؤساى دانشگاه‌ها، سران نظامی ‌و انتظامى، اعضاى شوراى امنیت و مسئولان عالى قضایى بودند را براى سد کردن راه نامزدى اردوغان در انتخابات به صحنه آورد.

به این صورت اردوغان و اسلامگرایان در آزمونى گرفتار شدند که به ظاهر دو انتخاب بیشتر در بر نداشت یا رویارویى و ایستادن مقابل اراده حریفى که بر ابزار قهر و خشونت متکى بود یا خروج از حاکمیت. اما در تصمیمی‌ مهم اردوغان حریف خشمگین خویش را به سوى انتخاب راه سوم سوق داد که همانا انتخابات زودهنگام بود. رجوع دوباره به رأى مردم اگرچه براى رهبر عدالت و توسعه یک ریسک سیاسى بود اما از خطرات وعواقب این راه نهراسید.

بنابراین ۹۰ روز گذشته براى اردوغان و اسلامگرایان امتحان بزرگ مدیریت بحران بود. آنها در انتخابى سخت باید توان خویش را در عبور دادن کشتى لرزان حکومت و مردم از تلاطم یک بحران به اثبات می‌رساندند. این نکته شایان دقت است که بخشى از ارزش‌هاى انتخابات مرهون تصمیم‌هاى خطیرى است که رهبرى حزب حکومت و جامعه را از غلتیدن به دام رویارویى‌هاى خسارت بار بازداشت. روزهاى ماه مه و ژوئن را ترکیه در فضایى پر آشوب به سر کرد، لائیک‌ها تدارک مواجهه خیابانى را دیدند در چند دور پیاپى در چند شهر مهم این کشور بویژه استانبول و ازمیر و مانیسا ده‌ها هزار نفر علیه حزب حاکم عدالت و توسعه و براى کناره‌گیرى اردوغان به خیابان‌ها آمدند.